ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲٬۰۴۱ تا ۱۲٬۰۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۰۷ مورد.
۱۲۰۴۱.

اثربخشی برنامه فرهنگی اوقات فراغت عاطفی، رفتاری، و شناختی (عرش) بر تنظیم هیجان مادران و مهارت های اجتماعی کودکان کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۳ تعداد دانلود : ۳۴۵
زمینه و هدف: برنامه فرهنگی اوقات فراغت عرش یکی از مهم ترین برنامه هایی است که می تواند موجب کاهش مشکلات هیجانی مادران و افزایش مهارت های اجتماعی فرزندان آنها شود. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی این برنامه بر تنظیم هیجان مادران و مهارت های اجتماعی کودکان کم توان ذهنی انجام شد. روش : پژوهش حاضر، یک مطالعه شبه تجربی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه بود. نمونه مورد مطالعه 30 نفر از مادران دارای کودکان کم توان ذهنی و فرزندان آنها بودند که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند. افراد گروه آزمایش در 16 جلسه در برنامه مداخله ای (هفته ای 2 جلسه 60 دقیقه ) شرکت کردند؛ در حالی که به گروه گواه، این آموزش ارائه نشد. ابزار این پژوهش مقیاس دشواری های تنظیم هیجانی (گراتز و رومر، 2004) و مهارت های اجتماعی (ماتسون و اولندیک، 1983) بود . داده ها با استفاده از آزمون t مستقل و تحلیل واریانس چندمتغیری برای نمرات افتراقی تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که برنامه فرهنگی اوقات فراغت عرش اثر معناداری بر تنظیم هیجانی مادران کودکان کم توان ذهنی (0001/0 P = و 22/11= t ) داشت. علاوه بر این، مداخله تأثیر مثبت و معناداری بر مهارت های اجتماعی فرزندان نیز داشته است (0001/0 P = و 22/10= t ). نتیجه گیری: برنامه فرهنگی اوقات فراغت عرش سبب بهبود تنظیم هیجانی در مادران و مهارت های اجتماعی در فرزندان کم توان ذهنی آنها شد؛ بنابراین، برنامه ریزی به منظور استفاده از این برنامه اهمیت ویژه ای دارد. استلزامات نتایج به دست آمده در مقاله مورد بحث قرار گرفته است.
۱۲۰۴۲.

نارساخوانی و توانایی های دیداری-فضایی: مروری انتقادی از پژوهش های نوینِ تفاوت-محور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹۵ تعداد دانلود : ۴۸۸
زمینه و هدف: بیشتر پژوهش ها درباره شناسایی مشکلات نارساخوانی از ابتدا تاکنون، مبتنی بر روی آورد پزشکی و آسیب محور بوده است که همگی بر وجود نقص و اختلال تاکید دارند. اما از چند دهه گذشته پژوهش هایی رو به گسترش است که تاکید دارند نارساخوانی لزوما ً به معنای نقص و آسیب نیست، که شکل متفاوتی از کارکردهای ذهنی- پردازشی است و در گوناگونی عصب شناسی ریشه دارد؛ به ویژه این که افراد نارساخوان از استعدادهای دیداری - فضایی متفاوت و حتی برتری برخوردارند. با این حال داده های تجربی محدود در زمینه توانایی های دیداری- نارساخوان ها نتایج متناقضی را ارائه داده اند. هدف پژوهش حاضر بررسی این موضوع با تمرکز بر پژوهش های مربوط به تفاوت های پردازش های دیداری- فضایی و وجود/عدم وجود این توانمندی ها در افراد نارساخوان بود. روش: این پژوهش از نوع مطالعه توصیفی مروری انتقادی است. ابتدا جستجوی گسترده ای در پایگاه های اطلاعاتی علمی SID, Magiran, Ensani, Civilica, Web of Science, ERIC, EBSCO, ScienceDirect, PubMed, Psych INFO and Google Scholar, با کلید واژه های نارساخوانی، اختلال خواندن، ناتوانی خواندن، تجسم فضایی، توانایی دیداری-فضای، خلاقیت و نارساخوانی، مهارت های غیرکلامی، گوناگونی عصب شناسی، و روی آورد تفاوت محور انجام شد. پس از مطالعه و بررسی اولیه 124 مقاله و سپس با حذف مطالعات نامرتبط، 28 مقاله با روش پریزما به مرحله تحلیل وارد شد. یافته ها: بررسی مقالات منتخب نشان داد در 18 مطالعه (5/20 درصد) عملکرد افراد نارساخوان از افراد غیرنارساخوان بالاتر بود. در 36 مطالعه (9/40درصد) تفاوت عملکرد دیداری- فضایی بین افراد نارساخوان و غیرنارساخوان معنادار نبود و عملکرد گروه نارساخوان معادل با افراد غیرنارساخوان بود. در 34 مطالعه (6/38 درصد) عملکرد افراد نارساخوان پایین تر از غیرنارساخوان بود. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که عملکرد نارساخوان ها در درک کلی تصویر، تجسم کلی اشکال پیچیده و اشکال نامعمول نسبت به غیرنارساخوان بهتر بود و زمان واکنش سریع تری نشان داده اند. اما شواهد کمی در حمایت از وجود توانمندی های دیداری- فضایی در همه زمینه ها در افراد نارساخوان وجود دارد. درمجموع با وجود محدودیت های پژوهشی مانند انتخاب نمونه هایی از گروه های سنی، تحولی و آموزشی متفاوت؛ یکسان نبودن روش ها؛ و ابزارهای سنجش به کار رفته در هر پژوهش، رسیدن به نیمرخ شناختی دقیق تر از نقاط قوت و ضعف نارساخوان ها، نیازمند پژوهش های بیشتری است.
۱۲۰۴۳.

