ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹٬۹۸۱ تا ۲۰٬۰۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۵۵ مورد.
۱۹۹۸۱.

رابطه کیفیت زندگی در مدرسه با خودپنداره تحصیلی، بهزیستی روانشناختی و اشتیاق تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۸ تعداد دانلود : ۷۳۵
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه کیفیت زندگی در مدرسه با بهزیستی روانشناختی، خودپنداره تحصیلی و اشتیاق تحصیلی دانش آموزان انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان متوسطه دوم زهک بود. 323 دانش آموز به شیوه نمونه گیری تصادفی- طبقه ای وارد پژوهش شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه های کیفیت زندگی در مدرسه ( اندرسون و بورک، 2000 )، بهزیستی روانشناختی (ریف، 1989)، خودپنداره تحصیلی (یی یسن چن، 2004) و اشتیاق تحصیلی (شوفلی، سالانوا، گونزالز-روما و بیکر، 2002) بود. داده ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد کیفیت زندگی در مدرسه با خودپنداره تحصیلی (71/0 r= )، بهزیستی روانشناختی (79/0 r= ) و اشتیاق تحصیلی (67/0 r= ) رابطه مثبت و معناداری دارد (001/0 p< ). همچنین کیفیت زندگی درمدرسه توانسته است به ترتیب 56، 65 و 47 درصد از واریانس خودپنداره تحصیلی، بهزیستی روانشناختی و اشتیاق تحصیلی را پیش بینی کند. با توجه به نتایج، مدیریت مدارس باید با حاکمیت قوانین و مقررات آموزشی ثابت و روشن، برقراری روابط مثبت دوستانه بین معلم و دانش آموزان، فراهم ساختن فرصت های حمایتی عاطفی، محیط مدرسه ای امن و خودمختارانه برای دانش آموزان فراهم کنند تا دانش آموزان با بهزیستی روانشناختی مناسب، خودپنداره مثبت تحصیلی و اشتیاق بالای تحصیلی درگیر فرایند یادگیری شوند .
۱۹۹۸۲.

رابطه نوع ساختار سازمانی و میزان هوش هیجانی در بین مدیران مناطق آموزش و پرورش شهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۷ تعداد دانلود : ۴۴۲
پژوهش حاضر به منظور تعیین رابطه بین نوع ساختار سازمانی و میزان هوش هیجانی در بین مدیران مناطق آموزش و پرورش شهر تهران انجام شده است. روش تحقیق از نظر شیوه گردآوری اطلاعات توصیفی (همبستگی) و از نظر هدف کاربردی بوده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مدیران مناطق آموزش و پرورش شهر تهران به تعداد 192 نفر بوده است که حجم نمونه مطابق با جدول «مورگان» 127 نفر برآورد شد و این تعداد به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و تصادفی طبقه ای ساده از بین جامعه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، دو پرسشنامه محقق ساخته بر مبنای مدل ساختار سازمانی ریچارد هال، مشتمل بر 24 سؤال با ضریب آلفای 81/0 و هوش هیجانی گلمن مشتمل بر 25 گویه با ضریب آلفای 85/0 در طیف 5 درجه ای لیکرت بوده است. داده های گردآوری شده به کمک روش های آمار توصیفی و استنباطی هم چون آزمون کالموگروف اسمیرنف، tتک نمونه ای، ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون، نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج بدست آمده نشان داد که بین نوع ساختار سازمانی و میزان هوش هیجانی در بین مدیران مناطق آموزش و پرورش شهر تهران، رابطه معنی داری وجود دارد. ساختار سازمانی مناطق آموزش و پرورش شهر تهران به میزان زیادی بر قواعد و مقررات و به میزان کمی بر شایستگی فنی استوار است. میزان هوش هیجانی مدیران مناطق آموزش و پرورش شهر تهران در حد بالایی می باشد.
۱۹۹۸۳.

