فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۵۶۱ تا ۲٬۵۸۰ مورد از کل ۶٬۸۲۷ مورد.
منبع:
زن و جامعه سال نهم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲ (پیاپی ۳۴)
18-Jan
حوزههای تخصصی:
بانوان سرپرست خانواده به دلیل تغییر نقش با فشارهای زیادی مواجه می شوند که این فشارها بر کارکرد اجتماعی و اقتصادی آنها نیز تأثیر می گذارد و کیفیت زندگی آنها را کاهش می دهد. تحقیق حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت های تنظیم هیجانی بر راهبردهای تنظیم هیجانی و کیفیت زندگی بانوان سرپرست خانواده انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش، کلیه بانوان سرپرست خانوار زیر 50 سال که دارای حداقل سواد سیکل و عضو بنیاد شهید شهرستان بجنورد می باشند را تشکیل دادند. از میان جامعه تقریباً 350 نفری، به طور تصادفی ساده نمونه ای به حجم 30 نفر انتخاب و در دو گروه کنترل و آزمایش جایگزین شدند. پس از انتخاب تصادفی گروه های آزمایش و کنترل، آموزش تنظیم هیجان بر روی گروه آزمایشی به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای اجرا گردید. شرکت کنندگان پرسشنامه های تنظیم هیجانی و کیفیت زندگی را در پیش آزمون و پس آزمون تکمیل کردند. داده های به دست آمده با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که آموزش مهارت های تنظیم هیجان، سلامت روان بانوان گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل را افزایش داده است. همچنین آموزش این مهارت ها توانسته است استفاده از راهبردهای مثبت را افزایش و استفاده از راهبردهای منفی در این بانوان را کاهش دهد. آموزش مهارت تنظیم هیجان می تواند توانایی افراد را در موقعیت های هیجانی افزایش داده و منجر به افزایش عملکرد کیفیت زندگی شود.
بررسی مفهوم «نقش جنسیتی» در دیدگاه آمنه ودود با رویکرد اجتهادی-کلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال بیست و یکم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۸۲
77 - 100
حوزههای تخصصی:
آمنه ودود[1] یکی از نظریه پردازان فمینیسم اسلامی است که طرفدار بازخوانی متون مقدس درباره ی زنان است و با رویکرد هرمنوتیکی و فمینیستی قرآن را تفسیر کرده است. یکی از مفاهیمی که ودود به آن توجه داشته، مفهوم «نقش جنسیتی» است. تفسیر ودود از این مفهوم در دو اثر او نخست در سال 1999 در کتاب قرآن و زن؛ بازخوانی متن مقدس از منظر یک زن و سپس در سال 2015 در مقاله ای در کتاب Men in Charge بیان شده است. ودود در تفسیر اولیه ی خود، مفهوم نقش جنسیتی را ذیل آیه ی 34 سوره ی نساء بررسی می کند. او تأکید می کند که هیچ نقش تعریف شده و دائمی در قرآن برای زنان و مردان بیان نشده است. از سوی دیگر، نظام سلسله مراتبی شیطانی قوامیت را تعریف می کند که مخل ارتباط مستقیم خدا و زن است. تفسیر ودود را می توان مطابق رویکرد تفسیری اجتهادی- کلامی نقد و بررسی کرد. طبق رویکرد منتقدین، قوامیت منطبق بر تفاوت های طبیعی زن و مرد است و منظور از آن ارزش گذاری ذاتی مرد نسبت به زن نیست. <br clear="all" /> [1]. Amina Wadud
مطالعه مقایسه ای تصویر زن از دیدگاه هندسی در دیوارنگاره های کاخ ها و خانه های اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۰ بهار ۱۳۹۷ شماره ۱
29 - 46
حوزههای تخصصی:
یکی از نقوش پرکاربرد در دیوارنگاره کاخ ها و خانه ها نقوش زنان است. این نقوش به صورت های گوناگونی تصویرسازی شده است. دیوارنگاری در ایران قدمتی دیرینه دارد. دوره صفویه زمان توسعه و تحول نگاره در زمینه اشکال و مفاهیم به کار برده در آن است. از نمونه های آن می توان به بناهایی در اصفهان در کاخ ها همچون عالی قاپو و چهلستون اشاره کرد. در خانه های ارامنه اصفهان نقاشی های دیواری وجود دارند که در آن ها نقوش زن بسیار دیده می شوند. هدف این مقاله شناخت و مطالعه دقیق دیوارنگاره های دارای نقوش زنان در بناهای تاریخی است. پژوهش گران دیگر در این گستره به جنبه های مختلفی همچون فناوری ساخت، نحوه اجرای این نقاشی ها و مطالعه مفهومی نقوش زن در دیوارنگاره ها پرداخته اند و هریک به شکلی مجزا این موارد را تحلیل و بررسی کرده اند. این مقاله با شیوه مطالعه مقایسه ای به تحلیل ویژگی های مشترک و متفاوت دیوارنگاره ها پرداخته و با نگاه ویژه به ویژگی های هندسی، نگاره های کاخ ها را با خانه ها مقایسه کرده است. با بررسی های انجام شده آشکار شد زنان نیمی از تابلوهای چهره نگاره را پر کرده اند و اشکال مشخصی همچون مربع و مستطیل پرکاربردترین قاب های استفاده شده اند. این قاب ها از شکل معماری تأثیر پذیرفته اند و چینش آن ها در خانه ها در فضای دید میهمان و در کاخ ها در کلیه فضاهای مجوف است. این مقاله برای نخستین بار به ساختار مقایسه ای تصویر زن از دیدگاه هندسی و شباهت ها و تفاوت های این نقوش در کاخ ها و خانه های اصفهان می پردازد و سعی بر آن دارد با مطالعات کتابخانه ای و برداشت های میدانی و با کمک مدل سازی ترسیمی، به تحلیل مقایسه ای داده ها بپردازد.
تحلیل مشروعیت شرط عدم طلاق با نگاه به مقاصد شریعت در حوزه خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال نهم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲ (پیاپی ۳۴)
191 - 210
حوزههای تخصصی:
شرط عدم طلاق در عقد نکاح، می تواند از وقوع بسیاری از طلاق ها جلوگیری نماید؛ به این معنا که زوج، ضمن عقد نکاح، متعهد گردد جز در موارد خاص، همسر خویش را طلاق ندهد. فقها، پیرامون مشروعیت شرط مذکور، نظرات متفاوتی ارائه نموده اند لیکن موضوع این مقاله تحلیل اعتبار شرط عدم طلاق با توجه به مقاصد شریعت می باشد. توجه به مقاصد شریعت در آراء فقهای امامیه جایگاه مهمی دارد و فقهای مقصدگرا ضمن اشاره به امکان کشف مقاصد شریعت، مقاصد مختلفی برای جعل نکاح ذکر کرده اند. این مقاله با توجه به مقاصد شریعت در نکاح، با شیوه توصیفی تحلیلی به بررسی مشروعیت شرط عدم طلاق پرداخته و شرط عدم طلاق را با لحاظ شرایطی، موافق مقصد شارع در حوزه خانواده می داند.
تأثیر اینترنت بر هویت اجتماعی - فرهنگی زنان
حوزههای تخصصی:
در دنیای امروز، اینترنت، از پیشرفتهترین رسانهها بوده و استفاده بسیاری دارد. زنان، از جمله کاربران فعال اینترنت هستند که استفاده از آن، تأثیرات مثبت و منفی بر هویت اجتماعی و فرهنگی آنها دارد. این پژوهش، تأثیرات مثبت و منفی اینترنت بر هویت اجتماعی و فرهنگی زنان را به صورت کلی و جزئی بررسی کرده و راهکارها و پیشنهادهایی نیز برای پیشگیری از آسیبها و تهدیدها مطرح میکند.
بررسی ارتباط «معرفت و جنسیت» در معرفت شناسی فمینیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معرفت شناسی فمینیستی حاصل واکاوی دخالت عنصر«جنسیت» در فرایند معرفت است. آموزه های حاکم بر جریانات ساختارگرایی، پساساختارگرایی و پست مدرنیسم، بسترساز و الهام بخش فمینیست ها در تنسیق اصول معرفت شناسی فمینیستی است. این نوشتار، پس از پاسخ گویی به این سؤال که در معرفت شناسی فمینیستی، جنسیت چه تأثیری در معرفت دارد، به بررسی و نقد نظریات معرفت شناختی فمینیستی با تکیه بر مبانی معرفت شناختی فلسفه اسلامی پرداخته است. رویکرد سلبی و انتقادی، و رویکرد ایجابی و اثباتی، دو رویکرد موجود در معرفت شناسی فمینیستی است. در رویکرد سلبی، فمینیست ها قائل به تأثیر نگاه و منافع مردانه در علوم کنونی و مردانگی دانش و لزوم تولید علم زنانه شدند و در بخش ایجابی معرفت شناختی فمینیستی، اصول معرفت شناختی حاکم بر علم زنانه توسط فمینیست ها تبیین شد. پژوهش حاضر پس از بیان این دو رویکرد، به شیوه توصیفی، مشکلات علم فمینیستی و گرفتاری معرفت شناسی فمینیستی در باتلاق نسبیت گرایی را بیان نمود. سپس نسبیت گرایی که مبنای معرفت شناسی فمینیستی است بارویکرد فلسفه اسلامی نقد شد. وجود بدیهیات و بداهت شناخت آنها، نفی مادیت علم و اثبات تجرد آن، شالوده نسبیت گرایی را در هم می شکند، در نتیجه تأثیر فاعل شناسا در فرایند معرفت، نه به عنوان سازنده معرفت بلکه به عنوان دریچه ای متمایز به حقیقت که مکمل افق های دیگر معرفتی است، بیانگر نقش جنسیت در معرفت است. طبق این تحلیل، هرچند جنسیت می تواند افق های جدیدی را فراروی علم بگشاید، این افق ها متناقض و مقابل هم نخواهند بود. این نتیجه به معنای خط بطلانی بر ادعا و آرمان معرفت شناختی فمینیستی مبنی بر مردانگی دانش و تدوین علم زنانه خواهد بود.
