حوادثی که در مسیر سرنوشت یک ملت به وقوع می پیوندد گاهی داستان هایی شگفت انگیز و دردآلود به وجود می آورد که برای آیندگان، هم درس عبرت است و هم مایه تأسف و اندوه. ایران بزرگ اسلامی در سرگذشت خود حوادث تلخ و تأسف بار بسیاری به خود دیده که یکی از غم انگیزترین آنها جدایی بخش های مهمی از پیکره این سرزمین کهن و تمدّن ساز است و آنگاه که بدانیم سبب این تقطیع ها و تجزیه ها علاوه بر قهر و غلبه دشمن متجاوز، خیانت بیگانه پرستان نیز بوده، بسی دردناک تر است.
نوشتار حاضر مختصری از پژوهشی تاریخی و تحلیل و بررسی فرهنگی درباره یکی از بخشهای مهم جدا شده از سرزمین سرافرازمان، ایران بزرگ است که نخستین بار در نشست علمی گروه تاریخ مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با عنوان «دو قرن مقاومت عالمان دینی قفقاز» ارائه شد.
تقسیم قرآن مجید به سوره ها، امری بر اساس حکمت الهی است و توجه به آن، از زمان آغاز نزول و نیز در آموزه های پیامبر اکرمN و اهل بیتM، با تعابیر و از زوایای گوناگون وجود داشته و کمتر کسی است که این تقسیم بندی را صرفاً از روی تصادف و فاقد معنا بداند. سوره شناسی و توجه به ساختار سوره ها، امری است که در زمان های اخیر بیش از پیش محل توجه واقع شده و از جمله مشخصات مهم سبک و اسلوب قرآن و پایه ای برای تدبر نظام مند دانسته شده است. مقاله حاضر با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی و نیز توجه به آنچه تا کنون در این زمینه انجام شده است، چگونگی بازتاب ساختار و ارتباطات درونی سوره ها را در تفاسیر قرآن مورد تتبع قرار داده است. پژوهشی از این دست، جایگاه مفاهیمی مانند وحدت موضوعی، جامعیت واحد، ساختار هندسی، تفسیر ساختاری و نظم ساختاری را بیشتر و بهتر تبیین می کند و نشان می دهد که شکل گیری و تکاملِ شناخت ساختار سوره می تواند یکی از عوامل و راهکارهای استنباط مفاهیم از آیات و سوره های قرآن کریم باشد.
گفتمان رایج درباره ربا تعریف آن در قالب ربای قرضی، معاملی و جاهلی است. در نظام بانکداری اسلامی با تکیه بر این گفتمان هرگونه شائبه ربوی بودن قراردادها نفی می شود؛ زیرا ربای معاملی در بانک صورت نمی گیرد، قرض هم درصد ناچیزی از تسهیلات را شامل می شود که نوعاً به صورت قرض الحسنه است. جریمه تأخیر هم در قالب وجه التزام دریافت می شود که در مقابل تخلف مدیون از ادای دین در سررسید است و نه در مقابل تمدید مهلت تا ربای جاهلی بشود. با این حال، به نظر می رسد این گفتمان دچار مغالطه اشتباه مفهوم به مصداق شده است؛ زیرا در قرآن کریم حکم ربا بیان شده است نه تعریف و مصداق آن و در روایات هم حکم برخی مصادیق بیان شده است. حال پرسش این است که مفهوم و ماهیت ربا چیست؟ چه وجه مشترکی بین مصادیق ذکر شده برای ربا وجود دارد؟ اگر ربا منحصر به ربای قرضی و معاملی است، چرا برخی فعالیت های دیگر مثل بیع عینه و... تحت عنوان ربا منع شده است؟ در این مقاله به روش استقرا و تحلیل موارد به این نتیجه رسیده ایم که ربا مفهوم جامعی دارد که شامل همه مصادیق موجود و نوپیدا می شود و قرض و معامله ربوی دو مصداق روشن این مفهوم اند.حکم ربا در قرآن اطلاق دارد و شامل هر مصداقی می شود که این مفهوم بر آن صدق کند. این مفهوم عبارت است از: «زیاده لزومی بر سرمایه در ازای مدت با تضمین اصل و فرع» که روایات و شواهد تاریخی نیز این مفهوم را تأیید می نماید. این مفهوم امروزه در تمام قراردادهای بانکی راه یافته است.