پیش بینی قلدری و قربانی شدن بر اساس کیفیت روابط زناشویی، والد- فرزند، و خواهر- برادر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۰ تعداد دانلود : ۴۱۱
زمینه و هدف: قلدری و قربانی شدن به عنوان مشکلات متداول مدارس مطرح شده اند. بررسی پژوهش ها نشان می دهد با وجود نقش پررنگ خانواده در شکل گیری قلدری و قربانی شدن، مطالعه همه عناصر ارتباطی موجود در خانواده چندان مورد توجه قرار نگرفته است. پژوهش حاضر با هدف پیش بینی قلدری و قربانی شدن در دانش آموزان بر اساس کیفیت ارتباط زناشویی، والد-فرزند، و خواهر- برادر انجام شد. روش: طرح این پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تمامی دانش آموزان پسر متوسطه اول ناحیه یک شهر رشت به همراه والدین آنها در سال تحصیلی 99-98 بودند که تعداد 355 نفر از آنها به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل مقیاس قلدری ایلی نویز (اسپلاگه وهولت، 2001) مقیاس رابطه والد- فرزند (فاین و همکاران، 1983) و مقیاس سنجش روابط خواهر- برادر (فرمن، 1985) و فرم تجدید نظر شده مقیاس کیفیت زناشویی (باسبی و همکاران، 1995) بود که به صورت گروهی بر روی الدین اجرا شد. در پایان داده ها با استفاده از روش همبستگی پیرسون و ر گرسیون چند گانه همزمان در محیط نرم افزار spss-20 تحلیل شدند . یافته ها: نتایج نشان داد متغیرهای قدرت خواهر/ برادر و خشم به پدر توانستند ب ه طور مثبت و معنی داری به ترتیب 22 و 7 درصد از واریانس متغیر قلدری را پیش بینی کنند. همچنین متغیرهای تعارض خواهر/ برادر و نارضایتی از مادر توانستند به طور مثبت و معناداری به ترتیب 22 و 16 درصد از واریانس متغیر قربانی شدن را پیش بینی کنند ( 001/0> p ) . نتایج همچنین نشان داد متغیرهای ارتباط زناشویی، ارتباط با مادر، عاطفه مثبت به پدر، و ارتباط با پدر توانستند به طور منفی و معناداری به ترتیب 15، 13، 37و16 درصد از واریانس متغیر قلدری را پیش بینی کنند. همچنین متغیرهای عاطفه مثبت به پدر، درآمیختگی پدر، و ارتباط با پدر توانستند به طور منفی و معناداری به ترتیب 26، 38و 20 درصد از واریانس متغیر قربانی شدن را پیش بینی کنند ( 001/0> p ) . نتیجه گیری: نتایج نشان داد کیفیت ارتباط های درون خانواده (ارتباط زن- شوهر، والد-فرزند، خواهر-برادر) پیش بینی کننده قلدری و قربانی شدن فرزندان بودند . استلزام های نتایج به دست آمده در مقاله مورد بحث قرار گرفته است.
۱۲۰۴۴.

تأثیر برنامه توانبخشی شناختی مبتنی بر حافظه آینده نگر بر میزان توجه کودکان با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۶ تعداد دانلود : ۸۰۲
زمینه و هدف: توانایی توجه انتخابی در کودکان با اختلال نارسایی توجه فزون کنشی به خوبی تحول نمی یابد و دامنه توجه کوتاه، به عدم تکمیل تکالیف و طرح ها می انجامد و سبب می شود که توجه آنها به طور مداوم از فعالیتی به فعالیت دیگر معطوف شود. هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی برنامه توانبخشی شناختی مبتنی بر حافظه آینده نگر بر میزان توجه کودکان با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی بود. روش : پژوهش حاضر، یک مطالعه شبه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه گواه بود. نمونه مورد مطالعه شامل 32 کودک با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی در دامنه سنی 8 تا 11 سال شهر کرمانشاه در سال 1397-1396 بودند که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایدهی شدند. گروه آزمایش، برنامه توانبخشی شناختی مبتنی بر حافظه آینده نگر را در 18 جلسه 40 دقیقه ای دریافت کردند، در حالی که گروه گواه در فهرست انتظار ماندند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس درجه بندی کانرز والدین (کانرز، 1999)، مصاحبه بالینی و آزمون رنگ- واژه (استروپ، 1953) بودند. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که برنامه توانبخشی شناختی مبتنی بر حافظه آینده نگر بر میزان توجه کودکان با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی تأثیر مثبت و معناداری دارد (0/0001 P< ). نتیجه گیری: استفاده از برنامه توانبخشی شناختی مبتنی بر حافظه آینده نگر با نتایج مثبت و مؤثری در کودکان با اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی همراه بود و به بهبود میزان توجه آنها منجر شد؛ در نتیجه استفاده از این نوع مداخله در فرایند درمان این کودکان پیشنهاد می شود.
۱۲۰۴۵.

طراحی برنامه توانبخشی شناختی سرور مبتنی بر رایانه و بررسی تأثیر آن بر کارآمدی هجی کردن و پردازش دیداری – واج شناختی دانش آموزان نارساخوان – نادرست نویس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۵ تعداد دانلود : ۴۹۲
زمینه و هدف: ضعف دانش آموزان نارساخوان – نادرست نویس در رمزگردانی ، ذخیره و بازیابی نظام آوایی و نوشتاری سبب می شود تدوین و اجرای برنامه های مداخله ای سودمند در زمینه اختلال های یادگیری خاص اهمیت دو چندانی یابد. بنابراین هدف از پژوهش حاضر طراحی برنامه توانبخشی شناختی سرور مبتنی بر رایانه و بررسی اثر آن بر کارآمدی هجی کردن و پردازش دیداری – واج شناختی دانش آموزان نارساخوان – نادرست نویس بود. روش: پژوهش از نوع شبه تجربی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و دوره پیگیری سه ماهه با گروه گواه بود. جامعه آماری را تمام دانش آموزان پسر کلاس سوم ابتدایی با اختلال نارساخوانی – نادرست نویسی مراجعه کننده به مراکز اختلال های یادگیری شهرستان کاشان در سال تحصیلی 98-97 تشکیل داد. برای انتخاب نمونه 20 دانش آموز نارساخوان – نادرست نویس بر اساس آزمون های تشخیصی (فهرست تشخیصی نشانگان نارساخوانی ساختاریافته بر اساس ملاک های پنجمین ویرایش کتاب راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی، آزمون هوشی وکسلر کودکان و مقیاس درجه بندی کانرز) به روش نمونه گیری هدفمند انتخب شده و به صورت تصادفی ساده در دو گروه آزمایشی و گواه جایدهی شدند (هر گروه 10 نفر). پس از اجرای پیش آزمون های اختلال بیان نوشتاری - مؤلفه دیکته (باعزت، 1389) و پردازش دیداری-و اج شناختی (حسینی، مرادی، کرمی نوری، حسنی و پرهون، 1395)، گروه آزمایشی تحت مداخله برنامه توانبخشی شناختی سرور مبتنی بر رایانه قرار گرفتند و گروه گواه مداخله ای دریافت نکردند. بلافاصله پس از اتمام مداخله، پس آزمون های مذکور بر روی گروه ها به صورت همزمان اجرا شد. همچنین آزمون های پیگیری نیز پس از گذشت سه ماه بر روی گروه ها اجرا شد. داده های آماری با روش تحلیل واریانس چندمتغیره اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت . یافته ها: نتایج نشان داد 20 جلسه توانبخشی شناختی تکلیف درست نویسی و تکلیف رنگ در برنامه نرم افزاری سرور موجبات کاهش خطاهای هجی کردن و بهبود پردازش دیداری – واج شناختی گروه آزمایش در مراحل پس آزمون و پیگیری را فراهم کرد ( 0/01 p< ). نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه گرفت که استفاده از تمرینات تکلیف درست نویسی و تکلیف رنگ در برنامه توانبخشی شناختی سرور مبتنی بر رایانه بر هجی کردن و پردازش دیداری – واج شناختی دانش آموزان نارساخوان – نادرست نویس، اثربخش است. در نتیجه می توان آن را به عنوان یک روش توانبخشی سودمند به متخصصان و درمانگران حوزه اختلال های یادگیری خاص پیشنهاد داد .
۱۲۰۴۶.

مدل ساختاری روابط بین خودشناسی انسجامی، ادراک رنج و کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به سرطان (مراحل 3 و 4)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۸ تعداد دانلود : ۴۹۱
بیماری سرطان موجب تغییرات متعدد در کیفیت زندگی بیماران می گردد و تشخیص مؤلفه های اثرگذار در این متغیر می تواند نقش مهمی در بهبود کیفیت زندگی بیماران داشته باشد. هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه ساختاری خودشناسیِ انسجامی و ادراک رنج با کیفیت زندگی بیماران سرطانی بود. این پژوهش از نوع همبستگی، و با جامعه پژوهشِ شامل کلیه بیماران سرطانی مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر کرج بود. از بین این افراد 340 نفر به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. بیماران پرسشنامه های خودشناسی، ادراک رنج و کیفیت زندگی را تکمیل نمودند. داده ها با استفاده از SPSS-19 و مدل سازی معادلات ساختاری (لیزرل) نسخه 5/8 تحلیل شدند. نتایج نشان داد بین خودشناسیِ انسجامی و رنجِ جسمانی، رنج روانی و رنج وجودی با کیفیت زندگی بیماران، رابطه معنادار وجود دارد و روابط علی-ساختاریِ خودشناسیِ انسجامی با مؤلفه های ادراک رنج و کیفیت زندگی معنادار بود. به عبارتی خودشناسی انسجامی به طور مستقیم و غیرمستقیم به واسطه رنج جسمانی و رنج وجودی قادر به پیش بینی کیفیت زندگی در بیماران سرطانی بود. شاخص های برازندگی حاکی از مطلوبیت مدل مفروض در تبیین کیفیت زندگی از طریق متغیرهای خودشناسی انسجامی و ادراک رنج بود. خودشناسی انسجامی به واسطه تأثیرات مهمی که در انسجام بخشی و یکپارچگی روانی افراد دارد، می تواند با اثر گذاری بر ادراک رنج بیماران سرطانی نقش مهمی را در بهبود کیفیت زندگی این بیماران داشته باشد.
۱۲۰۴۷.

