ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰٬۳۲۱ تا ۲۰٬۳۴۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۲۰۳۲۱.

مقایسه ی بلوغ عاطفی و اجتماعی و هیجان خواهی در نوجوانان پسر بزهکار و عادی شهر خرم آباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۷ تعداد دانلود : ۸۱۵
این پژوهش با هدف مقایسه ی بلوغ عاطفی و اجتماعی و هیجان خواهی نوجوانان پسر بزهکار و عادی شهر خرم آباد انجام شده است. جامعه آماری، کلیه نوجوانان پسر حاضر در کانون اصلاح و تربیت شهر خرم آباد ( تعداد 23 نفر) بود که به روش سرشماری انتخاب و معادل با آنها از بین نوجوانان عادی دبیرستان های پسرانه شهر خرم آباد که به لحاظ سن و تحصیلات با آنها همتا شدند 23 نفر به روش نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. جهت سنجش متغیرها از پرسشنامه بلوغ عاطفی یاشویرسینگ و بهارگاوا، پرسشنامه بلوغ اجتماعی رائو و مقیاس هیجان خواهی زاکرمن( فرم کوتاه) استفاده شد. به منظور مقایسه دو گروه نمونه در متغیرهای مذکور از تحلیل واریانس چند متغیری (مانوا) استفاده شد. یافته ها نشان داد بین بلوغ عاطفی و اجتماعی نوجوانان بزهکار و عادی تفاوت معنی دار وجود دارد. به این معنی که نوجوانان بزهکار از بلوغ عاطفی و اجتماعی پایین تری برخوردار هستند. علاوه بر این، در متغیر هیجان خواهی هم بین دو گروه تفاوت وجود داشته است و گروه نوجوانان بزهکار، از هیجان خواهی بالاتری برخوردار بوده اند. با توجه به یافته های حاضر، می توان گفت یکی از علل بزهکاری، بلوغ عاطفی و اجتماعی پایین و ویژگی هیجان خواهی بالا می باشد که بر این اساس، لازم است در فعالیت های مشاوره ای با این افراد در جهت ثبات عاطفی، سازگاری اجتماعی و دست یابی به مهارت های کنترل و تنظیم هیجان ها کار شود.
۲۰۳۲۳.

بررسی مقطعی توانایی یادآوری علائم مانیا در مبتلایان به اختلال دوقطبی نوع یک، 60 ماه پس از ترخیص از بیمارستان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۶ تعداد دانلود : ۷۰۳
اهداف: شناسایی علائم حاد مانیا که توسط بیمار به یاد آورده می شود، می تواند در افزایش توانایی روانپزشکان در مدیریت بیماری دوقطبی کمک کننده باشد. با توجه به اهمیت یادآوری علایم، هدف از پژوهش حاضر، ارزیابی مبتلایان به اختلال دوقطبی نوع I در دوره یوتایمیک برای یادآوری علائم مانیای خود در زمان بستری است. مواد و روش کار: برای ۵۹ بیمار مبتلا به اختلال دوقطبی نوع I که در سال ۱۳۹۱ در بیمارستان های حضرت رسول اکرم(ص) و روانپزشکی ایران بستری بودند، مصاحبه SCID-I و پرسشنامه Y-MRS تکمیل گردید و علائم مانیا برای آنها ثبت شد؛ همچنین اطلاعات دموگرافیک این بیماران با استفاده از اطلاعات پرونده پزشکی آنها استخراج گردید. ۶۰ ماه پس از ترخیص، از طریق مقیاس درجه بندی افسردگی هامیلتون ( HDRS-۱۷ )، مصاحبه بالینی ساختاریافته برای اختلالات محور۱ بر اساس DSM-IV ( SCID-I )، مقیاس درجه بندی شیدایی یانگ ( Y-MRS ) و آزمون کوتاه وضعیت ذهنی ( MMSE ) مورد مصاحبه و ارزیابی چهره به چهره قرار گرفتند. برای ازریابی میزان توافق در مورد علایم در بدو بستری و ماه ۶۰ از آزمون های مک نمار و ضریب کاپا استفاده شد. یافته ها: بیشترین میزان یادآوری علائم (در میان افرادی که علامت مورد نظر را ۶۰ ماه پیش در زمان بستری در بیمارستان تجربه کرده بودند) مربوط به کاهش نیاز به خواب (۹۱/۲ %)، خلق تحریک پذیر (۸۳/۹ %) و فعالیت های لذت بخش با عواقب بد (۸۱/۳ %)، و کمترین آنها مربوط به حواس پرتی (۱۷/۶ %) بود. بالاترین ارزش اخباری مثبت مربوط به علائم خلق تحریک پذیر (۱۰۰ %)، پرحرفی (۱۰۰ %) و کاهش نیاز به خواب (۹۶/۳ %)؛ و بالاترین ارزش اخباری منفی متعلق به خلق بالا (۸۷/۵ %) بود. نتایج: در مدیریت مبتلایان به اختلال دوقطبی، روانپزشکان می توانند به یادآوری سه علامت در سابقه حمله مانیا شامل خلق تحریک پذیر، کاهش نیاز به خواب و پر حرفی از جانب بیمار اعتماد کنند. همچنین در مورد سابقه علامت خلق بالا در مبتلایان به اختلال دوقطبی، به جواب منفی بیماران می توان اعتماد نمود.
۲۰۳۲۴.

پیش بینی سازگاری زناشویی بر اساس صمیمیت زناشویی و دشواری تنظیم هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۶ تعداد دانلود : ۸۹۴
زمینه: مطالعات نشان داده است که از طریق صمیمیت زناشویی می توان سازگاری زناشویی را پیش بینی کرد اما آیا از طریق تعامل صمیمیت زناشویی و دشواری تنظیم هیجان می توان به پیش بینی دقیق تری از سازگاری زناشویی دست یافت ؟ هدف: هدف پژوهش حاضر پیش بینی سطوح سازگاری زناشویی بر اساس متغیرهای صمیمیت زناشویی و دشواری تنظیم هیجان بود. روش: روش این پژوهش همبستگی بود. تعداد 72 زوج از زوجینی که به مراکز مشاوره شهر شاهرود مراجعه نمودند، در این پژوهش شرکت کردند. از آنها خواسته شد که به پرسشنامه های سازگاری زناشویی اسپانیر (1976)، صمیمیت زناشویی باگاروزی (2001) و دشواری تنظیم هیجان گرتز و رومر (2004) را تکمیل کنند. برای تحلیل داده ها از همبستگی و رگرسیون گام به گام استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که سازگاری زناشویی توسط صمیمیت زناشویی و تنظیم هیجان قابل پیش بینی بود. تنظیم هیجان و مؤلفه های آن سهم بیشتری در پیش بینی سازگاری زناشویی نسبت به صمیمیت زناشویی ایفا می کند. عدم پذیرش هیجان های منفی، دشواری در مهار رفتارهای تکانشی، دستیابی محدود به راهبردهای اثربخش و فقدان آگاهی هیجانی از مؤلفه های دشواری تنظیم هیجان و صمیمیت عاطفی، روانشناختی، جنسی، اجتماعی - تفریحی از مؤلفه های صمیمیت زناشویی سهم بیشتری در پیش بینی سازگاری زناشویی ایفا می کنند (01/0 p< ). نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که زوجینی که صمیمیت زناشویی بالاتری داشته و توانایی بیشتری در کنترل هیجانات دارند، سازگاری زناشویی بیشتری دارند.
۲۰۳۲۶.

ضرورت های برنامه درسی چندفرهنگی در دوره ابتدایی: تبیین ویژگی ها بر اساس رویآورد تلفیق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۸ تعداد دانلود : ۵۱۶
زمینه و هدف: هدف این پژوهش، تبیین ضرورت های برنامه درسی چند فرهنگی بر اساس اهداف تعلیم و تربیت آموزش ابتدایی بوده و به این سوال پاسخ می دهد که با توجه به چند فرهنگی بودن جامعه ایران، برنامه درسی دوره ابتدایی باید دارای چه ویژگی هایی باشد و برنامه درسی موجود تا چه اندازه مبتنی بر این ویژگی ها است. روش : روش پژوهش از نوع کیفی، تحلیل محتوا (استقرایی – قیاسی) و جامعه آماری اسناد معتبر شامل برنامه درسی ملی و متون تخصصی مرتبط با برنامه درسی چندفرهنگی و بسته آموزشی برنامه درسی دوره ابتدایی بود. نمونه مورد بررسی برنامه درسی ملی، پژوهش های مرتبط در کشورهای چندفرهنگی و بسته آموزشی درس مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی بود. نمونه گیری هدفمند و ملاک محور و اولویت در انتخاب مقاله ها، به روز بودن و ارتباط عمیق تر با موضوع مورد مطالعه تا حد اشباع بود . به منظور جمع آوری داده ها از منابع داخلی و خارجی در حوزه تعلیم و تربیت چندفرهنگی طی سال های ۲۰۰۹ الی ۲۰۲۰ استفاده شد. در انتها منابع غیرمرتبط حذف شده و ۸۶ منبع مورد تحلیل قرارگرفت. بسته آموزشی درس مطالعات اجتماعی از این جهت مورد توجه قرارگرفت که توقع طرح مؤلفه های چندفرهنگی درآنها به میزان بیشتری وجود دارد. برای گردآوری داده ها از شیوه بررسی اسنادی و برای تحلیل داده ها از روش کیفی (توصیفی - تفسیری) استفاده شد. یافته ها : در پرسش اول پنج مؤلفه شامل رعایت عدالت آموزشی و تربیتی، پذیرش تکثر فرهنگی، توجه به همزیستی مسالمت آمیز، احترام به ادیان الهی، و روی آورد تلفیقی در محتوای برنامه درسی به عنوان ویژگی های برنامه درسی چندفرهنگی استخراج شد. بر اساس تحلیل محتوا ی پنج مضمون استخراج شده، یافته های مربوط به پرسش دوم، میزان توجه به مؤلفه های برنامه درسی آموزش و پرورش چندفرهنگی را در تمامی پایه ها ضعیف نشان داد؛ هر چند میزان پردازش به مضامین، یکسان نبوده و فراز و فرود داشته است. نتیجه گیری: همپوشانی ضعیف محتوای کتاب با راهنمای درسی و توزیع نامتوازن، غیرهدفمند، و ناکافی مؤلفه های برنامه درسی چندفرهنگی در برنامه درسی از نتایج این پژوهش بود. بر اساس نتایج به دست آمده، غلبه داشتن روی آورد آموزش مهارت کاوشگری، حل مسئله و تفکر انتقادی جهت ارائه محتوای برنامه درسی پیشنهاد می شود.
۲۰۳۲۷.

تأثیر آموزش ذهن مشفق بر افسردگی و نشخوارخشم دانشجویان دارای نشانگان افسردگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۷ تعداد دانلود : ۶۷۱
هدف مطالعه حاضر بررسی تأثیر آموزش ذهن مشفق بر علائم افسردگی و نشخوارخشم دانشجویان بود. طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل 315 دانشجوی دختر با اختلالات خلقی بودند که در سال 97-1396 به مرکز مشاوره دانشگاه بوعلی سینا مراجعه کرده بودند. از طریق غربالگری 78 دانشجو دارای نشانگان افسردگی (اخذ نمره بالاتر از20 در پرسشنامه افسردگی بک) شناسایی شدند که از بین آنها تعداد 30 نفر به صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه 15 نفری آزمایش و کنترل جایابی شدند. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای در هفته دو بار تحت آموزش گروهی ذهن مشفق قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ گونه مداخله درمانی دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس نشخوارخشم (ساخودولسکی و همکاران) و پرسشنامه افسردگی ویرایش دوم (بک و همکاران) بود. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش ذهن مشفق بر افسردگی دانشجویان تأثیر داشته ولی نمرات نشخوارخشم تغییر نیافت. بنابراین، می توان از آموزش ذهن مشفق بعنوان روشی مؤثر در کاهش نشانگان افسردگی دانشجویان استفاده کرد.
۲۰۳۲۸.

نقش تشخیصی امید به زندگی، خوش بینی، تاب آوری و بهزیستی روان شناختی به عنوان ابعاد روانشناسی مثبت گرا در پیش بینی ترس از ابتلا به بیماری کرونا ویروس (کووید-19)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۷ تعداد دانلود : ۸۵۴
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش تشخیصی امید به زندگی، خوش بینی، تاب آوری و بهزیستی روان شناختی به عنوان ابعاد روانشناسی مثبت گرا در پیش بینی ترس از ابتلا به بیماری کرونا ویروس (کووید-19) بود. طرح پژوهش، تابع تشخیص دوگروهی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه شهروندان کرجی از اسفند 1398 تا اردیبهشت 1399 بودند و 200 نفر به مقیاس ترس از ابتلا به بیماری کرونا ویروس (FDCS) ویسی و همکاران (1399)، امید به زندگی (ADHS) اشنایدر و همکاران (1991)، جهت گیری زندگی شی یرو، کارور و بریدگس (1994)، تاب آوری (RISC) کانر و دیویدسون (2003) و بهزیستی روان شناختی (PWS) ریف (1989) پاسخ دادند. پس ازاین مرحله افراد به دو گروه 50 نفره (50 نفر با ترس بالا و 50 نفر با ترس پایین) گروه بندی شدند. داده های گردآوری شده با آزمون تحلیل تابع تشخیصی تجزیه وتحلیل شد. نتایج نشان داد که با کمک امید به زندگی، خوش بینی، تاب آوری و بهزیستی روان شناختی می توان ترس از ابتلا به بیماری کرونا ویروس (کووید-19) را پیش بینی کرد و تحلیل ممیزی توانست با 87 درصد پیش بینی صحیح افراد را به دو گروه دارای ترس از ابتلا به بیماری کرونا ویروس پایین و بالا طبقه بندی نماید. می توان نتیجه گیری کرد عواملی همچون امید به زندگی، خوش بینی، تاب آوری و بهزیستی روان شناختی در افراد بر ترس از ابتلا به بیماری کرونا ویروس آنان تأثیرگذار است. پیشنهاد می شود درمانگران در ارائه راه کارهای کاهش ترس از ابتلا به بیماری کرونا ویروس به این عوامل توجه بیش تری مبذول نمایند.
۲۰۳۲۹.

اثربخشی معنادرمانی به شیوه هوتزل بر حالات شخصیتی، ضربه عشق و دوسوگرایی به جنس مقابل در دانشجویان دختر با شکست عاطفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۶ تعداد دانلود : ۵۷۸
حد والایی از روابط انسانی که جنبه های شناختی، هیجانی و انگیزشی را در خود جای می دهد، می تواند بازنمایی از عشق باشد. هدف از انجام این پژوهش، بررسی اثربخشی معنادرمانی به شیوه هوتزل بر حالات شخصیتی، ضربه عشق و دوسوگرایی به جنس مقابل در دانشجویان دختر با شکست عاطفی بود. این پژوهش به روش نیمه آزمایشی از نوع پیش و پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان دختر با شکست عاطفی دانشگاه مازندران بود. 28 نفر از دانشجویان (14 نفر گروه آزمایش و 14 نفر گروه کنترل) به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در این پژوهش از سه پرسشنامه، ضربه عشق (LTI)، دوسوگرایی نسبت به جنس مقابل (ASI)، تحلیل رفتار متقابل (حالات شخصیتی) و پروتکل معنادرمانی هوتزل (2002) استفاده شد. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها به روش تحلیل کواریانس تک متغیره و چند متغیره نشان داد که معنادرمانی بر حالات شخصیتی، ضربه عشق و دوسوگرایی به جنس مقابل در دانشجویان دختر با شکست عاطفی اثربخش است. بر این اساس، استفاده از مبانی معنادرمانی در جهت بهبود وضعیت روانشناختی افراد با تجربه  شکست عاطفی قابل توصیه است.
۲۰۳۳۰.

