امروزه تعریف حیات بشر تغییر یافته و به دو بخش مجازی و حقیقی تقسیم شده است؛ به نحوی که فضای مجازی مبدل به جزء جدانشدنی زندگی مردم جهان معاصر گردیده است. در این میان، شبکه های اجتماعی با کارویژه گردش آزاد اطلاعات- به عنوان بستری جهت زیست مجازی آحاد ملت ها- مورد توجه حکومت ها قرار گرفته است که اهمیت این بستر، زمانی بهتر درک خواهد شد که بدانیم فضای مجازی در عصر معاصر، به عنوان یکی از مهم ترین ابزار دیپلماسی عمومی در روابط بین الملل توسط حکومت ها جهت رسیدن به اهداف متنوع خود به کار گرفته می شود و از آن جا که فضای مجازی و به طور خاص شبکه های اجتماعی بستر گردش آزاد اطلاعات را فراهم نموده اند، استفاده از این بستر ضروری می نمایاند. از طرف دیگر، انقلاب اسلامی ایران به عنوان خیزشی با ابتنای فطری، بیشتر از هر حکومتی نیاز به نشر اهداف و آرمان های خود جهت تخاطب با مردم جهان را دارد و این در حالی است که جبهه مقابل انقلاب، حداکثر استفاده را از این عرصه جهت رسیدن به اهداف خود می نماید. بر این اساس، پژوهش حاضر تلاش نموده است با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی صحت این فرضیه را ارزیابی نماید که فضای مجازی و- مشخصاً- شبکه های اجتماعی می تواند به عنوان یکی از ابزارهای دیپلماسی عمومی مورد توجه قرار گیرد و نیز راهکارهایی را به منظور استفاده حداکثری از این بستر در جهت نشر اهداف و آرمان های انقلاب اسلامی با جذب مخاطبان بین المللی در بستر شبکه های اجتماعی بررسی و ارائه نماید.
«تمثیل»، یکی از رایج ترین شیوه های انتقال معانی مجرد و انتزاعی در ادب فارسی است که موضوعات پیچیده و نامحسوس دینی و عرفانی را ساده و قابل فهم می کند. به کارگیری زبان تمثیل، بهترین و نزدیک ترین زبان به فهم و ادراک آدمی است؛ چراکه احوال مربوط به انسان و جهان را در قالبی محدود به حس و تجربه بیان می کند. این شیوة ادبی، در سایر متون عرفانی، به ویژه متون عرفانی هندی نیز قابل مشاهده است. بررسی تطبیقی و دوسویه میان ادب فارسی و ادب هندی، به شناخت دقیق شباهت ها و اشتراکات تمثیلی آنها می انجامد. بدین منظور، این پژوهش با سیری در متون عرفانی هندی و متون برجسته عرفانی فارسی، به بررسی تطبیقی هنر تمثیل پرداخته و تمثیلات داستانی مشترک آن دو، مورد نقد و ارزیابی قرار گرفته است. یافته های پژوهش، حاکی از این است که تمثیلات داستانی در ادب فارسی، علاوه بر مضمون و محتوا، از نظر ساختار و عناصر تشکیل دهندة تمثیل نیز با ادب عرفانی هندی مشابهت دارند و از آن تأثیر پذیرفته اند.
هدف از تحقیق حاضر ارائه الگوی عوامل موثر محتوایی پیام تبلیغات چاپی براساس رویکرد پدیدارشناسی است. در این تحقیق از روش پدیدارشناسی استفاده شده است. در این مطالعه کارمندان شرکت آی سودا به عنوان مصاحبه شوندگان مورد بررسی قرار گرفتند که با انجام مصاحبه با 4 نفر، اشباع نظری اتفاق افتاد. برای تایید پایایی تحقیق در این مطالعه به داده های خام رجوع شد تا ساخت بندی نظریه با داده های خام مقایسه و ارزیابی شود. همچنین از تکنیک ممیزی نیز استفاده گردیدو جهت ارزیابی اعتبار از روش زاویه بندی استفاده شده است. نتایج حاصل از استخراج مفاهیم و مقوله ها و مضمون های حاصل از 4 مصاحبه با مدیران و فعالان صنعت شکلات، منجر به شناسایی متغیرها (مضمون ها) و مولفه های هر متغیر از دید فعالان و مدیران صنعت شده است. همچنین، با توجه به اینکه تمامی مصاحبه شوندگان از جمله فعالان در شرکت آی سودا می باشند، لذا کدهای به دست آمده حاصل از مصاحبه آزمودنی ها، قابلیت اتکای بیشتری پیدا می کنند. 9 مولفه تعیین کننده متغیر (مضمون) محتوای پیام تبلیغاتی شامل موارد ذیل است: نگرش به صنعت تبلیغات، نگرش به برند، نگرش به صنعت تولید، نگرش به بازار، نگرش به بسته بندی، نگرش به واردات، نگرش به صادرات، نگرش به خرید، نگرش به مصرف.
عملکردخانواده به عنوان واحد اجتماعی، نقش انکارناپذیری در برقراری نحوة تعامل ها و واکنش های اجتماعی داشته و عملکرد سالم و سازنده، ضامن سلامت و نشاط جامعه خواهد بود. فرد، تحت تأثیر روابط سالم حاکم بر خانواده، شیوه های ارتباط پذیری و تعامل های سازنده با جامعه را یاد می گیرد. بر عکس، هرچه خانواده دارای عملکرد بد و آشفته باشد به همان نسبت سلامت آن جامعه بیشتر تهدید می شود. هدف اساسی مقالة حاضر بررسی موانع و راهکارهای تحکیم نهاد خانواده از منظر سیره و آموزه های رضوی بوده که به روش توصیفی و از نوع تحلیل اسنادی انجام شده است. در این ارتباط کلیة اطلاعات و منابع مربوط به موضوع گردآوری شده و به شیوة کیفی به ارائةیافته های پژوهشی پرداخته شده است. نتیجة بررسی نشان می دهد که پایبندی به آموزه های دینی و عمل به سیره و اندیشه های معصومین (ع) سد محکمی در برابر موانع تحکیم نهاد خانواده خواهد بود. برای تحکیم روابط میان اعضای خانواده باید با ایجاد فضایی عاطفی و با درک نیازها و خواسته های مشروع طرفین اقدام کرد. عمل به آموزه های دین مبین اسلام به ویژه سیره و آموزه های امام رضا (ع) به طور مستقیم رفتارهای فردی را کنترل می کند و به طور غیرمستقیم از طریق بهبود روابط بین اعضای خانواده، موجب استحکام بیشتر نهاد خانواده می شود.
قرآن در دو آیه مختلف، اما با تعبیری تقریبا یکسان، درباره ستون های آسمان ها سخن گفته است؛ ولی ساختار سخن در این آیات به گونه ای است که مفسران در طول تاریخ آن را به دو شکل کاملا متفاوت فهم کرده اند که یکی حاکی از وجود ستون هایی نامرئی برای آسمان، و دیگری نافی وجود هرگونه ستونی است. این دو تفسیر، هرچند در ظاهر هر یک مبتنی بر تحلیل های ادبی خاص خودشان هستند، اما بررسی های این مقاله نشان می دهد که پذیرش یا رد هر کدام از دو تفسیر فوق، بیشتر از آنکه متکی به قواعد ادبی باشد، مبتنی بر نظریاتی پیشینی در حوزه های کلام و کیهان شناسی و نیز رابطه میان این دو حوزه است. بنابراین، با گذر زمان و وقوع تغییرات یا اصلاحاتی در هر یک از دو حوزه فوق یا ارتباطات میان آنها، چگونگی تفسیر آیه دستخوش تحولاتی جدید می شود. این مقاله با رویکرد تاریخی به بررسی چگونگی وقوع این تحولات تفسیری بر اثر تحولات کلامی و کیهان شناختی در طی چهارده قرن گذشته می پردازد و نشان می دهد که این تحولات را می توان در سه دوره تاریخی مجزا بر اساس تحولات رخ داده در کلام و کیهان شناسی طبقه بندی کرد.
دعا در مذهب شیعه و کاتولیک جایگاه ویژه ای دارد. اهمیت دعا در این دو مذهب و آثار سازندة آن و نقش مهم گرایش ها در نیل به کمال از یک سو، و اهمیت بحث تطبیقی بین این دو مذهب از سوی دیگر، نویسنده را بر آن داشت که به بررسی تأثیر دعا بر گرایش ها، که یکی از ساحت های وجودی بشر است، از نظر شیعه و کاتولیک بپردازد و وجوه تشابه و تمایز بین آنها را بیان نماید. روش بحث توصیفی تحلیلی است. دعای شیعه خواندن خدا و میل و رغبت به اوست. کمال نهایی شیعی قرب الهی است. دعای کاتولیک صعود ذهن به سوی خدا و طلب امور خیر است و کمال کاتولیکی تشبه به مسیح. دعا با تأثیر بر گرایش های متعالی انسان زمینه ساز نیل به کمال است. به فعلیت رساندن کمال طلبی، حقیقت جویی، و خداجویی از جمله وجوه اشتراک این دو مذهب، و محوریت معرفت بخشی روح القدس، اعطایی بودن محبت و امید، تأکید بر فرزندی خدا و امید در دعای کاتولیک؛ و نیز تمرکز بر معرفت بخشی از طریق محتوا به عنوان زمینه گرایش ها، اکتسابی بودن محبت و امید، تأکید بر عبودیت انسان، و توازن بین خوف و رجا در دعای شیعی، از جمله وجوه افتراق تأثیر دعا بر گرایش ها از نظر شیعه و کاتولیک است.
خانواده و ساختار آن نقش بسزایی در رشد، شکل گیری شخصیت و سلامت روان اعضای آن به خصوص فرزندان ایفا می کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر ساختار خانواده (تک همسری، چندهمسری) بر گرایش به رفتارهای پرخطر و سازگاری دانش آموزان دبیرستانی انجام شده است. روش پژوهش از نوع علّی- مقایسه ای (پس رویدادی) و جامعه آماری آن کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان خاش استان سیستان و بلوچستان بوده است که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، تعداد 79 دانش آموز پسر (از خانواده تک همسری) و 71 دانش آموز پسر (از خانواده چندهمسری) بین سنین 14 تا 17 سال به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار به کار رفته در پژوهش حاضر، پرسشنامه رفتارهای پرخطر و مقیاس سازگاری دانش آموزان دبیرستانی بوده است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و استنباطی (تی مستقل و رگرسیون) انجام شده است. یافته های پژوهش نشان داد که بین دو گروه به لحاظ رفتارهای پرخطر و سازگاری تفاوت معناداری وجود دارد (01/0p≤) و در میان دانش آموزان خانواد ه های چندهمسری میزان سازگاری، کم و گرایش به رفتارهای پرخطر، زیاد است. بر پایه نتایج به دست آمده، آگاهی دادن به خانواده ها در زمینه اثرات منفی ساختار همسرگزینی چندهمسری می تواند بر کاهش گرایش به رفتارهای پرخطر و سازگاری دانش آموزان مؤثر باشد.
تبیین رابطه دین و سیاست در دکترین مهدویت شیعه امامیه، یکی از مهمترین دغدغه های اندیشمندان مسلمان است که می تواند در عصر غیبت راهنمای دولتهای اسلامی در تصمیمات و سیاستگذاریها باشد. این پژوهش درصدد است تا با روش توصیفی تحلیلی به سوالات ذیل پاسخ دهد: 1- رابطه دین و سیاست در اندیشه مهدویت براساس آموزه های دین اسلام در قرآن و روایات چگونه تبیین می شود؟ 2- نگرش شیعه امامیه در این مساله، چه تمایزی با رابطه دین و سیاست در دنیای مدرن و متجدد دارد؟ دین در دکترین مهدویت شیعی متاثر از نصوص دینی، برای هدایت انسان در دنیا و آخرت آمده است و به زندگی اجتماعی و سیاسی انسان جهت می دهد. بنابراین رابطه دین و سیاست یک رابطه ماهوی و منطقی است و دین بر حیات سیاسی انسان اشراف داشته، همه ابعاد رفتاری از جمله رفتارهای سیاسی را به سوی اهداف معنوی و قرب الهی پیش می برد. نوآوری این مقاله در آن است که می تواند، علاوه بر تبیین رابطه دین و دولت در اندیشه مهدویت، برای جهت دهی رفتار جوامع اسلامی در دوره غیبت راهگشا باشد.
نوشتار حاضر با هدف بررسی نقش حیا و عفت زن در منتظر پروری انجام شد و کوششی است برای تبیین جایگاه مهم زنان در ترسیم آینده جامعه اسلامی. این مقاله جلوه های گوناگون حیا و عفت در سه حوزه خودسازی، دگرسازی و زمینه سازی برای ظهور را مورد بحث قرار داده تا جایگاه زنان را در این سه حوزه تحلیل کرده و یکی از راه های حرکت به سوی جامعه مهدوی را تبیین کند. نیروی درونی عفت و حیا که با تقوای الهی قرین شده و نیز حجاب از نشانه های مهم حکومت آخرین ذخیره الهی است. لذا زنان در جامعه اسلامی با مزیّن شدن به این ملکات اخلاقی و تربیت نسل محجوب و تأثیرگذار در جامعه رسالت خطیر منتظرپروری را به خوبی ایفا می کنند.
خداوند برای هدایت انسان ها افرادی را برگزیده و به نبوت برخی از آنان در قرآن تصریح کرده است. ولی پیامبر بودن بعضی از افراد مانند حضرت خضر(ع) به روشنی بیان نشده است. این مسئله زمینه ای شده تا بین دانشمندان اسلامی درباره شخصیت، نبوت و جایگاه و مقام ایشان اختلاف ایجاد شود. برخی از عرفا بر این باورند که عنوان «خضر» یک مقام معنوی است، نه یک شخصیت عینی؛ ولی بسیاری از دانشمندان اسلامی بر این باورند که حضرت خضر موجودی حقیقی و عینی است. این دسته نسبت به فرشته یا انسان بودن وی و همچنین نبوت، ولایت و عبد صالح بودن او با یکدیگر اختلاف نظر دارند. مقاله حاضر در عین توصیف کامل دیدگاه های مذکور، با تحلیل و بررسی آیات قرآنی و روایات به این نتیجه دست پیدا کرده که آن حضرت انسان حقیقی و عینی بوده لیکن نبوت ایشان از آیات و روایات قابل اثبات نیست. ولی می توان از آیات قرآنی مقام ولایت را برای ایشان اثبات نمود.
سیره نبوی صلی الله علیه و آله به لحاظ اهمیت نظری و عملی از دیرباز مورد توجه نویسندگان بوده و کتب بسیاری در این زمینه به رشته تحریر درآمده است. نویسنده در مقاله حاضر کتاب سیره پیامبر را که شامل ده مقاله پیرامون حیات ایشان می باشد، معرفی می کند. در راستای این هدف، ابتدا با به تصویر کشیدن هر یک از بخش های کتاب، به بررسی محتوای مقاله های مندرج در این بخش ها همت گماشته است.
این مقاله در صدد پاسخ گویی به این سؤال مهم در حوزه فناوری دینی می باشد که مرز بین تصرف مطلوب در طبیعت (تسخیر) با تصرف مذموم در طبیعت (تغییر) از دیدگاه قرآن چیست؟ نویسنده ابتدا اصطلاحات تسخیر، تغییر، فناوری و فناوری اسلامی را تعریف کرده و سپس با ذکر 40 مصداق تصرف، سعی در پاسخ به این سؤال با الهام از فناوری های چهارگانه قرآنی که در زمان انبیا پیشین بوده و فناوری هایی که در روایات به آنها اشاره شده است و همچنین تفسیر آیات مربوطه دارد. یافته های تحقیق: شش ملاک برای این امر پیشنهاد می شود. برخی پسینی و برخی پیشینی؛ از سوی دیگر پاره ای از ملاک ها سلبی (عدم اسراف و تبذیر و عدم آلایش و تخریب محیط زیست) و برخی نیز ایجابی (فکر، ذکر و شکرِ لسانی و عملی) هستند. نتیجه تحقیق آن است که هر مقدار فناوری بتواند نوع تصرف خود را با ملاک های طرح شده بیشتر هماهنگ شود، اسلامی تر و مفیدتر خواهد بود. روش تحقیق تحلیل اسنادی می باشد.
یکی از مهم ترین نظریات معرفت شناسی در باب توجیه نظریه ی مبنا گروی است. هرچند این نظریه در سنت فلسفی اسلامی به نحو مستقل مورد بحث واقع نشده است اما در آثار فیلسوفان مسلمان از جمله ملاصدرا با زبان فلسفی خاص آن عصر که متفاوت با زبان معرفت شناسی معاصر است به آن پرداخته شده است.. در این مقاله بعد از طرح نظریه های مختلف در باب توجیه و بیان آراء فیلسوفان و متکلمان مسلمان در باب تعداد گزاره های پایه،دیدگاه ملاصدرا در باب گزاره های پایه بررسی شده است. ملاصدرا تعداد بدیهیات را انحصاری و بر اساس تقسیم ثنائی نمی داند و معتقد است که بدیهیات اموری نیستند که کاملا و به صورت مطلق ثابت باشند. ملاصدرا آنگاه که به صراحت به تعداد گزاره های بدیهی اشاره می کند، اقسام بدیهیات را همان شش قسم مشهور می داند؛ولی در حین بحث در مسائل مختلف از این اعتقاد خود عدول می کند .عدول او گاه به صورت افزایش تعداد بدیهیات است و گاه چنین است که تقسیم بندی جدیدی ارائه می کند که در آن برخی از این اقسام شش گانه تحت اقسام دیگر قرار می گیرند.
موضوع انتساب اضلال انسان به خداوند، در آیاتی از قرآن کریم مطرح شده است. این امر در نگاه نخست، ناسازگار با عدل الهی و اختیار انسان است؛ ازاین رو اندیشمندان اسلامی با آرای گوناگون در رفع این تعارض کوشیده اند. در پژوهش پیش رو که به روش تحلیلی و داده پردازی توصیفی انتقادی و با انگیزه تبیین دقیق ماهیت اضلال الهی انجام یافته، رویکرد عقلی دو مکتب شیعی و معتزلی از نگاه علامه طباطبائی و جارالله زمخشری بررسی و تحلیل شده است. هر دو اندیشمند، اضلال خداوند را عدم ایصال به مطلوب، عدم لطف، واگذاشتن در مسیر گمراهی و مجازات عملکرد سوء و اختیاری انسان بیان کرده اند؛ اما علامه با نگاهی فلسفی و دقیق ، این فرایند را تبیین کرده است. علامه در خصوص حوزه اختیار انسان در افعال اختیاری، آموزه «امر بین الامرین» را منطبق بر مبانی هستی شناسی اسلامی می داند و در مقابل، زمخشری «تفویضی» می اندیشد؛ اما در مسئله اضلال الهی که نتیجه قهری سوء اختیار انسان است و حوزه فعل الهی به شمار می رود، نزاعی نداشته، آن را منافی با اختیار آدمی و عدل الهی نمی دانند. چگونگی استدلال و تطبیق آرای ایشان در این جستار، به روشنی بررسی شده است.
در گرایش های نوپدید تفسیری چون «تفسیر ساختاری» و «تدبر در قرآن» سوره به مثابه کل پیوسته تلقی می شود که الفاظ، عبارات و آیات آن پیرامون موضوعی کانونی گرد هم آمده است و از همین موضوع کانونی سخن می گویند. در این نگاه جامع و منسجم به سوره، موضوع کانونی جایگاه ویژه ای دارد و نقشی راهبردی در فهم سوره بازی می کند. این پژوهش با پذیرش اهمیت و جایگاه راهبردی موضوع کانونی در فهم سور، به دنبال ارائه روشی جهت شناسایی و پیدا کردن آن در سور آغازشده با سوگند است. روش ارائه شده در دو مرحله «شناسایی مُقسَم علیه (جواب قَسَم)» و «جایگاه سنجی مُقسَم علیه (جواب قَسَم) در محتوای سوره» طراحی شده است. این روش با مطالعه موردی آیات برخی از سور آغازشده با سوگند به دست آمده است و فهم یک دست، جامع و منسجم سوره را برای مفسر فراهم می سازد. این روش جهت راستی آزمایی در سوره طور به ارزیابی گذاشته شده و درستی و دقت آن در این آزمون اثبات شده است. در قسمت پایانی مقاله، به برخی از آسیب های ناشی از بی توجهی به موضوع کانونی اشاره شده است.
یکی از چالشهای مهمّ فراروی گفتمان مهدویت، مسئله «یأس و ناامیدی» از ظهور و قیام منجی موعود، به جهت طولانی شدن غیبت است. این چالش زمانی جدّیتر میشود که در برخی روایات، فرا رسیدن زمان ظهور منجی موعود با تحقق یأس و ناامیدیِ مردم پیوند خورده است. این روایات در ظاهر با روایت علوی «انتظروا الفرج و لا تیأسوا من رَوح الله فإنّ أحبّ الأعمال إلی الله انتظار الفرج» که مبیّن پیوند مبنایی آموزه انتظار فرج با اصل قرآنیِ «حرمت یأس از رَوح الله» است، منافات دارد. پرسش اصلی این است که این روایات را چگونه باید تبیین نمود که با اصل مذکور منافات نداشته باشند؟ پاسخ این پرسش در گرو تبیین ارتباط مبنایی و معنایی انتظار فرج با اصل قرآنی حرمت یأس از روح الله است. توجه به تأکید تعالیم دینی بر مطلوبیت امید به رحمت الهی که موجب حرکت، پویایی و مجاهده در راه حق است و نیز، نهی از یأس و ناامیدی که سکون، رخوت و مسئولیتگریزی را به دنبال دارد، در کنار روایات پرشماری که به ترسیم سیمای حقیقی منتظران ظهور منجی موعود پرداخته و انتظار فرج را ملازم با حرکت، تلاش و مجاهده در راه حاکمیت حق و عدالت میداند، ارتباط مذکور را مبیّن میسازد. بر این اساس، روایاتی که ظهور منجی موعود را مقارن با تحقق یأس و ناامیدی میدانند هرگز به معنای جواز یأس و ناامیدی نبوده بلکه میتوان این روایات را بدین معنا دانست که ظهور منجی موعود زمانی خواهد بود که مردم از همه حکومتها و سیاستها برای اجرای کامل عدالت در جهان، ناامید شوند و به اندازهای از رشد معرفتی و فکری برسند که درک کنند تنها حکومت منجی موعود است که میتواند تأمینکننده عدالت حقیقی باشد.
نیروزیّه رساله ای است منسوب به ابن سینا که موضوع آن تفسیر قرآن کریم است. ابن سینا در این رساله براساس اصول فلسفی خود و نیز حساب جمل، تلاش کرده است تا حروف مقطّعه قرآن را تفسیر کند. با توجه به اینکه عدم ذکر این رساله در برخی کتب تراجم قدیمی موجب بروز تردید در انتساب این رساله شده است، تحقیق در بررسی انتساب این رساله به ابن سینا و سپس بررسی تاریخ احتمالی تألیف آن ازجمله ابعاد پژوهشی مهم در مورد این رساله است. ابن سینا در ابتدای این رساله طی مقدّمه ای بیان می کند که آن را به رسم هدیه نوروزی به شخصی با لقب الشیخ الأمیر هدیه کرده است. مهدی إلیه این رساله، به طورقطع روشن نیست، اما براساس شواهد تاریخی و شواهد موجود در متن، می توان اشخاصی از معاصران و نزدیکان ابن سینا را به عنوان مهدی إلیه احتمالی بررسی کرد. در میان این اشخاص، احتمال مهدی إلیه بودن أبوعبدالله برقی از دیگران قوی تر است. بر این اساس، ابن سینا این رساله را تقریباً در حدود سال های 387 392ه ، یعنی زمان اقامتش در بخارا تألیف کرده است؛ بررسی های متن شناختی نیز نشان می دهد که محتوای رساله با سایر آثار ابن سینا هماهنگ است و اصطلاحات کلیدی رساله همچون اصطلاح خاص او برای خداوند و نیز اصطلاحات خاص او برای بیان مراتب خلقت و تقریر نظریه صدور، انتساب رساله نیروزیّه را به ابن سینا تأیید می کند.