هدف مطالعه حاضر بررسی پایایی و روایی مقیاس تجدیدنظر شده تاکتیک های حل تعارض می باشد. نمونه پژوهش شامل 395 نفر (206 زن و 189 مرد) بوده که با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای از مناطق مختلف تهران انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده مقیاس تجدیدنظر یافته تاکتیک های حل تعارض (CTS2) بود. روایی واگرا و همگرای این مقیاس با استفاده از خرده مقیاس-های پرسشنامه تایید شد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که در نمونه ایرانی پژوهش حاضر تحلیل سه عاملی با استفاده از سه خرده مقیاس حمله، خشونت روانی و مذاکره نسبت به سایر تحلیل ها مناسب تر است. همین طور این مقیاس و خرده مقیاس های آن از همسانی درونی مناسبی برخوردار هستند (آالفای کرونباخ بین 66/0 تا 86/0).
به طور کلی نتایج مطالعه حاضر نشان داد که مقیاس تجدیدنظر شده تاکتیک های حل تعارض از روایی و پایایی مناسبی در جامعه ایرانی برخوردار است. می توان گفت این مقیاس یک ابزار خودگزارش دهی مفید و کارآمد برای اهداف پژوهشی و هم چنین مشاوره زوجین است.
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مدیریت والدین بر کارکرد خانواده های کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه/ بیش فعالی صورت گرفته است. روش پژوهش اندازه گیری مکرر (از نوع طرح تک آزمودنی) است. جامعه آماری شامل مادران دارای فرزند 12-4 ساله مبتلا به اختلال نقص توجه/ بیش فعالی می باشد که به بیمارستان رفیده مراجعه کرده اند. نمونه آماری شامل 14 مادر می شود که حاضر به شرکت در پـژوهش بـوده و بـا روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده اند.ابـزار پـژوهش، ابـزار سنحش خانـواده (FAD) می باشد. یافته های حاصل از پژوهش با استفاده از فرمول آماری تحلیل واریانس (انداره گیری مکرر) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان دادند که در پایان دوره آموزش، کارکرد خانواده به طور معناداری بهبود یافته است. هم چنین پژوهش نشان داد که آموزش مدیریت والدین منجر به افزایش و بهبودی کارکرد خانواده در خانواده های کودکان مبتلا به ADHD شده است.
بسیاری از تحقیقات نشان داده اند که خانواده های کودکان اتستیک، به خصوص والدین آن ها با استرس شدیدی مـواجـه می شونـد و دچـار مشکلات روان شناختی می گردند. بنابراین به-کارگیری مداخلات درمانی که علاوه بر کودک والدین را نیز مد نظر دارند، شایان توجه است.یکی از این برنامه ها پرنده کوچولو است که در این تحقیق اثر آن بر سلامت عمومی مادران کودکان اتیستیک سنجیده شده است. تحقیق از نوع شبه آزمایشی است که در آن یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل مورد مطالعه قرار می گیرند. بدین-منظور 24 مادر کودک اتیستیک انتخاب شدند که در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند، شیوه نمونه گیری به صورت همتاسازی بود. مداخله روی گروه آزمایش اجرا و گروه کنترل در لیست انتظار قرار گرفت. در هفته قبل از اجرای برنامه، در هفته شانزدهم (هفته اتمام برنامه) و یک ماه پس از اجرا پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ) به دو گروه آزمایش و کنترل داده شد و در انتها نتایج دو گروه مقایسه گردید. داده های بدست آمده با روش آماری تحلیل واریانس با استفاده از اندازه های مکرر صورت گرفت. نتایج نشان دادند برنامه بر بهبود سلامت عمومی اثرگذار بوده است.
برنامه با تصحیح بازخوردها و ادراک هایی که والدین نسبت به رفتارهای دشوار فرزندشان داشته اند ، به افزایش توانایی مقابله در رویارویی با وظایف والدگری منجر شده و کاهش استرس والدینی و در نتیجه بهبود سلامت روان را به دنبال داشته است.
هدف اصلی این پژوهش بررسی تاثیر مشاوره شغلی گروهی به روش یادگیری کرومبولتز بر انگیزش پیشرفت، انگیزش تحصیلی، نگرانی های آینده تحصیلی ـ شغلی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان سال اول دبیرستان بود. پژوهش از نوع نیمه تجربی و جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان پسر و دختر سال اول دبیرستان های استان چهارمحال و بختیاری بودند که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تعداد 60 نفر (30 دختر و 30 پسر) از بین آنان انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. سپس گروه آزمایش طی 9 جلسه ی 90 دقیقه ای مشاوره شغلی گروهی به شیوه یادگیری کرومبولتز را دریافت کرد. دانش آموزان گروه های آزمایش و کنترل طی 3 مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری سه ماهه پرسشنامه های انگیزش پیشرفت، انگیزش تحصیلی و نگرانی های آینده تحصیلی ـ شغلی را تکمیل کردند. نتایج تحلیل کواریانس چند متغیری نشان دادند، ارائه مشاوره شغلی به روش یادگیری کرومبولتز بر انگیزش پیشرفت، انگیزش تحصیلی و نگرانی های آینده تحصیلی - شغلی دانش آموزان موثر بوده است. در حالی که مشاوره شغلی بر روی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تاثیر معنادار نداشته است. همچنین نتایج تحلیل کواریانس چند متغیری نشان دادند که تاثیر ارائه مشاوره شغلی پس از گذشت 3 ماه از آخرین جلسه مشاوره بر روی انگیزش پیشرفت و نگرانی های آینده تحصیلی - شغلی پایدار بوده است.
این پژوهش، با هدف بررسی ضرورت وجودی و چگونگی توجه به تربیت جنسی در برنامه ی درسی مقطع متوسطه انجام گرفته است. با توجه به این که تربیت جنسی به دلیل ابهامات نظری و مشکلات اجرایی، همواره به عنوان یک برنامه درسی مغفول مطرح است، این پژوهش، ابتدا به استناد منابع نظری و پژوهشی مرتبط، اهمیت و ضرورت وجودی تربیت جنسی را در برنامه ی درسی متوسطه مطرح کرده است. در مرحله ی بعدی، این پژوهش، از طریق بررسی میدانی نظرات دبیران و دانش آموزان متوسطه، چگونگی توجه به این حوزه را از نظر محتوا و تجارب و فرصت های یادگیری مشخص ساخته است. در این راستا، تعداد 684 نفر از دانش آموزان متوسطه (359 پسر و 325 دختر) با روش نمونهگیری خوشهای چند مرحله ای و 295 نفر از دبیران به صورت تصادفی ساده گزینش شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، یک پرسشنامه ی محقق ساخته بوده است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد، که در مجموع دبیران و دانش آموزان بر اهمیت گنجاندن محتوا و تجارب یادگیری مرتبط با تربیت جنسی در دوره ی متوسطه تأکید کرده اند. در عین حال، میان دیدگاه های آنها در مورد اهمیت برخی عناصر محتوا و تجارب یادگیری تربیت جنسی به لحاظ آماری، تفاوتی معنادار وجود دارد. ضمن آن که بین دیدگاه دانش آموزان دختر و پسر در زمینه ی محتوا، تجارب و فرصت های یادگیری تربیت جنسی تفاوت معناداری وجود ندارد.
هدف پژوهش حاضر بررسی میزان آزادی علمی استادان دانشگاه شیراز است. بدین منظور نمونه ای به حجم 203 نفر با روش نمونه گیری طبقه ای از بین استادان دانشکده ها انتخاب گردید. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه ی محقق ساخته ی بررسی میزان آزادی علمی استادان استفاده شد. در این تحقیق، تأثیر پنج عامل دانشکده، سابقه ی کار، جنسیت، مرتبه ی علمی و میزان آگاهی استادان از قوانین، بر میزان آزادی علمی اعضای هیأت علمی در ابعاد آموزشی، پژوهشی، سازمانی، فکری و اخلاقی- فرهنگی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد که مرتبه ی علمی در چهار بعد آموزشی، پژوهشی، سازمانی و فکری؛ نوع دانشکده در دو بعد پژوهشی و سازمانی و میزان آگاهی استادان از قوانین، در تمام ابعاد آموزشی، پژوهشی، سازمانی، فکری و اخلاقی- فرهنگی بر میزان آزادی علمی استادان تأثیر معنا داری دارد، اما سابقه ی کار و جنسیت استادان تأثیر معنا داری نداشت. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که دو عامل مرتبه ی علمی و میزان آگاهی استادان از قوانین، به ترتیب، پیش بینی کننده ی میزان آزادی علمی استادان می باشند، بدین معنی که استادان برخوردار از رتبه ی علمی بالاتر، میزان آزادی علمی بیش تری را احساس می کنند. هم چنین، افرادی که آگاهی بیش تری نسبت به قوانین دانشگاه دارند، بیش تر از سایرین دارای آزادی علمی هستند.
هدف پژوهش حاضر، تعیین میزان تأثیر آموزش به روش فعال فناورانه (TEAL) بر انگیزه ی تحصیلی دانش آموزان در سال تحصیلی 89- 88 بود. روش پژوهش براساس ماهیت، نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. برای دست بابی به هدف پژوهش، از بین دبیرستان های شهرستان خمینی شهر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تصادفی، دو کلاس 27 نفره در دو دبیرستان، یکی به عنوان گروه کنترل و دیگری به عنوان گروه آزمایش انتخاب شدند. سپس پژوهشگر به مدت هجده جلسه ی آموزشی، گروه آزمایش را تحت مداخله ی روش تدریس فعال فناورانه (TEAL) قرار داد. نخستین ابزار این پژوهش، پرسشنامه ی انگیزش تحصیلی ولرند بود که باقری (1379) روایی سازه آن را تایید نموده بود. ضریب پایایی به روش آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه 75/0 گزارش شده است. در این پژوهش تحصیلات پدر، تحصیلات مادر، شغل پدر، سن پدر، سن مادر، تعداد اعضای خانواده، نمره ی هوش و معدل سال قبل دانش آموزان، به عنوان متغیرهای همپراش، تحت کنترل قرار گرفتند. جهت کنترل نمرات هوش از آزمون هوش ریون استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد، آموزش زیست شناسی به روش فعال فناورانه TEAL)) بر انگیزه ی تحصیلی دانش آموزان در مقایسه با روش معمول در آموزش و پرورش تأثیر مثبتی داشته که میزان بهبود در انگیزه ی تحصیلی با توجه به مجذور اتا 1/89 درصد از تغییرات بود.
مقدمه: ناروان طبیعی، یکی از شایع ترین اختلالات گفتاری با پیچیدگی های فراوان در کودکان است. از فرضیه های مطرح برای علل این اختلال، نارساکنش وری حافظه کاری می باشد. این مطالعه به بررسی عملکرد حافظه کاری واج شناختی در این کودکان می پردازد تا بتوان از نتایج آن در درمان بهره مند شد.
روش: در این مطالعه علی- مقایسه ای، 30 پسر ناروان طبیعی 6-5 ساله و سالم با استفاده از آزمون های استاندارد فهرست یادآوری اعداد، یادآوری کلمات، و تکرار غیر واژه ارزیابی شدند. پس از محاسبه نمرات آزمودنیها در هر یک از 3 آزمون اجرا شده، به منظور تجزیه و تحلیل داده ها و مقایسه میزان تفاوت مشاهده شده بین دو گروه، از آزمون t برای مقایسه گروه های مستقل و U من ویتنی استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که گروه پسران مبتلا به اختلال ناروان طبیعی در هر سه آزمون یادآوری اعداد، یادآوری کلمات و تکرار غیرواژه، به طور معناداری نسبت به گروه کنترل، نمرات پایین تری را کسب کردند.
نتیجه گیری: با در نظر گرفتن نتایج این مطالعه و مطالعات قبلی مبنی بر سلامت سایر شاخص ها اعم از حافظه کاری و لایه های زبانی در این کودکان، فرضیه های حرکتی و زبانی مربوط به لکنت و نیز فرض احتمالی مبنی بر تبدیل ناروان گویی بهنجار به لکنت، می توان گفت احتمالاً کودکان مبتلا به ناروان گویی بهنجار در برخی نواحی مغزی مربوط به پردازش های حرکتی گفتار که با مدار واج شناختی منطبق هستند، ضعف عملکرد دارند