مقدمه: خطرپذیری و رفتارهای ناسازگار نگرانی والدین، روانشناسان، مدارس، پلیس و نهادهای متولی امور اجتماعی است. هزینه های ناشی از این رفتارهای پرخطر بسیار سنگین و گاه جبران ناپذیر است. از طرفی تحقیقات نشان از فزونی رفتارهای پرخطر در دوره نوجوانی دارد. مجموع این عوامل توجه محققان را به سمت عوامل محافظت کننده در برابر رفتارهای پرخطر و تمرکز آنان را بر دوره نوجوانی افزایش داده است. تحقیق حاضر نیز با هدف تعیین اثر بخشی نظارت والدین بر میزان خطرپذیری در نوجوانان انجام شد.
روش: بدین منظور 203 نوجوان پسر و دختر 18-11 سال به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. ارزیابی متغیرهای مورد نظر تحقیق با استفاده از سه پرسشنامه جمعیت شناختی، پرسشنامه محقق ساخته نظارت والدین و پرسشنامه خطرپذیری انجام شد. به جز نوجوانان که سه پرسشنامه مذکور را تکمیل نمودند، از والدین آنها نیز خواسته شد تا پرسشنامه نظارت والدین (فرم والدین) را تکمیل نمایند. داده ها پس از جمع آوری به وسیله نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: نتایج نشان داد رابطه منفی و معنی داری بین نظارت والدین (فرم والدین و نوجوان) با خطرپذیری وجود دارد. شرکت کنندگان پسر و دختر از نظر میزان خطرپذیری تفاوت معنی داری نداشتند، اما در خرده مقیاس های مصرف مواد، نوشیدن الکل و رابطه جنسی پسران میانگین بالاتری داشتند.
نتیجه گیری: در مجموع نتایج این تحقیق نشان داد که سازه نظارت والدین که تاثیر محافظت کننده آن در مطالعات متعدد خارجی و مطالعات بسیار معدود داخلی اثبات شده ، می تواند در کاهش و پیش گیری از رفتارهای پرخطر موثر باشد.
هدف پژوهش حاضر بررسی جنبه های از توسعه منابع انسانی د ر دانشکده های علوم رفتاری و اجتماعی دانشگاهی تهران است دانشگاه تهران به منظور تحقق اهداف خویش نیازمند برنامه ریزی در توسعه منابع انسانی است بهره گیری از الگوهای رایج در توسعه منابع انسانی و اتکا به روش های منطقی و علمی جهعت بهبود کیفیت منابع انسانی و تحقق اهداف سازمانی الزامی است در این پژوهش شاخص های آموزش چرخش شغلی ارزشیابی عملکرد و کار راهه شغلی از توسعه منابع انسانی در نظر گرفته شده است تا با بررسی آنها در بخش خدمات آموزشی دانشکده های روانشناسی و علوم تربیتی علوم اجتماعی مدیریت اقتصاد و تربیت بدنی وضعیت موجود بررسی و فاصله آن تا وضعیت مطلوب مشخص گردد روش پژوهش پیمایشی از نوع کاربردی است جامعه مورد مطالعه را کلیه کارکنان (بخش خدمات آموزشی) دانشکده های مورد اشاره تشکیل داده اند یافته ها نشان می دهد که وضعیت توسعه کارکنان بخش خدمات آموزشی این دانشکده ها در وضعیت نامطلوبی است و با اهداف و رویکرد های توسعه منابع انسانی بسیار فاصله دارد.
هدف مطالعه حاضر، بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی پرسشنامه دوسوگرایی در ابراز هیجان بود. بدین منظور، فرآیند ترجمه و ترجمه معکوس برای تهیه نسخه فارسی پرسشنامه دوسوگرایی در ابراز هیجان انجام شد. از 521 نفر دانشجویان سه دانشگاه در تهران در سال تحصیلی 95-94 به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و به پرسشنامه دوسوگرایی در ابراز هیجان، به همراه پرسشنامه های افسردگی بک و هراس اجتماعی پاسخ دادند. برای بررسی اعتبار پرسشنامه از اعتبار سازه (تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی) و اعتبار همگرا استفاده شد. برای بررسی پایایی پرسشنامه از روش های آلفای کرونباخ، پایایی دونیمه سازی، و ضریب پایایی بازآزمایی استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی پرسشنامه دوسوگرایی در ابراز هیجان، حاکی از وجود دو عامل دوسوگرایی در ابراز هیجان های مثبت و دوسوگرایی در ابراز هیجان های منفی بود. نتایج تحلیل عاملی تأییدی، مؤید ساختار به دست آمده در تحلیل عاملی اکتشافی بود و با مدل اصلی پیشنهاد داده شده پرسشنامه تفاوت داشت. ضرایب آلفای کرونباخِ کل پرسشنامه و عامل های تشکیل دهنده آن در دامنه 77/0 تا 86/0 و ضرایب اسپیرمن- بروان در دامنه 77/0 تا 88/0 بود. همچنین ضرایب پایایی بازآزمایی در دامنه 72/0 تا 79/0 به دست آمد. نتایج این مطالعه نشان داد این پرسشنامه از ویژگی های روانسنجی مناسبی در جامعه ایرانی برخوردار است.
"به منظور بررسى روایى مقیاس نومیدى بک، نسخه انگلیسى آن، با رعایت اصول مربوط به ترجمه آزمونهاى روانى، از انگلیسى به فارسى برگردانده شد.سپس، آزمون به دست آمده، همراه با آزمون افسردگى بک، روى گروهى از دانشجویان رشتههاى مختلف که به صورت تصادفى خوشهاى انتخاب شده بودند، اجرا گردید.نتایج حاکى از آن بود که بین مقیاس نومیدى و آزمون افسردگى بک، همبستگى معنىدارى در جهت مثبت وجود داشت.علاوه بر این، افراد داراى افسردگى بالا و شدید نسبت به افراد داراى افسردگى پایین و خفیف، در مقیاس نومیدى بک، نمرات بالاترى کسب نمودند و تفاوت آنها از لحاظ آمارى معنىدار بود.این یافتهها حاکى از روایى همزمان مقیاس نومیدى بک در بین دانشجویان مىباشد.همچنین، با استفاده از روش بازآزمایى، پایایى بالایى براى مقیاس فوق پیدا شد. ضریب همسانى درونى(آلفاى کرونباخ)مقیاس نیز نسبتا بالا بود و پرسشهاى مقیاس با نمره کل آزمون همبستگى مثبت و معنىدار داشتند.با انجام تحلیل عاملى روى دادههاى به دست آمده بر اساس مقیاس نومیدى بک، پنج عامل زیر استخراج گردید:1-یأس در دستیابى به خواستهها؛2- عدم اطمینان به آینده؛3-بدبینى؛4-نومیدى در مورد آینده؛5-انتظار منفى نسبت به آینده.
"
خانواده یکی از مهم ترین نهادهای جامعه و شکل دهنده ی شخصیت آدمی است که موجب رشد احساسات و ارزش ها، تکامل، اعتمادبه نفس و اجتماعی شدن، قدرت انتخاب و درنهایت تصمیم گیری منطقی افراد می شود. هدف این پژوهش پیش بینی روابط فرازناشویی بر اساس کیفیت عشق، سبک های حل تعارض زوجین و تعهد زناشویی بود. پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه زنان و مردان متأهل شهر رشت در سال 1398 و نمونه شامل 280 نفر زن و مرد متأهل بود که از 5 منطقه شهر رشت به صورت تصادفی انتخاب شدند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه های نگرش به خیانت (روابط فرازناشویی) مارک واتلی (2006)، عشق مثلثی رابرت استرنبرگ (1997)، پرسشنامه استاندارد سبک های حل تعارض رحیم ( ROCI-II ) و پرسشنامه تعهد زناشویی آدامز و جونز (1997) استفاده گردید. نتایج نشان داد که بین کیفیت عشق و روابط فرازناشویی (01/0> P ؛ 31/0- r = ) رابطه منفی و معنادار و بین مؤلفۀ تعهد به همسر از متغیر تعهد زناشویی با روابط فرازناشویی (01/0> p ؛ 34/0 = r ) رابطه مثبت و معنادار وجود دارد ولی بین متغیرهای سبک های حل تعارض و تعهد زوجین با روابط فرازناشویی رابطه ای معنادار دیده نشد. همچنین 10 درصد از کل واریانس روابط فرازناشویی به وسیله مؤلفه های کیفیت عشق، 1 درصد از کل واریانس به وسیله مؤلفه های سبک های حل تعارض و 11 درصد از کل واریانس روابط فرازناشویی به وسیله مؤلفه های تعهد زناشویی تبیین می شود. با توجه به نتایج این پژوهش و اهمیت ارتباط معنادار بین متغیرهای روابط فرازناشویی و کیفیت عشق لزوم ارائه کارگاه های آموزشی برای کاهش و مقابله با ایجاد روابط فرازناشویی جهت پیشگیری از مشکلات اجتماعی و خانوادگی پیشنهاد می شود.
کارراهه به صورت مجموعه ای از مشاغل تعریف می شود که یک فرد در طی مسیر زندگی در پیش می گیرد. خشنودی شاغل از کارراهه پیامدهای مثبت بسیاری مانند عملکرد و تعهد بالاتر به همراه دارد. به نظر می رسد که رفتارهای توانمندساز رهبر مانند مشارکت دادن زیردستان در تصمیم گیری و واگذاری استقلال کاری و نیز غنی سازی شغل منجر به خشنود شدن شاغل از کارراهه می گردد. با توجه به اهمیت پیامدهای خشنودی کارراهه برای سازمان ها، پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه رفتار توانمندساز رهبر و غنی سازی شغل با خشنودی از کارراهه انجام گرفت. انگیزش درونی نیز به عنوان متغیر واسطه ای در نظر گرفته شد. نمونه پژوهش شامل 438 نفر از کارکنان شرکت پلی اکریل ایران بودند که به ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های خشنودی از کارراهه (CSQ)، غنی سازی شغل (JEQ)، رفتار توانمندساز رهبر (LEQ) و انگیزش درونی (IMQ) پاسخ دادند. نتایج نشان داد که انگیزش درونی در رابطه بین رفتار توانمندساز رهبر با خشنودی از کارراهه و نیز رابطه غنی سازی شغل با خشنودی از کارراهه نقش واسطه پاره ای را ایفا می کند. بر اساس این نتایج، لازم است که سازمان ها مشاغل کارکنان را غنی سازند. هم چنین رهبران و سرپرستان مشارکت کارکنان در تصمیم ها را افزایش دهند و به کارکنان استقلال بیشتری دهند. این رفتار از طریق توانمند ساختن کارکنان، انگیزش درونی آنها را افزایش می دهد و در نهایت خشنودی از کارراهه بیشتر می شود.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی و تعیین رابطه ی سبک های فرزندپروری ادراک شده با اهمال کاری و خود ناتوان سازی بود. پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است.بدین منظور از طریق نمونه گیری تصادفی خوشه ای150 دانش آموز پایه ی سوم دبیرستان های شهر کرج انتخاب شدند و پرسشنامه های سبک های فرزندپروری، سهل انگاری و خودناتوان سازی را تکمیل کردند. داده ها به وسیله ی تحلیل رگرسیون گام به گام و ضریب همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. نتایج نشان داد، سبک فرزندپروری مستبدانه با اهمال کاری و خود ناتوان سازی رابطه مثبت و معنادار دارد و سبک های فرزندپروری مقتدرانه و سهل گیرانه با خودناتوان سازی رابطه منفی و معنادار دارند. نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد، از میان سبک های فرزندپروری ادراک شده، سبک فرزندپروری مستبدانه پیش بین مثبت و معنادار اهمال کاری و سبک مقتدرانه پیش بین منفی و معنادار خودناتوان سازی است. در مجموع، یافته ها بیانگر آن بود که می توان از طریق محبت و مشارکت بیشتر والدین در امر فرزندپروری، از آثار زیانبار رفتار اهمال کاری و خودناتوان سازی جلوگیری بهعمل آورد.
پژوهش حاضر، با هدف بررسی تأثیر یادگیری مشارکتی در تعامل با سبک های یادگیری بر رشد مهارت های اجتماعی دانش آموزان دختر پایه اول دبیرستان انجام گرفت. این تحقیق از نوع نیمه آزمایشی یا پیش آزمون و پس آزمون گروه کنترل بود. در راستای هدف پژوهش، از جامعه دانش آموزان دختر پایه اول دبیرستان های شهرستان ارومیه دادند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، تعداد 124 نفر انتخاب و در 4 گروه آزمایشی و کنترل جایگزین شدند. برای اندازه گیری متغیرها میزان از پرسشنامه مهارت های اجتماعی گرشام و الیوت و آزمون گروهی اشکال نهفته ویتکن استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس دو راهه، نشان داد که یادگیری مشارکتی در تعامل با سبک های شناختی بر نمرات مهارت های اجتماعی تأثیری در یادگیری وابسته به زمینه روش مشارکتی نسبت ندارد هر چند که در شرایط به روش سنتی تأثیر بیشتری بر رشد مهارت های اجتماعی دارد.