رشد پس آسیبی در بیماران مبتلا به سرطان: نقش ابعاد روانی، معنوی و ذهنی بهزیستی و امیدواری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۷ تعداد دانلود : ۵۶۴
نقش رشد پس آسیبی در بیماری سرطان مورد تأیید قرارگرفته است که می تواند اثرات روانی مثبتی ر بیماران مبتلا به سرطان ایجاد کند. هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه ی رشد پس آسیبی با بهزیستی معنوی، بهزیستی ذهنی، بهزیستی روان شناختی و امیدواری در بیماران مبتلا به سرطان بود. روش: نمونه پژوهش مشتمل بر ۲۲۵ بیمار مبتلا به سرطان بو د که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه ی مسیر نقره ای، مقیاس بهزیستی معنوی، شاخص بهزیستی WHO-5 ، مقیاس رضایت از زندگی و عاطفه ی مثبت و منفی و امیدواری بود. نتایج نشان داد که رشد پس آسیبی با متغیرهای بهزیستی روان شناختی، معنوی، ذهنی و امیدواری رابطه مثبت و معنی داری دارد و متغیرهای بهزیستی روان شناختی و بهزیستی وجودی و مؤلفه ی گذرگاه های امیدواری نقش معنی داری در پیش بینی رشد پس آسیبی دارند. به طورکلی نتایج پژوهش بیانگر اهمیت ابعاد رشد پس آسیبی در بهبود وضعیت روانی بیماران مبتلا به سرطان می باشد .
۱۹۹۸۴.

بررسی ویژگی های منظر شهری از دیدگاه کودکان با توجه به رویکرد شهردوست دار کودک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۷ تعداد دانلود : ۷۰۷
مقدمه: با توسعه ی روزافزون شهرهای کوچک و بزرگ و فقدان فضاهای شهری مطلوب، سازگار کردن این فضاها با نیاز کاربران، مورد توجّه کارشناسان قرارگرفته است. فضاهای شهری در پاسخ گویی به نیازهای اجتماعی و فردی کودکان و نوجوانان شهر، نقش منحصر به فردی دارند. این الزام سبب شده تا شهرهای دوست دار کودک مورد توجّه برنامه ریزان شهری قرار گیرد. پروژه های دوست دار کودک به طور عمده در راستای شکل دادن و یا تغییر محیط پیرامون کودکان، به دنبال ایجاد فرصتی برای آنها هستند.هدف پژوهش حاضر، ارزیابی مؤلفه های منظر شهری و اهمیت هریک از آنها از دیدگاه کودکان است. روش: روش تحقیق این مقاله ی کاربردی، توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای، اسنادی و بررسی های میدانی است. برای جمع آوری آرای کودکان، از روش های مشارکتی مانند نقّاشی، انشانویسی و مصاحبه استفاده شد. جامعه ی مورد مطالعه ی این تحقیق، منطقه ی دو شهرداری قزوین بود که در آن 130 کودک از چهار مدرسه ی ابتدایی دخترانه و پسرانه با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی نظام دار به عنوان جامعه ی نمونه انتخاب شدند. اطلاعات به دست آمده از این کودکان به کمک نرم افزار MAZQDA تجزیه وتحلیل و کدگذاری شد. یافته ها: یافته های این تحقیق مشخص کرد که مؤلفه های "فرم و ریخت شناسی" ، "ادراک عمومی و بصری" و "هویت مکان" بیشترین اهمیّت را برای طراحی منظر شهری از نظر کودکان دارند. نتیجه گیری: توجه به شاخص های «شهر دوست دار کودک» در ارتباط با محیط های دوست دار کودک که با اهداف مشارکت کودکان و توجه به نیازهای آنها همگام است می تواند علاوه بر فراهم آوردن محیطی منطبق بر خواسته های کودکان، با تخصیص نقش اجتماعی برای کودکان، باعث افزایش آگاهی های اجتماعی و توسعه مشارکت واقعی و خلاق در جامعه گردد.
۱۹۹۸۵.

