هدف : پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر تحریک مستقیم الکتریکی وراجمجمه ای (tDCS) و برنامه ریزی عصبی کلامی (NLP) بر کاهش میزان افسردگی، اضطراب و استرس زنان مراجعه کننده به مراکز خدمات جامع سلامت زاهدان انجام شد روش پژوهش : طرح تحقیق به صورت پیش آزمون -پس آزمون با گروه های آزمایش (تحریک مستقیم الکتریکی ورا جمجمه ایی (tDCS) و برنامه ریزی عصبی کلامی (NLP)) و گروه کنترل بود. جامعه آماری تمام زنان دارای سه اختلال افسردگی، اضطراب و استرس مراجعه کننده به کارشناسان بهداشت روان مراکز خدمات جامع سلامت شهر زاهدان بودند که ازاین بین نمونه ای به حجم 45 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد، براین اساس 30 نفر در گروه های آزمایش، گروه اول مداخله 10 جلسه روش درمانی تحریک مستقیم الکتریکی وراجمجمه ای (tDCS) گروه دوم 8 هفته برنامه ریزی عصبی کلامی (NLP) قرار گرفت درحالی که به 15 نفر گروه کنترل هیچ گونه آموزشی داده نشد. پس از تکمیل پرسشنامه مقیاس استرس اضطراب افسردگی-21 (DASS-21)، داده ها جمع آوری و سپس با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 23 تجزیه وتحلیل انجام شد. یافته ها : نتایج آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره نشان داد که میانگین نمرات افسردگی (47/23=F، 001/0=P)، اضطراب (46/65=F، 001/0=P) و استرس (30/38=F، 001/0=P) بین نمرات پیش و پس آزمون گروه های درمانی کاهش معنی داری دارد. نتیجه گیری: نتایج آزمون تعقیبی توکی نشان داد میانگین تحریک مستقیم الکتریکی ورا جمجمه ای (TDCS) کمتر از برنامه ریزی عصبی کلامی (NLP) در کاهش میزان افسردگی، اضطراب و استرس است.
هدف: زندگی با بیماری ام.اس اثرات منفی و مثبت بسیاری بر سلامت جسم و ذهن بیماران دارد. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی درمان حمایتی بر سرمایه روانشناختی و رشد پس از سانحه در زنان مبتلا به ام. اس بود. روش: پژوهش شبه آزمایشی (پیش آزمون- پس آزمون - پیگیری با گروه گواه) می باشد، شرکت کنندگان پژوهش 30 نفر از زنان مبتلا به ام اس بودند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و به تصادف در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه قرار گرفتند. ابزار اندازه گیری متغیرها، پرسشنامه سرمایه روانی (2007)و رشد پس ازسانحه(1996) بود که توسط شرکت کنندگان تکمیل شد. سپس شرکت کنندگان گروه آزمایش در 10 جلسه 50 دقیقه ای پروتکل درمان حمایتی وینستون، روزنتال و پینکسر(2004) شرکت کردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: تحلیل داده ها نشان دادکه درمان حمایتی بر سرمایه روانشناختی (0۰۱/۰ P≤, 50/16F=) و رشد پس از سانحه (0۰۱/۰ P≤, 40/14F=) موثر بوده و این اثربخشی در طول زمان پایدار بوده است. نتیجه گیری: استفاده از روش درمان حمایتی مداخله مناسبی برای افزایش سرمایه روانشناختی و رشد پس از سانحه در بیماران ام.اس می باشد و می تواند برای بهبود وضعیت روانشناختی و مقابله بهتر با بیماری استفاده شود.
هدف پژوهش حاضر تعیین جهت و شدت حرمت خود جمعی و احساس هویت ملی است. روش پژوهش از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه اراک بود. 225 دختر و 195 پسر دانشجوی کارشناسی دانشگاه اراک به روش نمونه گیری خوشه ای از 4 دانشکده انتخاب شدند و به پرسشنامه های مقیاس حرمت خود جمعی لاهتانن و کراکر(19992) و پرسشنامه هویت ملی و نفی هویت ملی (1374)پاسخ دادند یافته ها نشان داد رابطه میان نفی هویت ملی و حرمت خود جمعی مثبت و معنادار است. افزون بر این ،رابطه هویت ملی باخرده مقیاس حرمت خود خصوصی نیز مثبت و معنادار و رابطه میان نفی هویت ملی و خرده مقیاس حرمت خود خصوصی و هویت منفی و معنادار بود. با افزایش هویت ملی، می توان حرمت خود جمعی و در نتیجه احساس بهزیستی روان شناختی را افزایش داد.
