هدف پژوهش: اختلافات دولت ایران و عثمانی بر سر تصاحب خزائن عتبات عالیات در دورة احمدشاه قاجار و اقدامات دولت ایران برای مقابله با آن بررسی شده است.
روش/ رویکرد پ ژوهش: از اسناد آرشیوی با منابع کتابخانه ای در این پژوهش استفاده شده است.
یافته ها: دولت ایران به عنوان دولت شیعه، با توسل به دیپلماسی و جلب پشتیبانی علمای شیعة عراق موفق شد تلاش دولت عثمانی برای تصاحب خزائن را خنثی کند..
یکی از متمایزترین چهره های اسماعیلیه، در دوران نزاری به جهانیان معرفی گردید؛ دورانی که رهبران از درون دژهای دست نیافتنی و بر فراز کوه های ایران جوامع خود را هدایت می کردند؛ دورانی که دکترین (آموزه ی) جنجالی قیامت را عرضه کرد و دورانی که اطلاعات اندکی از آن باقی ماند. مغولان، دژهای آنان را ویران کردند، امام اسماعیلی و بسیاری از افراد خاندانش را کشتند، پیروان او را قتل عام نمودند؛ اما کتابخانه های شان به دست دشمنان داخلی در آتش سوزانده شد. در نبود منابع درونی، روایت های جسته گریخته، یک سویه و گاه دشمنانه ی بیرونیان باقی ماند، و بدین گونه، تاریخ این دوران بر اساس همین منابع نوشته شد.
اینک متنی نویافته از دست نوشته های درون دژهای نزاری برای نخستین بار در این جا ارائه می شود، تا بر تاریخ و عقاید نزاریه ی ایران در واپسین دهه های حیات آن، و به ویژه بر روابط ایشان با ملوک نیمروز، روشنی افکند. این متن، پس از معرفی کامل، به شیوه ی تک نسخه، تصحیح و همراه یک مقدمه و روشنگری ها و افزودگی ها، در این جا ارائه می شود. در این جا کوشش شده است تا با استفاده از نقد درونی و بیرونی، آگاهی های به دست آمده از متن، با منابع دیگر سنجیده شود. نتیجه ی کار، علاوه بر به دست دادن اطلاعات جدیدی درباره ی اسماعیلیان ایران در این دوران، روشن کردن این نکته نیز هست که ظاهراً نویسنده ی این متن و کتاب روضه تسلیم، منسوب به خواجه نصیرالدین طوسی، یکی است و او هم گویا از اهالی قومس و دامغان، و یا شمیران، باشد.
طریقت قادریه از نخستین سلسله های منظم صوفیانه در جهان اسلام و منتسب به شیخ عبدالقادر گیلانی (470 561 ق./1077 1166م) است که در فاصله سده هشتم تا دوازدهم هجری در جغرافیای پهناوری از سودان تا میان مسلمانان چین، از هند تا دورترین سرحدات اروپایی دولت عثمانی پراکنده شد. منشأ نخستین این طریقت عراق و شهر تاریخی «هزار و یک» فرقه بغداد عصر شکوه سلجوقی عباسی بود. از مکتب جنید انشعاب یافت و پیروان آن ابتدا بیشتر بر مذهب حنبلی بودند؛ اما بعد مخصوصاً در مصر و کردستان به پیروان شافعی آن هم افزوده شد. پرسش اساسی ای که این مقاله حول محور آن سامان یافته، این است که چرا طریقت قادریه در ایران دفع و در عثمانی جذب شد؟ این طریقت صوفیانه حداقل از دو جهت برای دولت های ایرانی، صفوی و افشاری مهم بود. ابتدا به واسطه رویکرد ضدشیعی که این طریقت داشت و در مرتبه بعد به جهت حضور پررنگ و مؤثر قادریه در جغرافیای مورد منازعه دولت های ایران و عثمانی یعنی عراق امروزی و مناطق کردنشین. طریقت قادریه همواره در جنگ های ایران و عثمانی جانب دومی را داشت و دولت آن را به قیامت و پایان جهان خاکی متصل می کرد. بالطبع، سیاست دولت ایران نسبت به آن دفعی بود، بر خلاف عثمانی که سیاستی جذبی برای این طریقت داشت. حاصل این سیاست دفع و جذب، متوقف ماندن طریقت قادریه در ایران و گسترش آن در قلمرو دولت عثمانی بود.
تأسیس رشتة تاریخ در نظام دانشگاهی ایران اگرچه هم چون الگوی اروپایی اش، از حیث دست یابی به اطلاعات و داده های تاریخی مشکل نداشت، برخلاف آن از همان ابتدا با مسائل متعددی در عرصة نظری و اصول و قواعد عملی مبتنی بر آن، در تاریخ پژوهی و تولید دانش تاریخ، روبه رو شد. عبدالحسین زرین کوب با درک این مسئله و طرح سؤال از فایده و کارکرد تاریخ، بر آن شد تا با دادن پاسخ های نظری مناسب و تحکیم اساس نظری و فکری آن و مطرح کردن روش مناسب در پژوهش تاریخی، جایگاهی رفیع برای تاریخ و تاریخ پژوهی فراهم سازد. یافته های این تحقیق بر اساس روش تحلیل گفتار نشان می دهد که پرسش های فلسفی زرین کوب دربارة تاریخ، نه تنها پاسخ های درخور و مناسب نیافتند، بلکه اصول و قواعد عملی منتج از آن ها نیز در تاریخ پژوهی وی حضور اصیل و شایسته ای نداشتند و درنتیجه در تاریخ پژوهی وی شکافی عمیق میان نظر و عمل پدیدار شد.