پیش بینی خودکارآمدی تحصیلی براساس خودپنداشت و ارزش های تحصیلی با در نظر گرفتن نقش میانجی اهداف پیشرفت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۷ تعداد دانلود : ۷۳۸
زمینه: در مطالعات پبشین تعیین گردیده است که متغیر خودکارآمدی تحصیلی تحت تأثیر متغیرهای گوناگونی از جمله متغیر خودپنداشت و ارزش های تحصیلی می باشد، اما نکته قابل توجه در این مطالعات دلالت بر آن دارد که فرآیند این تأثیرگذاری به ویژه از طریق متغیر میانجی نشان داده نشده است. هدف: هدف از این پژوهش پیش بینی خودکارآمدی تحصیلی براساس خودپنداشت و ارزش های تحصیلی، و از سوی دیگر تعیین نقش میانجی اهداف پیشرفت در این رابطه بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز در سال تحصیلی 1395-96 بودند. تعداد افراد نمونه 401 دانشجو بود که با روش خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی اون و فرامن (1988)، مقیاس خودپنداره لی یو و وانگ (2005)، پرسشنامه ارزش های تحصیلی پینتریچ و همکاران (2011)، و پرسشنامه اهداف پیشرفت میگلی و همکاران (1988) بودند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (0/94 GFI= ). همچنین اثر مستقیم و غیرمستقیم ارزش تحصیلی بر خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان مورد تأیید قرارگرفت (0/01= p ). اهداف پیشرفت به طور مستقیم بر خودکارآمدی تحصیلی اثر داشت (0/03= p ). نتیجه گیری: اهداف پیشرفت از یک سو تحت تأثیر خودپنداشت و ارزش های تحصیلی قرار می گیرد و از سوی دیگر می تواند اثر مثبت بر خودکارآمدی تحصیلی داشته باشد.
۱۹۹۸۸.

اثربخشی آموزش تاب آوری خانواده بر کیفیت زندگی و سلامت روانی مادران کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۸ تعداد دانلود : ۵۶۴
زمینه: اختلال طیف اتیسم در خانواده فشار و تنش های فراوانی ایجاد می کند و مادران این کودکان به عنوان مراقبان اصلی چالش های عاطفی و روانی زیادی تجربه می کنند. اما آیا آموزش تاب آوری خانواده می تواند بر کیفیت زندگی و سلامت روانی مادران کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم مؤثر باشد؟ هدف: هدف از این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش تاب آوری خانواده بر کیفیت زندگی و سلامت روانی مادران کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم بود. روش: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش کلیه مادران کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم ساکن شهر تهران در سال 1397 بودند که از میان آنان نمونه ای به حجم 20 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. از هر دو گروه پیش آزمون به عمل آمد وگروه آزمایش برنامه آموزش تاب آوری خانواده (حسینی قمی و سلیمی بجستانی، 1391) را در 9 جلسه دریافت کردند ولی هیچ مداخله ای بر گروه گواه اجرا نشد. ابزار پژوهش حاضر شامل پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1996) و پرسشنامه سلامت روانی گلدبرگ و هیلر (1972) بود. یافته ها: داده های جمع آوری شده با استفاده از تحلیل کواریانس چند متغیره مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که برنامه آموزش تاب آوری خانواده بر کیفیت زندگی و سلامت روانی مادران اثربخش بوده است (0/05< P ). نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که برنامه آموزش تاب آوری خانواده می تواند کیفیت زندگی و سلامت روانی را در مادران کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم افزایش دهد.
۱۹۹۸۹.

بررسی نشانگان فرسودگی شغلی و عدم تعادل حرفه ای مشاوران مدرسه: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۷ تعداد دانلود : ۴۰۵
در این پژوهش به بررسی نشانگان فرسودگی و عدم تعادل حرفه ای شغلی مشاوران مدرسه با استفاده از روش تحلیل مضمون پرداخته شد. نشانگان فرسودگی شغلی و عدم تعادل حرفه ای در مشاوران مدارس دخترانه مقطع متوسطه از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته مورد پرسش قرار گرفت. پس از رسیدن به اشباع نظری، 12 نفر از مشاوران که به صورت هدفمند انتخاب شده بودند نمونه پژوهش را تشکیل دادند. با توجه به الگوی مراحل تحلیل مضمون، پس از شناخت داده ها، کدگذاری صورت گرفت و درنهایت با شناخت مضامین، ترسیم شبکه مضامین و تحلیل آنها گزارش ارائه گردید. بعد از تحلیل داده ها سه مضمون اصلی برای نشانگان فرسودگی شغلی شامل دل زدگی جسمانی و روانی، دل زدگی ارتباطی و دل زدگی از کار استخراج شدند. در رابطه با نشانگان عدم تعادل حرفه ای نیز مضامین فقدان مسئولیت پذیری شغلی، فقدان مسئولیت پذیری در روابط، شغل به عنوان اولویت اصلی زندگی، تخطی از مرزهای حرفه ای و نادیده گرفتن هویت شخصی استخراج شدند. از نتایج به دست آمده در این پژوهش می توان در جهت تدوین برنامه های آموزشی، درمانی و پیشگیرانه با هدف کاهش و رفع فرسودگی شغلی و افزایش سلامت جسمی و روانی مشاوران و در نهایت افزایش کارایی و بهره وری شغلی آنان استفاده کرد.
۱۹۹۹۰.

مقایسه اثربخشی زوج درمانی هیجان مدار و شناختی – سیستمی گاتمن بر هماهنگی زناشویی زوج های متعارض(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۶ تعداد دانلود : ۶۱۲
زمینه: یکی از نابهنجاری های زناشویی که موجبات مشکلات روانی، بی تفاوتی و طلاق زوجین می شود، تعارض زناشویی و در نتیجه عدم هماهنگی بین زوجین است. اثربخشی رویکردهای هیجان مداری و شناختی - سیستمی گاتمن بر متغیرهای مختلفی تایید شده است اما هماهنگی زناشویی مورد غفلت واقع شده است. هدف: هدف این پژوهش تعیین و مقایسه اثربخشی زوج درمانی هیجان مدار و شناختی - سیستمی گاتمن بر هماهنگی زوج های متعارض بود. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با دو گروه آزمایش و یک گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش را تمامی زوج های متعارض مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روانشناسی خصوصی منطقه 2و 5 شهر تهران در سال 1397 تشکیل دادند. از این جامعه، 60 نفر به صورت در دسترس انتخاب شدند و بصورت تصادفی در سه گروه (20 نفری) آزمایشی 1 و 2 و گواه جایگزین شدند؛ برای هر سه گروه پیش آزمون پرسشنامه هماهنگی زناشویی (زو و لای، 2004) اجرا شد، سپس طرح مداخله زوج درمانی هیجان مدار جانسون برای گروه آزمایش 1 و زوج درمانی سیستمی گاتمن برای گروه آزمایش 2 اجرا شد اما برای گروه گواه، هیچگونه مداخله ای اعمال نشد؛ نتایج با روش آنالیز کواریانس در سطح 5 درصد تحلیل شد. یافته ها: نتایج آنالیز کواریانس نشان داد که هر دو زوج درمانی هیجان مدار و سیستمی بر افزایش هماهنگی زوجین متعارض تأثیر معنی داری دارند (0/001 p< ). نتایج آزمون تعقیبی نیز نشان داد که اثربخشی زوج درمانی هیجان مدار بیشتر از زوج درمانی سیستمی است (0/001 p< ). نتیجه گیری: می توان به منظور افزایش بهتر هماهنگی زناشویی از رویکرد زوج درمانی هیجان مدار بهره جست.
۱۹۹۹۱.

