ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۸۸۱ تا ۷٬۹۰۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۷۸۸۱.

مقایسه عملکرد جنسی، نگرانی از تصویر بدنی و عزت نفس جنسی در زنان پس از زایمان طبیعی با اپیزیوتومی و سزارین(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۲ تعداد دانلود : ۴۰۹
اهداف هدف انجام پژوهش حاضر مقایسه عملکرد جنسی، تصویر بدنی و عزت نفس جنسی در زنان پس از زایمان طبیعی با اپیزیومی و سزارین بود. مواد و روش ها این پژوهش علّی مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان مراجعه کننده به مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال ۱۴۰۱ بود که 200 نفر (100 زن با زایمان طبیعی به روش اپیزیومی و 100 زن با زایمان سزارین) از آن ها به روش در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات، از شاخص عملکرد جنسی زنان، سیاهه نگرانی د رمورد تصویر بدنی و شاخص عزت نفس جنسی استفاده شد. داده ها با روش آماری آزمون تی مستقل و تحلیل واریانس چند متغیره تحلیل شدند. یافته ها یافته ها نشان داد عملکرد جنسی و عزت نفس جنسی در زنان با زایمان طبیعی به روش اپیزیومی و سزارین تفاوت معناداری در سطح (0/05= P) وجود داشت؛ به گونه ای که زنان با زایمان طبیعی به روش اپیزیومی با وجود اختلال عملکرد جنسی کمتر، عزت نفس جنسی پایین تری را نسبت به زنان با زایمان سزارین از خود نشان دادند. همچنین نتایج نشان داد اگرچه هر 2 گروه نگرانی از تصویر بدنی را تجربه کرده اند، اما تفاوت معناداری بین آن ها در نمره کل نگرانی از تصویر بدنی وجود نداشت (0/05=P). با این حال بین 2 گروه در زیر مؤلفه رضایت ظاهری تفاوت معناداری در سطح 0/05 وجود داشت. به این صورت که زنان با زایمان طبیعی از رضایت ظاهری کمتری نسبت به زنان با زایمان سزارین برخوردار بودند. نتیجه گیری شواهد حاکی از آن است که هرچند زنان با زایمان طبیعی به روش اپیزیومی اختلال عملکرد جنسی پایین تری را نسبت به زنان با زایمان سزارین تجربه می کنند، اما در عین حال از عزت نفس جنسی پایین تر و همچنین رضایت ظاهری کمتری نسبت به زنان با زایمان سزارین برخوردار بودند.
۷۸۸۲.

اثربخشی درمان پذیرش و تعهد متمرکز بر شفقت بر انعطاف پذیری روان شناختی و آشفتگی روان شناختی بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۷ تعداد دانلود : ۴۲۶
اهداف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان پذیرش و تعهد متمرکز بر شفقت بر انعطاف پذیری روان شناختی و آشفتگی روان شناختی بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس انجام شد. مواد و روش ها: طرح پژوهش حاضر، آزمایشی و از نوع پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل همه بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس عضو انجمن ام اس خوزستان بود. از میان افراد واجد شرایط در مرحله اول 50 نفر و در مرحله دوم 32 نفر به صورت تصادفی انتخاب شد و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (16 نفر که به 2 گروه 8 نفره تقسیم شدند) و گروه کنترل (16 نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش 10 جلسه تحت درمان پذیرش و تعهد متمرکز بر شفقت قرار گرفتند. شرکت کنندگان به پرسش نامه وضعیت گشودگی و درگیری و مقیاس آشفتگی روان شناختی پاسخ دادند. داده ها با روش آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیری (مانکووا) و نرم افزار SPSS نسخه 24 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد بین گروه آزمایش و کنترل از نظر انعطاف پذیری روان شناختی و آشفتگی روان شناختیِ در مرحله پس آزمون و پیگیری تفاوت معنا داری وجود دارد (0/001>P). نتیجه گیری: گروه درمانی پذیرش و تعهد متمرکز بر شفقت بر افزایش انعطاف پذیری روان شناختی و کاهش آشفتگی روان شناختیِ بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس اثربخش است.
۷۸۸۳.

حفظ شأن علمی زبان فارسی به عنوان زبان تفکر، فرهنگ وتاریخ(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۹ تعداد دانلود : ۲۳۷
هویت در طول زمان و درگروه های مختلف مردم تغییر می کند. مؤلفه های بسیاری در شکل گیری هویت ملی ایرانی دخیل هستند که یکی از اصلی ترین آن ها زبان فارسی است. زبان در هر کشوری و زبان فارسی در ایران وسیله ای برای اندیشیدن است. آنچه مشخصه فرهنگ ایرانی است، فکر، معارف و ادب ایرانی می باشد که تحصیل آن در دامن ادبیات و علوم انسانی و به زبان فارسی ممکن می شود. در کنار احترام و ارتقای زبان های بومی، ایرانی بودن مستلزم ایرانی اندیشیدن است. به عبارتی به زبان فارسی اندیشیدن راهی برای معرفت پیدا کردن به فرهنگ ایرانی تلقی می شود. توجه به شأن و جایگاه زبان دارای اهمیت بالایی می باشد. یکی از شئون زبان، شأن علمی، آموزشی و دینی آن است. زبان بیانگر هویت یک ملت است و در اصل نماد هویت ملی تعریف می شود. به گونه ای که در برنامه ریزی زبان، کسب هویت غایت اصلی است. برخی اندیشمندان زبان را به منزله کلید نجات حتی برای ملت های شکست خورده می دانند.
۷۸۸۴.

تبیین بروز رفتارهای پیشگامانه کارکنان براساس خودتفسیری، استقلال شغلی، تعهد و شخصیت پیشگام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۲ تعداد دانلود : ۲۹۳
هدف: این تحقیق با هدف تبیین مدلی برای رفتارهای پیشگامانه کارکنان انجام شد که در آن، نقش خودتفسیری، استقلال شغلی، تعهد و شخصیت پیشگام مورد توجه قرار گرفت. روش: تحقیق حاضر از لحاظ روش، یک تحقیق توصیفی-پیمایشی از نوع همبستگی و از نظر هدف کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کارکنان ستادی شرکت بیمه دی بود که نمونه ای تصادفی از آنها در این تحقیق مشارکت داشتند و به پرسشنامه های وابستگی شغلی (بیشاپ و اسکات ، 2000)، استقلال شغلی (مورگسن و هامفری ، 2006)، شخصیت پیشگام (بتمن و کرنت ، 1993)، خودتفسیری (لو و گیلمور ، 2007)، تعهد (المرز، دی جیلدر و ون دن هیول ، 1998)، رفتار پیشگام متمرکز بر شغل (بلشک ودن هارتگ، 2010) و پرسشنامه رفتار پیشگام متمرکز بر واحد سازمانی (گریفین، نیل و پارکر ، 2007) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد خودتفسیری مستقل و خودتفسیری وابسته از طریق تعهد به مسیر شغلی و تعهد به واحد کاری بر رفتارهای پیشگام متمرکز بر مسیر شغلی و رفتارهای پیشگام متمرکز بر واحد کاری تاثیرگذار هستند. همچنین نقش تعدیل کننده استقلال و وابستگی شغلی و شخصیت پیشگام در بروز رفتارهای پیشگام تایید نشد. نتیجه گیری: براساس نتایج تحقیق می توان گفت توجه به انواع خودتفسیری و انواع تعهد کارکنان به مسیر شغلی و واحد کاری می تواند زمینه بروز رفتارهای پیشگامانه در کارکنان را فراهم سازد.
۷۸۸۵.

روایی و پایایی نمرات بدست آمده از مدل نظریه سوال پاسخ ترستونی در آزمون های گزینه- بایست(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۵ تعداد دانلود : ۳۲۶
هدف اصلی این پژوهش شناسایی رویکرد بهینه تجزیه و تحلیل داده های ایپستیو در سنجش ویژگی های شخصیتی بود. شاخص های روایی ملاکی، پایایی تجربی و پایایی واقعی نمرات، با توجه به تاثیر همبستگی بین عامل هادر دو رویکرد نمره گذاری به روش کلاسیک و روش IRT ترستونی مورد مقایسه قرار گرفت. جامعه آماری پژوهش حاضر عبارت از کلیه موقعیت هایی است که در آن پرسشنامه های شخصیت جهت ارزیابی و گزینش افراد مورد استفاده قرار می گیرد. بدین منظور با استفاده از نرم افزار MPLUS به شبیه سازی فرمت های مختلف مقیاس های گزینه-بایست پرداخته شد و دو رویکرد نمره گذاری به روش سنتی و روش IRT ترستونی مورد مقایسه قرار گرفتند. در کل یافته های پژوهش گویای این بود که رویکرد IRT ترستونی نسبت به رویکرد کلاسیک نمره گذاری، در دقت برآورد نمرات واقعی، پایایی تجربی و روایی ملاکی، بهتر عمل می کند. همچنین، یافته های تحقیق نشان دادند که میانگین همبستگی بین نمرات برآورد شده و نمرات واقعی برای هر سه ضریب همبستگی (صفر، 25/0 و 50/0)، در روش IRT ترستونی بیشتر از نمرات حاصل از روش کلاسیک است؛ میانگین نمرات پایایی واقعی برای هر سه ضریب همبستگی، در روش IRT ترستونی بیشتر از نمرات حاصل از روش کلاسیک است و میانگین نمرات پایایی تجربی برای ضرایب همبستگی 25/0 و 5/0 با روش کلاسیک بیشتر از نمرات حاصل از روش IRT ترستونی است، ولی برای ضریب همبستگی صفر میانگین نمرات روش IRT ترستونی بیشتر از نمرات کلاسیک است.
۷۸۸۶.

تأثیر زوج درمانی سیستمی- تلفیقی به شیوه ی گروهی روی صمیمیت و سبک های مقابله با استرس زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۰ تعداد دانلود : ۳۹۳
یکی از جنبه های حیاتی سیستم زناشویی، رضایتی است که همسران در رابطه خویش احساس و تجربه می کنند و داشتن خانواده سالم مستلزم سازگاری و رضایت زوجین از یکدیگر است. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی زوج درمانی سیستمی تلفیقی بر بهبود صمیمیت زناشویی و سبک های مقابله با استرس زوجین انجام گرفت. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش حاضر را زوج های مراجعه کننده به مرکز مشاوره موسسه خیریه محبان ا لرضا (ع) شهر مشهد تشکیل دادند. از بین آنان 24 نفر به شیوه هدفمند، انتخاب و بعد از کنترل معیارهای ورود و خروج، به صورت تصادفی در 2 گروه 12 نفری (آزمایش و گواه) جایگزین شدند. ابزارهای اندازه گیری عبارت بودند از پرسشنامه صمیمیت زناشویی (Bagarozzi, 2001) و پرسشنامه سبک های مقابله زوجی بودنمن (Bodenmann, 2005). جلسات مبتنی بر زوج درمانی سیستمی تلفیقی نیز طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای برای گروه آزمایش ارائه شد. به منظور بررسی فرضیات پژوهش از کوواریانس چند متغیره در نرم افزار spss استفاده شد. یافته ها نشان داد صمیمت زناشویی و سبک های مقابله با استرس به ترتیب با میزان تأثیر 81 و 68 درصد در زوجین، بهبود پیداکرده است. نتایج پژوهش حاکی از اثربخشی زوج درمانی سیستمی- تلفیقی فلدمن بر افزایش صمیمیت عاطفی، صمیمیت معنوی و همچنین صمیمت اجتماعی و سبک های مقابله با استرس منفی، مشترک و ارتباطی در زوجین است.
۷۸۸۹.

پدیدارشناسی تجارب معلمان در آموزش مجازی ریاضی به کودکان با نیازهای ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۰ تعداد دانلود : ۲۹۵
هدف از انجام پژوهش حاضر، مطالعه و بازنمایی تجارب معلمان از آموزش مجازی کودکان با نیازهای ویژه، در درس ریاضی می باشد. روش پژوهش، کیفی و از نوع پدیدارشناسی است. معلمان با نیازهای ویژه شهرستان سقز که در سال تحصیلی 1401-1400 تجربه آموزش ریاضی به دانش آموزان ابتدایی در مدارس  کودکان با نیازهای ویژه را داشته اند، میدان تحقیق این پژوهش کیفی بودند. ابتدا معلمان به صورت هدفمند انتخاب شدند؛ سپس برای جمع آوری داده ها، از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد و گردآوری داده ها و فرایند مصاحبه، تا اشباع نظری ادامه یافت. پس از ضبط مصاحبه، متن آن ها پیاده شد. جهت تأیید روایی و اطمینان پذیری، یافته ها به شرکت کنندگان ارائه و نظراتشان دریافت شد؛ سپس برای تحلیل داده ها، با استفاده از راهبرد هفت مرحله ای کلایزی، مضامین اصلی و مضامین فرعی استخراج گردید. یافته ها شامل 7 مضمون اصلی است که عبارتند از: تأثیر خانواده، ارزشیابی غیرواقعی، زیرساخت برای آموزش مجازی، توانمندسازی معلمان، فرصت های نوین، معایب و راهبردهای اثربخشی تدریس. نتایج پژوهش نشان داد که خانواده ها باید به عنوان مخاطب آموزش مجازی توجیه شوند؛ همچنین دوره های استفاده مؤثر از ظرفیت مجازی در آموزش برای معلمان برگزار شود تا آموزش مجازی در آینده بتواند به عنوان مکمل آموزش حضوری در آموزش درس ریاضی ایفای نقش کند. لازم است در آموزش مجازی برای کودکان با نیازهای ویژه با طیف های مختلف، تمهیدات و ملاحظات خاصی در نظر گرفته شود.
۷۸۹۰.

بررسی تاثیر حمایت اجتماعی ادراک شده بر سازگاری با بیماری با نقش میانجی تاب آوری و رضایت زناشویی در زنان نابارور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۳ تعداد دانلود : ۴۲۶
هدف: این پژوهش  با هدف بررسی تاثیر حمایت اجتماعی ادراک شده بر سازگاری با بیماری با نقش میانجی تاب آوری و رضایت زناشویی در زنان نابارور می باشد.                             روش: روش پژوهش توصیفی، از نوع هبستگی بود که با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری شامل همه زنان نابارور مراجعه کننده به مراکز ناباروری شهر تهران بودند که برای اولین بار مراجعه کرده بودند. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد225 نفر انتخاب گردید. ابزارهای سنجش شامل مقیاس های حمایت اجتماعی ادارک شده (زیمت و همکاران،1988)، تاب آوری (کانر و دیویدسون،2003) و سازگاری با بیماری (بشارت،1380) و  پرسشنامه سنجش رضایت زناشویی (اولسون و اولسون،1991) بود.         یافته ها: نتایج نشان داد که حمایت اجتماعی ادارک شده اثر مستقیم و معنادار بر تاب آوری (0001/0P= و 49/0=β)  و رضایت زناشویی (002/0P= و 22/0=β) دارد. علاوه بر این، تاب آوری (0001/0P= و 44/0=β) و رضایت زناشویی (0001/0P= و 33/0=β)  به صورت مستقیم و معنی دار بر سازگاری با بیماری اثر داشتند. در نهایت نتایج بیانگر این بود که تاب آوری(01/0P= و 11/0=β)  و رضایت زناشویی (03/0P= و 09/0=β) نقش واسطه ای بین حمایت اجتماعی ادارک شده و سازگاری با ناباروری در زنان نابارور ایفا کنند.نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان داد که حمایت اجتماعی می تواند پیش بین مناسبی برای سازگاری با نایاروری از طریق خود تاب آوری و رضایت زناشویی باشد. بنابرین با افزایش این سه متغیر سازگاری با ناباروری نیز افزایش می یابد.                                                      
۷۸۹۱.

طراحی الگوی مفهومی تبیین موفقیت شغلی مشاوران مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۹ تعداد دانلود : ۳۵۱
پژوهش حاضر با هدف تدوین الگوی مفهومیِ تبیین موفقیت شغلی مشاوران مدارس انجام شد. در این پژوهش از روش آمیخته با رویکرد اکتشافی - متوالی هدایت شده استفاده شد. در بخش کیفی از روش پدیدارشناسی توصیفی و در بخش کمی از روش توصیفی- زمینه یابی استفاده شد. جامعه آماری پژوهش دربرگیرنده خبرگان و مشاوران موفق آموزش وپرورش استان تهران در سال 98-1397 که تقریباً 1300 نفر بودند. در بخش کیفی نمونه به شیوه هدفمند گلوله برفی انتخاب شد و 10 تا رسیدن به اشباع بررسی شدند. در بخش کمی 300 نفر به صورت در دسترس و داوطلبانه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها در بخش کیفی از مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی از پرسشنامه محقق ساخته موفقیت شغلی مشاوران استفاده شد. ضریب آلفای کرونباخ این پرسشنامه 81/0 به دست آمد و متخصصان روایی صوری و محتوایی آن را تأیید کردند. تحلیل داده ها در بخش کیفی با استفاده از روش کلایزی و در بخش کمی با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی با کمک نرم افزار Amous صورت پذیرفت. بر اساس یافته های این پژوهش در بخش کیفی، پنج مقوله اصلی موفقیت شغلی مشاوران مدارس، شامل برخورداری از دانش حرفه ای، کاربست دانش، توسعه توانایی، تعامل شغلی/ اجتماعی و فعالیت های دفتری به دست آمد. یافته های بخش کمی نیز بیانگر برازش مدل اندازه گیری پژوهش با داده های گردآوری شده بود. همچنین نشان داده شده که بین پنج مؤلفه مذکور همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد. بر اساس یافته های این پژوهش توصیه می شود که در آموزش ضمن خدمت مشاوران، این پنج مؤلفه را موردتوجه قرار دهند.
۷۸۹۲.

The Relationship between Perceived Social Support and Psychological Resilience with the Quality of Life of People with Physical Disabilities(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰۴ تعداد دانلود : ۱۳۰۳
Objective  The aim of this study was to investigate the relationship between perceived social support and psychological resilience with quality of life in people with physical disabilities. Methods   The research method was descriptive-correlational and the statistical population included all people with any physical disabilities between the ages of 15 to 65 years in the cities of Golestan province, 100 of whom were selected using available and non-random sampling method. And after obtaining consent, completed the relevant questionnaires. Also, in order to collect data, Phillips Social Support Questionnaire, Klohnen Self- Efficacy Scale and WHO Quality of Life Questionnaire were used, and to analyze the data, version 24 of SPSS software, Pearson correlation coefficient and multiple regression were used. Results  Findings showed that there is a positive relationship between perceived social support and quality of life in people with physical disabilities. The higher the social support, the higher the quality of life, as well as between psychological resilience and quality. Conclusion  There is a significant relationship between people's lives and physical disabilities in that people who showed higher psychological resilience had a higher quality of life.
۷۸۹۳.

Investigating the Role of Emotional Self-Awareness, Cognitive Emotion Regulation and Social Adequacy in Predicting Marital Satisfaction(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷۲ تعداد دانلود : ۱۱۶۱
Objective The aim of this study was to investigate the role of emotional self-awareness, cognitive emotion regulation, and social adequacy in predicting marital satisfaction. Methods  The method of this research was descriptive-correlational. The statistical population of this study included teachers of Kalibar city, whose number was 1000 and from this number, according to Cochran's formula, 275 statistical samples were selected by stratified random sampling method. Data collection tools was Marital Satisfaction Questionnaire, Emotional Self-Awareness Questionnaire, Cognitive Emotion Regulation Questionnaire, Social Satisfaction Questionnaire. The method used in this study was to test the main hypothesis of multiple regression.   Results The results showed that a total of two independent variables of emotional self-awareness and social adequacy remained in the formation of regression and the net determination coefficient was R = 0.36 and this coefficient indicated that about 0.36 of the variance of marital satisfaction by independent variables in The figure is explained. In general, the results showed that there is a significant relationship between emotional self-awareness and cognitive emotion regulation and social adequacy with marital satisfaction (Sig = 0.000). Conclusion  The results of the present study can be used in premarital education as well as in interventions related to family and couples.
۷۸۹۴.

The Mediating Role of Existential Anxiety and Conspiracy Beliefs in the Relationship Between Fear of COVID-19 and the Intention to Get Vaccinated in the Iranian Population(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲۱ تعداد دانلود : ۱۰۳۹
Objective  The Covid-19 epidemic has caused a great deal of concern for the people, and even worse, the issue of vaccination and its dangers is still relevant today.This study aimed to mediate the role of existential anxiety and conspiracy beliefs in the relationship between fear of COVID-19 and the intention to get vaccinated. Methods   The type of research is  a descriptive correlation. The statistical population of the study included Iranian adults in the age range of 20 to 65 years, from which 533 people were randomly selected and responded to the online survey. The data were analyzed by the Pearson correlation coefficient method and structural equation model. Five questionnaires including fear of COVID-19, existential anxiety, Conspiracy beliefs and Intention to get vaccinated, were distributed among the research samples. Results  The results showed that there was a positive and significant correlation between fear of Covid-19 with existential anxiety and intention to get vaccinated (P <0.01), also, there is a positive and significant correlation between existential anxiety and conspiracy beliefs (P <0.01) and a negative and significant correlation between existential anxiety and conspiracy beliefs to get vaccinated (P <0.01). Conclusion    The model analysis also showed that when there are anxiety and conspiracy theories between fear of Covid-19 and the intention to get vaccinated, people reduce their desire to get vaccinated.
۷۸۹۵.

Comparison of the Effectiveness of Autogenic Training with Affect Regulation Training on Psychological Adjustment of Women with type 2 Diabetes(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۱ تعداد دانلود : ۵۹۸
Objective: Diabetes is a chronic disease that has negative physical and psychological consequences and effective interventions are necessary to reduce these consequences. Therefore, this study aimed to compare the Autogenic training (AT) and Affect regulation training (ART) on the psychological adjustment of women with type 2 diabetes. Methods: Among female patients with type 2 diabetes referred to the Iranian Endocrine Institute, 33 patients were selected by convenience sampling and randomly divided into three groups (AT, ART, and control). Participants answered the Psychosocial Adjustment to Illness Scale (PAIS) before and at the end of the intervention. The subjects of ART and AT groups underwent 10 90-minute training sessions and the control group did not receive any intervention. Results: Data analysis with MANOVA and ANOVA showed that psychosocial adjustment to disease in both ART and AT groups was significantly improved compared to the control group (P <0.05). The two groups of AT and ART were not significantly different in improving psychosocial adjustment to disease (P >0.05). Conclusion: It seems that both interventions AT and ART have been effective in improving the psychological adjustment of women with type 2 diabetes by affecting the conscious or unconscious mechanisms of mind-body communication. Keywords: Diabetes, affect regulation, autogenic training, psychological adjustment.
۷۸۹۶.

An Investigation on the Effect of Rational Emotive Behavior Therapy on Reduction of Anxiety, Depression, and Distress in People with Anxiety Disorder In the age of Corona(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۴ تعداد دانلود : ۳۸۴
This study aimed to investigate the effect of rational emotive behavior therapy (REBT) on the reduction of anxiety, depression, and distress in people with an anxiety disorder. The present study was applied and quasi-experimental in terms of the method (consisting of pre-test, post-test, and control group). The population of this study consisted of people with anxiety disorder referred to Loghman Hospital in Tehran. 20 people who were selected as participants based on the inclusion criteria, were randomly divided into two groups (i.e. REBT and control groups) equally (10 people in each group). Experimental pretest and posttest were performed using the Depression Anxiety Stress Scale (DASS) and the participants in the experimental group underwent the experiment for three months (a two-hour session per week). The results were analyzed using analysis of covariance. The results showed that REBT intervention was significantly effective in reducing patients' distress, depression, and anxiety. Thus, REBT can be effective in reducing patients’ psychological problems by helping them recognize their irrational beliefs better and reduce their anxiety (self-blame) and hostility (blaming others and the universe).
۷۸۹۷.

اثربخشی مداخلات معنوی-مذهبی بر عواطف، کینه توزی و بخشش در زنان دارای تجربه بدرفتاری هیجانی همسر(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۵ تعداد دانلود : ۴۴۱
سابقه و هدف: ازآنجایی که بدرفتاری هیجانی شوهر می تواند موجب آشفتگی عاطفی و تنفر زن از او شود؛ این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی مداخلات معنوی-مذهبی بر عواطف، کینه توزی و بخشش در زنان دارای تجربه بدرفتاری هیجانی همسر انجام شده است. روش کار: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی و به صورت پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش تمامی زنان دارای تجربه بدرفتاری هیجانی شهر بندرعباس در سال 1398 بود که 28 نفر از آنان به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند و اعضای گروه آزمایش تحت مداخلات معنوی-مذهبی قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس عاطفه مثبت و منفی (PANAS)، پرسش نامه پرخاشگری (AQ) و پرسش نامه حالت های روان شناختی مثبت (PPSQ) استفاده شد و داده ها نیز از طریق تحلیل کوواریانس چند متغیّری (مانکوا) تجزیه و تحلیل شد. در این پژوهش همه موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: نتایج نشان می دهد که مداخلات معنوی-مذهبی اثر معناداری بر بهبود عاطفه مثبت (43/29F= و 05/0P<)، عاطفه منفی (84/F= و 05/0P<)، کینه توزی (57/12F= و 05/0P<) و بخشش (66/51F= و 05/0P<) در زنان دارای تجربه بدرفتاری همسر داشت. نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش، مداخلات معنوی-مذهبی می تواند به عنوان روش مؤثر درمانی و آموزشی موجب بهبود عواطف، کینه توزی و بخشش در زنان دارای تجربه بدرفتاری هیجانی همسر شود.
۷۸۹۸.

تبیین نقش واسطه ای هوش معنوی در رابطه بین فضیلت سازمانی و بهزیستی روان شناختی در بین معلمان مقطع ابتدایی شهر اردبیل(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۰ تعداد دانلود : ۵۰۲
سابقه و هدف: در قرن بیست ویک نگرش های جدیدی نسبت به جنبه های اخلاقی معلمان در مدارس شده است و با توجه به نقشی که فضیلت در پرورش احساسات و تعاملات سازنده دارد، اهمیت روزافزون آن در بهبود بهزیستی روان شناختی آشکار شده است. ازاین رو، هدف پژوهش حاضر تبیین نقش واسطه ای هوش معنوی در رابطه بین فضیلت سازمانی و بهزیستی روان شناختی در بین معلمان مقطع ابتدایی شهر اردبیل بود. روش کار: روش این پژوهش توصیفی-همبستگی مبتنی بر الگوی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش تمامی معلمان دوره ابتدایی شهر اردبیل به تعداد 3850 نفر بود که از این تعداد 350 نفر نمونه آماری پژوهش در نظر گرفته شدند که بر اساس فرمول کوکران و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه های استاندارد بهزیستی روان شناختی، فضیلت سازمانی و هوش معنوی و برای تحلیل یافته ها از روش الگوی معادلات ساختاری استفاده شد. در این پژوهش همه موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: نتایج حاصل از ضریب همبستگی نشان داد که بین متغیّرهای فضیلت سازمانی، هوش معنوی و بهزیستی روان شناختی همبستگی معنادار در جهت مثبت وجود داشت. علاوه براین، فضیلت سازمانی بر بهزیستی روان شناختی (27/0) و هوش معنوی (84/0) و هوش معنوی بر بهزیستی روان شناختی (68/0) اثر مستقیم مثبت و معناداری داشت. علاوه براین، فضیلت سازمانی از طریق هوش معنوی بر بهزیستی روان شناختی (74/9) اثر غیرمستقیم مثبت و معناداری داشت. نتیجه گیری: بر اساس یافته های به دست آمده، هرچقدر هوش معنوی معلمان و فضیلت در سازمان بالاتر باشد به همان میزان بهزیستی روان شناختی و رضایت از کار بیشتر می شود. بنابراین فضیلت به عنوان یک متغیّر اخلاقی اسلامی در سازمان می تواند بر هوش معنوی و بهزیستی روان شناختی معلمان تأثیر بگذارد.
۷۸۹۹.

مقایسه ی رفتارهای خودکشی گرایانه، رفتارهای خودآسیب رسان و ظرفیت شرم و احساس گناه در میان افراد با «صفات چهارگانه تاریک شخصیت» و افراد با «سه گانه آسیب پذیر شخصیت»؛ یک مطالعه مقطعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۶ تعداد دانلود : ۶۲۸
مقدمه: رفتارهای خودآسیب رسان و خودکشی گرایانه و ظرفیت شرم و احساس گناه از جمله موضوعاتی هستند که از دیرباز مورد توجه روانشناسان بالینی بوده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه ی رفتارهای خودکشی گرایانه، رفتارهای خودآسیب رسان و ظرفیت شرم و احساس گناه در میان افراد با «صفات چهارگانه تاریک شخصیت» و افراد با «سه گانه آسیب پذیر تاریک شخصیت» انجام شد. روش: این پژوهش از نوع مطالعات معادلات ساختاری است. جامعه آماری در بخش «جمعیت عمومی» شامل کلیه جوانان ۱۸ تا ۴۰ ساله شهر تهران و در بخش «بالینی» نیز شامل کلیه افراد دارای رفتارهای خودکشی گرایانه و خودآسیب رسان در همان بازه سنی بود، در بخش عمومی با استفاده از روش نمونه گیری آنلاین ۱۶۹۶ نفر و در بخش بالینی نیز به شکل حضوری از میان بیمارستان های روانپزشکی و زندان های شهر تهران ۱۸۰ نفر و مجموعاً اطلاعات ۱۸۷۶ نفر جمع آوری و در تحلیل وارد شد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس چهارگانه کوتاه شخصیت (SD-۴)، مقیاس های سه گانه صفات آسیب پذیر تاریک شخصیت، مقیاس ظرفیت تجربه ی احساس گناه و شرم (GASP)، پرسشنامه خودآسیب زنی (SHI) و پرسشنامه رفتارهای خودکشی- تجدیدنظر شده (SBQ-R) بود. داده های بدست آمده با استفاده از نرم افزارهای SPSS نسخه ۲۶ و AMOS نسخه ۲۴ و با استفاده از مقایسه ضرایب مسیر و آزمون تغییر ناپذیری تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که به لحاظ آماری تفاوت معنادار بین صفات تاریک شخصیت و سه گانه ی آسیب پذیر تاریک شخصیت بر رفتارهای خودآسیب رسان (P<۰/۰۰۱, t=۶/۶۰۳, ∆β=۰/۱۳) و (نه خودکشی) وجود داشت و همچنین افراد با سه گانه ی آسیب پذیر تاریک شخصیت شرم بیمارگونه بیشتری (P<۰/۰۰۱, t=۷/۳۴۶, ∆β=۰/۲۱) از افراد با صفات تاریک شخصیت داشتند. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که صفات سه گانه آسیب پذیر تاریک شخصیت (فاکتور دو جامعه ستیزی، خودشیفتگی آسیب پذیر و اختلال شخصیت مرزی) در مقایسه با صفات چهارگانه تاریک (سادیسم، جامعه ستیزی، ماکیاولیانیسم و خودشیفتگی) با خطر بیشتر گرایش به رفتارهای خودآسیب رسان و تجربه شرم بیمارگونه همراه است.
۷۹۰۰.

سنجش اثربخشی مداخله ذهن سازه محور: رویکردی نوین به درمان چاقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۳ تعداد دانلود : ۴۸۴
زمینه: در طی سال های اخیر، رویکرد امیدبخشی در طراحی مداخله های مبتنی بر خودتنظیمی با هدف تغییر ذهن سازه ها شکل گرفته است. با وجود گسترش کاربرد این رویکرد در مداخلات درمانی، شواهد چندانی برای اثربخشی مداخله ذهن ساز ه محور در حوزه های خاص سلامت همچون چاقی در دسترس نیست. هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی مدل مداخله ذهن سازه محور بر کاهش وزن و شاخص توده بدنی (BMI)، خوردن هیجانی و تغییر ذهن سازه تنیدگی در افراد مبتلا به چاقی انجام شد. روش: مطالعه حاضر به صورت کارآزمایی بالینی و با گمارش تصادفی شرکت کنندگان در دو گروه درمان و گواه اجرا شد. 42 نفر از افراد مبتلا به اضافه وزن و چاقی که به کلینیک چاقی بیمارستان سینا مراجعه کرده بودند، به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. گروه درمان مداخله ذهن سازه محور (دووک، 2017؛ کرام و همکاران، 2017) را در 8 جلسه و برای مدّت زمان 2 ماه دریافت کردند. ابزار گردآوری داده ها شامل مقیاس ذهن سازه شخصیت (ITOP)، مقیاس ذهن سازه تنیدگی (SMM) و پرسش نامه رفتارهای خوردن هیجانی (EOQ) بود. داده ها با استفاده از آزمون U مان ویتنی نمرات افتراقی تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که مدل مداخله ذهن سازه محور باعث کاهش وزن و BMI در مرحله پس آزمون شده و در مرحله پیگیری نیز باعث تداوم اثرگذاری شده است. هم چنین یافته های پژوهش حاکی از آن بود که مداخله ذهن سازه محور خوردن هیجانی را کاهش و ذهن سازه تنیدگی توان افزا و ذهن سازه نمو را در مرحله پس آزمون افزایش می دهد. در مرحله پیگیری برای این متغیّرها نیز ثبات نتایج دیده شد. نتیجه گیری: با توجه به اثربخشی مدل مداخله ذهن سازه محور برای کاهش وزن و رفتار خوردن هیجانی در شرکت کنندگان این پژوهش، پیشنهاد می شود از این مدل مداخله ای به عنوان درمان مستقل و یا درمان مکمّل برای بیماران مبتلا به چاقی استفاده شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان