پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی پریشانی روان شناختی (استرس، اضطراب و افسردگی) در رابطه بین اجتناب تجربی با علائم وسواس فکری-عملی در دانشجویان انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی (معادلات ساختاری، تحلیل مسیر) و جامعه آماری پژوهش کلیه دانشجویان دانشگاه سمنان در سال تحصیلی 99-1398 بود که با روش نمونه گیری دردسترس، 311 دانشجو از طریق فراخوان اینترنتی در پژوهش شرکت کردند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل مقیاس تجدید نظر شده وسواس فکری عملی (فوا، هاپرت، لیبرگ، لانگر، کیچی، هجکاک سالکوسیکس)، نسخه دوم پرسشنامه پذیرش و عمل (بوند، هیز، بائر،کارپنتر و زاتل) و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (لوی باند و لوی باند) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون همبستگی و روش تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها نشان دادند اجتناب تجربی با علائم وسواس فکری-عملی رابطه مستقیم و معناداری دارند و پریشانی روان شناختی (استرس، اضطراب و افسردگی) در رابطه اجتناب تجربی و علائم وسواس فکری-عملی نقش واسطه ای دارد و مدل از برازش مطلوبی برخوردار بود. باتوجه به نتایج پژوهش و نقش واسطه ای پریشانی روان شناختی (استرس، اضطراب و افسردگی) در ارتباط نشانگان وسواس فکری-عملی، برنامه ریزی جهت ارتقای انعطاف پذیری روانی می تواند نقش مهمی در کاهش نشانگان وسواس فکری-عملی به واسطه پریشانی روان شناختی(استرس، اضطراب و افسردگی) داشته باشد.
هدف این پژوهش، مطالعه رابطة سبک های فرزندپروری ادراک شده و نگرش مذهبی والدین، در پیش بینی بزهکاری نوجوانان شهر قم بوده است. نمونه پژوهش شامل 39 نفر از نوجوانان بزهکار (35 پسر و 4 دختر)، و 45 نفر از نوجوانان عادی، شامل (39 نفر پسر غیربزهکار و 6 دختر) از دانش آموزان دبیرستان های قم بود که از طریق همتا سازی انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسش نامه سبک های فرزندپروری یانگ و آزمون جهت گیری درونی و بیرونی آلپورت بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از همبستگی دو رشته ای و رگرسیون لجستیک استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد که سبک های فرزندپروری ادراک شده، نقص/ شرم، خویشتن داری/ خودانضباطی ناکافی و تنبیه، از سوی پدر و همچنین، سبک فرزندپروری ادراک شدة محرومیت عاطفی از سوی مادر، پیش بینی کنندة بزهکاری در نوجوانان بودند. با این حال، تأثیر جهت گیری مذهبی درونی والدین، بر پیش بینی بزهکاری نوجوانان تفاوت معناداری مشاهده نشد. علاوه بر این، نتایج نشان دادند که نگرش مذهبی بیرونی والدین، بزهکاری نوجوانان را پیش بینی می کند. در نهایت، می توان گفت: سبک های فرزندپروری ادرک شده از سوی والدین و جهت گیری نگرش مذهبی والدین، در پیش بینی بزهکاری یا غیربزهکاری نوجوانان مؤثر هستند.
اعتیاد باعث ایجاد مشکلات بسیاری برای فرد معتاد و خانواده او می شود، به طوری که خانواده فرد معتاد از مشکلات بیشتری رنج می برند. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر تنظیم هیجان و کیفیت زندگی زنان دارای همسر معتاد بود. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی بوده و از طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش را زنان دارای همسر معتاد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر رشت در سال 1393 تشکیل می دهند. 20 نفر با استفاده به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند (10 نفر برای هر گروه). گروه آزمایش در 8 جلسه آموزش ذهن آگاهی شرکت کردند، درحالیکه گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. از مقیاس تنظیم هیجان و پرسشنامه کیفیت زندگی برای جمع آوری داده ها استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار Spss نسخه 18 و به شیوه تحلیل کواریانس تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین میانگین نمرات پس آزمون گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد و آموزش ذهن آگاهی به طور معناداری موجب افزایش تنظیم هیجان و کیفیت زندگی در زنان دارای همسر معتاد شده است (01/0>P). لذا انجام مداخلات بر اساس این رویکرد می تواند در افزایش بهزیستی هیجانی و کیفیت زندگی این زنان مفید باشد.
دانش آموزان در فرایند یادگیری، به دلیل استرس، فشار درسی و یا دیگر عوامل روانی، حالتی از خستگی عاطفی، تمایل به زوال شخصیت و احساس موفقیت شخصی پایین را بروز می دهند. پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط علّی فرسودگی تحصیلی و مسئولیت پذیری تحصیلی با نقش میانجی گری تعارض معلم- شاگرد در دانش آموزان دوره متوسطه شهر تهران انجام شد. روش پژوهش از نوع همبستگی و داده ها از طریق مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شد. جامعه آماری شامل دانش آموزان سال دوم مقطع متوسطه شهر تهران بود که از میان آنان 400 نفر به صورت نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه فرسودگی تحصیلی، پرسشنامه مسئولیت پذیری دانش آموزان و پرسشنامه تعارض معلم- شاگرد بود. نتایج پژوهش نشان دادمدل پژوهش برازندگی قابل قبولی با داده ها دارد. تأثیر مستقیم مسئولیت پذیری تحصیلی و تعارض معلم- شاگرد بر فرسودگی تحصیلی در سطح 01/0 معنادار بود و تأثیر غیر مستقیم مسئولیت پذیری تحصیلی با میانجی گری تعارض معلم- شاگرد بر آن در سطح 05/0 معنادار بود.این مدل می تواند رابطه بین مسولییت پذیری و فرسودگی تحصیلی را با میانجی گری تعارض معلم- دانش آموز را به خوبی پیش بینی کند و به منظور پیشگیری مورد استفاده قرار گیرد.
هدف: این مطالعه به هدف طراحی و بررسی اثربخشی یک مداخله روانی- آموزشی زوج محور کوتاه مدت براساس نظریه سیستم های خانواده بودن برای بهبود تمایز یافتگی و کاهش اضطراب مزمن در سیستم هیجانی خانواده انجام شد. روش: 19 زوج به عنوان گروه آزمایشی و 19 زوج به عنوان گروه گواه در این طرح نیمه آزمایشی با روش نمونه گیری در دسترس و پیگیری 2 ماهه شرکت کردند. مداخله روانی– آموزشی زوج محور کوتاه مدت در 7 جلسه براساس 3 فن درمان بوون و 4 شاخص اصلی تمایزیافتگی در قالب آموزش گروهی زوج ها طراحی و اجرا شد. شرکت کنندگان به مقیاس تمایز یافتگی و مصاحبه ژنوگرام خانواده پاسخ دادند. یافته ها: یافته ها نشان دادند که این مداخله می تواند تمایزیافتگی سیستم هیجانی خانواده را بهبود بخشیده و نشانه های اضطراب مزمن در خانواده را کاهش دهد. نتیجه گیری: از نتایج این تحقیق می توان در برنامه ریزی های مداخله ای با تأکید بر نقش سیستم هیجانی خانواده استفاده کرد.
هدف : هدف پژوهش حاضر هنجاریابی و بررسی ویژگی های روان سنجی پرسش نامه اعتیاد به بازی های آنلاین در دانشجویان کارشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز بود. روش : به منظور هنجاریابی، پرسشنامه به روش ترجمه و ترجمه معکوس آماده سازی شدو از بین کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز در سال تحصیلی 93-92، 300 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. این افراد پرسش نامه اعتیاد به بازی های آنلاین و پرسش نامه اعتیاد اینترنتی یانگ را تکمیل کردند. برای بررسی همسانی درونی سؤالات پرسش نامه اعتیاد به بازی های آنلاین از آلفای کرونباخ استفاده شد. جهت بررسی روایی ابزار، روایی سازه، روایی ملاک و روایی همگرا محاسبه گردید. یافته ها : ضریب آلفای کرونباخ برای این پرسش نامه 95/0 به دست آمد. برای احراز روایی سازه، تحلیل عاملی به روش تحلیل مؤلفه های اصلی با چرخش واریمکس دو عامل را پیشنهاد نمود که به ترتیب مشکلات اجتماعی و خلقی و اختلال در عملکرد تحصیلی و شغلی بودند. این دو عامل 57 درصد از واریانس کل را تبیین کردند. نتایج آزمون t نمونه های مستقل، نشان داد که بین دو گروه افراد معتاد و غیرمعتاد به بازی های آنلاین، تفاوت معنی داری در میانگین نمرات پرسش نامه اعتیاد به بازی های آنلاین وجود دارد. جهت بررسی روایی همگرا، پرسش نامه اعتیاد به بازی های آنلاین و پرسش نامه اعتیاد به اینترنت یانگ به طور همزمان اجرا شد و ضریب همبستگی 7/0 به دست آمد. نتیجه گیری : نتایج این مطالعه حاکی از ویژگی های روان سنجی مطلوب پرسش نامه اعتیاد به بازی های آنلاین است. بنابراین می توان از این ابزار جهت بررسی اعتیاد به بازی های آنلاین در ایران استفاده کرد.
هدف:همان طور که مطالعات نشان داده است، معلولیت فرزندان در خانواده مانع از آن می شود که خانواده بتواند، کارکردهای متعارف خود را به نحو مطلوب داشته باشد، لذا در این خصوص نیازمند توجه و همیاری می باشد. پژوهش حاضر سعی دارد، استرس والدگری، رضایتمندی و کارکرد خانواده مادرانی که دارای کودک اتیسم هستند را بررسی و با مادران دارای کودک با رشد معمول، مورد مقایسه قرار دهد. روش:طرح پژوهش حاضر از نوع علی - مقایسه ای و جامعه آماری شامل کلیه مادران دارای کودک اتیسم و کودک دارای رشد معمول شهر تهران بود. 85 نفر از مادران کودک دارای رشد معمول با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای و 58 نفر از مادران دارای کودک اتیسم به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. از مقیاس استرس والدینی بری و جونز (1995)، مقیاس رضایت مندی خانواده السون و ویلسون (1989) و پرسشنامه کارکرد خانواده السون و همکاران (1985) در این پژوهش به عنوان ابزار استفاده گردید. یافته ها:نتایج با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس چندمتغیری نشان داد که بین استرس والدگری، رضایتمندی و کارکرد خانواده های دارای کودک اتیسم با کودک دارای رشد معمول تفاوت معنی داری وجود دارد (05/0 P<). نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که استرس والدگری در مادران کودکان دارای اتیسم نسبت به والدین کودکان دارای رشد معمول بیشتر و رضایتمندی و کارکرد خانواده آنان ضعیف تر است که این نتیجه می تواند به خاطر ویژگی های این کودکان باشد، بنابراین دقت به وضعیت سلامت و حمایت از والدین دارای کودک اتیسم توصیه می شود. بنابراین پیشنهاد می شود در مراکز آموزش و توانبخشی کودکان مبتلا به اتیسم برنامه هایی جهت ارتقاء سلامت روان والدین به خصوص مادران طراحی گردد.