اثربخشی آموزش حل مسئله اجتماعی بر مؤلفه های کفایت اجتماعی دانش آموزان قربانی قلدری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۶ تعداد دانلود : ۶۶۰
مقدمه: ازآنجاکه نقص در کفایت اجتماعی در دانش آموزان قربانی قلدری یکی از عوامل تشدید و تداوم قربانی شدن این افراد است و از طرفی مطالعات انجام شده، حاکی از تأثیر یادگیری حل مسئله بر ارتقا کفایت اجتماعی است، در این راستا هدف ازپژوهش حاضرتعیین اثربخشی آموزش برنامه حل مسئله اجتماعی طراحی شده بر مؤلفه های کفایت اجتماعی در دانش آموزان قربانی قلدری بود. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری موردمطالعه شامل کلیه دانش آموزان دبیرستان های دخترانه دوره اول شهر تبریز در سال تحصیلی 96 95 بود ونمونه آماری شامل 30 دانش آموز قربانی قلدری بود که به روش خوشه ای در چند مرحله انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه گمارده شدند.گروه آزمایش طی 8 جلسه تحت آموزش برنامه حل مسئله اجتماعی قرار گرفت. برای جمع آوری داده ها از مقیاس قربانی قلدری کالیفرنیا و مقیاس کفایت اجتماعی فلنراستفاده شد.داده ها به وسیله SPSS-16 با روش تحلیل کوواریانس مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته های حاصل از این پژوهش نشان داد، آموزش برنامه حل مسئله اجتماعی طراحی شده بر کلیه مؤلفه های کفایت اجتماعی دانش آموزان قربانی قلدری، تأثیر معنی داری داشته است (001/0Pنتیجه گیری: ازآنجاکه نتایج، بیان گر اثربخشی برنامه طراحی شده در ارتقای کفایت اجتماعی دانش آموزان قربانی قلدری بود. پیشنهاد می شود برنامه آموزش حل مسئله اجتماعی به عنوان بخشی از دوره های آموزش ضمن خدمت متولیان درگیر بادانش آموزان، جهت ارتقای مهارت های مقابله ای دانش آموزان قربانی قلدری قرار گیرد.
۱۹۹۹۲.

تأثیر آموزش تربیت جنسی بر آگاهی، نگرش، و عملکرد مادران در پاسخ به سوالات دختران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۷ تعداد دانلود : ۸۵۶
زمینه و هدف: تربیت جنسی یک مقوله بسیار مهم تربیتی است و در این میان میزان آگاهی، نوع نگرش، و عملکرد مادران بیشترین نقش را در تربیت رفتارهای جنسی سالم فرزندان دارد . در این راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مداخله آموزشی بر پاسخ گویی مادران به سوالات جنسی دختران پایه ششم، انجام شد. روش: طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه است. نمونه مورد مطالعه شامل 30 مادر دارای دانش آموز دختر مشغول به تحصیل در پایه ششم دبستان منطقه 2 آموزش و پرورش شهرستان کرج در سال 1396-1395 بود که به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه، جایدهی شدند (هر گروه 15 نفر). برای جمع آوری داده ها، از پرسشنامه دانش، نگرش، و عملکرد تربیت جنسی مستوفی و همکاران ( 1395) استفاده شد. مادران گروه آزمایش، به مدت 9 هفته و هر هفته 11 ساعت تحت آموزش تربیت جنسی قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس یک متغیره و چندمتغیره استفاده شد. یافته ها : نتایج نشان داد پس از کنترل آماری اثر پیش آزمون، تفاوت معناداری در نمرات پس آزمون مؤلفه های آگاهی یا دانش، نگرش و عملکرد در دو گروه آزمون و گواه مشاهده می شود (0/05 P< ). نتیجه گیری: بر اساس نتایج حاصل از پژوهش حاضر، می توان گفت: آموزش تربیت جنسی باعث توانمند سازی مادران در پاسخگویی به سوالات جنسی دختران نوجوان و افزایش دانش، نگرش، و عملکرد آنان می شود. بنابراین، با توجه به اطلاعات ناکافی والدین به ویژه مادران در مورد پاسخگویی به سوالات جنسی نوجوانان، ارائه راهکارها و آموزش هایی جهت افزایش سطح آگاهی مادران و تغییر نگرش آنها، ضروری است.
۱۹۹۹۳.

اثربخشی طرحواره درمانی هیجانی بر طلاق عاطفی و بلوغ عاطفی زوجین متقاضی طلاق شهر بابل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۶ تعداد دانلود : ۴۷۵
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی طرحواره درمانی هیجانی بر طلاق عاطفی و بلوغ عاطفی زوجین متقاضی طلاق بود. روش: روش این پژوهش به صورت نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری این پژوهش کلیه زوجین متقاضی طلاق شهر بابل در سال 1401 بودند. نمونه آماری در این پژوهش شامل 30 نفر زوجین متقاضی طلاق (15 نفر برای گروه کنترل و 15 نفر برای گروه آزمایش) که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه جایگزین شدند. ابزارگرد آوری دادها پرسشنامه بلوغ عاطفی یاشویر سینک و بهارگاوا و مقیاس طلاق عاطفی گاتمن بود. در این پژوهش برای تجزیه و تحلیل داده های از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و از آمار استنباطی با رعایت مفروضه های از تحلیل کوواریانس چند متغیره (MANCOVA) با نرم افزار SPSS نسخه 26 انجام شد. یافته ها: یافته ها ی پژوهش نشان داد که آموزش طرحواره درمانی هیجانی بر طلاق عاطفی و بلوغ عاطفی زوجین متقاضی طلاق تاثیر دارد. نتیجه گیری:  بر طبق نتایج بدست آمده مشخص شد که طرحواره درمانی هیجانی بر طلاق عاطفی زوجین متقاضی طلاق موثراست.
۱۹۹۹۴.

الگوهای ارتباطی خانواده و خودشفقت ورزی: نقش واسطه ای راهبردهای مقابله با تنیدگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۶ تعداد دانلود : ۷۶۶۳
این پژوهش با هدف پیش بینی خودشفقت ورزی براساس الگوهای ارتباطی خانواده با واسطه گری راهبردهای مقابله با تنیدگی انجام شد. برای اجرای آن 347 نفر (141 پسر و 206 دختر) از دانشجویان دانشگاه شهید باهنر کرمان به روش نمونه برداری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و به مقیاس های الگوهای ارتباطی خانواده (فیتزپاتریک و ریتچی، 1994)، راهبردهای مقابله با تنیدگی (کالزبیک، ریجکن، هنگوون و دکر، 2003) و خودشفقت ورزی (ریس، پومیر، نف و ون گوچت، 2011) پاسخ دادند. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه مطابق با مراحل بارون و کنی (1986) نشان داد که گفت وشنود پیش بینی کننده مثبت خودشفقت ورزی است و همنوایی به صورت منفی بر خودشفقت ورزی تأثیر دارد. گفت وشنود راهبرد مسئله محور را به صورت مثبت پیش بینی می کند، اما قادر به تأثیرگذاری بر راهبردهای هیجانی و اجتنابی نیست و همنوایی به صورت منفی بر راهبرد مسئله محور و به صورت مثبت بر راهبردهای هیجانی و اجتنابی تأثیر می گذارد. علاوه بر این، یافته ها نشان داد که راهبرد مسئله محور خودشفقت ورزی را به صورت مثبت و راهبردهای هیجانی و اجتنابی خودشفقت ورزی را به صورت منفی پیش بینی می کند. نتایج حاکی از آن بود که راهبردهای مقابله با تنیدگی در رابطه بین الگوهای ارتباطی خانواده و خودشفقت ورزی نقش واسطه ای دارد.
۱۹۹۹۶.

اثربخشی تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای (tDCS) بر بهبود تنظیم هیجان و نگرش های ناکارآمد افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۶ تعداد دانلود : ۳۸۵
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای ( tDCS ) بر بهبود تنظیم هیجان و نگرش های ناکارآمد افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی انجام شد. روش مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه در انتظار درمان بود. جامعه آماری پژوهش کلیه افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی بودند که در پاییز سال 1397 به درمانگاه اعصاب و روان بیمارستان فاطمی شهر اردبیل مراجعه کردند. از بین آن ها 32 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (16 نفر) و در انتظار درمان (16 نفر) جایگزین شدند. اعضای هر دو گروه به صورت انفرادی به مقیاس های پردازش هیجان ( EPS ) باکر، توماس، توماس و اونز (2007) و نگرش ناکارآمد ( DAS ) وایزمن و بک (1978) به عنوان پیش آزمون پاسخ دادند. سپس مداخله با استفاده از دستگاه تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای بر روی اعضای گروه آزمایش به مدت 10 جلسه متوالی طی 20 دقیقه به صورت قرارگرفتن آند در ناحیه F3 و کاتد در ناحیه F4 اجرا شد. درحالیکه آزمودنی های گروه در انتظار درمان چنین مداخله ای را دریافت نکردند. سپس اعضای هر دو گروه به پرسشنامه های فوق به عنوان پس آزمون پاسخ دادند. داده های به دست آمده با تحلیل کوواریانس چند متغیری ( MANCOVA ) با استفاده از نرم افزار SPSS -24 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. نتایج به دست آمده نشان داد که بین میانگین نمرات پس آزمون دو گروه در مؤلفه های مزاحمت، سرکوبی، عدم کنترل تکانه، ناموزونی و تجزیه از مقیاس پردازش اطلاعات و مؤلفه های کامل طلبی، نیاز به تأیید دیگران، نیاز به راضی کردن دیگران و آسیب پذیری ارزشیابی عملکرد از مقیاس نگرش های ناکارآمد تفاوت معنی داری وجود دارد (05/0 P< ). این نتایج حاکی از اثربخشی تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای بر بهبود تنظیم هیجان و نگرش های ناکارآمد در افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی می باشد. با توجه به مقاومت بالای افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی نسبت به درمان های روانشناختی، نتایج این مطالعه می تواند نویدبخش مداخلات جدید نوروسایکولوژیک برای این اختلال باشد.
۱۹۹۹۷.

نقش واسطه ای تعارض والد- فرزند در ارتباط تمایزیافتگی خود با اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۶ تعداد دانلود : ۵۷۹
هدف: هدف این پژوهش بررسی نقش واسطه ای تعارض والد- فرزند در ارتباط تمایزیافتگی خود با اضطراب اجتماعی بود. روش: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان دختر دبیرستانی منطقه 2 شهر تهران در سال تحصیلی 97-98 بودند. روش نمونه برداری خوشه ای چندمرحله ای تصادفی بود ابتدا از بین مدارس مقطع متوسطه دختران منطقه 2 تهران، سه دبیرستان انتخاب شدند، سپس از هر دبیرستان با توجه به مقاطع تحصیلی دو کلاس انتخاب شدند؛ نمونه ای به حجم 287 دانش آموز به صورت نمونه برداری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند و به پرسشنامه های تمایزیافتگی اسکورون (1998)، تاکتیک های تعارض اشترواس (1990) و اضطراب اجتماعی لایبویتز (1999) پاسخ دادند. یافته ها: نتایج ضریب همبستگی نشان داد که بین نمره کل تمایزیافتگی با اضطراب اجتماعی (0/201-=r ) و همچنین بین زیرمقیاس های جایگاه من (0/256-=r )، گریز عاطفی (0/203-=r ) و هم آمیختگی با دیگران (0/180-=r ) در سطح 0/01 و زیرمقیاس واکنش پذیری عاطفی (0/156-=r ) با اضطراب اجتماعی در سطح 0/05 همبستگی معناداری برقرار است. همچنین بین تعارض والد-فرزندی با اضطراب اجتماعی (0/188=r ) و بین زیرمقیاس پرخاشگری کلامی (0/186= r) و زیرمقیاس پرخاشگری فیزیکی (0/179=r) با اضطراب اجتماعی نیز همبستگی برقرار است. همچنین نتایج مدل ضرایب مسیر نشان داد که بین تمایزیافتگی با اضطراب اجتماعی و همچنین بین تعارض والد-فرزند با اضطراب اجتماعی رابطه مستقیم معناداری به دست آمد (0/01=p)؛ ولی بین تمایزیافتگی با تعارض والد-فرزندی اثر مستقیم معناداری دیده نشد (0/05<p). نتیجه گیری: نتایج نشان داد که پیامد تمایزیافتگی مادران، کاهش تعارض بین والدین و فرزندان، کاهش اضطراب در کودکان و نوجوانان است چون افراد تمایزیافته بین فرایندهای احساسی و عقلانی تفکیک قائل می شوند و تحت تأثیر افکار و رفتار دیگران قرار نمی گیرند.
۱۹۹۹۸.

تأثیر زوج درمانی راه حل محور بر بخشودگی، خودتنظیمی هیجانی و دل زدگی زناشویی زوجین متقاضی طلاق(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۷ تعداد دانلود : ۸۵۶
هدف: درمان راه حل محور یکی از انواع رویکردهای درمان پست مدرن در حوزه خانواده و ازدواج است که یافتن راه حل به وسیله مراجع با همکاری درمانگر را مورد تأکید قرار می دهد. این پژوهش باهدف تعیین اثربخشی زوج درمانی راه حل محور بر بخشودگی، خودتنظیمی هیجانی و دل زدگی زناشویی زوجین متقاضی طلاق انجام شد. روش : پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی زوجین متقاضی طلاق مراجعه کننده به مرکز اورژانس اجتماعی شهر تهران در سال 1398 بود. با روش نمونه گیری در دسترس تعداد 30 نفر انتخاب و با شیوه تصادفی سازی در دو گروه آزمایش و گواه گمارش شدند. ابزارهای پژوهش شامل چک لیست اطلاعات جمعیت شناختی-فرم محقق ساخته، مقیاس دل زدگی زناشویی (پاینز، 1996)، مقیاس بخشودگی بین فردی (احتشام زاده و همکاران، 1389) و مقیاس تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و همکاران، 2001) بود. گروه آزمایش 10 جلسه مداخله به صورت 3 جلسه در هفته به مدت 2 ساعت دریافت کردند اما گروه گواه مداخله ای دریافت نکردند. داده ها با روش های آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار)، آزمون تی و تحلیل کوواریانس چند متغیری با SPSS/26 تحلیل شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که زوج درمانی راه حل محور بر کاهش دل زدگی زناشویی گروه آزمایش در مرحله پس آزمون اثربخش بوده است (0/05>P). بین میانگین نمره بخشودگی و تنظیم شناختی هیجان آزمودنی های دو گروه نیز در مرحله پس آزمون تفاوت معنا دار بود (0/05>P). نتیجه گیری: زوج درمانی راه حل محور توانسته بر کاهش دل زدگی زناشویی و ارتقای مهارت بخشودگی و تنظیم هیجان زوجین مؤثر واقع گردد. پیشنهاد می شود مشاوران خانواده با بهره گیری از این روش درمانی به حل مشکلات زوجی و خانوادگی کمک نمایند.
۱۹۹۹۹.

اثربخشی آموزش مهارت های حل مسأله بر افسردگی و اضطراب مادران دارای کودک عقب مانده ذهنی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۶ تعداد دانلود : ۵۵۵
زمینه و هدف : حضور کودک مبتلا به عقب ماندگی ذهنی در هر خانواده، ساختار و سلامت روانی آن خانواده به ویژه والدین را تحت تأثیر قرار می دهد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت های حل مسأله بر افسردگی و اضطراب مادران دارای کودک عقب مانده ذهنی در شهر شهرکرد انجام شد. مواد و روش ها: این مطالعه از نوع نیمه تجربی و طرح آن به صورت پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه شاهد بود. جامعه پژوهش را مادران دارای کودک عقب مانده ذهنی شهر شهرکرد در سال 1395 تشکیل داد که از بین آن ها، 30 نفر به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و شاهد تقسیم بندی شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل نسخه دوم پرسش نامه افسردگی Beck (Beck Depression Inventory-II یا BDI-II) و پرسش نامه اضطراب Beck (Beck Anxiety Inventory یا BAI) بود. ابتدا از افراد هر دو گروه پیش آزمون به عمل آمد و سپس گروه آزمایش به مدت 7 جلسه گروهی دو ساعته، تحت آموزش مهارت های آموزش حل مسأله قرار گرفتند. پس از پایان برنامه آموزش نیز از هر دو گروه پس آزمون گرفته شد. در نهایت، داده ها با استفاده از روش تحلیل کواریانس تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها: آموزش مهارت حل مسأله در گروه آزمایش در مقایسه با گروه شاهد، موجب کاهش افسردگی و اضطراب مادران دارای کودک عقب مانده ذهنی شد (050/0 > P). همچنین، آموزش مهارت حل مسأله در کاهش افسردگی و اضطراب مادران دارای کودک عقب مانده ذهنی تأثیر داشت و به ترتیب 9/71 و 7/72 درصد تغییرات واریانس افسردگی و اضطراب مادران ناشی از آموزش مهارت حل مسأله بود. نتیجه گیری: آموزش مهارت حل مسأله می تواند به عنوان یک برنامه آموزشی مؤثر جهت کاهش افسردگی و اضطراب مادران دارای کودک عقب مانده ذهنی مورد استفاده قرار گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان