مقدمه و هدف پژوهش: امروزه خانواده ایرانی در سبد فرهنگی خود مواجه با شبکه های ماهواره ای، فضای مجازی، رسانه های مدرن است که هر کدام به نوبه خود بخشی از فرآیند تأثیرگذاری در خانواده راهدف گرفته اند. مقاله حاضر در همین راستا به دنبال بررسی تاثیر میزان استفاده از شبکه های مجازی بر فرهنگ خانواده شهرنشین می باشد. هدف این مقاله تعیین میزان تأثیر استفاده از شبکه های مجازی بر کاهش ارزش های خانواده، کاهش روابط اعضای خانواده، افزایش رفتار انحرافی خانواده ها است.
روش پژوهش :این تحقیق از نظر هدف «کاربردی» و از نظر روش گردآوری داده ها «توصیفی- پیمایشی» است و به خاطر این که خانواده شهرنشینی در منطقه 2 شهر تهران را مورد مطالعه قرارداده است، می توان آن را مطالعه موردی به حساب آورد. جامعه آماری شامل خانواده های منطقه دو شهر تهران می باشند که این تعداد برابر با 250000 می باشد. در این تحقیق به وسیله نمونه گیری تصادفی دردسترس ساده اقدام به نمونه گیری می کنیم.
یافته ها: برای تعیین حجم نمونه آماری از فرمول کوکران استفاده شد و حجم جامعه آماری 385 نفر برآورد گردید. ابزارگردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته می باشد. به منظور پاسخگویی به سؤالات تحقیق ضمن آزمون روایی و پایایی پرسشنامه، پس از استخراج داده های جمع آوری شده و تجزیه و تحلیل آنها، تبیین سؤالات از طریق اجرای آزمون های آماری مربوط نظیرFriedman, Path Analysis, Regression, Alpha Chronbach, GFI استفاده شد. نرم افزار آماری مورد استفاده به منظور انجام تجزیه و تحلیل ها، SPSSwinمی باشد.
نتیجه گیری: نتایج بدست آمده نشان می دهد بین استفاده از شبکه های مجازی و فرهنگ خانواده شهرنشین رابطه معنادار و مثبتی وجود دارد. میزان این تاثیر 0.987 می باشد. هم چنین استفاده از شبکه های مجازی بر کاهش ارزش های خانواده، کاهش روابط درون خانواده و افزایش رفتارهای انحرافی رابطه معنی داری وجود دارد و میزان تاثیرگذاری استفاده از شبکه های مجازی بر فرهنگ خانواده به ترتیب: روابط درون خانواده 0.894، ارزش های خانواده 0.582 و رفتارهای انحرافی 0.626 می باشد.
مقدمه و هدف پژوهش: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش هوش فرهنگی در پیش بینی نیازهای اساسی روان شناختی افراد شرکت کننده در نزاع دسته جمعی شهر اردبیل است.
روش پژوهش: روش تحقیق توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی افراد شرکت کننده در نزاع و درگیری گروهی بود که درسال 1396 به کلانتری های شهر اردبیل مراجعه کرده بودند. تعداد نمونه 123 نفر بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای از بین 8 کلانتری انتخاب شدند.
یافته ها: نتایج تحلیل نشان داد که از بین مولفه های هوش فرهنگی، راهبرد فراشناخت (33/0=B) توانایی پیش بینی نیاز اساسی شایستگی و دانش شناخت (26/0=B) توانایی پیش بینی نیازِ ارتباط را دارند.
نتیجه گیری: به طور کلی نتایج تحقیق نشان داد نیازهای اساسی شایستگی و ارتباط از طریق هوش فرهنگی افراد درگیر در نزاع، قابل پیش بینی هستند. لذا پیشنهاد می گردد در جهت ارتقاء سطح آن کلاس های آموزشی در دوره های مجازات افراد شرکت کننده در نزاع و درگیری گروهی برگزار شود.
مقدمه و هدف پژوهش: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه تناسب شغل شاغل و تأثیر آن بر بهبود عملکرد سازمانی می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بجنورد به تعداد 130 نفر بودند که به روش سرشماری کلیه کارکنان انتخاب شدند.
روش پژوهش: جهت جمع آوری اطلاعات از دو روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. ابزار گردآوری داده ها برای متغیرهای تناسب شغل – شاغل و بهبود عملکرد کارکنان پرسشنامه های محقق ساخته بود که روایی محتوایی پرسشنامه های مذکور به تایید استاد راهنما رسید و پایایی پرسشنامه های مزبور به ترتیب 803/0 و 816/0 بدست آمد که نشان دهنده اعتبار و پایایی بالای پرسشنامه بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی (توزیع فراوانی، رسم نمودار و محاسبه شاخص های تمرکز می انگین و میانه) و برای بررسی و تحلیل فرضیات تحقیق از روش معادلات ساختاری به کمک نرم افزار لیزرل نسخه 8/8 استفاده شده است.
یافته ها: نتایج مدل ساختاری نشان داد تناسب بین دانش شغلی، مهارت شغلی و توانایی شغلی کارکنان و دانش مورد نیاز برای انجام شغل بر بهبود عملکرد سازمانی در سطح کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی شهرستان بجنورد تاثیر مثبت و معنادار دارد.
نتیجه گیری: با افزایش میزان تناسب شغل – شاغل عملکرد کارکنان نیز بهبود می یابد. از آن جایی که انجام دادن کار در قالب شغل، شکل گرفته و متصور م ی ش ود، لازم است ویژگی های یک شغل در ارتباط با ویژگی ه ای ش اغل س نجیده و لح اظ ش ود، بای د شغل و مرحله های انجام آن را به خوبی ش ناخت و ب ه تجزی ه و تحلی ل ش غل توج ه ک رده، در گام بعدی شغل را طراحی کرد و افراد متناسب با هر ش غل را در پ ست و ش غل لازم، ب ه کار گمارد.
هدف عمده مقاله بررسی مفاد توصیه ها و چگونگی کاربست و تعامل آنها با اهداف مورد نظر مقام معظم رهبری در بیانیه گام دوم است. پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی و به شکل کتابخانه ای در پاسخ به کم و کیف اجرای توصیه نام هها و چارچوب ملی آن در قالب بیانیه گام دوم است. با واکاوی جایگاه پلیس، به عنوان نهادی نظارتی زیرنظر قوای مجریه و قضاییه در مبارزه با فساد اداری، چند عامل در بهبود کارکرد پلیس می تواند مؤثر باشد: اتخاذ تدابیری برای تضمین اثربخشی مراجع تحقیقاتی، استفاده مؤثر از روشهای سنتی و نوین تحقیقاتی، تدابیری به منظور اطمینان از کارایی تحقیقات، محافظت از شهود و ادله و نهایتاً معکوس کردن بار اثبات دلیل. بر این اساس پلیس و تحقیقات آن، پیش و پس از کشف جرم از مهمترین واکنشهای کیفری نسبت به فساد اداری است. اهمیت مرحله تحقیقات با توجه به پیچیدگیهای فساد اداری و گاه فراملی بودن آن، لزوم التزام به اسناد بین المللی را دوچندان م یکند که کنوانسیون مریدا از جمله آنهاست؛ لذا برای تحقیق و کارآمدی دستگاه های نظارتی و قاطعیت آنها در راستای بیانیه گام دوم انقلاب، روزآمدی شیوه های تحقیقاتی و کارکردگرایی و گاهی بازگشت از روشهای پیشین کسب دلیل لازم می آید.
هدف این مقاله ارائه الگوی مطلوب حسابرسی و نظارت مالی در ناجا است. این تحقیق با استفاده از روش تحقیق کیفی، شیوه فراتحلیل اقدام به تدوین الگوی مطلوب حسابرسی و نظارت مالی به روش بررسی اسنادی و مصاحبه نیمه ساختار یافته از خبرگان و مطالعه 207 مقاله و انتخاب 64 مقاله ب ه صورت نمون هگیری انتخابی پرداخته و به منظور سنجش آزمون روایی و پایایی آن از روش اشباع نظری انجام شده است. یافته های پژوهش بیانگر این است که جذب نیروهای متدین، متخصص و باتجربه، توانمندسازی کارکنان حسابرسی، استفاده از ابزارهای مناسب و فناوری، پایبندی به منشور اخلاقی و رفتار حرفه ای و منابع مالی کافی از شرایط علی الگوی مطلوب فرایند حسابرسی و نظارت مالی است. همچنین شرایط مداخل هگر شامل قوانین و مقررات، نظارت نهادهای ناظر، علاقه و رضایتمندی حسابرس، انتظارات ذی نفعان، قضاوت حرفهای حسابرسان، توانمندسازی فرماندهان و مدیران با قوانین و مقررات مالی و پذیرش و قبول حسابرس بهعنوان مشاور فرمانده و مدیر و تعامل و هماهنگی با رده است و شرایط زمینهای شامل نبود فشار کاری و نداشتن محدودیت کاری است. داشتن تفکر راهبردی، ایجاد انگیزه بین کارکنان، کارگروهی و همافزایی، مدیریت کیفیت جامع، تدوین برنامه حسابرسی، حسابرسی مبتنی بر خطر، مدیریت زمان، گزارش نویسی مطلوب و حسابرسی راهبردی از راهبردهای الگو است و حسابرسی کارا و اثربخش، کاهش تخلفات مالی و افزایش انضباط در کارها و استفاده اقتصادی، بهینه و مؤثر از منابع از پیامدهای الگو است.
پژوهش با هدف تحلیل رابطه باورهای اخلاقی با کیفیت زندگی کارکنان زندان کرمانشاه با نقش میانجی سبک زندگی اخلاق مدار انجام گرفت. روش تحقیق از لحاظ هدف، کاربردی، و از لحاظ شیوه اجرا توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری تمام کارکنان زندان کرمانشاه هستند. بر اساس فرمول کوکران و روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب حجم نمونه 244 کارمند برآورد گردید. ابزارهای پژوهش شامل سه پرسشنامه باورهای اخلاقی، سبک زندگی اخلاق مدار نعمتی و همکاران (1399) و پرسشنامه کیفیت زندگی کاری والتون (1973) است. روایی صوری پرسشنامه ها از طریق اظهار نظر استاد راهنما تأیید شد. ضریب پایایی محاسبه شده از طریق روش آلفای کرونباخ برای سنجش میزان پایایی به ترتیب برای باورهای اخلاقی 80/0، سبک زندگی اخلاق مدار 66/0، کیفیت زندگی کاری 82/0 و پایایی کل پرسشنامه ها 83/0 محاسبه شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از دو سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد بین باورهای اخلاقی و سبک زندگی اخلاقی مدار (84/0) رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. هم چنین بین باورهای اخلاقی و کیفیت زندگی کاری (71/0) رابطه مثبت و معناداری در سطح 01/0 هست. بین متغیرهای سبک زندگی اخلاق مدار و کیفیت زندگی کاری(72/0) نیز رابطه مثبت و معناداری در سطح 01/0 وجود دارد. هم چنین نتایج نشان داد باورهای اخلاقی به شکل مستقیم و غیر مستقیم از طریق نقش میانجی سبک زندگی اخلاق مدار بر کیفیت زندگی کارکنان اثر دارد.
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی انگیزه خدمت با رویکرد معنویت محور در کار انجام شده است.روش: فلسفه این تحقیق تفسیری، رویکرد استقرایی، روش کیفی و استراتژی نظریه داده بنیاد با رویکرد ظاهر شونده می باشد. جامعه مورد مطالعه، کارکنان شرکت مخابرات خراسان رضوی که اعضای نمونه با روش گلوله برفی انتخاب شدند و از مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با 19 نفر از خبرگان، داده ها به اشباع رسید. به منظور ارائه الگو، باتوجه به تحلیل های صورت گرفته، از خانواده 6سی گلیزر استفاده شد.یافته ها: نتایج نشان داد که مولفه های انگیزه خدمت با رویکرد معنویت در محیط کار شامل: هنجارگرا، عاطفی، معناگرا، اجتماعی، دلسوزانه و فداکارانه است. تحلیل ها ، با استفاده از خانواده 6سی گلیزر نشان داد:. علل اصلی شامل: ویژگی های شغل، مشخصه های دانشی، سرمایه اجتماعی و ویژگی های شخصیتی ، عوامل همبسته شامل: مشارکت اجتماعی در سازمان و تحکیم سرمایه اجتماعی؛ اقتضائات شامل: جو سازمانی، فرهنگ سازمانی، عدالت سازمانی، رضایت شغلی، مدیریت صحیح نیروی انسانی و فلسفه وجودی و ماموریت سازمان؛ شرایط میانجی شامل: مسئولیت اجتماعی، وفاداری به سازمان و اخلاق و ارزش های سازمانی است. پیامدها، شامل: رفتار شهروندی سازمانی، افزایش بهره وری سازمان، افزایش کیفیت خدمات، دلبستگی شغلی، کیفیت زندگی کاری و حفظ توانایی های سازمان است و زمینه محیطی شامل: جامعه پذیری خانواده، ویژگی های مذهبی، ویژگی های جمعیت شناختی و محیط انگیزشی سازمان است.نتیجه گیری: نتایج این تحقیق به سازمان ها کمک می کند تا انگیزه خدمت با رویکرد معنویت در کار را بشناسند و آن را در سازمان رواج دهند
این تحقیق با استفاده از نظرات کارکنان بانک ملی استان مازندران به بررسی اثر هوشمندی عاطفی راهبردی در قابلیت فناورانه، مدیریت دانش فناورانه و آموزش و رشد سازمانی کارکنان بانک ملی استان مازندران پرداخته است. جامعه آماری در این تحقیق شامل کارکنان بانک ملی استان مازندران بوده است که از این میان، با بهره گیری از فرمول کوکران و روش نمونه گیری تصادفی ساده، 314 پرسشنامه بین کارکنان بانک ملی استان مازندران توزیع گردید که اطلاعات بدست آمده با بکارگیری از نرم افزار SPSS و لیزرل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای تعیین روایی پژوهش، از روایی محتوایی استفاده شد که بر این اساس، پرسشنامه در اختیار تعدادی از اساتید و خبرگان حوزه مدیریت بازرگانی و بانکداری قرار داده شد و مورد تأیید آنها قرار گرفت. همچنین پایایی پرسشنامه با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ محاسبه گردید که ضریب بدست آمده از پرسشنامه نشان دهنده پایایی قابل قبول برای پرسشنامه می باشد. نتیجه آزمون فرضیه های پژوهش نشان داد که هوشمندی عاطفی راهبردی اثر مثبت و معنی دار بر قابلیت فناورانه، مدیریت دانش فناورانه و آموزش و رشد سازمانی کارکنان بانک ملی استان مازندران دارد.