فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۳٬۲۲۱ تا ۳۳٬۲۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
یک انگاره شناختی از واژگان ذهنی گویشور فارسی
حوزههای تخصصی:
این پژوهش در چارچوب نظریه واج شناسی لایه ای، با ایجاد تمایز بین تکیه واژگانی و تکیه زیر و بمی، نوع و چگونگی بازنمایی واحد های واژگانی را در واژگان ذهنی نشان می دهد. تکیه واژگانی مفهومی انتزاعی دارد و واحد های واژگانی الزاما دارای یک هجای «تکیه بر» در واژگان هستند. تکیه زیر و بمی یک مفهوم عینی دارد و ناظر بر برجستگی در سطح پاره گفتار است. واحد واژگان، واژه و تکواژ است و ظهور تکیه زیر و بمی روی «وندها» نشان می دهد که تکواژهای مقید نیز در واژگان ذهنی مدخل مستقلی برای خود دارند. برخی از تکواژهای مقید تصریفی به علت تکیه بر نبودن در واژگان، جایگاه جداگانه ای در دستور زبان دارند. حاصل فرایند های ساختواژی، کلمه های غیر بسیط است که با شواهد واج شناسی، واحدهای واژگانی به حساب می آیند. از نتایج پژوهش حاضر می توان در پردازش گفتار و مطالعات زبانی استفاده کرد.
بررسی شیوع نشانه های اختلال وسواسی - جبری
حوزههای تخصصی:
بررسی رابطه بین افسردگی و التزام عملی به اعتقادات اسلامی در میان دانش آموزان دوره متوسطه شهر تهران
بررسی دیدگاههای فلسفی – عقیدتی دانش آموزان پسر پایه سوم مقطع متوسطه شهر اهواز در مورد نماز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر، دیدگاههای فلسفی – عقیدتی (دلائل گرایش) دانش آموزان پسر پایه سوم متوسطه شهر اهواز در مورد اقامه نماز مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان پسر پایه سوم متوسطه شهر اهواز می باشد. در این پژوهش از دو نمونه استفاده گردید. نمونه اول شامل 120 نفر جهت ساخت پرسشنامه مقدماتی و نمونه دوم 320 نفر بودند که به صورت تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل عاملی استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد که چهار عامل در گرایش دانش آموزان به نماز مؤثر بوده اند. این عوامل عبارتند از: فردی – روانشناختی، عبادی – تکلیفی، فرهنگی – اجتماعی و رستگاری – فلاح
هدفمندی و پیشرفت تحصیلی «بررسی مطالعات »
حوزههای تخصصی:
انطباق و هنجاریابی آزمون رشد زبان TOLD-P:3 برای کودکان فارسی زبان تهرانی (بخش اول)
حوزههای تخصصی:
بررسی تأثیر آرامش عضلانی بر کاهش اضطراب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اضطراب یکی از شایع ترین مسائلی است که درحیطه پزشکی ‘ روانپزشکی وروانشناسی به چشم می خورد . بدان حد که در حدود 30 درصد از کسانی که به پزشکان عمومی مراجعه می کنند از این مشکل رنج می برند. (روبرت(Robert) ودیگران1998) آرامش عضلانی روشی است که ارزش قابل ملاحظه ای در کاهش اضطراب دارد . (برن اشتین(Bern stein,T.D.)و برکووک(Borkovec.T.D. ‘1973) درپزشکی ‘روانشناسی بالینی و روان پزشکی استفاده از فن آرامش عضلانی تاریخچه ای طولانی دارد. اثر بی سابقه جاکوبسون(Jacoboson) در1934 و1938 اساسأ مربوط است به آرامش عضلانی. بررسی انجام شده دلالت برآن دارندکه آرامش عضلانی موجب کاهش چشمگیر اضطراب می شود.(ملامد(Melamed)‘1984)
تفاوت های تعاملی در گفتمان مبتلایان به آلزایمر بررسی گفتار یک بیمار مبتلا به آلزایمر ضمن گفتگو با دو
حوزههای تخصصی:
تحلیلی بر ارتباط فرهنگ و علوم روان شناختی
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی مقاله حاضر، بررسی ارتباط و تاثیرپذیری علوم روان شناختی از فرهنگ می باشد. ابتدا، فرهنگ و عناصر اصلی فرهنگ، که از یک طرف نگرش کلی به جهان است و از طرف دیگر، ارزش ها و آداب و رسوم می باشد، مورد بحث قرار می گیرد سپس با توجه به روش شناسی علوم تجربی، دو مرحله کشف تئوری ها و داوری درباره آنها مورد توجه قرار می گیرد و درباره اینکه فرهنگ در کدام مرحله می تواند تاثیرگذار باشد، بحث می شود. با توجه به اینکه روان شناسی نیز از روش تجربی بهره می گیرد، درباره تاثیر فرهنگ بر آن در این دو مرحله بحث می گردد با توجه به روش شناسی مورد استفاده در روان شناسی، عناصر فرهنگ که در ذهن محقق تبلور می یابد، می تواند در مرحله کشف و خلق تئوری ها تاثیرگذار باشد و مشخص کند که دانشمند در چه حوزه ای می تواند مطالعه کند، ولی در مرحله داوری، فقط روش تجربی است که توانایی ارزیابی تئوری ها را دارد. از این رو، روان شناسی در هر فرهنگ می تواند به مسایل خاص همان فرهنگ بپردازد، ولی روش این مطالعه، تجربی است و در این صورت می تواند برای دیگر افراد نیز قابل فهم باشد.
آیا اختلالات روانی در زنان شایع تر است ؟
حوزههای تخصصی:
این مقاله با هدف ارزیابی تفاوت های بین دو جنس از نظر شیوع اختلالات روانی، ابتدا به بررسی کلیشه های جنسی می پردازد. این کلیشه ها عقایدی افراطی و نسبتا ثابت در مورد افراد و بر اساس جنسیت آنهاست. تحقیقات نشان می دهد که برخی از این کلیشه های جنسی، واقعی و عده ای غیرواقعی می باشند. از جمله کلیشه های واقعی شیوع بالاتر اختلالات روانی در زنهاست. این مقاله به تفصیل، به علل شیوع بالاتر افسردگی در زنان می پردازد. به نظر می رسد که با مشخص کردن این علل و با استفاده از برنامه های پیشگیری، بتوان احتمال بروز بیماری ها در زنان را تا حد قابل ملاحظه ای کاهش داد.
رابطه بین دانش فراشناختی و حل مساله
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، رابطه بین دانش فراشناختی و حل مساله بررسی شده است. به این منظور 93 دانش آموز پسر پایه سوم راهنمایی، به شیوه تصادفی خوشه ای، انتخاب شدند. برای سنجش دانش فراشناختی با هر یک از دانش آموزان به طور انفرادی مصاحبه و صدای آنان روی نوار کاست ضبط شد. آن گاه به منظور ارزیابی توانایی حل مساله، هر یک از دانش آموزان به طور انفرادی در موقعیت حل مساله آونگ (pendulum problem) قرار گرفتند. یافته ها نشان می دهد که دانش فراشناختی حل مساله با توانایی حل مساله رابطه مثبت معنی داری دارد و طبقه دانش شخص درباره خود در مقایسه با طبقه های دانش درباره تکلیف و دانش رابطه راهبرد، در پیش بینی واریانس حل مساله، سهم بیشتری به خود اختصاص داده است.
بررسی رابطه تفاوتهای فردی در الگوی رفتاری ریخت A و پاسخ های قلبی عروقی در یک موقعیت تنیدگی زا
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور تبیین یافته های ضد و نقیضی که از اوایل دهه 1980 در مورد ارتباط اولیه بین الگوی رفتاری ریخت A و بیماریهای کرونری قلب مطرح شده است، با روی آوردی چند مولفه ای به بررسی مولفه های تشکیل دهنده این سازه پیچیده شخصیتی و ارتباط آن با فعالیت تشدید یافته سمپاتیکی پرداخته است. به دلیل اینکه بررس مفهوم ریخت A به عنوان یک سازه چند بعدی مستلزم داشتن یک ابزار ارزشیابی دقیق که بتواند تمام ابعاد این مفهوم را اندازه گیری کند می باشد، مقیاس چند بعدی الگوی رفتاری ریخت A تدوین و از لحاظ اعتبار و روایی سازه مورد تحلیل قرار گرفت. 108 دانشجوی پسر بعد از تکمیل این پرسشنامه یک تکلیف تنیدگی زا را تجربه کردند و پیش و پس از این تجربه، پاسخهای قلبی عروقی آنها مشتمل بر ضربان قلب و فشارخون سیستولیک و دیاستولیک اندازه گیری شد.
پاسخهای آزمودنیها از لحاظ بررسی اعتبار و روایی سازه پرسشنامه از طریق روش آلفای کرونباخ و تحلیل عوامل به شیوه مولفه های اساسی مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج این تحلیل نشان دهنده میزان دقت و اعتبار مطلوب پرسشنامه و استخراج چهار مولفه اساسی تشکیل دهنده سازه ریخت A به نامهای ناشکیبایی / احساس تنگنای زمانی، خشم خصومت، رقابت جویی و تلاش برای پیشرفت بود. بعد از مقایسه میانگین پاسخهای قلبی عروقی آزمودنیها قبل و بعد از تجربه تکلیف تنیدگی زا که نشان از تفاوت معنی دار میانگین پاسخها داشت، به بررسی ارتباط عوامل تشکیل دهنده ریخت A با تغییرات پاسخهای قلبی عروقی بعد از تجربه تکلیف تنیدگی زا در گروهی از آزمودنیها که نمرات بالایی در مقیاس ریخت A داشتند (n=73) پرداخته شد. نتایج تحلیل رگرسیون جهت بررسی این ارتباط نشان از سهم متفاوت عوامل تشکیل دهنده ریخت A در تبیین پاسخهای قلبی عروقی – ضربان قلب و فشارخون سیستولیک و دیاستولیک – به مولفه خشم / خصومت تعلق داشته و عوامل دیگر نیز هر یک در ترکیبی خطی با این عامل سهم متفاوتی در تبیین این تغییرات داشتند. در مجموع یافتهای پژوهش تاییدی بر ماهیت چند بعدی سازه شخصیتی ریخت A، تفاوتهای فردی افراد دارای این الگو و ارتباط متفاوت مولفه های تشکیل دهنده الگوی ریخت A با پاسخهای تشدید یافته سمپاتیکی (قلبی عروقی) می باشد و می تواند پاسخی برای مطالعات ضد و نقیض این حیطه محسوب شود.
اثر هیجان های رایانه ای بر مقادیر کورتیزول صبحگاهی و شامگاهی کودکان
حوزههای تخصصی:
روان – عصب – ایمنی شناسی – به حوزه بین رشته ای جدیدی اطلاق شود که در آن تعامل عوامل روان شناختی با وضعیت های عصب شناختی و ایمنی شناختی مورد مطالعه قرار می گیرد. مطالعات نشان می دهند که شرایط سو روان شناختی (مثلا تنیدگی های مزمن) یا هیجان های منفی با میانجی های عصب شناختی، هورمونی و ایمنی شناختی می توانند، آسیب پذیری جسمانی آزمودنیها را در مقابل آسیب زاهای محیطی افزایش دهند. در این تحقیق به منظور بررسی اثر بازی های رایانه ای و هیجان های متعاقب آنها بر مقادیر کورتیزول صبحگاهی و شامگاهی 16 دانش آموز سال دوم راهنمایی با میانگین سنی 12.6 سال از یک مدرسه راهنمایی نمونه شبانه روزی به صورت تصادفی انتخاب شدند و به روش جایگزینی تصادفی در قالب طرح سولومون، در چهار گروه قرار گرفتند. دو گروه آزمایشی، 27 روز و هر روز به مدت شصت دقیقه به بازی های رایانه ای مختلف پرداختند. نمونه های خون صبحگاهی و شامگاهی، در آغاز و پایان مطالعه، بر اساس طرح سولومون، از آزمودنی ها گرفته شد و نتایج با استفاده از روش تحلیل واریانس بررسی شدند. یافته های ما نشان داد که بازی های رایانه ای به طور معنادار، کورتیزول صبحگاهی (P=0.01) و کورتیزول شامگانی (P<0.05) را افزایش می دهد. با توجه به تغییرات روانی فیزیولوژیک ارگانیزم تحت هیجان و آثار ضعیف ساز هورمون کورتیزول بر نظام ایمنی بدن، این نتایج می توانند یافته مهمی در مقوله مطالعات تنیدگی – بیماری و حوزه های مشابه باشند
رابطه جهت گیری مذهبی با میزان تنیدگی
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی ارتباط بین جهت گیریهای مذهبی با میزان تنیدگی در دانشجویان دانشگاه تهران می پردازد. برای بررسی فرضیه فوق ابتدا از بین دانشجویان دانشگاه تهران به روش نمونه گیری تصادفی ساده 100 نفر انتخاب شدند. در نهایت 30 نفر که جهت گیری مذهبی درونی و 30 نفر که جهت گیری مذهبی برونی داشتند به عنوان دو گروه نمونه انتخاب شدند. ابزار اصلی پژوهش «پرسشنامه تنیدگی مسلیچ» و «مقیاس جهت گیریهای مذهبی آلپورت» می باشد به منظور آزمون فرضیه تحقیق، از آزمون ضریب همبستگی گشتاوری پیرسن و آزمون z استفاده گردید. نتایج آزمون فرضیه ها نشان می دهند که بین جهت گیری مذهبی درونی با کاهش تنیدگی و بین جهت گیری مذهبی برونی با افزایش تنیدگی همبستگی معنی داری وجود دارد. بنابراین می توان نتیجه گیری کرد که جهت گیری مذهبی به عنوان یک تعدیل گر تنیدگی عمل کرده و افراد با جهت گیری مذهبی درونی تنیدگی کمتری را تجربه می کنند
بررسی اثر موسیقی درمانگری بر علایم منفی و مثبت بیماران روان گسیخته
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر تاثیر روشهای موسیقی درمانگری فعال و غیرفعال را بر علایم منفی و مثبت بیماران روان گسیخته مطالعه کرده است. در این مطالعه 96 بیمار روان گسیخته از دو مرکز روانپزشکی پس از انتخاب تصادفی در سه گروه شامل دو گروه آزمایش و یک گروه گواه تقسیم شده اند. گروه آزمایش یک در جلسات موسیقی درمانگری فعال شامل نواختن ساز، خواندن و حرکات موزون شرکت و گروه آزمایش دو، در جلسات موسیقی درمانگری غیرفعال شامل شنیدن صرف موسیقی شرکت کردند. گروه گواه هیچگونه موسیقی دریافت نکرد. کلیه بیماران پیش از آزمایش توسط دو متخصص روانپزشک و روانشناس بالینی مورد ارزیابی و همچنین در دو مرحله پیش و بعد از آزمایش از نظر میزان علایم مرضی منفی و مثبت با استفاده از مقیاس اندازه گیری علایم منفی (SANS) و اندازه گیری علایم مثبت (SAPS) اندازه گیری شدند. تحلیل کوواریانس برای 9 گروه از علایم منفی و مثبت بیماران روان گسیخته به طور جداگانه برای کل نمونه، جنس، سطح تحصیلات، سطح اقتصادی – اجتماعی و سن انجام شد و این نتایج به دست آمد:
الف – موسیقی درمانگری بر علائم منفی بیماران روان گسیخته اثر مثبت دارد. ب- اثر موسیقی درمانگری بر زنان روان گسیخته نسبت به مردان روان گسیخته بیشتر و وسیعتر است. ج – اثر موسیقی درمانگری بر بیماران کم سواد و بیماران در سطح اجتماعی – اقتصادی پایین بیشتر است. د – سن در اثر پذیری بیماران روان گسیخته از موسیقی درمانگری نقشی ندارد. ه - دو نوع موسیقی درمانگری فعال و غیرفعال تاثیر متفاوتی بر بیماران روان گسیخته دارد.