مباحث زبان شناسی از دیرباز مورد توجه دانشمندان اسلامی قرار گرفته است. از جمله مباحث زبان شناسی، بررسی میزان توانایی انتقال مفاهیم متنی به مخاطب بوده و برای بررسی این موضوع، نظریات مختلفی مطرح شده است. در این جستار با تکیه بر یکی از نظریات نوپا و مورد استقبال دانشمندان اسلامی یعنی نظریه تکامل یافته انسجام متن هلیدی و حسن (1985) به بررسی میزان انسجام متنی دو ترجمه مشهور قرآن، ترجمه صفوی (1388) و بهرام پور (1387) پرداخته شده است. بحث انسجام در سه سطح دستوری، واژگانی و پیوندی قابل تأمل و بررسی است؛ در میان پژوهش های انجام شده در این موضوع بررسی میزان کارآیی دو ترجمه بهرام پور و صفوی با رویکردی تطبیقی-تحلیلی رویکردی جدید برای اعتبار سنجی ترجمه های حاضر قرآن کریم بوده و لذا در این پژوهش با پیاده سازی این نظریه بر دو ترجمه مذکور و با استمداد از روش آماری، توفّق و مطابقت بیشتر ترجمه صفوی با نظریه هلیدی و حسن در سوره مبارکه نازعات به سبب کاربست بیشتر عوامل انسجام دستوری در متن یعنی ارجاع، حذف و جانشینی مشاهده می شود و بر این اساس می توان ترجمه صفوی را در چارچوب این نظریه منسجم تر از ترجمه بهرام پور دانست.
«حقوق شهروندی» در هر مسلک و مرامی، مبتنی بر مجموعه ای از اصول است که بنیان های اصلی هریک از آن حقوق به شمار می روند. در اسلام نیز حقوق شهروندی مبتنی بر اصول بنیادینی است که شناخت آنها می تواند چارچوب دقیقی از آن به دست دهد. نگارندگان این نوشتار با روش توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از منابع اسلامی، مهم ترین این اصول را استخراج کرده و منطق حاکم بر آن حقوق را نشان داده است. اصولی از قبیل اصل «حاکمیت مطلق الهی»، «توجه به مصالح اخروی بر دنیوی و تقدم حق حیات معنوی»، «کرامت انسانی»، «عدالت»، «تناسب رفتاری»، «مصلحت» و «تلازم حق و تکلیف»، تأثیری بنیادین بر ترسیم حقوق شهروندی دارند. دولت اسلامی مؤظف است در راستای چارچوب بندی حقوق شهروندی و عملی ساختن آنها در صحنة جامعه، تمام این اصول را لحاظ کند؛ زیرا لحاظ نکردن حتی یکی از این اصول حقوق شهروندی را به مخاطره خواهد انداخت.
یکی از مسائل چالشی در مباحث خداشناسی، مبحث وجودشناسیِ صفات الهی است. در بحث وجودشناسی صفات الهی از کیفیت رابطه ذات الهی با صفات سخن گفته می شود. اشاعره در این بحث، به زیادت صفات بر ذات الهی قائل اند. یکی از ادله مهم اشاعره در این زمینه، قیاس غایب بر شاهد است. در این قیاس، حکم صفات در شاهد، یعنی انسان، به غایب، یعنی خدای متعال نسبت داده می شود. این قیاس با وجود اینکه نوعی قیاس فقهی یا تمثیل است، ولی چون جهت مشابهت یا جامع در آن، علت تامه برای ثبوت حکم در اصل می باشد، دارای اعتبار است. در مقابل، مخالفان اشاعره نقدهایی بر این قیاس وارد کرده اند که البته بیشتر آنها وارد نیستند. ما در این نوشتار با روشی تحلیلی به تقریر این قیاس پرداخته و نقدهای وارد بر آن را بررسی کرده ایم. نتیجه اینکه کارکرد این قیاس، تنها در اثبات وجود مبدأ اوصاف الهی است و توانایی تبیین کیفیت رابطه این مبادی با ذات الهی را ندارد، و ازهمین رو اگر برای اثبات نظریه زیادت به کار رود، اعم از مدعا خواهد بود.
منشور حقوق شهروندی نشان دهنده دغدغه دولت درآگاه سازی عمومی درباره حقوق شهروندی ونهادینه کردن احترام به حقوق بشراست .دراین راستا یکی از مهمترین محورهای منشور حقوق شهروندی مساله حقوق زنان است.براین اساس هدف از پژوهش حاضر ،بررسی وتحلیل میزان توجه به حقوق شهروندی زنان درقاموس منشور حقوق شهروندی می باشد.پژوهش فوق نشان دهنده این امر است که حقوق شهروندی زنان در منشور حقوق شهروندی درحد قابل قبولی مورد توجه قرار گرفته ولی با این حال نبود ضمانت اجرای مناسب از یک سو وبرخی چالش های عملی واجرایی از سوی دیگر تحقیق مطلوب وواقعی حقوق زنان رادرایران با موانع جدی مواجه نموده است.
توسعه فضای مجازی و سیطره آن بر زندگی انسان عصر حاضر، چالش های متعددی را به لحاظ اخلاقی، امنیتی، روانی و اقتصادی برای انسان به ارمغان آورده است. همین امر سبب شده است که برخی از سازمان ها، نهادها، فعالان اجتماعی و اندیشمندان دلسوز در نقاط مختلف جهان به هدف پیشگیری از همین چالش ها، به تدوین و ابلاغ دستورالعمل ها و اصول اخلاقی متعددی برای کاربران فضای مجازی اقدام نمایند. این پژوهش با همین رویکرد به واکاوی و تحلیل اصل صداقت در قرآن کریم و روایات معصومین ^ پرداخته و با انطباق آن بر فضای مجازی به این نتیجه رسیده است که «اصل صداقت» به دلیل توسعه مفهومی، اتکاء همه فضایل اخلاقی بر آن، ناظر بودن بر ساختار وجودی انسان و همچنین اطلاق آن در آیات و روایات، یک اصل اخلاق پیشینی و حاکم بر سایر اصول اخلاقی است که فارغ از هرگونه قیدی، یک الزام اخلاقی فرازمانی، فرامکانی و فراعرصه ای را برای انسان پدید می آورد.
از جمله مسائلی که در جامعه امروز بشری بسیار لازم به نظر می رسد توجه به اخلاقیات است. اخلاق از واژه هایی به شمار می رود که همزاد و همراه با آفرینش انسان است؛ زیرا انسانیت انسان با اخلاق معنا پیدا می کند. بر همین اساس است که در آموزه های دینی بالأخص معارف قرآنی به اخلاق و مؤلفه های آن به صورت ویژه پرداخته شده است. قرآن کریم به عنوان آخرین و کامل ترین ذخیره خداوند سبحان، به مؤلفه های اخلاقی نگاه بی بدیلی داشته است و آینه تمام نمای اخلاقیات برای ما مسلمان آیات وحی الهی است که با تمسک به آن ها می توان مسیر درست زندگی را یافت و پیمود. پژوهش حاضر، سوره نساء را مبنای کار خود قرار داده تا با بررسی آن نکات اخلاقی موجود در آن را به عنوان گفتمان اخلاقی این سوره استخراج نماید. با توجه به اینکه پرداختن به کل آیات این سوره خارج از حجم استاندارد مقاله می باشد بنابراین در این تحقیق 34 آیه اول این سوره را مبنای کار خود قرار داده ایم.
هدف: با توجه به اهمیّت مداخلات معنوی در درمان مشکلات روان شناختی، پژوهش حاضر با هدف ارزیابی اثربخشی آموزش معنویت درمانی بر سازگاری اجتماعی دانشجویان دختر انجام شد. روش: روش پژوهش، انجام آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون بود که با گروه کنترل و جامعه آماری پژوهش، شامل تمامی دانشجویان دختر دانشکده فنی سما در کرمانشاه انجام شد. از میان آن ها نمونه ای به حجم120 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد و پس از تکمیل پرسشنامه سازگاری اجتماعی بل،50 نفر که کمترین میزان سازگاری را داشتند، به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. برای گروه آزمایش، 9 جلسه آموزش معنویت درمانی به صورت گروهی اجرا شد و بعد از مداخله، برای هر دو گروه، پس آزمون به عمل آمد. برای تحلیل داده ها از روش آماری کوواریانس استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که متغیر وابسته در گروه آزمایش، در مقایسه با گروه کنترل، ارتقای معناداری یافته است. نتیجه گیری: از یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که آموزش معنویت درمانی در افزایش سازگاری اجتماعی دانشجویان دختر مؤثر بوده است.
نظام سازی اسلامی به معنای برساخت مبانی،اصول و اهداف دینی در حکومتی تازه است که به سرعت و در پی انقلاب، شکل می گیرد اما بقای آن، به تأسیس و تداوم نهادهای سه گانه مذهبی در بخش های اجرا،قضا و تقنین و ایجاد و ابقای نهادهای مناسب به آن، مرتبط است ولی یکی از مسأله های مطروحه آن است که نمی دانیم نهاد سازی تنها به تشکیل موسسه و نهاد نیست بلکه درجه اجتماعی شدن آن، میزان نهادمندی اسلامی و مقدار ارتباط آن با تمدن نوین اسلامی را معین می کند، بنابراین، سئوال پیش روی مقاله حاضر آن است که به نوع ارتباط بین نظام-نهاد-تمدن نوین در سطح اسلامی پاسخ دهد. فرضیه ما عبارت است از: تنها با افزایش درجه نهادینه شدن نهادهای اسلامی جدید، قادر خواهیم بود نظام تازه برآمده اسلامی را در نیل به تمدن نوین اسلامی یاری دهیم در نتیجه، هدف مقاله تنها نشان دادن ارتباط عناصر سه گانه مذکور نیست بلکه کمک به تعمیق باور ضرورت تداوم ارتباط آن در ذهن و عمل مردم است. از یافته های مقاله می توان اشاره کرد به این که نظام اسلامی تشکیل نمی شود مگر به تعمیق نهادهای مرتبط و این نهادهای دینی اجتماعی شده اند که راه را برای شکل گیری تمدن نوین اسلامی در تراز انقلاب اسلامی فراهم می آورند.
حدیث قدسی سلسله الذهب، حاوی گفتمان های توحید و امامت است که توأمان، گفتمان تفکر شیعی را تشکیل می دهند و با رویکردی سیاسی-اجتماعی همه ذیل گفتمان مقاومت، جای می گیرند. این حدیث، در سال 200 ه.ق توسط امام هشتم شیعیان اثنی عشری، امام علی بن موسی الرضا (علیه السّلام)؛ زمانی که از سوی مأمون خلیفه عباسی به مرو فراخوانده شده بود، در مسیر رفتن از مدینه به مرو، در نیشابور، در جمع عده ای از علما و اصحاب حدیث بیان شد. پژوهش حاضر، سعی دارد با بررسی حدیث مذکور با بهره گیری از الگوی روشی تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف، به واکاوی و بررسی چرایی انتخاب، اهمیت و بازتاب های حدیث سلسله الذهب در آن مقطع مهم، حسّاس و تاریخی بپردازد. بررسی صورت گرفته نشان داد که؛ امام رضا (علیه السّلام)، با نقل حدیث مذکور، به تأیید، تقویت و آشکارسازی گفتمان تفکر شیعی پرداخته و الگویی راهبردی برای شیعیان و همه مسلمین ارائه فرمود.
الگوی ارتباط والد−فرزند، یکی از اجزای ضروری رشد کودکان است و بیشتر با مهم ترین موفقیت های کودکان، از جمله توانایی های اجتماعی و شناختی آنها مرتبط است. همچنین، پایه ای برای بیشتر جنبه های شخصیتی، نگرشی، احساسی و عادتی مردم است. پژوهش پیش رو، با هدف شناخت رابطه ساختاری الگوهای ارتباط والد−فرزند و مهارت های ارتباطی با واسطه گری مدیریت هیجان و عزّت نفس انجام شد. شرکت کنندگان پژوهش شامل چهارصد تن از دانشجویان دانشگاه های جهرم بودند که به روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند و پرسش نامه های الگوهای ارتباط والد−فرزند (باقری، 1392)، مهارت ارتباطی (کویین دام، 2004(، مدیریت هیجانی (راجر و نشوور، 1987) و عزت نفس (کوپراسمیت، 1967) را تکمیل کردند. نتایج تحلیل مسیر از نوع مدل یابی معادلات ساختاری، نشان دادند که مدل پیشنهادی با داده های این پژوهش برازش مناسبی دارد و اثر مستقیم الگوی ارتباط والد−فرزند بر مدیریت هیجانی و عزت نفس تأیید شد. همچنین مدل نشان داد الگوی ارتباط والد−فرزند به واسطه عزّت نفس بر مهارت های ارتباطی تأثیر دارد. نتایج بیانگر آن هستند که امنیت مداری پدر، عزّت نفس و مدیریت هیجانی را پیش بینی می کند و امنیت مداری مادر، مدیریت هیجانی و آزادی مداری مادر عزّت نفس را پیش بینی می کند و عزّت نفس در مهارت های ارتباطی اثر دارد.
برجسته ترین وجه اعجاز قرآن کریم به عنوان معجزه ی پاینده پیامبر اکرم9 اعجاز بیانی و فصاحت و بلاغت آن است. از آنجایی که واژه گزینی قرآن، بی بدیل و شگف انگیز و براساس ظرافت های خاصی است لذا برای فهم بهتر این ظرافت ها باید با علم مفردات قرآن که یکی از مجموعه های علوم قرآنی است، آشنا شد. از این رو در این پژوهش سعی بر آن شده برای درک بهتر مفهوم آیاتی که در آن ها، معنای «جماعت و گروه» با الفاظ مختلف ذکر شده، مورد بررسی قرار بگیرد. جهت تحقق این امر از میان واژگانِ با این معنا، پنج واژه ی «ثله، رهط، طایفه، عصبه و فئه» ابتدا در کتب لغت با محوریت العین، معجم مقاییس اللغه، مفردات الفاظ قرآن، بصائر ذوی التمییز فی لطائف الکتاب العزیز و التحقیق فی الکلمات القرآن الکریم مورد بررسی قرار گرفته سپس ذیل تعدادی از آیات قرآنی مشتمل بر این الفاظ، به بررسی نظرات تفسیری حول این واژگان پرداخته شده است. قابل ذکر است که ذیل هر بحثی نتیجه گیری صورت گرفته است که این امر بر غنای محتوا می-افزاید. پس از بررسی های مختلف می توان گفت حق آن است که هر یک از این واژه های به ظاهر مترادف، در قرآن جایگاه خاص خود را دارد و هیچ یک نمی تواند به جای دیگری بنشیند.
حکیم عمر خیام با وجود آن که مشایی است، به دفاع از اصالت ماهیت و اعتباریت وجود پرداخته است .او اتصاف ماهیت به وصف وجود را به واسطه ی تعلق جعل به ماهیت می داند. این رأی شائبه ی نادیده گرفتن بخشی از تاریخ فلسفه را توسط تدوین کنندگان آن ایجاد می کند. سمنانی به دنبال نقد آرای ملاصدرا، سبزواری و آقا علی مدرس (دربرابر قرائت صدرایی) ضمن این که آغاز بحث اصالت وجود یا ماهیت را عصر خیام می داند، آرای او را در تأیید اصالت ماهیت و اعتباریت وجود، به همان معنای صدرایی بازخوانی نموده و استدلال های او را در اعتباریت وجود و اصالت ماهیت محکم دانسته است. این مقاله ضمن تبویب و تبیین نظر خیام بر مبنای قرائت سمنانی، قضاوت او را از این منظر، مطابق با نظر خیام بررسی و ارزیابی کرده است. این پژوهش، بنیادی و روش آن، ترکیبی از توصیف، تحلیل و تطبیق است. از نتایج این پژوهش آن است که روشن می سازد اولاً، شیخ اشراق در رأی اعتباریت وجود تحت تأثیر خیام بوده است. ثانیاً، برخلاف نظر سمنانی، خاستگاه مدعای اعتباریت وجود خیام، زیادت خارجی وجود بوده، نه آن که مقابل با اصالت وجود باشد و این اساس تمایز رأی خیام با میرداماد و ملاصدرا در این مسأله است.