سازوکارهای واکنشی شورای امنیت به تجاوز جنسی در روند درگیری های مسلحانه (با تأکید بر قطعنامه های 1325 و 1820 شورای امنیت)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال بیست و یکم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۸۲
117 - 133
حوزههای تخصصی:
در جریان درگیری های نظامی در دو دهه ی اخیر (2010 - 1990) -به خصوص جنگ های داخلی- موارد متعددی از خشونت علیه غیرنظامیان -به ویژه تجاوز جنسی- از سوی نیروهای درگیر گزارش شده است. مشکلات اجتماعی ناشی از تجاوزات تا سال ها پس از خاتمه ی جنگ ادامه داشته است. نهادهای حقوق بشر خشونت های جنسی بسیاری علیه زنان در افغانستان، بوسنی و هرزگوین، چاد، ساحل عاج، جمهوری دموکراتیک کنگو و اوگاندا گزارش داده اند. در سال 1971، ارتش پاکستان به زنان بنگلادشی و سربازان آمریکایی و ارتش ویتنام جنوبی به زنان ویتنامی تجاوز کردند. در طول تاریخ، استفاده از حربه ی «تجاوز جنسی» یکی از تاکتیک های روانی جنگی بوده است؛ در جنگ جهانی دوم، حدود یکصد هزار زن که «زنان آرامش بخش» نامیده می شدند، ازلحاظ جنسی در خدمت سربازان ژاپنی قرار داشتند. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با هدفی کاربردی عملکرد شورای امنیت پیرامون تجاوز جنسی در درگیری های مسلحانه را بررسی و تلاش می کند با بررسی سیر مفهوم امنیت، به این فرضیه دست یابد که حاکمیت نیم قرن گفتمان امنیت دولت محور و رئالیستی موجب غفلت نهادهای بین المللی مرتبط با مفهوم امنیت به ویژه شورای امنیت سازمان ملل متحد به مقوله ی تجاوز جنسی در درگیری های مسلحانه شده است. در پایان نیز به اجمال راهکارهایی برای بهبود عملکرد این نهاد امنیتی و بین المللی پیشنهاد می دهد.
