در دوره قاجار، اگرچه به دنبال انتخاب تهران به عنوان پایتخت و در
پی آن تعیین تبریز به عنوان ولیعهدنشین، شهر شیراز اهمیت سابق
خود را از دست داد؛ ولی ایالت فارس به عنوان پایتخت زندیه و محل
استقرار ولیعهد در سالهای آغازین حکومت قاجار و همچنین به علت
نزدیکی به خلیج فارس در دوره قاجار، دارای اهمیت فراوان بود. در
این زمان این ایالت از تقسیمات داخلی و همچنین ارکان حکومتی و
تشکیلاتی مختص به خود برخوردار بود که در فراز و نشیب این دوره
تاریخی دچار تغییر و تحولاتی شد. با شروع حکومت محمدشاه و
شورش حاکم ایالت فارس سیاستهایی در جهت کاهش قدرت حکام
و همچنین تحدید قلمرو ایالت فارس اتخاذ گردید. در همین راستا
حکومت مرکزی با استفاده از قدرتهای سنتی این ایالت همچون
کلانتر موازنه قدرت را در این ایالت برقرار کرد. این مقاله با روش
توصیفی تحلیلی، درصدد پاسخ به این پرسش اصلی است که -
مهمترین عوامل مؤثر در تغییر حدود ایالت فارس و جایگاه آن در
تقسیمات کشوری دوره قاجار چه بود و حکومت قاجاریه به منظور
تثبیت قدرت در این ایالت از چه تدابیری بهره جست؟
تاریخ قرنطینه مرزهای ایران به دوره قاجار بر می گردد. در این زمان به تدریج قرنطینه بنادر خلیج فارس تحت سیطره دولت انگلیس در آمد. با روی کار آمدن سلسله پهلوی و سیاست های رضا شاه که خواستار ایجاد یک دولت مرکزی کارآمد و کنترل بیشتر بر مرزهای کشور بود، موضوع نظارت ایران بر قرنطینه های بنادر جنوب به رویارویی دو دولت ایران و انگلیس که تا آن زمان اداره این تشکیلات را برعهده داشت منجر شد. این درگیری ها که از سیاست های کلی دولت ایران مبنی بر تحکیم موقعیت خود در خلیج فارس و بنادر آن پیروی می کرد سرانجام به استقلال تشکیلات قرنطینه در بنادر خلیج فارس انجامید.
این پژوهش با تاکید بر اسناد، گزارشها و کتاب های موجود به بررسی این پرسش ها می پردازد که چگونه نظارت بر امری غیر سیاسی یعنی نظارت بر قرنطینه جنوب توانست تبدیل به امری سیاسی شود و چرا هر یک از دول بر کنترل قرنطینه تاکید داشتند و نهایتا چه عامل ی یا عواملی سبب شد که دولت رضا شاه بتواند کنترل قرنطینه را از دولت انگلیس باز پس گیرد
در این مقاله فرضیه زیر مطرح است .
قرنطینه جنوب بستری برای دخالت دولت انگلیس فراهم ساخته بود و دولت ایران با تاکید بر توانایی های خود در زمینه های بهداشتی استقلال قرنطینه جنوب را به دست آورد.
روابط سیاسی ایران با کشورهای همسایه در طول تاریخ این کشور از ارزش بالایی برخوردار بوده است. با روی کار آمدن حکومت صفویه رخدادهای مهمی در عرصه روابط خارجی این سلسله با همسایگانش به وجود آمد. از جمله این رویدادها، قراردهای تاریخی بود که بین دولت صفویه و دولت عثمانی به دنبال یک سری نزاع های مرزی بسته شد. اهمیت و ارزش این عهدنامد ها از آنجا بیشتر آشکار می شود که مرزهای سیاسی ایران در غرب کشور تا حدودی بر اساس همان عهدنامه های عصر صفوی به حیات خود ادامه داده است. بنابراین در این تحقیق بر آن هستم که ضمن بررسی این قراردادها، با روش تحلیلی- توصیفی، چرایی بستن این عهدنامه های تاریخی را بررسی کنیم.
ایران در دوره قاجار که جامعه ای پیش مدرن و سنتی بود، دچار تحولات ویژه ای شد. ورود فکر تجدد عامل اصلی این تحولات بود. نتایج سیاسی شکست تجدد سبب روی کار آمدن سلسله پهلوی شد و تحولاتی را نیز در جامعه ایرانی دوران پهلوی برپایه همین تفکر تجددخواهی پدید آورد. در دامنه این بحث تحول پوشاک ایرانیان نیز مطرح می شود. تحقیق حاضر براساس هدف، از نوع تحقیقات بنیادی و به لحاظ ماهیت و روش، از نوع تحقیقات توصیفی- تحلیلی است. داده ها و اطلاعات مورد نیاز از منابع تاریخی و پژوهش های انجام شده در این زمینه شد استخراج شده و به منظور دست یابی به نتایج علمی مورد تجزیه تحلیل کیفی قرار گرفته اند. نتایج مطالعات نشان می دهد تحول پوشاک در دوره قاجار به علت حفظ ساختارهای سنتی، فقط در میان عده اندکی از درباریان و روشن فکران فرنگ رفته مورد استقبال قرار گرفت و مردم عادی همچنان بر قواعد سنتی پوشاک خویش پافشاری می کردند. در دوره پهلوی اول زیرسلطه یک نظام استبدادی تجدد خواه که الگوهای مرکزی و از بالا را برای هویت بخشی به جامعه القا می کرد، تغییر در پوشاک مردان با همراهی مراجع فرهنگی جامعه تداوم یافت؛ اما تغییر در پوشاک بانوان به علت همراهی نکردن این گروه شکل دیگری به خود گرفت.