The purpose of this study was to determine the effectiveness of schema therapy on depression and relapse in heroin-dependent men. Method: This research was a semi-experimental study with pretest-posttest design with control group. To perform this research among people who referedto Tehran addiction treatment clinic in October to February 2017, 40 referees were selected and randomly assigned to experimental (20) and control groups (20). In this study, the experimental group received the Yang Scheme Program for 10 sessions of 90 minutes, while the control group was on the waiting list for the treatment. Participants completed a Beck Depression Inventory and a urine test to measure the substance in the pre-test and post-test phases. Analysis of covariance was used to analyze the data. Results: The results showed that in the post-test stage, schema therapy could significantly reduce depression and relapse rate in heroin- dependent men compared to control group. Conclusion: Schema therapy as a leading method in the field of cognitive-behavioral therapy has therapeutic benefits for heroin addicts and is effective in reducing the relaps problem.
بلایا رویدادهای غیرقابل پیش بینی، ناگهانی، در مقیاس بزرگ و فاجعه باری هستند که لازم است جوامع برای مقابله با آنها آماده شوند. پژوهش حاضر با هدف بازنمایی فرایند تاب آوری در میان زلزله زدگان دین مدار سرپل ذهاب انجام شده است. رویکرد پژوهش «کیفی» و روش پژوهش از نوع «داده بنیاد» است. بدین منظور 27 تن از زلزله زدگان سرپل ذهاب به روش «نمونه گیری نظری و با استفاده از مصاحبه عمیق تحت مطالعه قرار گرفتند. داده ها پس از جمع آوری، ثبت و رمزگذاری، در قالب مقوله های اصلی دسته بندی شدند و از طریق فنون رمزگذاری اشتراوس و کوربین، رمزگذاری باز، رمزگذاری محوری و رمزگذاری گزینشی تحلیل شدند. براساس نتایج به دست آمده، ایمان به خدا و روز قیامت مقوله هسته ای در نظر گرفته شد. شرایط علّی عبارت بود از: توکل به خدا، اعتقاد به قضا و قدر الهی و اجرای عدالت. اتحاد و انسجام به منزله شرایط زمینه ای و انجام فعالیت های مذهبی به مثابه شرایط واسطه ای انتخاب شد. راهبردهای زلزله زدگان برای مقابله با زلزله و تبعات آن عبارت بود از: نوع دوستی و الگوگیری. در نهایت، پذیرش و نگاه به زندگی به مثابه وسیله و نه هدف پیامد این الگو معرفی شد. این مطالعه تصویری روشن از فرایندها، پاسخ ها و بهبودی بعد از بلایا ارائه می دهد. یافته های این پژوهش می تواند به ایجاد پاسخ های مؤثر و سریع در بازماندگان بلایا کمک کند.
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای راهبردهای تنظیم هیجان در رابطه بین طرح واره های ناسازگار اولیه و اختلالات رفتاری برونی سازی و برونی سازی شده در نوجوانان بود. پژوهش حاضر یک پژوهش کاربردی، از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه شیراز در سال تحصیلی 1400-1399 بود؛ نمونه آماری شامل 200 نفر از این دانش آموزان بود که با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه-های طرح واره های ناسازگار اولیه یانگ (YSQSF)، سیاهه ی رفتاری کودک (CBCL) آخنباخ و پرسشنامه نظم جویی شناختی هیجان (CERQ-K-P) بود. به منظور تجزیه وتحلیل اطلاعات از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر بهره گرفته شد. نتایج نشان داد که راهبردهای تنظیم هیجان نقش واسطه ای در ارتباط بین طرح واره های ناسازگار اولیه و اختلالات رفتاری برونی سازی شده و برونی سازی شده دارد (0/05>P). طرح واره های ناسازگار اولیه بر اختلالات رفتاری برونی سازی و برونی سازی شده اثر معنادار دارد (0/05>P). نتایج پژوهش همچنین نشان داد که راهبردهای تنظیم هیجان بر اختلالات رفتاری برونی سازی و برونی سازی شده اثر مثبت معنادار دارد (0/05>P). درمجموع نتایج پژوهش حاضر نشان داد که طرح واره های ناسازگار اولیه می توانند با واسطه گری راهبردهای تنظیم هیجان موجب بروز اختلالات رفتاری برونی سازی و برونی سازی شده در نوجوانان شوند؛ امری که توصیه می شود توسط والدین و مسئولین آموزش وپرورش کشور موردتوجه خاص قرار گیرد.
پژوهش حاضر به منظور بررسی ویژگی های روانسنجی آزمون آمادگی تحصیلی گام نخست در استان گیلان براساس نظریه سوال- پاسخ انجام گرفته است. بدین منظور از بین کلیه نوآموزان شرکت کننده در برنامه سنجش سلامت جسمانی و آمادگی تحصیلی سال 93 – 1392 استان گیلان که این آزمون روی آن ها انجام شده بود، یک نمونه 1500 نفری به صورت تصادفی انتخاب و داده های حاصل از اجرای آزمون روی این گروه نمونه جمع آوری و جهت تجزیه و تحلیل آماری بر اساس نظریه سوال- پاسخ مورد استفاده قرار گرفت. در ابتدا مفروضه های تک بعدی بودن و استقلال مکانی با استفاده از برنامه NOHARM مورد بررسی قرار گرفت که نتایج حاصله نشان از تک بعدی بودن آزمون و بالطبع استقلال مکانی آن داشت. سپس جهت برآورد بهترین مدل - داده آزمون براساس نظریه سوال- پاسخ و با استفاده از برنامه تحلیل آماری BILOG . MG ، تحلیل های لازم روی داده ها انجام گرفت که در نهایت نتایج حاکی از آن بود که مدل دو پارامتری برازش بهتری با آزمون دارد. در ادامه پارامترهای سوال در مدل دو پارامتری (دشواری سوال و قدرت تشخیص) و همچنین پارامتر توانایی آزمودنی ها استخراج و مشخص شد که میانگین ضریب دشواری سوال ها برابر با 93/2- بوده و نشان از آسان بودن سوالات دارد . نمودار تابع آگاهی آزمون نیز حکایت از آن داشت که بیشترین آگاهی بخشی این آزمون در توانایی ها، 3- است و این بدین معنی است که اکثر سوالات این آزمون برای افراد با توانایی پایین مناسب است. در بررسی کارکرد افتراقی سوالات براساس گروهبندی های مختلف جنسیت، محل سکونت، داشتن سابقه مهد کودک و سن نوآموزان نیز تحلیل های انجام گرفته با استفاده از برنامه تحلیل آماری BILOG . MG ، نشان می دهد که این آزمون نسبت به این گروهبندی ها دارای سوگیری بوده و این عوامل در پاسخگویی آزمودنی ها به سوالات آزمون تاثیر قابل ملاحظه ای دارند.
اثربخشی روش های مختلف آموزشی در یادگیری انواع مهارت های حرکتی، مورد توجه قرار گرفته است. با این وجود، مقایسه این روش ها در بازی های تنظیم شده ورزش های تیمی، کمتر مورد مطالعه قرار گرفته است. بنابراین هدف از مطالعه حاضر، مقایسه سه روش آموزشی تصویرسازی، مشاهده و اجرای الگو درون زمین بر عملکرد بازی های تنظیم شده در بسکتبالیست های ماهر بود. بدین منظور 15 بازیکن شاغل در رقابت های سوپرلیگ و لیگ برتر کشور به طور در دسترس در این تحقیق شرکت کردند. بازیکنان با توجه به پست بازی، به 3 تیم 5 نفره تقسیم شدند و براساس دسته بندی تصادفی، در هر مرحله تحت یکی از سه شرایط تمرینی قرار گرفتند؛ به طوری که هر گروه هر سه روش را به طور تصادفی در هر مرحله انجام داد. هر کدام از شرایط، شامل 1 جلسه تمرین و جلسه آزمون کتبی و عملی (بعد از 24 ساعت) بود. بازیکنان در شرایط مشاهده، هر تاکتیک را 3 بار مشاهده کردند؛ در شرایط تصویرسازی نیز 3 کوشش تصویرسازی برای هر تاکتیک انجام شد و شرایط اجرا، شامل 3 اجرای آهسته تاکتیک ها داخل زمین بود. نتایج تحلیل واریانس مرکب 3 (روش آموزش) در 2 (آزمون کتبی و عملی) نشان داد روش اجرا در مقایسه با مشاهده و تصویرسازی موجب عملکرد بهتر در بازی های تنظیم شده شد (001/0>P)؛ هم چنین در آزمون کتبی، روش مشاهده نیز نسبت به روش تصویرسازی موجب امتیاز بیشتری شد (05/0>P). بنابراین به نظر می رسد روش اجرای درون زمین برای آموزش تاکتیک های تیمی در بازیکنان ماهر، مزیت بیشتری را نسبت به روش مشاهده و تصویرسازی ایجاد می کند اما تصویرسازی ذهنی نیز، در کسب دانش تاکتیک های تیمی مؤثرتر از مشاهده عمل می کند.
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه بین شیوه های والدگری ادراک شده با نشانه های وسواس با میانجیگری کمال گرایی بود. روش پژوهش: برای این منظور طی یک پژوهش توصیفی از نوع همبستگی از میان دانشجویان دختر و پسر دانشگاه آزاد واحد تنکابن 258 دانشجو به روش در دسترس انتخاب و به پرسشنامه های سبک فرزندپروری بامیرند (1972)، غربالگری وسواس مادزلی (1977) و کمال گرایی هیل (2004) پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده به روش معادلات ساختاری و با نرم افزارهای SPSS26 و AMOS24 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد، مدل ساختاری شیوه های والدگری ادراک شده با نشانه های وسواس از طریق میانجیگری کمال گرایی در دانشجویان برازش داشت (01/0=P)؛ همچنین کمال گرایی مثبت و منفی در رابطه بین شیوه های والدگری آزاد منشانه و کمال گرایی منفی در رابطه بین شیوه والدگری مستبدانه و وسواس و کمال گرایی مثبت در رابطه بین شیوه والدگری مستبدانه و در نهایت کمالگرایی منفی در رابطه بین شیوه والدگری مقتدرانه نقش میانجی داشت (01/0=P). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش می توان گفت سبک های والدگری در شکل گیری الگوی شخصیتی کمال گرا نقش داشته که پیامدها و الگوهای بر گرفته از آنها، بر نشانگان وسواس نیز تاثیرگذار خواهد بود.
هدف: پژوهش حاضر برای بررسی رابطه ی سرمایه ی اجتماعی با اضطراب و افسردگی پرستاران می باشد. روش: توصیفی- همبستگی است. جامعه پرستاران علوم پزشکی زاهدان می باشند. نمونه 290 نفر به روش در دسترس تصادفی انتخاب شد و پرسشنامه ی سرمایه ی اجتماعی گوشال، اضطراب بک و افسردگی بک توسط آزمودنی ها تکمیل شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که بین سرمایه ی اجتماعی با اضطراب و افسردگی رابط ی معکوس و معناداری (01/0p<) وجود دارد. همچنین تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد همکاری، تعهد و روابط، به ترتیب (38/0-، 21/0- و 13/0-) بیش ترین پیش بینی کننده ی منفی برای اضطراب، و همکاری به تن هایی (22/0-) پیش بینی کننده ی منفی برای افسردگی می باشد نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش، منطقی به نظر می رسد، مدیران بیمارستان ها اقدامات و تسهیلات لازم را برای بالا بردن سطح سرمایه ی اجتماعی پرستاران در نظر گرفته و برنامه های آموزشی را برای این گروه شغلی و در جهت حاکم کردن هر چه بیشتر اعتماد و اطمینان، صمیمیت، مشارکت، تعهد، ارتباط تؤام با احترام متقابل و پر رنگ کردن ارزش های فردی و اجتماعی، تدارک ببینند.
زمینه: ادراک بیماری، بازنمایی های سازمان یافته شناختی می باشد که بیماران تالاسمی از بیماری شان و اثرات آن دارند. پژوهش ها نشان می دهد برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر خودمدیریتی و پریشانی بیماران مؤثر است اما کاربرد این درمان بر ادراک بیماری در جامعه مورد نظر شکاف تحقیقاتی می باشد. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر ادراک بیماری در بیماران تالاسمی انجام شد. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه بیماران مبتلا به تالاسمی شهر بهشهر که در سال 1400 عضو انجمن تالاسمی بودند، تشکیل دادند (تقریباً 90 نفر). تعداد 40 نفر به روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه پژوهش انتخاب و به تصادف در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند (هر گروه 20 نفر). ابتدا هر دو گروه به پرسشنامه ادراک بیماری برادبنت و همکاران (2006) پاسخ دادند (پیش آزمون). سپس گروه آزمایش به مدت 8 جلسه تحت برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی کابات زین (2009) قرار گرفتند و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیره انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد در مرحله پس آزمون نمره مؤلفه های ادراک بیماری در پیامدها، طول مدت، ماهیت، نگرانی، پاسخ های عاطفی و علت بیماری، افراد گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل کاهش معنی داری یافته است (0/05 >p) و در مؤلفه های کنترل شخصی، کنترل درمان و شناخت بیماری افزایش یافته است که ناشی از اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر ادراک بیماری بود. نتیجه گیری: برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی در بیماران تالاسمی سبب کاهش نگرانی و تلاش بیشتر آنان در جهت کنترل شرایط بیماری شان گردید و لذا آگاهی و استفاده از این رویکرد جهت ادراک از بیماری در افراد مبتلا به تالاسمی می تواند کمک کننده باشد.
هدف: هدف این پژوهش، بررسی تعیین اثربخشی واقعیت درمانی بر احساس تنهایی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بود. روش: این پژوهش شبه تجربی و با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل اجرا شد. جامعه ی آماری پژوهش حاضر را کلیه ی دانش آموزان دختر سال اول متوسطه تشکیل دادند که در سال تحصیلی 95-94 در شهر کرمانشاه مشغول به تحصیل بودند. نمونه ی پژوهش شامل 30 دانش آموز دختر بود که پس از اجرای پرسشنامه دارای بالاترین میزان احساس تنهایی و کمترین پیشرفت تحصیلی بودند که به صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند (15 نفر برای هر گروه). ابزار مورد استفاده در این پژوهش مقیاس احساس تنهایی راسل، پپلاو و کورتونا (1980) و برای سنجش میزان پیشرفت تحصیلی از معدل ترمی دانش آموزان استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش واقعیت درمانی گروهی بر کاهش احساس تنهایی (84/22= F و 001/0> P ) و افزایش پیشرفت تحصیلی (56/23= F و 001/0> P ) دانش آموزان مؤثر بوده است؛ نتایج نشان داد که آموزش واقعیت درمانی موجب کاهش میزان احساس تنهایی و افزایش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان می شود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر می توان استنتاج کرد که آموزش واقعیت درمانی موجب توانمندسازی دانش آموزان و توجه به خود به عنوان منشاء اعمال و کردار و تأکید بر انگیزش درونی و احساس مسئولیت برای انجام رفتار می شود که این امر نیز باعث بالا رفتن احساس ارزشمندی در دانش آموزان و کاهش احساس تنهایی و افزایش پیشرفت تحصیلی می شود.
Objective: The outbreak of Coronavirus disease 2019, as an epidemic widespread disease has led people to physical and psychological problems as well. Recent studies about the psychological effects of COVID-19 has shown that, health anxiety and also negative emotions due to COVID-19 epidemic, has influenced patient’s health both physically and mentally. This study aimed to survey the psychopathology and personality psychopathology profile of cured patients of COVID-19 disease and also the important factors related to infectious and recovering process of patients in Iran. Method: 30 cured patients of COVID-19 were chosen randomly and voluntarily, and answered the Minnesota Multiphasic Personality Inventory- 2nd restructured form (MMPI-2-rf) questionnaire. Results: The study showed that cured patients of COVID-19 are normal in psychopathology and personality psychopathology scales of MMPI-2-rf. As there were no observed abnormality in psychopathology and personality psychopathology profile of patients. The study also showed that cured patients of COVID-19 disease suffer from somatic/cognitive problems such as head pain, gastrointestinal and neurological problems. Conclusion: Anxiety, depression, negative emotions and also low positive emotions are important factors in not only the infectious but also the recovering process of COVID-19 disease. As the negative emotions and fears are important factors in infectious to COVID-19, Self-Control and normality in the psychopathological profile are important factors in recovering process. Keywords: COVID-19, Psychopathology, Personality Psychopathology, Profile, MMPI-2-rf
زمینه: نوجوانی دوره ای حساس از تغییرات پویا در سیستم های متعدد است که بر اساس تحقیقات، نارضایتی از تن انگاره به معنای ادراک ذهنی فرد از رشد تصویر بدنی خود، اهمیت دارد. سرمایه گذاری بیش ازحد بر ظاهر جسمانی که با مشغولیت ذهنی و نوسانات هیجانی همراه است، یکی از دلایل نارضایتی دختران نوجوان از تن انگاره است. مطالعات بیانگر نقش انسجام خانواده، استرس و کیفیت زندگی، در تن انگاره فرد است و در بررسی تن انگاره افرادی که خود شفقتی بیشتری دارند، شکاف تحقیقاتی وجود دارد. هدف: این پژوهش باهدف تبیین نقش میانجی گری خودشفقتی در رابطه بین انسجام خانواده، استرس و کیفیت زندگی با رضایت از تن انگاره در دختران نوجوان انجام شد. روش: روش مطالعه حاضر توصیفی همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان دختر 12 تا 24 سال شهر تهران در سال 1400 بود که 250 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و با ریزش 50 نفر از گروه نمونه، داده های 200 نفر از آن ها تحلیل شد. ابزارهای جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه های انسجام خانواده (سامانی، 1381)، استرس نوجوان (بیئرن و مازانو، 2002)، کیفیت زندگی (سازمان بهداشت جهانی، 1996)، نگرانی از تصویر بدنی (لیتلتون و همکاران، 2005) و خودشفقتی (نف، 2003) بودند. تحلیل داده ها نیز با روش مدل سازی معادلات ساختاری و AMOS24 انجام شد. یافته ها: یافته های به دست آمده حاکی از آن است که مدل رضایت از تن انگاره بر اساس، انسجام خانواده، استرس و کیفیت زندگی با نقش میانجی گری خودشفقتی در دختران نوجوان دارای برازش مناسبی است (0/05 P>). نتیجه گیری: با توجه به یافته های به دست آمده در پژوهش حاضر، به نظر می رسد خودشفقتی در رابطه میان انسجام خانواده، استرس و کیفیت زندگی با رضایت از تن انگاره در دختران نوجوان نقش میانجی دارد. نتایج این پژوهش می تواند راهنمای خانواده ها و مشاوران در راستای ارتقاء خود شفقتی، انسجام خانواده، کیفیت زندگی و کاهش استرس در دختران نوجوان و بهبود رضایت از تن انگاره باشد.
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش طرحواره درمانی هیجانی بر افزیش ظرفیت حافظه کاری در دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم انجام شد. روش: مطالعه حاضر از لحاظ هدف بنیادی از لحاظ روش توصیفی از نوع همبستگی و از نظر روش کمی بود. جامعه مورد مطالعه عبارت بود از کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم دولتی شهر تهران در سال تحصیلی 96-1395. روش نمونه گیری پژوهش حاضر نمونه گیری خوشه ای مرحله ای هدفمند بود. حجم نمونه حاضر به استناد پژوهشهای پیشین انتخاب شد . در پژوهش حاضر جهت ارزیابی متغیر های وابسته پژوهش از بسته آموزش طرحواره درمانی هیجانی و پرسشنامه ظرفیت حافظه کاری( دانیمن وکارپنتر ،1980 ) استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل کواریانس تک متغیره نشان داد که اثر طرحواره درمانی هیجانی بر افزایش ظرفیت حافظه کاری با مقدار (341/ 12 f = ) و سطح معناداری (42 /0= p ) در دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم معنادار بود. نتیجه گیری: اگاهی از نقاط قوت وضعف فردی و تمرکز بر نقاط قوت و درس گرفتن از نقاط منفی و استفاده بهینه از دانش مربوط به خود و محیط اطراف به برنامه ریزی و کارایی بهتر دانش آموزان کمک می کند.
In this survey, the intervention of cognitive behavioral stress management (CBSM) on psychological and immune indices and pain in patients with Rheumatoid Arthritis is studied. <span class="s26"><span class="bumpedFont15">Method <span class="s17"><span class="bumpedFont15">: Statistical population of the study consisted of patients who referred to the rheumatology clinics in the northern parts of Tehran. 44 participants aged 25–60 using purposive sampling in accordance with inclusion and exclusion criteria selected and in two groups of 22 individuals were examined. Psychological, immune and pain evaluation tests of depression, anxiety and stress scale, blood sample, and McGill pain inventory were conducted in two stages of pretest and posttest using multiple covariance analysis. <span class="s26"><span class="bumpedFont15">Results <span class="s17"><span class="bumpedFont15">: The results showed a significant effect of the stress management intervention on depression <span class="s4"><span class="bumpedFont20">(F <span class="s13"><span class="bumpedFont20">1 <span class="s13"><span class="bumpedFont20">,37 <span class="s4"><span class="bumpedFont20">= <span class="s4"><span class="bumpedFont20">4/318, P= 0/046, η <span class="s5"><span class="bumpedFont20">2 <span class="s4"><span class="bumpedFont20">=0/104) <span class="s17"><span class="bumpedFont15"> among patients with RA. The use of this intervention was effective in reducing the immune parameter (CRP) <span class="s4"><span class="bumpedFont20">(F <span class="s13"><span class="bumpedFont20">1 <span class="s13"><span class="bumpedFont20">,38 <span class="s4"><span class="bumpedFont20">= 17/593, P= 0/001, η <span class="s5"><span class="bumpedFont20">2 <span class="s4"><span class="bumpedFont20">=0/316) <span class="s17"><span class="bumpedFont15"> and their pain <span class="s4"><span class="bumpedFont20">(F <span class="s13"><span class="bumpedFont20">1,39 <span class="s4"><span class="bumpedFont20">= 4/885, P= 0/033, η <span class="s5"><span class="bumpedFont20">2 <span class="s4"><span class="bumpedFont20">=0/111) <span class="s17"><span class="bumpedFont15">. <span class="s26"><span class="bumpedFont15">Conclusion <span class="s17"><span class="bumpedFont15">: According to the results, employing this method for RA patients is very helpful and it can be suggested for improving their psychological and physical conditions.
تأثیر بازی های رایانه ای بر سلامت روانی، از ابعاد مختلفی قابلی بررسی است. نگارندگان در این مختصر تلاش می کنند تا به بررسی نقش اعتیاد به بازی های رایانه ای بر هویت زدایی و پرخاشگری در نوجوانان بپردازند. در این راستا با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی، به بررسی تطبیقی این مفاهیم و اثر متقابل دو متغیر هویت زدایی و پرخاشگری پرداخته شد. یافته های پژوهش نشان دهنده آن است که اعتیاد به بازی های رایانه ای و استفاده مداوم از این بازی ها، می تواند در هویت زدایی از نوجوانان مؤثر باشد و منجر به پرخاشگری نوجوانان شود. ضمن اینکه هویت زدایی از این قشر خود می تواند اثر پرخاشگری را تقویت کند و در این روند تأثیرگذار باشد. با توجه به روند رو به بالای استفاده از بازی های رایانه ای، نمی توان انتظار یا اقدام به حذف بازی های رایانه ای را برای مقابله با اثرات منفی آن داشت؛ بلکه باید با راهکارهای مدیریت استفاده و دسترسی به این بازی ها و نیز تولید نمونه باکیفیت مطابق با فرهنگ داخلی و ملی همراه افزایش سواد رسانه ای، به پیشگیری و کم کردن اثرات بازی های رایانه ای مخرب پرداخت.