تحقیق حاضر به منظور بررسی پردازش خودکار و کنترل شده اطلاعات و تاثیر داروهای ضد افسردگی بر این متغیرها در اختلال افسردگی اساسی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش، کلیه افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی در دامنه سنی 45- 15 ساله بود که در شش ماهه دوم سال 1385 به مراکز درمانی و مشاوره استان های اردبیل و آذربایجان شرقی مراجعه کرده بودند. جامعه بهنجار این پژوهش را نیز کلیه افراد سالم دامنه سنی45- 15 این دو استان تشکیل داده اند. 30 نفر از افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی که قبلاً به روان پزشک مراجعه کرده و داروهای ضد افسردگی مصرف می کردند و 30 نفر نیز به همین روش از افراد افسرده ای که برای اولین بار به این مراکز، مراجعه و در یک ماه اخیر هیچ داروی ضد افسردگی مصرف نکرده بودند، به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. 30 نفر نیز از جامعه بهنجار کارکنان دانشگاه محقق اردبیلی به صورتی که از نظر متغیرهای جمعیت شناختی با گروه های مورد مطالعه همتا شدند ، به عنوان گروه مقایسه به روش تصادفی ساده انتخاب شده در مرحله بعد آزمون های افسردگی بک، آزمون تکمیل بن واژه جاکوبی، توث و یوهلیناس، آزمون تداعی واژه از مقیاس حافظه وکسلر به ترتیب بر روی آنها اجرا و پس از نمره گذاری، داده های به دست آمده با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یک متغیری و آزمون تعقیبی LSD مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که در پردازش خودکار اطلاعات بین دو گروه افسرده و بهنجار، تفاوت معنی داری وجود ندارد. ولی در پردازش کنترل شده اطلاعات بین این دو گروه تفاوت معنی داری وجود داشت. به این صورت که پردازش کنترل شده اطلاعات در بیماران افسرده در مقایسه با گروه بهنجار مختل شده بود. در زمینه تاثیر داروهای ضد افسردگی نیز نتایج این پژوهش نشان داد که بین گروه افسرده تحت درمان دارویی و گروه افسرده ای که برای اولین بار مراجعه می کردند، در این متغیر ها تفاوت معنی داری وجود نداشت.
"پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس افسردگی دانشجویان (USDI) و همبستگی آن باپیشرفت تحصیلی انجام شده است. از میان دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه تهران، 442 نفر (246 پسر و 196 دختر) در بررسی مشخصات روان سنجی مقیاس USDI شرکت کردند. نتایج حاصل از اعتبارسنجی به دو شیوه همسانی درونی و ثبات زمانی نشان داد که اعتبار مقیاس USDI بر اساس آلفای کرونباخ 93/0 و با استفاده از روش بازآزمایی، 86/0 است. بررسی های مرتبط با روایی محتوا، همزمان، واگرا، پیش بین، تفکیکی و سازه USDI مؤید روایی مقیاس مذکور است. یافته های حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی همانند فرم اصلی نشان داد، سه عامل رخوت و بی حالی، شناختی ـ هیجانی و انگیزه تحصیلی مقیاس USDI را تشکیل می دهند. از این مطالعه چنین نتیجه می شود که مقیاس USDI ابزاری معتمد و روا برای سنجش افسردگی دانشجویان است.
"
هدف: هدف تحقیق حاضر، بررسی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان بر اساس ابعاد شخصیتی روان نژندی گرایی و برون گرایی می باشد.
روش: ابتدا 725 نفر از دانشجویان پسر، نسخه فارسی تجدید نظر شده پرسشنامه شخصیتی آیسنک را تکمیل نمودند. سپس، 140 نفر از آنها بر اساس نمره های انتهایی توزیع در دو بعد روان نژندی گرایی (N) و برون گرایی (E) در قالب چهار گروه برون گرا، درون گرا، روان نژندی گرا و پایدار هیجانی (هر گروه 35 نفر)، به عنوان آزمودنی های اصلی انتخاب و به وسیله پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان ارزیابی شدند.
یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که افراد روان نژندی گرا در برخورد با تجربه منفی، بیشتر از راهبردهای ملامت خویش، پذیرش، نشخوارگری، دیدگاه پذیری، فاجعه سازی و ملامت دیگران، و افراد پایدار هیجانی از راهبردهای تمرکز مجدد مثبت و تمرکز مجدد بر برنامه ریزی استفاده می کنند. راهبردهای رایج در افراد برون گرا، تمرکز مجدد مثبت، دیدگاه پذیری و ارزیابی مجدد مثبت بود. ضمن اینکه، افراد درون گرا بیشتر از راهبردهای ملامت خویش، پذیرش، نشخوارگری، تمرکز مجدد بر برنامه ریزی، فاجعه سازی و ملامت دیگران استفاده می کردند.
نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر، می توان گفت که صفات شخصیتی نقش مهمی در انتخاب راهبردهای تنظیم هیجان ایفا می کنند و نوع راهبردهای تنظیم هیجان متناسب با صفات شخصیتی مسلط در فرد می باشد.
هدف: در مطالعه حاضر، اثرات تزریق دوطرفه آنتاگونیست های سیستم کولینرژیک در ناحیه تگمنتوم شکمی به تنهایی و همراه با مورفین بر به خاطرآوری حافظه و یادگیری وابسته به حالت مورفین در موش های بزرگ آزمایشگاهی نر بررسی شد.
روش: در این پژوهش تجربی مورفین و سالین به صورت زیرجلدی، و آنتاگونیست های سیستم کولینرژیک به صورت داخل ناحیه تگمنتوم شکمی تزریق شده و سپس به خاطرآوری وابسته به حالت در یک روش اجتنابی غیرفعال آموخته شده، مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: تزریق زیرجلدی مورفین (mg/kg 5) پس از آموزش منجر به خرابی حافظه بازخوانی و ایجاد فراموشی شد ولی تزریق همان دوز مورفین در روز آزمون باعث حافظه (یادگیری) وابسته به وضعیت مورفین گردید. تزریق دوزهای مختلف آتروپین، آنتاگونیست موسکارینی استیل کولین به صورت داخل تگمنتوم شکمی نسبت به گروه شاهد تفاوت معناداری را در بازخوانی حافظه نشان نداد در حالی که تزریق دوزهای مختلف مکامیل آمین، آنتاکونیست نیکوتینی استیل کولین این اختلاف را معنادار کرد. در حیواناتی که در روز آموزش مورفین به صورت زیرجلدی و در روز آزمون دوزهای مختلف آتروپین و یا مکامیل آمین را به صورت داخل تگمنتوم شکمی، همراه با مورفین به صورت زیرجلدی دریافت کرده بودند، به خاطرآوری حافظه به طور معناداری کاهش نشان داد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های فوق به نظر می رسد که یادگیری وابسته به حالت مورفین احتمالاً در ارتباط با فعال سازی گیرنده های استیل کولینی ناحیه تگمنتوم شکمی باشد.
"هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه دیدگاه آگاهی و اثر منابع اطلاع رسانی در مورد اعتیاد با تمایل به مصرف مواد مخدر در دانشجویان بوده است. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. نمونه آماری شامل 200 دانشجو است که به شیوه طبقه ای تصادفی از بین کلیه دانشجویان رشته های مختلف دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان در سال 1387 انتخاب شدند. ابزار تحقیق عبارت بود از پرسشنامه محقق ساخته ارزیابی دیدگاه فرد نسبت به اعتیاد که براساس داده های حاصل در مرحله تدوین با روش تحلیل عاملی واریماکس به 4 بخش تقسیم شد و اعتبار آن به روش آلفای کرونباخ در بخش اول؛ آگاهی و شناخت مواد مخدر (72/0= )، دوم؛ اثر منابع اطلاعاتی (71/0= )، سوم؛ دیدگاه به اعتیاد به عنوان یک مشکل خوش خیم و قابل درمان (80/0= ) و چهارم؛ تمایل به مصرف مواد (76/0= ) محاسبه گردید. داده های حاصل از پرسشنامه های پژوهش در راستای هدف تحقیق با استفاده از روش همبستگی و رگرسیون همزمان تحلیل گردید و نتایج نشان داد که بین تمایل به اعتیاد به عنوان یک مشکل خوش خیم و قابل درمان و احساس خطر نکردن از آن با میزان تمایل به مصرف مواد مخدر در دانشجویان رابطه مثبت وجود دارد (05/0 P<).
"
"چکیده: هدف این پژوهش، بررسی علل و زمینه های خشونت خانگی علیه زنان بود. بدین منظور، یک فراتحلیل نظری بر روی تعداد؟... مورد از پژوهشهای انجام شده قبلی اعم از داخل و خارج کشور انجام شد. یافته ها نشان داد که علل خشونت در سه دسته فردی، تعامل بین فردی و اجتماعی محدود می شود.
علل فردی، در جنبه¬های زیستی (مانند هورمن¬های مردانه و توان بدنی بالاتر مردان) و روانشناختی (مانند تندخویی، دمدمی مزاجی، بدگمانی، حالت انفعالی مردان همسر آزار،. ناکامی، ضعف اخلاقی، اعتیاد،) و علل تعامل میان فردی در جنبه هایی مانند جنسیت، اقتدارگرائی مردانه در خانواده، یادگیری اجتماعی، و مشکلات ارتباطی (مانند اسناد منفی، تعارض و بزهکاری) و علل اجتماعی در جنبه های اقتصادی (مانند بیکاری، مشاغل کارگری و درآمد کم) و فرهنگی (مانند پذیرش اجتماعی خشونت، پیشداوری نسبت به زنان و...)، مورد بحث قرار گرفت. "
"شخصیت های اسکیزوتایپی و مرزی، به عنوان شخصیت های مرزی روان پریشی، آسیب پذیری بیشتری نسبت به روان پریشی دارند. بنابراین، این دو اختلال تا حدودی نیز می توانند با هم همپوش باشند. پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه دو اختلال در جعیت غیر بیمار انجام گرفت. بدین منظور، نمونه ای به حجم 749 نفر (380 نفرگروه مذکر و 369 نفر گروه مؤنث) به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای از دانشکده های مختلف دانشگاه شیراز، انتخاب و مورد آزمون قرار گرفتند. شرکت کننده ها به مقیاس شخصیت اسکیزوتایپی (STA) و مقیاس شخصیت مرزی (STB) پاسخ دادند. نتایج تحلیل رگرسیونی چند متغیره نشان داد همه مؤلفه های سه گانه شخصیت مرزی (عامل ناامیدی، عامل تکانش گری و عامل علائم تجزیه ای و پارانوئیدی وابسته به استرس) در تبیین تغییرات شخصیت اسکیزوتایپی سهم قابل ملاحظه ای دارند. همچنین، از بین مؤلفه های سه گانه شخصیت اسکیزوتایپی، تنها دو مؤلفه (عامل سوءظن پارانوئید/اضطراب اجتماعی و عامل تجارب ادراکی غیرمعمول) دارای قدرت پیش بینی شخصیت مرزی می باشند و عامل تفکر سحر آمیز فاقد چنین قدرتی است. این یافته ها در راستای تحقیقات قبلی تفسیر گردید و این که همپوشی موجود بین دو اختلال، نشان دهنده یک مانع جدی برای پژوهش مناسب و کافی در مورد این اختلالات می باشد.
"
مقدمه و هدف: تحقیقات پیشین در نقاط مختلف جهان نشان از آن دارند که برخورداری از حمایت اجتماعی مطلوب، به سلامت جسمی و بهزیستی روانی منتهی می گردد. هدف پژوهش حاضر بررسی تفاوت های جنسیتی در رابطه بین ابعاد حمایت اجتماعی ادراک شده و ابعاد بهزیستی در بین دانشجویان ایرانی بود.
مواد و روش ها: این پژوهش تحلیلی بر روی سه نمونه دانشجویی انجام شد. نمونه ها با روش نمونه گیری در دسترس در سال 1386 از بین دانشجویان دانشگاه تهران و علامه طباطبایی انتخاب شدند. تمامی دانشجویان به صورت داوطلبانه پرسش نامه ها را تکمیل کردند و بازگرداندند. مقیاس های به کار گرفته در پژوهش ها را مقیاس چند بعدی حمایت اجتماعی ادراک شده، عواطف مثبت و منفی، رضایت مندی از زندگی، بهزیستی روان شناختی و بهزیستی اجتماعی تشکیل دادند. تحلیل رگرسیون چندگانه برای تحلیل داده ها به وسیله نرم افزار SPSS انجام شد.
یافته ها: اول آن که وجوه مختلف حمایت اجتماعی ادراک شده پیش بینی کننده های بهتری برای رضایت مندی از زندگی و بالانس عاطفی در دختران نسبت به پسران هستند. دوم آن که بهزیستی روان شناختی و اجتماعی در دختران بیشتر به وسیله حمایت اجتماعی از خانواده و در پسران بیشتر به وسیله حمایت اجتماعی از دوستان پیش بینی می شود. سومین یافته آن است که حمایت اجتماعی ادراک شده از فرد خاص و از افراد گروه در دانشکده اثری بر روی ابعاد مختلف بهزیستی فرد ندارند.
نتیجه گیری: در کنار شباهت ها، تفاوت های جنسی در رابطه بین ابعاد حمایت اجتماعی ادراک شده و ابعاد بهزیستی وجود دارد، به نحوی که بعضی از ابعاد حمایت اجتماعی ادراک شده بهزیستی را در پسران بهتر از دختران پیش بینی می کنند و بعضی دیگر بهزیستی را در دختران بهتر از پسران پیش بینی می کنند.
پژوهش حاضر اثربخشی مصاحبه انگیزشی گروهی را در کاهش وزن افراد مبتلا به دیابت نوع دو بررسی نموده است. از میان مراجعان انجمن دیابت ایران و انستیتو غدد و متابولیسم، 93 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو انتخاب شدند. شرکت کنندگان به طور تصادفی به گروه های مصاحبه انگیزشی (30 نفر)، آموزش گروهی شناختی-رفتاری (26 نفر) و کنترل (37 نفر) اختصاص یافتند. میان گروه های پژوهش از نظر ویژگی های خط پایه تفاوتی دیده نشد. نتایج نشان داد که در گروه های مصاحبه انگیزشی و آموزش گروهی شناختی-رفتاری، در مقایسه با گروه کنترل، میانگین شاخص توده بدن (BMI) به طور معناداری پایین تر بود، و در گروه مصاحبه انگیزشی گروهی، در مقایسه با آموزش گروهی شناختی-رفتاری، میانگین هموگلوبین گلیکوزیله (HbAlc) به طور معناداری پایین بود. بر اساس یافته های پژوهش به نظر می رسد. در بیماران دیابت نوع دو، مصاحبه انگیزشی گروهی و آموزش گروهی شناختی-رفتاری، می توانند به عنوان مداخله ای موثر، موجب کاهش وزن شوند، و مصاحبه انگیزشی گروهی بهتر از آموزش گروهی شناختی-رفتاری می تواند کنترل قند خون را بهبود بخشد. این یافته ها از آن نظر قابل توجه هستند که هیچ کدام از این مداخله ها با هدف صرف کاهش وزن صورت نگرفته بودند.
پژوهش حاضر به منظور بررسی توان پیش بینی تعامل هوش هیجانی و متغیرهای جمعیت شناختی در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تیزهوش انجام گرفته است. فرض اساسی این پژوهش مبتنی بر تاثیرگذاری تعامل مولفه های هوش هیجانی و متغیرهای جمعیت شناختی (رتبه تولد، حجم خانواده، تحصیلات والدین و پایگاه اقتصادی - اجتماعی) بر چگونگی پیشرفت تحصیلی است. نمونه پژوهش عبارتند از 60 دانش آموز تیزهوش دختر شهر مشهد که به شیوه تصادفی انتخاب گردیدند. پرسشنامه هوش هیجانی بار - ان (1997) و پرسشنامه ویژگی های جمعیت شناختی، ابزار مورد استفاده در این پژوهش را تشکیل می دادند. روش پژوهش از نوع همبستگی است. نتایج بدست آمده حاکی از عدم رابطه بین هوش هیجانی کل و پیشرفت تحصیلی، و وجود رابطه معنی دار مثبت طبقه سازگاری (از بین پنج طبقه هوش هیجانی)، مولفه های حل مساله، و واقعیت آزمایی (از بین پانزده مولفه هوش هیجانی)، با پیشرفت تحصیلی (p<0.05) است. همچنین تحلیل رگرسیون پسرونده (Backward) تعامل 15 مولفه هوش هیجانی و متغیرهای جمعیت شناختی، نشان دهنده توان پیش بینی (r=0.735، r2=0.541، P<0.05) در پیشرفت تحصیلی است. تحلیل نهایی رگرسیون، توان پیش بینی کنندگی متغیرهای رتبه تولد، حل مساله، واقعیت آزمایی و تحمل فشار را معنی دار (r=0.591، r2=0.35، P<0.01) می داند. بررسی رابطه رتبه تولد (p<0.01) و حجم خانواده (p<0.05) با پیشرفت تحصیلی نیز رابطه معنی دار مستقیم را نشان می دهد. نتایج در ارتباط با یافته های پیشین به بحث گذاشته شده است.
این پژوهش با هدف بررسی تاثیر آموزش روش ذهن آگاهی بر میزان علایم اختلال وسواس - اجبار در بیماران سرپایی مراجعه کننده به مراکز خدمات روانشناختی و روانپزشکی شهر اصفهان اجرا گردید. بدین منظور تعداد 18 بیمار مبتلا به اختلال وسواس - اجبار که بر اساس مصاحبه بالینی توسط روانشناس بالینی و روانپزشک معرفی شده بودند و دارو مصرف می کردند، به روش تصادفی ساده از میان جامعه پژوهش انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه 9 نفری آزمایش و کنترل قرار گرفتند. پرسشنامه وسواس - اجبار مادزلی به عنوان پیش آزمون در مورد هر دو گروه اجرا شد. آزمودنی های گروه آزمایش به صورت فردی و به مدت شش جلسه در معرض برنامه درمانی آموزش روش ذهن آگاهی قرار گرفتند. این برنامه شامل توضیح ماهیت اختلال وسواس - اجبار و انواع آن، مراحل چهارگانه ذهن آگاهی و ارایه تکالیف خانگی با استفاده از روش ذهن آگاهی بود که از طریق کتابچه راهنمای محقق ساخته و با هدایت پژوهشگر به هر بیمار آموزش داده شد. در طول درمان علاوه بر جلسات حضوری هفتگی، بیماران از طریق تماس تلفنی با پژوهشگر در ارتباط بوده و به منظور برطرف نمودن مشکلات احتمالی در انجام تکالیف، راهنمایی های لازم را دریافت نمودند. آزمودنی های گروه کنترل فقط دارو دریافت کردند و هیچ نوع درمان روانشناختی بر آنها اعمال نشد. نتایج تحلیل کواریانس دال بر تاثیر آموزش روش ذهن آگاهی در بهبودی معنادار علایم کلی وسواس در مرحله پس آزمون و آزمون پیگیری بود (P<0.001). همچنین نتایج، حاکی از تاثیر این روش در بهبودی معنادار علایم شستشو، وارسی، کندی وسواسی، تردید وسواسی و نشخوار ذهنی در مرحله پس آزمون و آزمون پیگیری بود (P<0.05).
این پژوهش به منظور بررسی ارتباط بین ابعاد شخصیت و سلامت عمومی دانشجویان انجام گرفت. از 370 دانشجوی مقطع کارشناسی، خواسته شد تا پرسش نامه شخصیتی نئو(NEO-FFI) ، و پرسش نامه سلامت عمومی (GHQ-28) را تکمیل کنند. برای تحلیل داده های پژوهش از شاخص ها و روش های آماری شامل میانگین، انحراف معیار، t-test، ANOVA، ضرایب همبستگی و رگرسیون گام به گام استفاده شد. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که بین ابعاد شخصیتی برون گرایی و با وجدان بودن، با سلامت عمومی دانشجویان رابطه مثبت و معنی دار، و بین روان نژندگرایی و سلامت عمومی آنان، رابطه متفی و معنی دار وجود دارد. همچنین بعد انعطاف پذیری با ابعاد اختلال جسمانی و اختلال در عملکرد اجتماعی ارتباط مثبت و معنی داری نشان داد، اما بعد دلپذیر بودن با هیچ یک از ابعاد سلامت عمومی، دارای رابطه معنی دار نبود. ننایج آزمون t، تفاوت معنی داری را در میزان ابعاد شخصیت، و سلامت عمومی دانشجویان دختر و پسر نشان نداد، اما نتایج تحلیل واریانس یک راهه(ANOVA) بیانگر وجود تفاوت بین میانگین های ابعاد شخصیت و سلامت عمومی در گروههای مختلف تحصیلی بود. نتایج حاصل از اجرای مدل رگرسیونی نشان داد که از پنج ویژگی شخصیتی فقط سه ویژگی روان نژندگرایی و برون گرایی و دلپذیری وارد مدل رگرسیونی شدند و این ویژگی های شخصیتی توانستند حدود 50 درصد از واریانس سلامت عمومی را تبیین کنند.
هدف از این مقاله بازخوانی و تاملی بر برنامه درسی در گذشته تاریخ، تعلیم و تربیت ایران در سه دوره : 1- قبل از اسلام 2- بعد از اسلام (دوره اسلامی) 3- معاصر می باشد، از این رو غواصی در دریایی عظیم و پر فراز و نشیب تاریخ ایران بزرگ در طول نزدیک به 3 هزار سال از حیات تمدنی، کار بسیار سخت و بدلیل عدم تحقیق جدی و منظم و نظریه پردازی در حوزه تاریخ برنامه درسی ایران و فقدان الگوهای تجربه شده در فرآیند تحقیق سه رویکرد: 1- برنامه درسی به عنوان سند و محتوا 2- برنامه درسی به عنوان تجربه و یادگیری 3- برنامه درسی به عنوان یک رشته علمی (قلمرو معرفتی) بعنوان ادبیات پژوهش انتخاب شد.
ضمن بیان مسئله تحقیق و شاخص های اساسی هر رویکرد، جدول هر دوره تاریخی مورد مطالعه با متغیرهای پنج گانه : 1- هدف 2- سازمان 3- برنامه 4-روش 5- ارزشیابی در جداول جداگانه تنظیم و در پایان مورد مطالعه تطبیقی قرار گرفت. در پایان مقاله به لزوم تدوین دایره المعارف تاریخ برنامه درسی ایران به عنوان مهمترین نیاز و استفاده از این گنجینه گرانقدر تاریخ تمدن سه هزار ساله ایران برای تعیین و تدوین ایدئولوژی برنامه درسی در نظام برنامه درسی ایران به عنوان نتیجه اشاره شده است.
فهم ارتباط میان شناخت، فراشناخت، عواطف، انگیزش و فرآیندهای انگیزشی درونی از مسایل مطرح در روانشناسی تربیتی است. به اعتقاد برخی از محققین عواطف به عنوان فرآیندی پویا در هر لحظه شناخت، احساس، و فرآیندهای انگیزشی را ترکیب و آنها را با فرآیندهای یادگیری یکی می نماید. در همین راستا هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه ابعاد مختلف فراشناخت عاطفی بر روی جهت گیری هدف می باشد. آزمودنی های پژوهش شامل 167 نفر دختر و پسر دانشگاه شیراز بوده که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. برای سنجش ابعاد فراشناخت عاطفی از پرسشنامه فراشناخت ولز (1995) و جهت سنجش جهت گیری هدف نیز از پرسشنامه جهت گیری هدف الیوت و مک گریگور (2001) استفاده شد. روایی پرسشنامه ها از طریق تحلیل عاملی و پایایی نیز با استفاده از ضرایب آلفای کرونباخ محاسبه گردید. نتایج حاصل از رگرسیون نشان می دهد که بعد باورهای منفی درباره کنترل پذیری تفکر و خطرات مربوط به نگرانی پیش بینی کننده هدف عملکرد - اجتنابی می باشد. همچنین بعد فرآیندهای شناختی پیش بینی کننده هدف تسلط - رویکردی بوده و بعد باورهای مثبت درباره نگرانی پیش بینی کننده اهداف عملکرد - اجتنابی و عملکرد - رویکردی می باشد. بعد نیاز به کنترل افکار نیز پیش بینی کننده هدف تسلط - اجتنابی است.
به منظور بررسی رابطه هوش هیجانی با احساس غربت و سلامت عمومی دانشجویان نمونه ای به حجم 196 نفر از دانشجویان غیر بومی دانشگاه بوعلی سینا همدان به روش نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب و پرسشنامه های هوش هیجانی شرینگ، احساس غربت آرچر و سلامت عمومی گلدبرگ بر روی آنان اجرا شد. نتایج نشان داد که: الف) بین هوش هیجانی و سلامت عمومی همبستگی مثبت وجود دارد (p<0.01). ب) هوش هیجانی دانشجویان با احساس غربت آنان همبستگی معنی دار ندارد. ج) احساس غربت دانشجویان با سلامت عمومی آنان همبستگی منفی دارد (p<0.01). د) هوش هیجانی دانشجویان دختر تفاوت معنی داری با هوش هیجانی دانشجویان پسر ندارد. ه) احساس غربت دانشجویان پسر کمتر از دانشجویان دختر است (p<0.01). و) سلامت روانی دانشجویان پسر بیش از سلامت روانی دانشجویان دختر است (p<0.01). یافته های پژوهش به تفصیل مورد بحث و بررسی قرار گرفته اند.