«عشق خریدنی»: بازتاب نقش و هویت همسری در مصرف تظاهری مدیریت بدن زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه انتخاب های مصرفی برای مدیریت بدن بویژه در بین زنان ، دلالت های نمادین متنوعی یافته وعرصه ای برای ابراز هویت و معناسازی اجتماعی گردیده است. هم دربافت های کلان شهری که رکن آن گمنامی و روابط زودگذر است، «بدن» از مهم ترین حامل های هویت است، و هم در بافت های اجتماعی که در آنها پیوندها و انتساب های خانوادگی اهمیت ویژه دارند. چنانکه در جامعه ایران بخش مهمی از مصارف تظاهری در چارچوب مناسبات خانوادگی و خویشاوندی ظهور پیدا می کند. هدف پژوهش حاضر این است که نشان دهد زنان متأهل ایرانی ساکن یک کلان شهر، در مواجهه با نقش و هویت همسری خود، از خلال مصارف تظاهری مدیریت بدن چه چیز را تجربه ی می کنند، و چه معانی ای را بر می سازند و مبادله می کنند. پژوهش با رویکرد کیفی انجام شده که طی آن ۳۸ مصاحبه عمیق با زنان ساکن مشهد در سال های ۹۴ و ۹۵ صورت گرفته است. متن مکتوب مصاحبه ها به روش تحلیل تماتیک تحلیل شده است. در نهایت سه معنای اساسی در مصرف تظاهری زنان در نقش همسری حاصل شده است: تسری منزلت ، کالانَمایی عشق، خود ابرازی مناسکی. به مدد مصرف تظاهری، منزلت بین زنان و همسران و حتی خانواده همسران شان و نیز سایر خویشاوندان تسری می یابد. مصرف تظاهری همچنین محمل نمایش مطلوبیت و محبوبیت زن در نقش خانوادگی خود است. مناسک و روابط ازدواجی نیز فرصتی مهم است که زنان همزمان خودابرازی و الزام را در قالب مصرف تظاهری در چارچوب امکان های آن تجربه می کنند. یافته های این پژوهش دلالت های تازه ای درباره ی تعامل بستر اقتصادی-اجتماعی ایرانی معاصر و معانی رفتارهای مصرفی
از «عشق واقعی» به «دوست داشتن منطقی»: یک مطالعه ی پدیدارشناسانه ( تجربة زیستة کنشگران متأهل شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خانواده بنیان هر جامعه است و روابط عاشقانه ی زوجین آن را مستحکم تر می کند. بر این اساس این مقاله با راهبری اصول روش پدیدارشناسیِ توصیفی، درصدد توصیف تجربه ی زیست شده ی عشق در سال های ابتدایی ازدواج از منظر خود کنشگران است. داده ها، با نمونه گیری هدفمند از میان افراد متأهل ساکن شهر اصفهان که از ازدواج آن ها کم تر از هفت سال گذشته، و سپس مصاحبه های عمیق با آن ها جمع آوری گردید. نتایج حاصل از تحلیل پدیدارشناسی چندسطحی در این پژوهش نشان داد که تجربه ی عشق ازدواجی از منظر کنشگران مشتمل بر پدیده های زمان مند و غیرزمان مند است. پدیده های زمان مند تحت عنوان «عشق تغییرپذیر» به تغییر شکل عشق در طول زمان از «عشق واقعی» در ابتدای ازدواج به «دوست داشتن منطقی» با شروع زندگی مشترک اشاره دارد. رابطه جنسی نیز به عنوان بخشی از تجربه ی «عشق تغییرپذیر» از طریق دو الگوی «عدم پذیرش-پذیرش» و «پذیرش-پذیرش» برساخته می شود. پدیده های غیرزمان مند، یعنی تجارب عاشقانه ای که به زمان خاصی تعلق ندارد، به تجارب «عشق مردم پسند»، «خاطرات»، «یکی شدن» و «تایید همسر» اشاره دارد.
بررسی اثربخشی درمان فراتشخیصی مبتنی بر تنظیم هیجان با طراحی مذهبی- معنوی بر کاهش علائم و بهبود عملکرد عمومی زنان مبتلا به اختلال های اضطرابی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان فراتشخیصی مبتنی بر تنظیم هیجان با طراحی مذهبی- معنوی بر کاهش علائم و بهبود عملکرد عمومی زنان مبتلا به اختلال های اضطرابی بود. برای انجام پژوهش از طرح تک آزمودنی از نوع خط پایه چندگانه با دوره پیگیری استفاده شد. بدین منظور سه زن مبتلا به اختلال های اضطرابی از طریق مصاحبه بالینی ساختاریافته براساس معیارهای تشخیصی DSM-5 برای اختلال های اضطرابی و به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ارزیابی ها با استفاده از مقیاس های اضطراب بک و سازگاری شغلی و اجتماعی در مرحله خط پایه، جلسات مداخله و پیگیری یک ماهه و سه ماهه صورت گرفت. مداخله در دوازده جلسه هفتگی و به صورت انفرادی انجام شد. داده ها با استفاده از روش ترسیم دیداری، شاخص تغییر پایا، درصد بهبودی و اندازه اثر تحلیل شد. نتایج نشان دهنده روند کاهشی هر سه مراجع در علائم اضطراب و بهبودی قابل ملاحظه ای در عملکرد عمومی بود؛ این نتایج در پیگیری یک ماهه و سه ماهه نیز حفظ شد. اندازه اثر درمان و درصد بهبودی کلی درمان نیز به لحاظ آماری معنادار محاسبه شد. براساس نتایج، درمان فراتشخیصی مبتنی بر تنظیم هیجان با طراحی مذهبی- معنوی یک مداخله فراتشخیصی مؤثر در کاهش علائم و بهبود عملکرد عمومی زنان مبتلا به اختلال های اضطرابی است.
خانواده محوری در قوانین اشتغال؛ فرصت ها و موانع(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اسلامی زنان و خانواده سال ششم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۱۲
101 - 127
حوزههای تخصصی:
حفظ بنیان خانواده یکی از مهم ترین دغدغه های جوامع امروزی است و همواره ابعاد متعدد حمایت از تشکیل و تحکیم خانواده در بخش های مختلف قدرت اعم از تقنین، اجرا و قضا مورد توجه قرار گرفته است.از مهمترین این ابعاد که می تواند نقش اساسی در حمایت از خانواده داشته باشد، اشتغال است که باید در وضع قوانین و سیاست های مربوط به اشتغال، وضعیت و جایگاه خانواده، تقویت بنیان خانواده، خانواده محوری در عرصه نظام حقوقی و سیاستگذاری اشتغال کشورها تمهیداتی اندیشیده شود. پژهش حاضر با هدف بررسی جایگاه خانواده در قوانین مربوط به اشتغال به شیوه توصیفی- تحلیلی انجام شد. نتایج نشان داد که در حال حاضر بسیاری از دولت ها در سیاستگذاری خود در حوزه اشتغال، اهمیت ایجاد ترتیبات خانواده محور را که در دسترس همه کارکنان باشد، مورد شناسایی قرار داده اند. همچنین در نظام جمهوری اسلامی ایران که به تأسی از شرع، اهمیت زیادی برای خانواده و توالد قائل شده است، سیاستگذاری حقوقی اشتغال با رویکرد حمایت از خانواده مورد توجه است، گرچه تحقق این سیاست ها در عمل با موانع اجرایی و حقوقی بسیاری روبرو است.
فراترکیب مطالعات تجرد در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دهه های اخیر به دلیل تحولاتی مانند صنعتی شدن و گسترش شهرنشینی و.... تغییرات بسیاری در حوزه فرهنگی-اجتماعی زندگی انسان رخ داده است. ساختار خانواده و الگوی ازدواج تحت تاثیر این تغییرات قرار گرفته و دچار تحولات زیادی شده اند. جوامع امروزی دگرگونی زیادی را در سن ازدواج شاهد بودند. در کشور ما نیز تاخیر در ازدواج و تشدید تجرد در سالیان اخیر روندی فزاینده داشته است. هدف از پژوهش حاضر شناسایی مولفه های تجرد براساس پژوهش های انجام شده در این زمینه و با استفاده از روش فراترکیب است. بدین منظور مطالعات کیفی صورت گرفته در حوزه تجرد مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از فراترکیب مطالعات تجرد، در 6 مقوله اصلی طبقه بندی شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که در مسئله تجرد مقولات اقتصادی، ساختاری، اجتماعی-فرهنگی و فردی از ابعاد اساسی هستند. در این میان تاکید بر ابعاد فرهنگی-اجتماعی است و همچنین پیامدهای منفی تجرد نیز مورد توجه و دارای اهمیت است.
اسطوره سنجی در پنج نمایش نامه منتخب از نغمه ثمینی براساس روش ژیلبر دوران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۰ پاییز ۱۳۹۷ شماره ۳
381 - 398
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی پنج نمایش نامه منتخب از میان آثار مشهور نغمه ثمینی براساس اسطوره سنجی ژیلبر دوران می پردازد. این روش حدود سال های 1370 برای نخستین بار از سوی دوران ارائه و وارد عرصه نقدهای نو شد. در این نظریه و روش به طور هم زمان متن و فرامتن هایی مانند زندگی نامه نویسنده و محیط اجتماعی او اهمیت می یابند. اسطوره سنجی نقدی بینارشته ای است و فرایند و روش آن را می توان به سه مرحله: نمادسنجی، روان سنجی و اسطوره سنجی تقسیم کرد. از دیدگاه ژیلبر دوران، بین همه آثار تألیفی یک نویسنده رابطه ای وجود دارد که با بررسی آن ها می توان به اسطوره شخصی ذهن پدیدآورنده اثر دست یافت. نغمه ثمینی نمایش نامه نویس معاصر ایرانی ا ست که نمایش نامه هایش به سبب علاقه او به اسطوره ، کهن الگو و تاریخ شایستگی بررسی و نقد از منظر فرایند اسطوره سنجی دوران را دارد. در این تحقیق، پنج نمایش نامه و دو کتاب پژوهشی ثمینی انتخاب، مطالعه و تحلیل شده است. در مرحله نخست، یعنی مرحله نمادسنجی که بر متن تکیه دارد، ابتدا آثارِ منتخب مطالعه شده سپس نمادها، شخصیت ها و کنش های کهن الگویی نقد و تحلیل شده اند تا نخستین مرحله اسطوره سنجیِ دوران انجام پذیرد. سپس با بررسی زندگی نامه نویسنده به وسیله طرح پرسش هایی از او و محیط اجتماعی که در آن زاده و بزرگ شده است مرحله دوم، یعنی روان سنجی که بر فرامتن تکیه دارد، انجام می پذیرد. در پایان نیز، با تحلیل کلی درباره مراحل قبلی و جمع بندی نتایج به دست آمده مرحله نهایی، یعنی اسطوره سنجی آثار، انجام می شود تا اسطوره شخصی ذهن نویسنده و سپس اسطوره جمعی اندیشه او به دست آید. این پژوهش از طریق مطالعه کتابخانه ای و با شیوه تحلیلی توصیفی آثار را بررسی می کند. نتیجه نشان می دهد دغدغه های ذهنی نغمه ثمینی بیشتر شامل مسائلی مربوط به زنان و جنگ است. اسطوره شخصی ایشان هم شهرزاد و روایت گری او برای نجات بخشی است که در نگاهی جمعی به اسطوره سازی از دیگر زنان گسترش می یابد.
تأثیرآموزش مهارت ارتباطی با رویکرد دینی بر عزت نفس و سلامت روان زنان سرپرست خانوار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اسلامی زنان و خانواده سال ششم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۱۳
101 - 117
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش مهارت ارتباطی با رویکرد دینی بر افزایش سلامت روان و عزت نفس زنان سرپرست خانوار بود که به شیوه شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زنان سرپرست خانوار شهر پرند بود که تعداد 60 نفر از آنها به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب و در دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه گمارده شدند. داده های پژوهش قبل و بعد از اجرای مداخله آزمایشی مهارت های ارتباطی با رویکرد دینی و با استفاده از پرسش نامه سلامت روانی گلدبرگ و مقیاس عزت نفس کوپراسمیت جمع آوری شد. نتایج حاصل از تحلیل کواریانس با نرم افزار SPSS10 نشان داد که بین عزت نفس (F=49/35 و P< 0/001) و سلامت روانی (F=83/72 و P
اعتماد اجتماعی و هویت اجتماعی ؛ باز اندیشی در هویت اجتماعی زنان تحصیلکرده مورد مطالعه دانشگاه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال نهم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۲ (پیاپی ۳۴)
275 - 294
حوزههای تخصصی:
هویت اجتماعی از عوامل متعددی متأثر است که اعتماد اجتماعی یکی از آن عوامل است. با توجه به تغییر و گسترش جایگاه و عرصه های حضور زنان در جامعه و دانشگاه ها، هدف از مطالعه حاضر بررسی رابطه بین اعتماد اجتماعی و هویت اجتماعی(سنتی، مدرن و پست مدرن)5577 نفر از دانشجویان زن مقاطع کارشناسی تا دکتری دانشگاه تبریز در سال 1394 بوده است. این پژوهش با استفاده از روش پیمایش اجرا گردیده است. چارچوب نظری پژوهش با بهره گیری از نظریات گیدنز، زتومکا، افه، جنکینز، تدوین شده است. روش نمونه گیری طبقه ای و تصادفی ساده بود. داده ها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته از یک نمونه 360 نفری از دانشجویان زن مقطع مختلف دانشگاه تبریز جمع آوری گردیده و برای برآورد اعتبار از دو روش اعتبار محتوا و اعتبار سازه استفاده شده است. با توجه به نتایج، در ابعاد هویت، بالاترین میانگین در بعد هویت سنتی با میانگین4/2 و هویت مدرن با میانگین 03/2 می باشد. اعتماد اجتماعی زنان تحصیلکرده در شاخص اعتماد تعمیم یافته، بالا است و معادل 5/80، و در شاخص اعتماد نهادی، پایین است. براساس یافته ها، اعتماد اجتماعی با هویت مدرن و پست مدرن زنان تحصیلکرده رابطه دارد. همچنین پایگاه اقتصادی - اجتماعی با هویت های مدرن و پست مدرن رابطه معنی دار دارد. میزان کفایت مدل با آزمون دوربین واتسون انجام شده که نشان دهنده یک مدل مناسب است. با استفاده از مدل رگرسیون خطی چند گانه، متغیرهای سن، رشته تحصیلی، مقطع تحصیلی،اعتماد فردی و اعتماد نهادی می توان 36% از واریانس هویت اجتماعی را تبیین نمود.
بدرفتاری عاطفی و اختلالات درونی سازی شده در دختران نوجوان: نقش میانجی گر تنظیم هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: بدرفتاری عاطفی با پیامدهای منفی زیادی در نوجوانی و جوانی پیوند دارد. از جمله این پیامدها می توان به افزایش میزان اختلالات درونی سازی شده اشاره کرد. شناسایی مکانیزم ارتباط بین بدرفتاری عاطفی و این اختلالات به شناسایی حلقه های مفهومی کمک می کند که می توانند محور مداخلات درمانی قرارگیرند. با توجه به اینکه تنظیم هیجان نقش کلیدی در ایجاد علایم اختلالات درونی سازی شده دارد، هدف از پژوهش حاضر آزمون نقش واسطه ای تنظیم هیجان در رابطه بین بدرفتاری عاطفی و علایم اختلالات درونی سازی شده در دختران نوجوان بود. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود که در آن از روش آماری تحلیل مسیر استفاده شد. نمونه پژوهش، شامل 200 دانش آموز دختر مقطع متوسطه دوم شهر تهران بود که به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند و به پرسشنامه های خودگزارشی کودک آزاری، دشواری در نظم بخشی هیجان و فرم خودگزارش دهی نوجوان پاسخ دادند. یافته های پژوهش: نتایج نشان داد که بدرفتاری عاطفی به طور غیر مستقیم و از طریق راهبردهای ناکارآمد تنظیم هیجان می تواند علایم اختلالات درونی سازی شده در دختران نوجوان رادر سطح 0/001پیش بینی کند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر از نقش تعیین کننده بدرفتاری عاطفی در پیش بینی اختلالات درونی سازی شده حمایت می کند. هم چنین نتایج نشان می دهد بخشی از واریانس مشترک بین حلقه های مفهومی بدرفتاری عاطفی و اختلالات درونی سازی شده، نتیجه تغییر پذیری در تنظیم هیجان است.
نقش تعهد مذهبی و تعهد حرفه ای در پیش بینی هوش فرهنگی زنان شاغل اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این تحقیق بررسی تعهد مذهبی و تعهد حرفه ای در پیش بینی هوش فرهنگی زنان شاغل اردبیل در سال 1396 بود. روش تحقیق توصیفی-همبستگی، و جامعه آماری تمامی زنان شاغل در شهر اردبیل بود که به دلیل نامحدود بودن تعداد جامعه آماری، 150 نفر از زنان شاغل از طریق روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. ابزارهای اندازه گیری شامل پرسشنامه های تعهد مذهبی، تعهد حرفه ای، و هوش فرهنگی بود. داده ها از طریق ضریب همبستگی و رگرسیون چند متغیره تحلیل شد. نتایج نشان داد، بین تعهد مذهبی و هوش فرهنگی رابطه معنی داری وجود ندارد و هیچ یک از مولفه های این متغیر با هوش فرهنگی رابطه ندارند. اما بین تعهد حرفه ای و هوش فرهنگی رابطه مثبت و معنی داری (31/0=r)،(001/0>P) وجود دارد. تعهد مذهبی و مولفه های آن هوش فرهنگی را پیش بیمی نمی کنند. اما تعهد حرفه ای بر هوش فرهنگی زنان شاغل تاثیر دارد و 10درصد از واریانس هوش فرهنگی با (ضریب تاثیر31/0)، توسط تعهد حرفه ای قابل پیش بینی است. می توان نتیجه گرفت پایبندی زنان شاغل بر مذهب و اعتقادات نمی تواند در هوش فرهنگی آنها تاثیر داشته باشد. هوش فرهنگی می تواند تابع عوامل دیگری در زندگی شغلی زنان باشد اما تعهدات حرفه ای می تواند در توانایی یادگیری الگوهای فرهنگی و تعاملات اجتماعی زنان شاغل تغییر ایجاد کند زنان برای ارائه نقش بهتر در زندگی فرهنگی خود باید به وظایف حرفه ای خود کاملاً واقف باشند.
رابطه ی عوامل اجتماعی و خانوادگی با نگرش زنان به طلاق در شهر قم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال نهم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴ (پیاپی ۳۶)
73 - 96
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، به نگرش زنان قم نسبت به طلاق و رابطه ی آن با عوامل اجتماعی – خانوادگی پرداخته است؛ با این هدف که پیشنهاداتی، برای کنترل برخی عوامل اثرگذار در این زمینه ارایه کند. میزان بالای طلاق در این شهر مذهبی، ضرورت بررسی این پدیده را مورد تأکید قرار می دهد. این پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده و به شیوه ی پیمایشی انجام گرفته است. جامعه ی نمونه، متشکل از 400 نفر است که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و به پرسش نامه ی محقق ساخته پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از نرم افزار SPSS 22 استفاده شد. نتایج نشان داد، رابطه ی بین نگاه زنان به کارکردهای خانواده، پایبندی زنان به ارزش های مذهبی- اخلاقی، تفاوت سطح زوجین، اختلاف سطح خانواده های زوجین، شبکه های حمایتی، استفاده از فضای مجازی، انتظارات زنان از همسر، وجود زن مطلقه در بستگان و آشنایان با نگرش مثبت زنان نسبت به طلاق، معنادار است. نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نیز نشان داد متغیرهای انتظارات از همسر، وجود زن مطلقه در بین خویشاوندان و آشنایان، استفاده از فضای مجازی و اختلاف عقیده و سطح زوجین بیشترین اثر را بر متغیر وابسته داشته اند و 2/32 درصد از کل تغییرات متغیر وابسته (نگرش مثبت زنان به طلاق)را تبیین می کنند.
یررسی رابطه عوامل اجتماعی و فرهنگی و نگرش به هنجار پوشش اسلامی (حجاب)؛ مطالعه موردی دانشجویان دانشگاه کاشان در سال تحصیلی 93-1392(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از آنجایی که رعایت و متقابلاً عدم رعایت حجاب می تواند از نحوه نگرش افراد ناشی شود، شناخت نگرش افراد نسبت به پوشش اسلامی و عوامل مرتبط در شکل گیری آن ضروری و بااهمیت است. در این مطالعه از رویکرد تلفیقی، از مجموعه نظریه های جامعه پذیری، یادگیری اجتماعی و قضیه ارزش هومنز به عنوان چارچوب نظری تحقیق استفاده شده است. بر این مبنا، هدف اصلی این مقاله بررسی نگرش دانشجویان نسبت به پوشش اسلامی (حجاب) و عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر آن می باشد.
این مطالعه از نوع پیمایش اجتماعی بوده و داده های تحقیق با استفاده از تکنیک پرسشنامه جمع آوری گردیده است. اعتبار و روایی مقیاس های تحقیق با توجه به نتایج ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفته است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه دانشجویان دانشگاه کاشان در سال تحصیلی 93-1392 می باشند که با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران تعداد 398 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین و با استفاده از روش سهمیه ای و به صورت تصادفی انتخاب و مورد بررسی قرار گرفته اند.
بر اساس نتایج تحلیل مسیر، تجربه مثبت گذشته از رعایت حجاب با 65 درصد اثرگذاری مستقیم و غیرمستقیم دارای بیشترین اثر مثبت بر نگرش دانشجویان نسبت به حجاب می باشد. متغیر عملکرد خانواده در ارتباط با حجاب با 0.21، ناهمنوایی با هنجارهای جامعه با 17/0-، نگرش به برابری جنسیتی با 16/0- و شیوه تربیتی استبدادگرایانه با 13/0- در رتبه های بعدی اثرگذاری قرار گرفته اند.
رابطه بین منابع قدرت مدیران و ویژگی های شخصیتی کارآفرینی کارکنان ادارات دولتی: نقش تعدیلگری جنسیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این تحقیق بررسی رابطه بین منابع قدرت مدیران و ویژگی های شخصیتی کارآفرینی کارکنان ادارات دولتی استان آذربایجان غربی و آزمون تعدیلگری متغیر جنسیت در این رابطه بود. نمونه آماری تحقیق ابتدا بصورت خوشه ای و سپس در داخل خوشه ها بصورت طبقه ای نسبتی از جامعه آماری انتخاب شد. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه های استاندارد استفاده شد وجهت تجزیه و تحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری به روش حداکثر مربعات جزئی استفاده شد. نتایج حاصل از مدل ساختاری تحقیق نشان داد که منابع قدرت مرجعیت و تخصص اثر مثبت و معنی دار بر ویژگی های شخصیتی کارآفرینی کارکنان دارند و درحدود 31/5درصد از تغییرات آن را تبیین می کنند. همچنین براساس نتایج تحقیق مشخص شد که متغیرجنسیت از اثر تعدیلگری در رابطه بین منابع قدرت مدیران(تخصص، پاداش و اجبار) و ویژگی های شخصیتی کارآفرینی کارکنان برخوردار است، به نحوی که این رابطه در خصوص قدرت تخصص برای کارکنان زن غیرمعنادار برای مردان معنادار بود و درخصوص قدرت پاداش برای کارکنان مرد غیرمعنادار و برای کارکنان زن معنادار بود و درخصوص قدرت اجبار برای مردان رابطه معنی دار نبوده و برای کارکنان زن اثر معکوس و معنادار داشت.