هدف از پژوهش حاضر، مقایسه سبک های اسناد و باور به دنیای عادلانه در افراد روان رنجورگرا، برون گرا و افراد عادی بود. بدین منظور با استفاده از طرح پژوهش علی مقایسه ای، سه گروه 30 نفری از افراد روان رنجور، برون گرا و عادی از میان دانشجویان دانشگاه سمنان با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و به پرسش نامه های سبک های اسناد (پیترسون و سلیگمن، 1984)، باور به دنیای عادلانه برای خود و برای دیگران (ساتون و داگلاس، 2005) و فرم کوتاه نئو (مک کری و کاستا، 1989) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیره تحلیل شد. یافته ها میان سبک های اسنادی منفی درونی، مثبت درونی و مثبت کلی بین افراد روان رنجور و عادی تفاوت معناداری نشان داد. هم چنین نتایج، بیانگر آن است که بین افراد برون گرا و روان رنجور به لحاظ سبک های اسنادی مثبت درونی، مثبت باثبات، مثبت عمومی و مثبت کلی تفاوت معناداری وجود دارد. در رابطه با باور به دنیای عادلانه برای خود و دیگران بین هر سه گروه عادی، روان رنجور و برون گرا تفاوت معناداری وجود داشت. با توجه به یافته های پژوهش نتیجه گیری می شود که افراد با گرایش های شخصیتی برون گرا و روان رنجورگرا به استفاده از سبک های اسنادی متفاوتی تمایل دارند و هم چنین میزان متفاوتی از باور به دنیای عادلانه را نشان می دهند و از این طریق خود را با وقایع زندگی سازگار می کنند.
پژوهش حاضر قصد بررسی رابطه بین خطرپذیری با عواطف منفی و اثر ویژگی شخصیتی گشودگی نسبت به احساسات بر این رابطه را داشت. نوع پژوهش شبه آزمایشی بود. به منظور دستیابی به اهداف پژوهش نمونه ای 200 نفری از دانشجویان دانشگاه اصفهان که به صورت تصادفی ساده انتخاب شده بودند، به دو پرسشنامه خطرپذیری شخصی(ضریب اعتبار برابر76/0) و گشودگی نسبت به احساسات(OF) (ضریب اعتبار برابر71/0) پاسخ دادند. سپس این افراد به صورت تصادفی به دو گروه مساوی گمارده شدند و در یک گروه عاطفه منفی القا شد. داده ها با استفاده از آزمون t و ضریب همبستگی تحلیل شد. یافته ها نشان داد که میزان خطرپذیری در میان افراد دارای عاطفه منفی بالا و همچنین در افراد دارای گشودگی پایین نسبت به احساسات بیشتر است. همچنین در OF پایین، هرچه عاطفه منفی بیشتر باشد، خطرپذیری نیز بیشتر است. یافته ها در تبیین رفتار خطرپذیری کاربرد دارد.
هدف پژوهش حاضر آزمون نقش میانجی گری اهمال کاری تحصیلی در رابطه ی بین امیدواری با پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان بود. شرکت کنندگان پژوهش 150 دانش آموز پسر پایه هشتم متوسطه اول بودند که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری پژوهش شامل پرسشنامه اهمال کاری سولومون و راثبلوم، پرسشنامه امیدواری اشنایدر و معدل دانش آموزان بود. آزمون مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم مدل پژوهش، به ترتیب، با استفاده از روش های مدل معادلات ساختاری و بوت استرپ انجام گرفت. یافته ها نشان داد که امیدواری و پیشرفت تحصیلی به ترتیب پیشایند و پیامد اهمال کاری تحصیلی در دانش آموزان هستند. همچنین، یافته ها نشان داد که اهمال کاری تحصیلی میانجی گر معنی دار رابطه امیدواری به پیشرفت تحصیلی است. یافته های این پژوهش می تواند برای مشاوران مدارس، روانشناسان تربیتی و معلمین در کاهش مشکلات اهمال کاری و مشکلات تحصیلی دانش آموزان کمک کننده باشد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه صمیمت زوجین و باورهای معنوی و اعمال مذهبی افراد با انسجام و سازگاری خانوادگی انجام گرفت. در این مطالعه توصیفی همبستگی، تعداد 234 زن و مرد متاهل از بین کارمندان و دانشجویان شهرستان های شاهرود و میامی به صورت خوشه ای تصادفی وارد مطالعه شدند. ابزار جمع آوری داده ها مقیاس صمیمیت زوجین، مقیاس تجربه معنوی و مقیاس انسجام و سازگاری خانوادگی بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام و نرم افزار SPSS-16 استفاده شد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که گشودگی (ریزمولفه صمیمیت زوجین)، معنایابی در زندگی و ارتباط با خداوند (ریزمولفه های معنویت)، به ترتیب، به طور معناداری در پیش بینی انسجام خانوادگی نقش داشتند. هم چنین، مشکلات در صمیمیت (ریزمولفه صمیمیت زناشویی)، و فعالیت های اجتماعی مذهبی (ریزمولفه معنویت)، به ترتیب، در پیش بینی سازگاری خانوادگی نقش داشتند. به نظر می رسد که افراد با تجربه معنوی بالا که روابط صمیمانه ای را در زندگی زناشویی تجربه کرده اند، انسجام و سازگاری خانوادگی بالایی را گزارش می کنند.
هدف این پژوهش بیان وتحلیل دیدگاههای دیدگاه"" ماکسین گرین (1981-1917)"" در سه زمینه تجربه معنادار، تخیل و تربیت زیبایی شناختی است. این پژوهش با رویکردکیفی و روش توصیفی- اسنادی انجام و پس از مطالعه منابع در دسترس ، دیدگاههای تاثیرگذار او، درزمینه تحول در برنامه درسی و تربیت زیبایی شناختی، جمع آوری وتحلیل شده است. یافته های پژوهش نشان می دهدگرین با ایده رهاسازی تخیل رویکرد جدیدی را در تربیت زیبایی شناختی مطرح می-نماید،او تاکید دارد، تخیّل که اغلب درنظام تعلیم وتربیت مورد غفلت قرار می گیرد، به عنوان ابزار انتقال ادراک، تجربه زیسته و بستر خلاقیت ،عاملی قابل تامل در فرایند یادگیری است. ایده اومبتنی برآزادگذاشتن فراگیردر تخیل فرصتهای ممکن، معنی دارکردن برنامه درسی براساس تجربیات فردی ودستیابی به فضاهای جدید است، این تجربیات در قالب، تجربه زیبایى شناختى، به آگاهى دقیق فراگیر براى دیدن پدیده ها به گونه اى متفاوت از شکل مرسوم و عادى آن ها منجر می شود.گرین از رویکرد پدیدار شناسانه تجربه زیبایى شناختى طرفداری می کند، از آن جهت که براساس آن قلمرو یا حیطه مشخصى از جهان تفسیر مى شود. لذا تربیت زیبایی شناختی عملکردخاص تربیتی است که به توانایی فراگیر برای درک، تفسیر و داوری این حیطه منجر می شود ،که آن را سواد زیبایی شناختی می نامد.
مقدمه: هدف پژوهش حاضر، بررسی پیشآیندهای رشد و تکامل پسآسیبی (شکست رابطهی عاشقانه) از طریق مولفههای اسناد شکست رابطهی عاشقانه و سنخهای شخصیتی در دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز بود.
روشکار: در این مطالعهی همبستگی از نوع تحلیل رگرسیون، 214 دانشجو (160 دختر و 54 پسر) که شکست در رابطهی عاشقانه را در فروردین 1389 تجربه کردهاند از طریق نمونهگیری گلوله برفی انتخاب و با استفاده از پرسشنامههای رشد و تکامل پسآسیبی، اسناد شکست رابطهی عاشقانه و پرسشنامهی شخصیتی فرم کوتاه نئو بررسی شدند. دادهها از طریق نرمافزار SPSS نسخهی 16 و با استفاده از آزمونهای ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیری تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیری مشخص نمود که 22 درصد واریانس رشد و تکامل پسآسیبی توسط متغیرهای پیشبین (سنخهای شخصیتی و اسنادهای شکست رابطهی عاشقانه) تبیین میشود و در میان این متغیرهای پیشبین، برونگرایی، وجدانی بودن و اسناد شخصی، رشد و تکامل پسآسیبی را پیشبینی میکنند.
نتیجهگیری: برونگرایی، وجدانی بودن و اسناد شخصی موجب پختگی و رشد و تکامل فرد بعد از قطع رابطه، میشوند
مقدمه: هراس اجتماعی نوعی اختلال اضطرابی است که به عنوان ترس شدید و مزمن از موقعیت هایی که باعث تحقیر و خجالت زدگی می شود، توصیف شده است. پژوهش حاضر با هدف اثربخشی مداخله فراشناختی بر علائم باورهای فراشناختی مثبت در مورد نگرانی و اعتماد شناختی پایین در بیماران مبتلا به اختلال هراس اجتماعی انجام شد.
روش: این پژوهش تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه شاهد اجرا شد. از میان بیماران اختلال هراس اجتماعی مراجعه کننده به کلینیک های روان شناختی شهر شیراز در سال 1389، 19 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمون (10 نفر) و شاهد (9 نفر) جایگزین شدند. پس از اجرای پیش آزمون که با استفاده از پرسشنامه سنجش علائم هراس اجتماعی و پرسشنامه فراشناخت به عمل آمد، گروه تجربی طی 8 جلسه هفتگی درمان فراشناختی ولز قرار گرفت. در حالیکه گروه شاهد مداخله دریافت نکرد. پس آزمون و پیگیری (3 ماه) با همان ابزار انجام گرفت.
یافته ها: از آنجا که کسب نمره بیشتر در باورهای فراشناختی مثبت در مورد نگرانی و اعتماد شناختی پایین نشان از شدت این علائم در بیماران مبتلا به اختلال هراس اجتماعی دارد، میانگین این نمرات در گروه مداخله در مرحله پس آزمون و پیگیری نسبت به گروه شاهد به میزان معنی داری پایین تر بود. یافته های تحلیل کواریانس چند متغیره نشان داد که درمان فراشناختی در کاهش علائم باورهای فراشناختی مثبت در مورد نگرانی و اعتماد شناختی پایین در بیماران مبتلا به اختلال هراس اجتماعی گروه آزمایش تاثیر معناداری دارد.
نتیجه گیری: این مداخله بر ارتقای مهارت های انطباقی کارآمد و انعطاف پذیر از طریق فرایندهای فراشناختی و تاثیر آن در کاهش علائم باورهای فراشناختی مثبت در مورد نگرانی و اعتماد شناختی پایین در بیماران مبتلا به اختلال هراس اجتماعی تاکید می نماید.
یکی از مسائل مهم حوزه ی یادگیری آموزشگاهی که پژوهش های فراوانی را به خود معطوف داشته، خودپنداره تحصیلی است. خودپنداره ی تحصیلی به ادراک یا تصویر دانش آموز از شایستگی های خود در رابطه با یادگیری آموزشگاهی اشاره می کند که بر پیشرفت تحصیلی اثر می گذارد و همزمان از آن متأثر می شود. یکی از عوامل مهمی که شخص را وامی دارد که به گونه ای مؤثر عمل نماید و در کارهایش جدیت و پشتکار داشته باشد، عزت نفس است و بر اساس پژوهش های انجام گرفته مشخص شده که ازدست دادن حس کنترل و ایجاد نارضایتی فردی یکی از جنبه های مشخص عزت نفس پایین است. هدف اساسی پژوهش حاضر مشخص نمودن رابطه بین خودپنداره تحصیلی، عزت نفس و خودکنترلی با عملکرد تحصیلی در دانش آموزان دختر دوره ی ابتدایی می باشد. گروه نمونه شامل 300 دانش آموز دختر بود که از آنان خواسته شد مقیاس خودپنداره تحصیلی لیو و وانگ و مقیاس عزت نفس روزنبرگ را تکمیل کنند. همچنین مقیاس ارزیابی خودکنترلی کندال و ویلکاکس (SCRS ) توسط یکی از والدین دانش آموزان تکمیل شد. عملکرد تحصیلی هر یک از دانش آموزان برحسب وضعیت کارنامه تحصیلی شان (خیلی خوب، خوب، قابل قبول و نیازمند تلاش) می باشد که معلمان نمره ای معادل آن (از 13 تا 20) نسبت دادند. تحلیل داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیری انجام شد. نتایج نشان داد که بین خودپنداره تحصیلی، عزت نفس و خودکنترلی با عملکرد تحصیلی رابطه ی معناداری وجود دارد. همچنین خودپنداره تحصیلی، عزت نفس و خودکنترلی واریانس عملکرد تحصیلی را تبیین می کند.یکی از مسائل مهم حوزه ی یادگیری آموزشگاهی که پژوهش های فراوانی را به خود معطوف داشته، خودپنداره تحصیلی است. خودپنداره ی تحصیلی به ادراک یا تصویر دانش آموز از شایستگی های خود در رابطه با یادگیری آموزشگاهی اشاره می کند که بر پیشرفت تحصیلی اثر می گذارد و همزمان از آن متأثر می شود. یکی از عوامل مهمی که شخص را وامی دارد که به گونه ای مؤثر عمل نماید و در کارهایش جدیت و پشتکار داشته باشد، عزت نفس است و بر اساس پژوهش های انجام گرفته مشخص شده که ازدست دادن حس کنترل و ایجاد نارضایتی فردی یکی از جنبه های مشخص عزت نفس پایین است. هدف اساسی پژوهش حاضر مشخص نمودن رابطه بین خودپنداره تحصیلی، عزت نفس و خودکنترلی با عملکرد تحصیلی در دانش آموزان دختر دوره ی ابتدایی می باشد. گروه نمونه شامل 300 دانش آموز دختر بود که از آنان خواسته شد مقیاس خودپنداره تحصیلی لیو و وانگ و مقیاس عزت نفس روزنبرگ را تکمیل کنند. همچنین مقیاس ارزیابی خودکنترلی کندال و ویلکاکس (SCRS ) توسط یکی از والدین دانش آموزان تکمیل شد. عملکرد تحصیلی هر یک از دانش آموزان برحسب وضعیت کارنامه تحصیلی شان (خیلی خوب، خوب، قابل قبول و نیازمند تلاش) می باشد که معلمان نمره ای معادل آن (از 13 تا 20) نسبت دادند. تحلیل داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیری انجام شد. نتایج نشان داد که بین خودپنداره تحصیلی، عزت نفس و خودکنترلی با عملکرد تحصیلی رابطه ی معناداری وجود دارد. همچنین خودپنداره تحصیلی، عزت نفس و خودکنترلی واریانس عملکرد تحصیلی را تبیین می کند.