یکی از حکومت های محلی کُرد که با وجود سده ها استقلال داخلی، در اوایل حکومت شاه عباس اول به تابعیت دولت مرکزی صفویه تن داد حکومت اردلان کردستان است. به دلیل موقعیت راهبردی کردستان اردلان در مرز ایران و عثمانی، اردلان ها که تا پیش از این، به انقیاد هیچ کدام از دولتین(ایران و عثمانی) در نیامده بودند، با پذیرش تابعیت رسمی دولت ایران در زمان شاه عباس اول، فصل جدیدی در تاریخ سیاسی خود رقم زدند. در محدودة زمانی 1019 تا 1046ه .. ق. که شامل بخشی از دوران سلطنت شاه عباس اول و اوایل سلطنت شاه صفی در ایران است، کردستان اردلان تحت امارت دو تن از مقتدرترین امرای محلی، هه لوخان و پسرش احمدخان اردلان قرار داشت. در این پژوهش تحولات سیاسی کردستان در دورة مذکور و مناسبات این امرای محلی با دولت مرکزی ایران مورد بررسی قرار گرفته و در صدد ارائة پاسخ های مناسب به پرسش های زیر برآمده است: 1. به رغم اشتراک مذهبی بنی اردلان با امپراطوری عثمانی، علل گرایش حکومت محلی اردلان به دولت مرکزی ایران در این دوره چه بوده است؟، 2. کردستان و حکام آن از دورة شاه عباس اول در مراتب سیاسی اداری دولت صفویه چه جایگاهی یافتند؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که سیاست تمرکزگرایی صفویان از یک سو و موقعیت جغرافیایی قلمرو اردلان در اوایل حکومت شاه عباس اول از دیگر سوی، نقش مؤثری در ادغام و جذب حکومت محلی اردلان در دولت مرکزی داشته است. از این ایّام، حکام اردلان در جایگاه والی نقش مهمّی در نظام اداری صفویان ایفا کردند.
هدف : هدف این پژوهش بررسی اشکال مالکیت ارضی در سیستان، از دوره صفوی تا پهلوی دوم است.
فرضیه تحقیق : مالکیت در سیستان تحت تأثیر جریانات سیاسی و حکومتی قرار داشته است.
روش پژوهش : این پژوهش با شیوه کتابخانهای و روش توصیفی – تحلیلی به تبیین انواع مالکیت ها در سیستان، با تکیه بر گزارشها و اسناد تاریخی و نتایج مترتب بر آن پرداخته است.
یافته ها و نتایج : نتایج بهدست آمده نشان می دهد در سیستان دوره صفویه انواع مالکیت ها وجود داشته، اما در دوره ناصرالدینشاه قاجار همه اراضی خالصه شدند، تا اینکه در دوره پهلوی اول اراضی میان اهالی سیستان تقسیم شد؛که اگرچه برخلاف انتظار منجر به بهبود کامل اوضاع زندگی کشاورزان و اعاده حقوق قانونی آنان نگردید، اما می توان آن را نخستین گام در جهت بهبود نسبی و تثبیت امر مالکیت خصوصی تلقی کرد.
شهر تاریخی اصفهان به لحاظ دارا بودن آثار ارزشمند تاریخی یکی از
مهمترین شهرهای ایران است. این موقعیت ممتاز، جدای از موقعیت
جغرافیایی شهر، دراثر پایتخت شدن اصفهان در دوران سلسلههای آل
بویه ، سلجوقیان و صفویه پدید آمدهاست. در این دورهها ارزشمندترین
و فاخرترین آثار معماری این سلسلهها در اصفهان ایجاد گردید؛ اما
متأسفانه فراز و فرود سلسلهها، جنگ و درگیریها و بلایای طبیعی
بسیاری از این آثار را نابود کرد. در دوره قاجار نیز بسیاری از آثار به جا
مانده از دوران گذشته و، به خصوص دوره صفویه، در حال زوال و
نابودی بودند؛ اما با شروع دوره پهلوی اول حرکتهایی اساسی برای
حفظ و مرمت این آثار صورت گرفت. در نخستین قدم آثار تاریخی شهر
ثبت آثا ر مل ی ش د و د ر گامهای بعدی با استفاده از کارشناسان و
معماران سنتی به مرمت این آثار پرداختند. در این دوره با بازگرداندن
موقوفات آثار، تلاشهایی نیز برای تأمین بخشی از هزینههای مرمت
بناهای تاریخی شهر صورت گرفت.
با وجود فاصله زمانی اندک در منابع، به طور مستقل، به این
موضوع و اقداماتی که برای حفظ این آثار از خطر نابودی صورت
گرفته پرداخته نشده است. به علت قلّت دادههای منابع کتابخانهای
تأکید نگارنده بر استفاده از روزنامههای محلی و اسناد تاریخی بوده
است. روش تحقیق در این مقاله به صورت کتابخانه ای و تطبیق و
تحلیل منابع موجود، به خصوص منابع اصلی است. در این تحقیق
پس از جمع آوری اطلاعات لازم به سازماندهی اطلاعات و تجزیه و
تحلیل و، سرانجام، استنتاج آنها پرداخته شده است.
سوم تیرماه 1287 شمسی، 71 سال و یک ماه و 14 روز پس از انتشار اولین روزنامه ایران «کاغذ اخبار»، میرزا جهانگیرخان شیرازی، مدیر روزنامه «صوراسرافیل» ، که به نام روزنامهاش مشهور شده بود، همراه با میرزا نصرالله بهشتی ملقب به ملکالمتکلمین سخنور و وکیل انقلابی به دستور محمدعلیشاه در باغشاه به دار آویخته شدند. کشتن سلطانالعلمای خراسانی، مدیر روزنامه «روحالقدس» با 250 نفر از دستگیرشدگان پس از به توپ بستن مجلس، نشان از عمق خشم ششمین شاه قاجار نسبت به روزنامهنگاران داشت. محمدعلیشاه که با شکایت و توقیف مطبوعات موفق به ساکت کردن آنها نشده بود، با این قتلهای فجیع سعی میکرد جو ملتهب جامعه خواهانآزادی را که بر اثر روشنگری مطبوعات، خواستار مطالبات بیشتری بود، ساکت کند.
مهاجرت تعداد زیادی از ایرانیان به آسیای صغیر ، که با فتح بزرگ آلب ارسلان در ملازگرد بسیار پررنگ تر گردیده بود ، از قرن هفتم به بعد و با شروع حملات مغول گستردگی بیشتری پیدا کرد . شکل گیری دولت سلجوقیان روم به زودی آناتولی را نه تنها به عنوان پایگاه جدید قدرت و رفاه ، بلکه به عنوان کانون تحولات فرهنگی مطرح کرد که در آن رواج محسوس عنصر ایرانی بیش از همه جلب نظر می کرد .
مسئله اساسی در تحقیق حاضر بررسی چگونگی حضور این مهاجران ایرانی و میزان تاثیر آنان در توسعه فرهنگ ایرانی در آسیای صغیر است . نگارنده با استفاده از روش تاریخی با رویکرد توصیفی و تحلیلی، به بررسی منابع و اطلاعات موجود پرداخته و حتی الامکان سعی نموده است منابع تحقیقی و پژوهش های صورت گرفته را با منابع اصلی مقایسه کند و در صورت وجود اختلاف ، به بررسی و نقد آنها بپردازد.
یافته های این پژوهش بر این نکات تاکید دارند که ایرانیان به همراه خود فرهنگ ، آداب و رسوم و نشانه های بارزی از علم وهنر و دانش رایج در ایران عصر سلجوقی را رواج دادند و آثار علمی و هنری و ادبی بسیاری خلق کردند . در این میان ، تعامل میان ایرانیان و حاکمان سلجوقی روم و شرایط مناسب فراهم شده توسط آنان نیز زمینه را برای رشد و شکوفایی فرهنگ ایرانی ایجاد کرد .
مقاله حاضر ، ضمن تحلیل مشاغل این دوران ، به چگونگی حضور ایرانیان درسه منصب پروانگی،وزارت وقضاوت پرداخته و نشانه های فرهنگ ایرانی را در دستگاه اداری سلجوقیان روم جستجو نموده است .
لباس یک ملت بخش مهمی از فرهنگ ملی آن است و به همین خاطر در مطالعات فرهنگی و مردم شناسی جایگاه پراهمیتی دارد و موضوع تغییر نوع پوشش و لباس مردم به عنوان یک پدیده دیرین اجتماعی مورد توجه بوده است؛ اما موضوع تغییر اجباری لباس در دوران رضاخانی و به ویژه طرح و قانون پرمشکل و نافرجام کشف حجاب بانوان مقوله ای خارج از علم مردم شناسی و مطالعات فرهنگ ملت هاست؛ زیرا طرحی کاملاً نسنجیده، توطئه آمیز و استعماری بود که مدتی بر ملت شریف و نجیب ایران تحمیل شد. این طرح سرانجام عِرش دشمنان را برد و زحمت مردم را در پی داشت.تغییر لباس و پدیده کشف حجاب نسوان به قدری جاهلانه طرح، تصویب و اجرا شد که حتی متجددان مشوق و مروج آن نتوانستند با غرور و افتخار از آن یاد کنند. هرچند این واقعه تاریخی اکنون جزء مشهورات شده است و اغلب به طور اجمالی در حافظه تاریخی مردم ایران مرور می شود، برای شناخت پیامدهای منفی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی آن همچنان مطالعات بیشتری نیاز است که برای فهم بسیاری از تحولات گذشته و کنونی کشور مفید خواهد بود.