نقش خودنظم دهی در سازگاری اجتماعی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۶ تعداد دانلود : ۶۱۸
دراین پژوهش نقش پیش بینی کنندگی خودنظم دهی در سازگاری اجتماعی دانش آموزان دوره دبیرستان در یک نمونه تصادفی متشکل از 224 دانش آموز پسر شهر تهران با پرسشنامه های خودنظم دهی (میلر و براون، 1991)، سازگاری اجتماعی کالیفرنیا (تورپ، کلارک و تیگز، 1953) و شاخص سازگاری اجتماعی کاول (1958) بررسی شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل رگرسیون و آزمون همبستگی استفاده شد. از بین زیر مقیاس های خودنظم دهی، تنها سه زیر مقیاس ارزشیابی اطلاعات، اجرای برنامه و دریافت اطلاعات، پیش بینی کننده معنادار سازگاری اجتماعی بودند. یافته ها نشان دادند نوجوانان برای تنظیم ارتباط های سازش یافته با محیط اجتماعی خود بیشتر از تمامی ابعاد خودنظم دهی، نیازمند داشتن اطلاعات و تنظیم هدف برای برقراری ارتباط هستند. بدین ترتیب باید عاملیت، تاثیرگذاری و استقلال نوجوانان بیشتر مدنظر قرار گیرد و نگاه سنتی نسبت به تسلط خانواده و نقش محدودکننده آنان تعدیل شود.
۲۰۳۳۳.

صمیمت زناشویی: نقش تعیین کننده تمایزیافتگی خود و نیاز به امنیت در زنان متأهل غیر بالینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۷ تعداد دانلود : ۶۵۸
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه تمایزیافتگی خود و نیاز به امنیت با صمیمیت زناشویی بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری زنان متاهل غیر بالینی ساکن مشهد که از میان آنها با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 400 نفر انتخاب شدند.برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه صمیمیت باگاروزی)، پرسشنامه ی تمایزیافتگی خود اسکورون و دندی)، پرسشنامه ی امنیت روانی مازلو استفاده گردید. داده ها به کمک شاخص های توصیفی و همبستگی و رگرسیون گام به گام و با استفاده از نرم افزار SPSS-22 تحلیل شد. تحلیل ها نشان داد در بهترین مدل پیش بینی (مدل دوم) مقدار ضریب همبستگی چندگانه متغیرهای پیش بین با ملاک برابر با 55/0 بوده که نشان دهنده رابطه در حد متوسط و بالاتر بین متغیرهای پیش بین و متغیر ملاک است. مقدار ضریب تبیین اصلاح شده برابر با 30/0 بوده و بیانگر این است که 30 درصد از تغییرات (واریانس) صمیمیت زناشویی به متغیرهای (تمایزیافتگی و امنیت) مربوط است. شاخص های تحلیل واریانس، نشان می دهند که مدل رگرسیون با متغیر های پیش بین و ملاک از برازش خوبی برخوردارند و تغییرات تبیین شده توسط مدل، واقعی است.بررسی ضرایب رگرسیون نشان می دهد تمایزیافتگی (33/0=) و امنیت (30/0=) قادر به پیش بینی متغیر ملاک هستند. سهم تمایزیافتگی در این میان بیشتر است. افزوده شدن متغیر امنیت به مدل 7 درصد بر ضریب تبیین افزوده است اما این تغییر معنادار است(01/0≥P). در نهایت می توان گفت بین صمیمت با تمایز یافتگی خود و امنیت روانی رابطه معناداری وجود دارد و با افزایش میزان تمایز یافتگی خود و امنیت روانی، میزان صمیمیت در زنان متاهل غیربالینی شهر مشهد افزایش می یابد.
۲۰۳۳۴.

مقایسه معنویت درمانی دینی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به شیوه گروهی و تأثیرشان بر بهبود احساس چندش و اختلال افسردگی زنان مبتلا به اختلال وسواس فکری و عملی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۵ تعداد دانلود : ۵۶۷
این پژوهش با هدف مقایسه معنویت درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و تأثیرشان بر بهبود احساس چندش و اختلال افسردگی زنان مبتلا به وسواس فکری و عملی انجام شد. بدین منظور، از طرح شبه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری با گروه گواه استفاده شد. برای این پژوهش، 45 زن بیمار مبتلا به وسواس به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. آنها به وسیله پرسش نامه های عمل به باورهای دینی، وسواس ییل براون، مقیاس چندش و پرسش نامه افسردگی بک ارزیابی شدند. آزمودنی ها هرکدام چهارده جلسه گروهی معنویت درمانی دینی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را دریافت کردند. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس و آزمون تعقیبی تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها حاکی از این است که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و معنویت درمانی دینی به شیوه گروهی، در کاهش احساس چندش و اختلال افسردگی زنان مبتلا به اختلال وسواس مؤثر است (05/0>P). همچنین تحلیل ها نشان داد که بین دو روش درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و معنویت درمانی تفاوت معناداری وجود دارد؛ بدین معنا که معنویت درمانی دینی نسبت به درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، در کاهش احساس چندش و اختلال افسردگی زنان مبتلا به اختلال وسواس اثربخشی بیشتری داشته است.
۲۰۳۳۸.

اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیک در مقایسه با درمان یکپارچه نگر در سبکهای دفاعی و اعتیاد به اینترنت نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۵
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیک در مقایسه با درمان یکپارچه نگر در سبکهای دفاعی و اعتیاد به اینترنت در نوجوانان انجام شد. روش: این پژوهش به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه گواه انجام شد. جامعه آماری شامل همه دانش آموزان مقطع دبیرستان منطقه یک شهر تهران بود که در سال 1397-1396 مشغول به تحصیل بودند که از بین آنها افرادی که در تست اعتیاد به اینترنت نمره بالایی کسب کرده بودند، 60 دانش آموز به صورت تصادفی در سه گروه آزمایش و گواه (هر گروه 20 نفر) قرار گرفتند. پرسشنامه اعتیاد به اینترنت (یانگ، 1999) و سبک های دفاعی (اندروز، سینگ و بوند ، 1993) به عنوان پیش آزمون و پس آزمون برای هر دو گروه به کار گرفته شد. سپس هر دو گروه آزمایش، 8 جلسه 90 دقیقه ای (هفته ای یک جلسه) درمان یکپارچه نگر(بسته درمانی لطفی- وزیری، 1394) و رفتار درمانی دیالکتیک(بسته درمانی لینهان، 1987) دریافت کردند ولی گروه گواه در لیست انتظار قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد درمان یکپارچه نگر و درمان دیالکتیک بر اعتیاد به اینترنت(F=62.046,p =0.717)، مکانیسم دفاعی رشد یافته(F=13.845,p =0.403)، رشد نیافته(F=8.138,p =0.257)،نوروتیک(F=11.076,p =0.320)، موثر است و این تاثیر در مرحله پیگیری پایدار بوده است. نتیجه گیری: بر اساس این یافته ها می توان نتیجه گرفت که هر دو درمان دیالکتیک و درمان یکپارچه نگر در مکانیسمهای دفاعی و کاهش اعتیاد به اینترنت شرکت کنندگان پژوهش نسبت به گروه گواه اثربخش بوده ولی بین دو درمان تفاوت معناداری وجود ندارد.
۲۰۳۳۹.

مقایسه خطاهای شناختی و نشخوارهای فکری در بیماران مبتلا به اختلال وسواس فکری عملی و فوبی اجتماعی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۵ تعداد دانلود : ۷۷۱
اهداف این مطالعه، با هدف مقایسه خطاهای شناختی و نشخوارهای فکری، در بیماران مبتلا به اختلال وسواس فکری عملی و فوبی اجتماعی انجام شد. مواد و روش   ها طرح پژوهش، تحقیق توصیفی پس رویدادی، از نوع مقطعی بود. شرکت کنندگان پژوهش، سی نفر بیمار مبتلا به اختلال وسواس فکری عملی و سی نفر بیمار مبتلا به اختلال فوبی اجتماعی، در رده سنی پانزده تا پنجاه سال شهر زنجان بودند. این افراد، به صورت نمونه دردسترس و با استفاده از تشخیص روان پزشک و مصاحبه تشخیصی ساختاریافته ( SCID-I ) و (( SCID-II و براساس معیارهای ورود و خروج انتخاب شدند. برای اندازه گیری متغیرها، پرسش نامه خطاهای شناختی (( CET و پرسش نامه سبک پاسخ دهی نشخواری ( RRS ) به کار رفت. داده ها، با استفاده از نسخه هجدهم نرم افزار SPSS و ازطریق روش تحلیل واریانس چندمتغیره (( MANOVA تحلیل شد. یافته   ها نتایج نشان داد که بین مؤلفه های خطای شناختی بیماران دو گروه، تفاوت معنادار وجود دارد ( P ≤ 0/05). افزون براین، بین میانگین نمرات مؤلفه های نشخوار فکری در گروه ها، در سطح 05/0 تفاوت معنادار وجود ندارد. ن تیجه   گیری براساس یافته های پژوهش، خطاهای شناختی و نشخوارهای فکری، نقش مهمی در اختلال های وسواس فکری عملی و فوبی اجتماعی دارد که هر دو گروه، آن ها را تجربه می کنند؛ هرچند بیماران مبتلا به اختلال وسواس فکری عملی، درمقایسه با بیماران مبتلا به اختلال فوبی اجتماعی، خطاهای شناختی بیشتری دارند. همچنین نتایج، نقش برابر نشخوارهای فکری را در آسیب شناسی این دو گروه تأیید می کند.
۲۰۳۴۰.

اثربخشی آموزش مهارت های ارتباطی بر بهبود نگرش به عشق و کاهش دلزدگی زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹۵ تعداد دانلود : ۴۶۸
از این پژوهش، بررسی اثر بخشی آموزش مهارتهای ارتباطی بر بهبود نگرش مربوط به عشق و کاهش دلزدگی زناشویی بود. پژوهش حاضر نیمه تجربی و از طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان زن متاهل دانشگاه علوم پزشکی مشهد بود که در اوایل تابستان سال 1393 در خوابگاه های دانشگاه حضور داشتند. نمونه پژوهش با حجم 40 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. افراد گروه به صورت هفتگی به مدت 10 جلسه 90 دقیقه ای (2 بار در هفته) تحت آموزش قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش، دلزدگی زناشویی پاینز و نگرش به عشق هندریک و هندریک بود. داده های به دست آمده با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره و چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بین عملکرد دو گروه آزمایشی و کنترل پس از مداخله تفاوت معنادار آماری وجود دارد (0001/0p<) و آموزش مهارتهای ارتباطی موجب بهبود نگرش به عشق و کاهش دلزدگی زناشویی شده است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که با توجه به یافته های مذکور آموزش مهارتهای ارتباطی موجب بهبود نگرش به عشق و در عین حال کاهش دلزدگی زناشویی شده است. مقدمه

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان