هدف پژوهش حاضر ، سنجش روایی و پایایی مقیاس رضایت از کیفیت خدمات سفرهای هوایی در کل کشور بود. جامعه آماری پژوهش، کلیه مسافران خطوط هوایی داخلی در کل کشور بودند. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای از میان فرودگاه های کشور، چهار فرودگاه (مهرآباد تهران، اصفهان، شیراز و مشهد) به شیوه هدفمند و 20 زوج شهر بر اساس میزان تعدد پروازها و حجم مسافر جابجا شده انتخاب شد. اجرای مقدماتی و نهایی در بازه زمانی تابستان و اوایل پاییز سال 1389 بوده و تعداد 2194 پرسشنامه معتبر تکمیل شده است. پرسشنامه اولیه (60 سؤالی) بر اساس 5 عامل مدل سروکوال (عوامل فیزیکی، پاسخگو بودن، همدلی، اطمینان خاطر و قابلیت اعتماد) تدوین شد؛ پس از اجرای مقدماتی و با استفاده از نرم افزارهای تحلیل سؤال (Multilog و Statistica) در رویکرد IRT و نتایج تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول و دوم، داده ها تحلیل و ابزار اندازه گیری رضایت از کیفیت خدمات سفرهای هوایی رواسازی شد.
اختلال درخودماندگی، اختلالی است که بر دامنه وسیعی از حیطه های رشدی کودک اثر نامطلوب می گذارد و علاوه بر خود فرد، اطرافیان نیز به میزان زیادی درگیر مشکلات متعدد رفتاری کودک می شوند. از این رو، ارایه خدمات توان بخشی و حمایتی می تواند در کاهش این بار سنگینی که بر دوش والدین است، تا حدودی موثر باشد. بررسی حاضر نیازهای مادران کودکان درخودمانده به حمایت اجتماعی و توان بخشی فرزندانشان را مورد سنجش قرار داد. پژوهش حاضر به صورت توصیفی و جامعه آماری شامل تمامی مادران کودکان درخودمانده در مرکز توان بخشی به آرا وابسته به دانشگاه شهید بهشتی بود. نمونه مورد مطالعه شامل بیست و هفت نفر از مادران کودکان درخودمانده بود که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه نیازهای خانوادگی محقق ساخته بود که با استفاده از پرسشنامه نیازهای خانوادگی سیکلوس و کرنز (2006) طراحی شده بود و توسط مادران تکمیل شد. یافته های به دست آمده نشان داد که بیشترین نیاز مادران به داشتن اطلاعات درباره فرایند آموزش و مشارکت در برنامه های آموزشی و درمانی فرزندشان بود. بیشترین مشکلات کنونی کودکان درخودمانده در حیطه های گفتاری، ارتباط اجتماعی و مسائل عاطفی و بیشترین مسائل کودکان در سال گذشته در مشکلات رفتاری، مسائل عاطفی و توجه و تمرکز بوده است. همچنین بیشترین مسائل مادران در سال گذشته، مسائل خانوادگی و شغلی بوده است. به این ترتیب، مادران این گونه کودکان نیاز بالایی به حمایت اجتماعی و توان بخشی اجتماعی کودک خود دارند و این موضوع ضرورت برنامه ریزی برای آموزش خانواده و طرح ریزی برنامه های حمایتی و آموزشی مناسب را نشان می دهد.
پژوهش حاضر، با هدف بررسی رابطه ی محق پنداری تحصیلی و عدالت کلاسی با آداب گریزی تحصیلی با واسطه گری درگیری تحصیلی انجام شد. برای انجام این پژوهش، تعداد 421 نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش، شامل پرسشنامه تجدیدنظر شده آداب گریزی در آموزش پرستاری (کلارک و همکاران، 2015)، مقیاس محق پنداری تحصیلی (آکاکاسو، 2002)، مقیاس عدالت کلاسی (چیرا و همکاران، 2016) و پرسشنامه درگیری تحصیلی (ریو، 2013) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با روش آماری مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارAMOS انجام شد. نتایج نشان داد، مدل این پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است. با توجه به یافته ها، درگیری تحصیلی، نقش واسطه ای در رابطه عدالت کلاسی و محق پنداری تحصیلی با آداب گریزی تحصیلی داشت. به این معنا که با افزایش عدالت کلاسی، درگیری نیز افزایش یافته و از این طریق، آداب گریزی تحصیلی کاهش یافته است. همچنین، با افزایش محق پنداری تحصیلی، درگیری کاهش یافته و از این طریق، آداب گریزی تحصیلی افزایش یافته است. پژوهش حاضر با ارائه الگویی از آداب گریزی تحصیلی می تواند به مسئولان آموزش عالی کمک نماید با پیشگیری از رفتارهای نامطلوب تحصیلی، زمینه بهبود و ارتقای یادگیری دانشجویان را فراهم آورند.
انگیزه پیشرفت از جمله عوامل موثر بر موفقیت و پیشرفت تحصیلی دانشجویان می باشد، طبق پژوهش های پیشین انگیزه پیشرفت متاثر از عوامل مختلفی می باشد، در این پژوهش به بررسی نقش سرمایه روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، تاب آوری و خوش بینی) در پیش بینی انگیزه پیشرفت دانشجویان پرداخته شده است. در این مطالعه همبستگی، 260 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان به شیوه خوشه ای انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها پرسشنامه سرمایه روانشناختی لوتاز و همکاران و پرسشنامه انگیزه پیشرفت هرمنس اجرا شد. به منظور تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS-18 استفاده شد. نتایج همبستگی نشان داد که سرمایه های روانشناختی، خودکارآمدی (273/0 r= )، تاب آوری (221/0 r= )، امید (368/0 r= ) و خوش بینی (369/0 r= ) با انگیزه پیشرفت در دانشجویان رابطه معنادار مثبت دارند (01/0> P ). همچنین نتایج رگرسیون نشان داد که به ترتیب متغیرهای خوش بینی، امید و خودکارآمدی قادر به تبیین 25/0 از واریانس انگیزه پیشرفت در دانشجویان بودند. با توجه به اینکه سرمایه های روانشاختی نقش مهمی در انگیزه پیشرفت دانشجویان دارند، می بایست در برنامه ریزی های نظام آموزش عالی در جهت موفقیت تحصیلی دانشجویان به این امر مهم توجه شود.
مقدمه: عزت نفس جزء عاطفی و ارزشیابانهی خودپنداره تلقی میگردد و بخشی از خویشتن هر فرد که تاثیر زیادی بر خودپنداره یا هویت وی دارد، نام او است. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ی نام کوچک و عزت نفس عمومی با توجه به جنسیت دانشجویان است.
روشکار: مطالعه به روش پیمایشی بر روی نمونهی 400 نفری از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد همدان در سال تحصیلی 91-1390 صورت گرفته که به روش طبقهای نسبی انتخاب شدند. ابزار آن پرسشنامهی عزت نفس کوپراسمیت 58 گویهای بوده است. تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل واریانس یکسویه، دوطرفهی بین آزمودنی، آزمون تی برای گروه های مستقل، آزمون لون برای همگنی واریانسها و آزمون تعقیبی توکی صورت گرفته است.
یافتهها: نمرهی عزت نفس عمومی دانشجویان 6.91± 31.91 بوده و تفاوتی از نظر جنسیت وجود نداشته است (0.747=P) اما بین نوع نام دانشجویان با عزت نفس کلی رابطه وجود داشت (0.013=P) و عزت نفس دارندگان نامهای اسلامی بیشتر از واجدین نامهای ایرانی یا فرنگی بود.
نتیجهگیری: عزت نفس دانشجویان با نوع نام فارغ از جنسیت آنان رابطه دارد و با توجه به فرهنگ ما در دارندگان نامهای اسلامی بیشتر از ایرانی یا فرنگی است.
اختلال شخصیت یکی از اختلال های شایع روانی است که به طور معمول از دوران نوجوانی یا اوایل بزرگسالی شروع شده و به عنوان تجارب ذهنی و رفتاری ماندگاری که منطبق بر ملاک های فرهنگی نیست و منجر به ناخشنودی بیمار و اختلال در کار و زندگی او می شود و در طول زمان ثابت و پایدار است. هدف این پژوهش بررسی اختلال های شخصیت و صفات شخصیتی از نظر همه گیر شناسی، نشانه شناسی، پدیدارشناسیو عوارض رفتاری این اختلال ها در۴۱ نفر خویشاوند اعضای یک فامیل مشخص بود. جامعه آماری در این پژوهش شامل همه ی افراد بزرگسال خویشاوند از آن فامیل که شامل ۲۵ نفر مرد و ۱۶ نفر زن بودند، قرار داشته است که با ابزارمعیارهای تشخیصی (کتابچه طبقه بندی تشخیصی و آماریاختلال های روانی - تجدیدنظر پنجم) مورد مصاحبه بالینی روانی و بررسی قرار گرفتند. گردآوری و محاسبه داده ها به کمک نرم افزارSPSS و استفاده از آزمون خی دو و تست دقیق فیشر انجام شده است. اجماع این ابزارها نتیجه این پژوهش را به دستآورده است.شایع ترین نوع اختلال شخصیت، اختلال شخصیت پارانوئید (۵۱/۱۹ درصد) بوده است، شروع این اختلال ها در اکثر موارد (۷۵/۶۰ درصد) از دوران نوجوانی و هم چنین روابط خانوادگی در اکثر موارد (۷۸/۰۴درصد) آشفته،سرد،غیر صمیمانه و به هم ریخته بوده است. ناسازگاری و عدم رضایت از شغل نیز در اکثر موارد (۶۰/۹۷ درصد) وجود داشته است، سطح اجتماعی اقتصادی آزمودنی ها در اکثر موارد (۸۰/۴۸ درصد) در حد متوسط بوده است. شیوع سابقه اختلال روانی در خانواده (۱۲/۱۹ درصد) و ثبات و پایداری صفات و اختلال در اکثر موارد (۸۰/۳۶درصد) در طول زمان حفظ شده است. نکته مهم و قابل توجه در این پژوهش عدم وجود اختلال شخصیت اسکیزوتایپال و اختلال شخصیت مرزی و همچنین عدم وجود هر نوع پسیکور یا روان پریشی(جنون واضح) در افراد این فامیل بوده است (صفر درصد). کاربرد نابجای مواد در۱۷/۰۷ درصد و اختلال شخصیت بی تفاوت(پلگماتیک) نیز در (۹/۷۵)درصد به دست آمده است. آنچه در این بررسی به دستآمد موید آن است که اختلال شخصیت یک الگوی خانوادگی و ژنتیکی دارد که از دوران نوجوانی شروع می شود و نقش محیط و تربیت و الگوهای فرهنگی در درجه بعدی اهمیت قرار می گیرد. الگوی اختلال های شخصیت در این بررسی تفاوت چندانی با سایر بررسی هایانجام شده در جهان نداشت و علیرغم تنوع صفات و اختلال های شخصیت مختلف، اختلال شخصیت اسکیزوتایپال و مرزی در این فامیل مشاهده نشد.
اهمیت شروع اختلال های شخصیت در سیر تحولی در آن است که علیرغم آنکه درصد بالایی از این اختلال ها مربوط به مسائل وراثتی و ژنتیک می باشد، نقش آموزش را در این دورانبه خوبی روشن می سازد، ودر تمام پژوهش هایانجام شده در جهان به اهمیت آن در بروز یا پیشگیری به موقع از این اختلال ها که می تواند با رفتارهای ناهنجار همراه شود توجه جدی مبذول داشت. چگونگی شکل گیری صفات شخصیتی و رفتارهای مرتبط با آن منجربه فهم و درک بهتر رفتار بهنجارنیز خواهد شد.چون شخصیت فقط بودن انسان را تعین نمی کند بلکه رفتاراو را هم مشخص می کند (دین هامر به نقل از متولی زاده اردکانی، علی،۱۳۸۴) صفات شخصیتی تا حد بسیار بالایی سلامت روانی و رفتاری افراد را به چالش می طلبد و توجه به نقش صفات شخصیت و سبک هایمقابله ای در مطالعه سلامت روانی افراد بسیار موثر است (شکری،۱۳۸۴) شخصیت و رفتارهای هیجانی،شخصیت و رفتارهای اعتیاد پذیر، شخصیت و ابتلا به افسردگی در مطالعات فراوانی مورد تأیید قرار گرفته است (متولی زاده اردکانی،علی،۱۳۸۸).