تربیت و تزکیه نفس، مقدمه تعالی روح و نجات انسان و از مهم ترین موانع سیر و سلوک محسوب می شود. پدران صحرا مبارزه با آفات نفس را مقدمه ضروری برای شروع سیر معنوی و طی مقامات طریقت می دانند. عارفان مسلمان نیز بر تطهیر نفس و دوری از رذایل اخلاقی بسیار تأکید می کنند.
این مقاله با روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد مقایسه ای درصدد آن است تا آفات نفس را از دیدگاه پدران صحرا و عرفای مسلمان در قرون اولیه شکل گیری تعالیم آنان بررسی کند. هم آبای صحرا و هم عرفای مسلمان با شناخت نفس طبیبانه و روانکاوانه، آفاتی را تشخیص داده و برشمرده اند که تا حدودی زیادی عناوین این آفات و رذایل و راه های مقابله با آنها به هم شباهت دارد. هر دو مکتب برای کنترل پرخوری و شکم بارگی، جوع و گرسنگی؛ برای ترک شهوت پرستی، پاکدامنی؛ برای ترک دنیادوستی، زهد و ریاضت؛ برای ترک پرحرفی و شره سخن؛ سکوت و خاموشی و برای کنترل خشم و حسد و جاه طلبی، تواضع و فروتنی را سفارش کرده اند.
یکی از مفاهیمی که در رویکردها و جریان های نقد و نظریه ادبی به طور گسترده و فراگیر حضور دارد؛ «متن» و مفاهیم، همبسته و وابسته به آن است. به عبارت دیگر هر اثری که برای مخاطب پیامی داشته باشد در قلمرو متن قرار می گیرد و باید به تفسیر آن پرداخت.نصر حامد ابوزید یکی از دانشمندان مصری است که درباره معنای متن دیدگاهی دارد که برگرفته از مبانی نظریه ادبی و دیدگاه های هرمنوتیکی غربی است. از منظر ابوزید، مفهوم متن بر زبان به عنوان اصلی برای توضیح معنای متن است و بدین جهت، ارتباط میان متن و پدید آورنده آن را قطع می کند، بر خلاف دیدگاه سنتی و مرسوم که متن (قرآن) را با توجه به نازل کننده آن مورد بررسی قرار می دهد. این پژوهش ضمن بیان محوریت مفهوم «نص» در تفسیر، دیدگاه نصر حامد ابو زید را درباره نص و مفهوم آن، همچنین شاخصه هایی که در ارتباط با فهم متن ارائه می نماید، تا بتوان چالش های جدید وارد شده بر مفاهیم قرآنی را مورد ارزیابی و فهم درست قرار داد.
اسلام هراسى، که در دو دهه اخیر، بیشتر به «ترس یا تنفر از اسلام و در نتیجه، ترس و تنفر از همه مسلمانان» تعریف مى شود، پدیده اى است متشکل از ابعاد گوناگون تاریخى، فرهنگى، اجتماعى و سیاسى که درک صحیح آن مستلزم نگاهى چندوجهى است. در این مقاله، با استفاده از روش توصیفى تحلیلى و با گردآورى اطلاعات از منابع متعدد کتابخانه اى، «ریشه هاى تاریخى و علل اسلام هراسى معاصر» بررسى شده است؛ از ریشه هاى مهم تاریخى، نظیر جنگ هاى صلیبى در قرون وسطا، کشورگشایى ترک هاى عثمانى پس از آن و نیز استعمارگرى ملل اروپایى در سده هاى 18 و 19 میلادى، تا تبیین و تشریح علل و زمینه هاى بروز این پدیده. به طور کلى، علل و عوامل بسیارى در شکل گیرى اسلام هراسى نقش داشته اند که جهل و ناآگاهى از اسلام و عدم شناخت دقیق آن یکى از مهم ترین آنهاست. علت عمده دیگر ترس ریشه اى از اسلام در غرب است. علاوه بر این دو مورد، در انتهاى مقاله، با بهره گیرى از منابع متعدد، یازده علت فرعى دیگر نیز به اختصار ذکر شده است.
یزعم کثیرٌ من العروضیّین العرب فی العصر الحدیث أنّ الأخفش الأوسط هو الّذی استدرک البحر المتدارک على البحور الخلیلیّه الخمسه عشر، ولکن الدراسه التاریخیّه والبنیویّه لهذا البحر تثبت أنّ المتدارک لیس من استدراکات الأخفش على الخلیل، بل ابن حمّاد الجوهری هو الّذی استدرکه على البحور الخلیلیّه، لأنّه کان بحاجه ماسّه إلى هذا البحر فی فرضیّته العروضیّه.
منهجنا فی هذا المقال هو منهج تاریخی و تحلیلی، إذ إنّنا درسنا المتدارک وانتسابه إلى الأخفش دراسه تاریخیّه کما عالجنا نسبه المتدارک إلى الجوهری معالجه بنیویّه.
استفاده بهینه از زمان در موفقیت انسان نقش بسزایی دارد که این جز با مدیریت زمان دست یافتنی نیست. با توجه به اهمیت بهره وری مناسب از زمان این پرسش مطرح می شود که با چه روش هایی می توان از زمان استفاده بهینه نمود؟ هدف مقاله حاضر پاسخ به این پرسش با روش توصیفی−تحلیلی در سیره حضرت زهراB است. نگارنده با دقت و توجه در محتوای روایات و نگاهی نو به احادیث به تحلیل آن پرداخته است. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که حضرت زهراB در تمامی ابعاد فردی، خانوادگی، اجتماعی و عبادی فعال بوده اند و این جز با مدیریت زمان امکان پذیر نیست. براساس پژوهش حاضر روش های مدیریت زمان در زندگی آن حضرت عبارتند از: 1. تقسیم کار؛ 2. عدم تأخیر در انجام امور؛ 3. حفظ اطلاعات ارزشمند؛ 4. وجود مکان معین و مناسب برای هر وسیله؛ 5. انجام چند کار هم زمان؛ 6. رقابت؛ 7. استراحت و نشاط؛ 8. توجه به زمان حال
موضوعات عرفی بخش عمده ای از موضوعات احکام فقهی را به خود اختصاص داده اند که شناخت روشمند آن ها در استنباط احکام فقهی نقش به سزایی دارد. آنچه در شناخت موضوعات عرفی حائز اهمیت است رویکرد فقهی در فرایند شناخت آن هاست؛ بدین معنا که باید جنبه هایی از موضوعات مدِّ نظر متصدیان شناخت کاوش شود که در استنباط احکام فقهی مؤثرند. شناخت فقهی موضوعات عرفی دست کم شامل تشخیص مراحلی چون نوع، مفهوم، ملاکات و مصادیق آن ها می شود که این مقاله تلاش دارد این مراحل را به صورت روشمند ترسیم نماید. یافته های این مقاله حکایت از این دارد که اولین گام در شناخت موضوعات احکام، تشخیص نوع آن هاست و برای دستیابی به این مهم باید تعریف روشنی از موضوعات عرفی ارائه گردد. موضوعات عرفی در دو دسته منصوص و غیر منصوص جای می گیرند که شناخت هر یک از مراحل و انواع مدِّ نظر، روش و قواعد مخصوص به خود را می طلبد. این مقاله برای تشخیص نوع موضوعات منصوص دو قاعده اصالت عدم نقل و اصالت عدم تقیید و برای تشخیص مفهوم آن ها به سیزده نکته مهم اشاره کرده و در پایان به روش شناخت انواع موضوعات غیر منصوص پرداخته است.
إنّ الکمیت من الشعراء السیاسیین الملتزمین بحب أهل البیت (ع) فی العصر الأمویکان أدیباً وخطیباً وفقیهاً وحافظاً للقرآن الکریم. إنّه قد اتّهم من قبل خصومه بأنّه خطیب ولیس بشاعر ورُمی بعدم حجیةکلامه علی لسان منافسیه ومناوئیه خاصّة فی قصائده المعروفة بالهاشمیات المتسمة بسیاسة وعقیدة وجهاد والتی نظمها فی أخریات عمره. وأمّا من بین هاشمیاته فإنّ قصیدته البائیة المستهلّة ب «طربت وما شوقاً...» أکثر شهرة وکما ألمحنا إلیه فی البحث یبدو أنّها تزید علی ما حققه البعض من 140 بیتاً. فمن ممیزات هذه القصیدة أنّها امتازت بالأکثریة عدداً للأبیات والأغلبیة استشهاداً بها فی اللغة والصرف والنحو والقراءة والأمثال ممّا یثبت قوّة بیانه وحجةکلامه ویدحض مزاعم الخصومة فی عدم الاعتداد بشعره.کما وهذه القصیدة من أکمل القصائد اشتمالاً علی التنزیل وأغزرها استشهاداً بالتعویل علیها فی التفسیر والتأویل فیما یتجاوز عدد الآیات المستشهد فیها 35 آیةکریمة بما لها من الحیویة الاستدلالیة والأدبیة المعتمد علیها لدی الکثیر من الأدباء المتقدمین والمحدثین. وأمّا الشواهد الشعریة المدروسة فی القصیدة فهی تتجاوز عن 60 شاهداً موزّعة فیما یناهز 50بیتاً من أبیاتها أضف إلی ذلک أنّ عدد الشواهد لبعض أبیاتها یتراوح بین شاهد وشاهدین إلی سبعة شواهد. وللقصیدة من خصائص أخری إسلامیة وثقافیة ذکرناها فی مطاوی البحث فعلی رأسها أنّها رمز لتشیعه وجهاده وبرکته وبرکة قومه وأهم من ذلک أنّه سبب لتغمّده الله برحمته ومغفرته.