حس قدرت، حس جایگاه اجتماعی و شیوه های جایگاه طلبی با تصمیم گیری غیراخلاقی به نفع خود و به نفع دیگران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۰ تعداد دانلود : ۴۸۰
تصمیم گیری غیراخلاقی می تواند هم خودخواهانه و به نفع خود و هم با هدف نفع رساندن به دیگران باشد. هدف این مطالعه بررسی نقش افتراقی حس قدرت، حس از جایگاه اجتماعی و روش های جایگاه طلبی اجتماعی شامل روش برتری و منزلت در پیش بینی تصمیم گیری غیراخلاقی به نفع خود و به نفع دیگران بود. شرکت کنندگان 150 نفر از شهروندان تهرانی بودند که به صورت داوطلبانه در مطالعه شرکت کردند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس حس قدرت، مقیاس حس جایگاه اجتماعی، مقیاس برتری-منزلت، و پرسشنامه تصمیم گیری غیراخلاقی استفاده شد. یافته های تحلیل رگرسیون نشان داد برتری به صورت مثبت و منزلت به صورت منفی با تصمیم گیری غیراخلاقی به نفع خود، رابطه دارد و در مورد تصمیم گیری غیراخلاقی به نفع دیگران، فقط برتری به صورت مثبت رابطه داشت. رابطه معنی داری بین حس قدرت و حس جایگاه اجتماعی و تصمیم گیری غیراخلاقی در دو وضعیت وجود نداشت. این مطالعه از تمایز مفهومی تصمیم گیری غیراخلاقی خودخواهانه یا به نفع خود و به نفع دیگران حمایت می کند. به نظر می رسد صرف قدرت و جایگاه اجتماعی عوامل مرتبط با تصمیم گیری غیراخلاقی نیستند، بلکه روش های کسب جایگاه یعنی برتری و منزلت مکانیسم های روانی تعیین کننده تری در احتمال تصمیم گیری غیراخلاقی هستند.
۱۲۰۴۸.

پیش بینی سبک مکانیزم های دفاعی بر اساس کارکردهای اجرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۶ تعداد دانلود : ۶۰۳
ترکیب روانکاوی و عصب شناسی در ابتدا ناملموس و عجیب به نظر می رسد. ترکیبی که سعی کرده است معانی و مفاهیم روانکاوی را با دانش عصب شناسی متحد کند تا بتواند دانش یکپارچه ای را برای درک بهتر و عمیق ذهن آدمی فراهم کند. با این حال تعامل روانکاوی و عصب شناسی جهت تفسیر رفتار آدمی در سه دهه ی گذشته مورد توجه قرار گرفته است. هدف از این پژوهش بررسی و یافتن سهم کارکردهای اجرایی در پیش بینی سه سبک دفاعی رشد نایافته، رشد یافته و روان رنجور در دانشجویان شهر تهران می باشد. بدین منظور نمونه ی ۱۴۰ نفری (شامل ۷۶ نفر زن و ۶۴ نفر مرد) به شیوه ی نمونه ی در دسترس مورد بررسی قرار گرفت. ابزارهای پژوهش شامل یک پرسشنامه سبک های دفاعی اندروز و همکاران (DSQ) و چهار آزمون رایانه ای عملکرد مداوم، استروپ، ان بک و برو نرو می باشد. برای تحلیل داده از همبستگی پیرسون و رگرسیون استاندارد چند متغیره استفاده شد. یافته های این پژوهش نشان داد ارتباط معناداری بین سبک های دفاعی و کارکردهای اجرایی وجود دارد همچنین این پژوهش توانست مدلی را جهت تعیین سهم کارکردهای اجرایی در سبک دفاعی رشد یافته و روان رنجور نشان دهد. میزان عملکرد فرد در کارکردهای اجرایی بر سبک مکانیزم دفاعی مؤثر است.
۱۲۰۴۹.

مقایسه بازداری پاسخ و تصمیم گیری پرخطر در افراد وابسته به بازی های رایانه ای با بیماران وابسته به مواد و افراد بهنجار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۹ تعداد دانلود : ۵۰۳
با افزایش کاربرد کامپیوتر و اینترنت، اعتیاد به بازی های رایانه ای به عنوان یک اختلال روانپزشکی جدید پیشنهاد شده است. شواهد زیادی نشان داده اند که در سطح مدارهای عصبی، اعتیاد به بازی های رایانه ای مشابه اعتیاد به مواد مخدر است، اگرچه بررسی ها به لحاظ مقایسه کارکردهای مغزی بسیار اندک است. هدف پژوهش حاضر مقایسه کارکردهای بازداری پاسخ و تصمیم گیری پرخطر بین افراد وابسته به بازی، بیماران وابسته به مواد (هروئین و متآمفتامین) و افراد بهنجار بود. نمونه شامل 180 نفر مرد (هر گروه 45 نفر) بودند که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. آزمون برو نرو و آزمون بارت برای بررسی بازداری پاسخ و تصمیم گیری پرخطر استفاده شد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس چند متغیری استفاده گردید. یافته ها: نتایج نشان داد که میزان بازداری پاسخ در گروه های وابسته به مواد و وابسته به بازی در مقایسه با گروه بهنجار به طور معناداری کمتر بود (001/0< P)، هر چند گروه وابسته به بازی در مقایسه با گروه وابسته به مواد عملکرد بهتری نشان داد (001/0< P). بعلاوه، عملکرد گروه وابسته به بازی در تصمیم گیری پرخطر مشابه گروه وابسته به مواد بود و به طور معناداری بیشتر از گروه بهنجار بود (001/0< P). به نظر می رسد دو گروه وابسته به بازی و وابسته به مواد به لحاظ مؤلفه های تکانشگری به ویژه تصمیم گیری پرخطر مشابه هستند و این می تواند زمینه تداوم مصرف دارو و یا ادامه بازی های آنلاین با وجود پیامدهای آزارنده در هر دو گروه باشد.
۱۲۰۵۰.

مقایسه اثربخشی آموزش های تاب آوری و شفقت به خود بر سلامت عمومی و فرسودگی تحصیلی دانش آموزان با علائم افسردگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۹ تعداد دانلود : ۴۵۰
مقدمه و هدف: افسردگی به عنوان اختلال روانی رایج می تواند فرایند تحصیلی و روان شناختی دانش آموزان را با آسیب جدی مواجه کند. هدف از پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی آموزش های تاب آوری و شفقت به خود بر سلامت عمومی و فرسودگی تحصیلی دانش آموزان با علائم افسردگی بود. روش: این پژوهش از نوع مطالعات شبه تجربی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پسر دوره اول متوسطه شهرستان پارس آباد (استان اردبیل) در سال تحصیلی 97-96 (تعداد: 2028) بود. نمونه پژوهش شامل 60 نفر از دانش آموزان با علائم افسردگی از جامعه مذکور بودند که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده و به طور تصادفی در سه گروه (هر گروه 20 دانش آموز) جایدهی شدند. ابزارهای گردآوری داده های این پژوهش شامل مقیاس خودسنجی افسردگی (برلسون، 1981)، پرسش نامه سلامت عمومی گلدبرگ و هیلر ( 1979) و فرسودگی تحصیلی برسو، سالانووا و شاوفلی (2007) بود.تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس در محیط نرم افزار SPSS-20 ا نجام شد. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که هر دو وش آموزش های تاب آوری و شفت به خود تأثیر معناداری در بهبود م ؤلفه های سلامت عمومی و فرسودگی تحصیلی دانش آموزان با علائم افسردگی داشتند ( 05/0 P≤ ) . همچنین بر اساس نتایج حاصل از آزمون تعقیبی، آموزش تاب آوری نسبت به آموزش شفقت به خود، اثربخشی بیشتری در کاهش خستگی تحصیلی داشته است ( 05/0 P≤ ) . نتیجه گیری: نتایج نشان داد که هر دو روش به کار گرفته شده در این مطالعه از کارایی لازم برای بهبود سلامت عمومی و فرسودگی تحصیلی دانش آموزان برخوردارند. همچنین آموزش تاب آوری به دلیل افزایش انعطاف پذیری و خوش بینی، درکاهش خستگی تحصیلی، مؤثرتر بوده است.
۱۲۰۵۱.

The effect of God-Oriented Spiritual psychotherapy (God-OSP) on Psychospiritual development(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۸ تعداد دانلود : ۵۰۱
God-oriente d spiritual psychotherapy (God-OSP) is an approach based on Islamic resources. Its basic assumption is the development of perceptual filed to the origin of being and resurrection, in addition to self and objective existence, activating the spiritual dimension, creating monotheistic attitude, providing the ground for the treatment and change of clients with psychological problems. The aim of this research is to study the effect of God-OSP on psychspiritual development (PSD) as a criteria of mental and spiritual health. The method was quasi-experimental with a pretest-posttest design in the clinical clients. The sample of this study included 20 clients being selected by voluntarily sampling. All of them had anxiety problems. All of them, in addition to clinical interviews by clinicians and receiving a diagnosis of anxiety, took the psychospiritual development questioner (PSDQ). Then, they entered the spiritual group therapy. After 45 weekly sessions of treatment, they were tested again, and the obtained data were analyzed. The findings showed that the clinical signs of low level of psychological development associated with psychological disorders were significantly reduced under the effect of God-OSP. In the other words, the signs of the egocentric faith and the transitional faith (ambivalence) decrease. On the other hand, the signs of Reconstructed Faith and Transcendent Faith significantly increase. But, at the dogmatic stage (second stage), the subjects did not change significantly. The findings of this study confirmed the two basic assumptions that spiritual therapy not only reduces the clinical signs associated with low levels of development but also provides the basis for transcendent human growth and development. This interactive effect increases the effectiveness of spiritual therapy and reduces the rate of recurrence based on clinical self-reports.
۱۲۰۵۲.

The Structural Model of Appearance Management based on Body Image Dissatisfaction, External Shame, and Self-compassion(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۸ تعداد دانلود : ۲۶۴
This study aimed to presenting the structural model of appearance management based on self-compassion with the mediating roles of external shame and body image dissatisfaction. The method of the present study was correlation analysis based on structural equation modeling. The statistical population consisted of female students residing in the dormitory of Bu-Ali Sina University in Hamedan. Among them, 400 individuals were selected randomly. They filled out Self-Compassion Scale (SCS), Others As Shamer Scale (OAS), Body Image Concern Inventory (BICI), and Body Management Scale (BMS). Since 23 individuals did not fill out the questionnaires,377 questionnaires were examined through structural equation analysis. The results of structural equations indicated that all of direct and indirect relationships were significant; thus, all variables had pairwise relationships. On the other hand, external shame had a significant mediating role in the relationship between self-compassion and appearance management (z= -3.32, p< 0.01). In other words, self-compassion, due to the mediation of external shame, can predict appearance management. In addition, body image dissatisfaction had a significant mediating role in the relationship between self-compassion and appearance management (z= -4.03, p< 0.01). Hence, self-compassion, due to the mediation of body image dissatisfaction, could predict appearance management. Following the results, it can be concluded that self-compassion, with the mediating roles of external shame and body image dissatisfaction, can predict appearance management. These variables can be considered to modify body management.
۱۲۰۵۳.

بررسی اثربخشی روان درمانی بدنی بر بهبود و ارتقاء سطح بازداری و توجه دانش آموزان ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۷ تعداد دانلود : ۴۴۲
هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی روان درمانی بدنی بر بهبود و ارتقاء سطح بازداری و توجه دانش آموزان ابتدایی انجام شده است. روش: طرح پژوهش از نوع شبه آزمایشی همراه با پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان ابتدایی 4 مدرسه دولتی (دو پسرانه- دو دخترانه) در ناحیه 6 شهر مشهد بود که در سال تحصیلی 98-1397 مشغول به تحصیل بودند. 44 نفر از دانش آموزان به شیوه ی نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه (12نفر پسر و 10 نفر دختر در گروه آزمایش، 11 نفر پسر و 11 نفر دختر در گروه کنترل) به صورت تصادفی قرار گرفتند. دوره ی روان درمانی بدنی برای گروه آزمایش در 36 جلسه 60 دقیقه ای به مدت 3 ماه ارائه گردید و در این مدت گروه کنترل در لیست انتظار قرار  گرفت. ابزارهای سنجش مورد استفاده در این پژوهش آزمون های رایانه ای کلمه- رنگ استروپ (word-color Stroop)  و عملکرد پیوسته (CPT) بود. داده ها با آزمون آماری تحلیل کوواریانس چند متغیری وt  مستقل و به کمک نرم افزار SPSS-23  تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که دانش آموزان گروه آزمایش در مؤلفه های آزمون های رایانه ای استروپ و عملکرد پیوسته، نسبت به گروه کنترل به شکل معناداری عملکرد بهتری داشته اند (05/0p<). یافته ها حاکی از آن است که روان درمانی بدنی روشی مؤثر برای بهبود و ارتقاء سطح بازداری و توجه دانش آموزان ابتدایی است. 
۱۲۰۵۴.

اثربخشی درمان وجودی بر بخشش زناشویی و عملکرد خانواده در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۰ تعداد دانلود : ۵۵۴
هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر درمان وجودی بر بخشش زناشویی و عملکرد خانواده در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی انجام شد. روش: پژوهش حاضر در چارچوب یک مطالعه آزمایشی تک موردی در چهار زن آسیب دیده از خیانت عاطفی زناشویی مراجعه کننده به اورژانس اجتماعی شهرستان میبدکه به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند، انجام شد. از مقیاس های بخشش در خانواده و خرده مقیاس عملکرد کلی خانواده مقیاس سنجش خانواده مک مستر در طی مراحل خط پایه، درمان و پیگیری استفاده شد. مداخله طی 8 جلسه 90 دقیقه ای به صورت فردی به شرکت کنندگان ارائه شد و سنجش در چهار مرحله خط پایه، چهار مرحله درمان و دو مرحله پیگیری انجام شد. برای تحلیل داده ها نیز از روش تحلیل نموداری، تعیین درصد بهبودی و شاخص تغییر پایا استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که پیشرفت های بالینی و آماری معنی داری در افزایش بخشش و عملکرد خانواده بعد از درمان به دست آمده است. در مدت دو ماه پیگیری نیز پیشرفت های به دست آمده در طول درمان حفظ شده بود که بیانگر پایداری اثرات درمان بود. با توجه به نتایج به دست آمده، حمایتی از تأثیر درمان وجودی بر افزایش حس بخشش زناشویی و عملکرد خانواده در زنان آسیب دیده از خیانت عاطفی زناشویی فراهم شد.
۱۲۰۵۵.

تاثیر عوامل مدیریت دانش بر بهبود یادگیری « در واحدهای آموزشی فنی و حرفه ای»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۳ تعداد دانلود : ۵۸۳
امروزه دانش نقش اساسی در تحقق اهداف سازمان و کسب مزیت رقابتی ایفا می نماید. مدیریت دانش مدیریت سرمایه های پنهان سازمان است، و این فرایند شامل خلق، کسب، ذخیره سازی، انتشار، به اشتراک گذاری و بکارگیری دانش است که در سایه مدیریت دانش بروز می کند. به همین دلیل از مدیران انتظار می رود که درک عمیقی از تحولات سازمانی داشته و عملکرد سازمان ها را از طریق سرمایه گذاری در پروژه های مبتنی بر دانش ارتقاء دهند. از سوی دیگر، زمانی می توان این اطمینان را کسب نمود که دانش در سازمان به نحو صحیحی مدیریت شود به طوری که یادگیری افراد از دانش موجود در سازمان، در حد مناسبی باشد. بنابراین، مهمترین گام در این خصوص بررسی مدل های مختلف  مدیریت دانش و شناسایی عوامل مدیریت دانش به منظور  بهبود یادگیری است. بنابراین مقاله حاضر به بررسی مدل ها و شناسایی عوامل مدیریت دانش در بهبود یادگیری هنرجویان در واحدهای آموزشی فنی و حرفه ای پرداخته است.
۱۲۰۵۶.

بازکاوی و مقایسه جایگاه عادت در تربیت از دیدگاه مرتضی مطهری و امانوئل کانت(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷۵ تعداد دانلود : ۴۸۱
این جستار در پی بررسی رابطه عادت با تربیت از دیدگاه مرتضی مطهری (1298−1358ه.ش) و امانوئل کانت[1] (1724−1804م)، فیلسوف آلمانی است تا از این رهگذر معلوم شود: تربیت چگونه تعریف می شود؛ عادت چه تعریفی دارد و چه نسبتی میان عادت و تربیت حاکم است. در این پژوهش بنیادی−تاریخی که به روش توصیفی−تحلیلی انجام شده است، برای بازشکافت دیدگاه مطهری و کانت درباره عادت و نسبت آن با تربیت، به گردآوری اطلاعات لازم و تحلیل آنها پرداخته شد و برپایه یافته های موجود معلوم شد که: الف) مطهری درمجموع با ایجاد عادات در متربی موافق است و حتی عادت را یکی از روش های تربیتی می داند؛ ب) وی برای تبیین دیدگاه برگزیده خود در اقدامی ابتکاری، عادت را به فعلی (تکرار تأثیر و فعل/ مثبت) و انفعالی (تکرار تأثر و انفعال/ منفی) تقسیم کرده است؛ 3) بنا بر قول مشهور، کانت عادت را برای تربیت، زیانبار خوانده است؛ ج) به نظر نگارنده، کانت بی آنکه عنوان کند یا حتی متوجه باشد، از عادت چنان یاد کرده است که گویی به تقسیم عادت به فعلی و انفعالی باور دارد و اولی را بخشی از تربیت و دومی را مخالف آن می داند؛ د) بنابراین و به ادعای بی سابقه این مقاله، نگرش مطهری و کانت نسبت به عادت و تربیت (با چشم پوشی از جزئیات)، بسیار به هم نزدیک و بلکه یکی است. <br clear="all" /> [1] .Immanuel Kant
۱۲۰۵۷.

ساخت و تعیین شاخص های روان سنجی مقیاس ناگویی هیجانی کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۷ تعداد دانلود : ۵۴۸
زمینه و هدف: ناگویی هیجانی به عنوان دشواری در شناسایی و بیان احساسات، تفکر بیرونی محور، و فرایندهای تخیلی محدود، تعریف شده است. بیشتر مطالعات در زمینه ناگویی هیجانی در افراد بزرگسال انجام شده و پژوهش های کمتری جهت ارزیابی ناگویی هیجانی کودکان انجام شده است؛ بنابراین هدف این پژوهش ساخت، اعتباریابی، و شناسایی ساختار عاملی مقیاس ناگویی هیجانی کودکان بود. روش : این پژوهش به روش توصیفی- پیمایشی انجام شد و جامعه آماری آن شامل تمامی دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر قروه در سال تحصیلی 99-1398 بود. حجم نمونه شامل 260 دانش آموز از جامعه ذکر شده بود که به شیوه نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو (ریف و همکاران، 2006) جهت تعیین روایی همگرا، و مقیاس محقق ساخته ناگویی هیجانی کودکان توسط والدین دانش آموزان تکمیل شد. داده ها به کمک نرم افزارهای SPSS 22 و LISREL 8.5و به روش ضریب همبستگی، تحلیل عاملی اکتشافی، و تأییدی تحلیل شدند. همچنین روایی محتوایی این مقیاس توسط 4 نفر از متخصصان حوزه روان شناسی تأیید شد. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی نشان داد که پنج عامل دشواری در شناسایی احساسات، دشواری در بیان احساسات، دشواری در خیال پردازی، دشواری در تشخیص احساسات از تغییرات فیزیولوژیکی، و تفکر عینی با مقدار ویژه بالاتر از 1 توانسته اند 59/26 درصد از واریانس گویه ها را تبیین کنند. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که شاخص برازش مدل، در سطح مطلوبی قرار دارد. یافته های این پژوهش نشان داد که میزان آلفای کرونباخ برای کل مقیاس70/. و برای هر یک از عوامل دشواری در شناسایی احساسات، دشواری در بیان احساسات، دشواری در خیال پردازی، دشواری در تشخیص احساسات از تغییرات فیزیولوژیکی، و تفکر عینی به ترتیب 89/.، 81/.، 88/.،60/. و 71/. به دست آمد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده از این مطالعه می توان نتیجه گیری کرد که مقیاس 26 گویه ای ناگویی هیجانی کودکان از نظر اعتبار و ساختار عاملی، ابزار مناسبی جهت استفاده در حوزه های مختلف روان شناسی، آموزشی، و پژوهشی است و استفاده از این آن به تمامی متخصصان و پژوهشگران حوزه روان شناسی، پبشنهاد می شود.
۱۲۰۵۸.

نقش مهارت های اجتماعی در پیش بینی انسجام روانی و کیفیت زندگی دانش آموزان در مدرسه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸۵ تعداد دانلود : ۶۱۶
زمینه و هدف: سازمان سلامت جهانی به دلیل اهمیت کیفیت زندگی کودکان و نوجوانان در مدرسه، موضوع بهزیستی و رضایت کلی دانش آموزان از تجارب مثبت و منفی در فعالیت های درون مدرسه را مطرح کرده است. در نتیجه شناسایی عوامل مرتبط با کیفیت زندگی دانش آموزان دارای اهمیت بسیار زیادی است. بدین ترتیب هدف مطالعه حاضر بررسی نقش مهارت های اجتماعی در پیش بینی انسجام روانی و کیفیت زندگی در مدرسه دانش آموزان پایه ششم ابتدایی بود. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری این مطالعه شامل تمامی دانش آموزان دختر و پسر پایه ششم ابتدایی منطقه تبادکان در سال تحصیلی 1398-1397 بود که نمونه ای به حجم 384 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها در این مطالعه از پرسش نامه های مهارت های اجتماعی کرامتی (1386)، انسجام روانی آنتونووسکی (1993) و کیفیت زندگی در مدرسه اینلی و بورک (1989) استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از نسخه 22 نرم افزار SPSS با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه به شیوه همزمان استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد بین مهارت های اجتماعی با انسجام روانی و کیفیت زندگی در مدرسه، رابطه مثبت و معنا داری وجود دارد (0/001> P). همچنین ابعاد مهارت اجتماعی، 4/21 درصد از متغیر انسجام روانی و4/17 درصد از متغیر کیفیت زندگی در مدرسه را پیش بنی کردند (0/001>P). نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که با افزایش و بهبود مهارت های اجتماعی، انسجام روانی و کیفیت زندگی دانش آموزان در مدرسه افزایش می یابد. استلزامات نتایج به دست آمده در مقاله مورد بحث قرار گرفته است.
۱۲۰۵۹.

نقش سبک های والدگری، تنیدگی والدین، و نارسایی در کنش های اجرایی کودکان در پیش بینی مشکلات درون نمود و برون نمود کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۸ تعداد دانلود : ۶۷۵
زمینه و هدف: مشکلات دوران کودکی را می توان به طور کلی به دو گروه بزرگ ولی همپوش درون نمود و برون نمود تقسیم کرد. مشکلات رفتاری درون نمود و برون نمود در سنین کودکی و نوجوانی بر کارکرد افراد در زمینه های مختلف، تأثیر منفی بسیاری به جا می گذارند. پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش سبک های والدگری، تنیدگی والدین، و نارسایی در کنش های اجرایی کودکان در پیش یبنی مشکلات رفتاری درون نمود و برون نمود کودکان انجام شده است. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر مقطع ابتدایی ناحیه 2 شهر رشت و والدین آنها در سال تحصیلی 98-1397 بودند. از این جامعه، 375 دانش آموز به روش خوشه ای چند مرحله ای به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند که به پرسشنامه های شاخص تنیدگی والدین (آبیدین، 1990)، پرسشنامه والدگری (فریک، 1991)، مقیاس نارساکنش وری اجرایی (بارکلی، 2011)، و چک لیست رفتار کودک (آخنباخ و رسکولار، 2001) پاسخ دادند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و روش رگرسیون گام به گام استفاده شد. یافته ها: بر اساس نتایج به دست آمده بین والدگری مثبت، مشارکت پدر، و اطلاع با مشکلات درون نمود و برون نمود کودکان همبستگی منفی معنادار؛ و بین تنبیه بدنی، نظارت ضعیف، و اقتدار با مشکلات درون نمود و برون نمود کودکان، همبستگی مثبت معنادار وجود دارد. همچنین مشخص شد که بین دو متغیر تنیدگی والدین و نارسایی در کنش های اجرایی کودکان (و مؤلفه های آن) با مشکلات درون نمود و برون نمود کودکان، همبستگی مثبت معنادار وجود دارد (0/01P> ). نتایج رگرسیون نیز نشان داد که کنش اجرایی، مشارکت پدر، تنبیه بدنی، اقتدار، اطلاع، والدگری مثبت، و نظارت ضعیف، قادر به پیش بینی مشکلات درون نمود؛ و همچنین مشارکت پدر، کنش اجرایی، والدگری مثبت، تنیدگی، تنبیه بدنی، خودنظم جویی هیجانی، اطلاع، اقتدار، و نظارت ضعیف، قادر به پیش بینی مشکلات برون نمود کودکان هستند (0/01P> ). نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت والدگری مثبت، مشارکت پدر و اطلاع، پیش بینی کننده های منفی؛ و تنبیه بدنی، نظارت ضعیف، اقتدار، تنیدگی والدین، و نارسایی در کنش اجرایی، پیش بینی کننده های مثبت مشکلات درون نمود و برون نمود کودکان هستند. یافته های مطالعه حاضر می تواند در تدوین و اجرای مداخله پیش گیرانه و درمانی مؤثر در زمینه اختلالات رفتاری کودکان، کمک قابل توجهی کند.
۱۲۰۶۰.

اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر خودمهارگری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان با سطح اضطراب امتحان بالا و پایین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۵ تعداد دانلود : ۴۵۹
زمینه و هدف: از آنجا که دانش آموزان به عنوان هسته اصلی نظام آموزشی هستند، باید متغیرها و مؤلفه های مربوط به سلامت روانی آنان با حساسیت و توجه بیشتری مورد توجه قرار گیرد. خودمهارگری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان به عنوان شاخص های مهم مرتبط با سطح اضطراب در مطالعات مختلف شناسایی شده اند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر خودمهارگری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان انجام شده است. روش: در این پژوهش از روش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با دو گروه گواه و دو گروه آزمایش استفاده شده است. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدایی شهرستان ساری بود که در سال ۱۳۹۶ مشغول به تحصیل بودند. حجم نمونه شامل 40 دانش آموز بود که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای تصادفی انتخاب شده و به صورت تصادفی، ۲۰ نفر در گروه های آزمایش (۱۰ نفر گروه با اضطراب امتحان بالا و ۱۰ نفر گروه با اضطراب امتحان پایین) و ۲۰ نفر در گروه های گواه (۱۰ نفر گروه با اضطراب امتحان بالا و ۱۰ نفر گروه با اضطراب امتحان پایین) جایدهی شده اند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های خودمهارگری تانجنی (2004)، عملکرد تحصیلی فام و تیلور (1999) و اضطراب امتحان اسپیلبرگر (2010) بود. مداخله درمانی شامل هشت جلسه 45 دقیقه ای آموزش ذهن آگاهی به گروه های آزمایش بود و گروه های گواه، مداخله ای را دریافت نکردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره دوراهه استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر خودمهارگری تحصیلی دانش آموزان با اضطراب بالا، مؤثر بوده (۰۷/۴۱=F و ۰01/۰>P) ولی در دانش آموزان با اضطراب پایین، تأثیری نداشته است (۸۰/۰<P و۰۶/۰=F). همچنین این مداخله بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان با اضطراب بالا مؤثر بوده (64/28=F و ۰01/۰>P) ولی در دانش آموزان با اضطراب پایین، تأثیری نداشته است (68/۰<P و3/۰=F). نتیجه گیری: با توجه به یافته های این مطالعه نتیجه گیری می شود که اضطراب امتحان به عنوان متغیر تعدیل کننده در آموزش ذهن آگاهی بر خودمهارگری و عملکرد تحصیلی مؤثر بوده است. در نتیجه توجه به میزان اضطراب امتحان به عنوان عاملی که در میزان اثربخشی ذهن آگاهی بر خودمهارگری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان مؤثر است، باید مورد تأکید قرار گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان