میزان بالای بازگشت پس از درمان به ظاهر موفق، مشکل شایعی است که به بیشتر رویکردها درمانی وابستگی دارویی رخ می نماید. این واقعیت به پدید آیی انواع راهبردهای پیشگیری از بازگشت منجر شده است . دراین میان، مدل شناختی - رفتاری مارلات(1) مورد استقبال فراوان قرارگرفته است. این مدل مبتنی بر دو محور عمده است: تشخیص نشانه های هشداردهنده و ایجاد مهارت های ضروری برای مقابله با موقعیت های پرخطر. در حقیقت چگونگی درک مراجع از توانایی هایش برای مقابله با موقعیت های پرمخاطره می تواند منجربه لغزش شود. بازگشت تابعی از واکنش درمانجو به این لغزش اولیه است. از آنجایی که، آموزش رسمی مشاوران اعتیاد نوعاً شامل آموزش هایی در زمینه طبقه بندی مارلات در رابطه با بازگشت است، و راهبردهای مداخله ای برمبنای نظام طبقه بندی او از محرک های پر مخاطره طرح شده است. آشنایی مشاوران اعتیاد با این طبقه بندی امری ضروری است. این مقاله مروری کلی است بر طبقه بندی مارلات از موقعیت های پرمخاطره و رویکرد او به پیشگیری از بازگشت. تعریف بازگشت، مراحل آن و راهبردهای پیشگیری از بازگشت نیز مورد توجه ویژه قرار خواهد گرفت.
الگوی پژوهش در روان شناسی مذهب از الگوی عمومی پژوهش علمی ‘ یعنی داده یابی و داده پردازی ‘ تبعیت می کند . در این گونه تحقیقات از روش های متعددی از جمله تحقیق آزمایشی ‘ مشاهده ‘ خود گزارشی و پرسشنامه ای ‘ میدانی ‘ روشهای فرافکن و غیره استفاده می شود . بیشترین حجم مطالعات انجام شده در اندازه گیری نگرش مذهبی به روش پرسشنامه اختصاص دارد ‘ به طوری که براساس آن مقیاس های متعدد نظرسنجی ساخته شده است . از آن جمله می توان به مقیاس های ترستون ‘ لایکرت ‘ گاتمن ‘ آلپورت ‘ فالکنر و دیونگ اشاره کرد . روش تحلیل عاملی از زمره روش های معتبر برای بررسی ساختار ابزارهای روانی از جمله پرسشنامه های نگرش سنج است که در این مقاله به آنها پرداخته شده است .
این پژوهش به منظور بررسی تاثیر آموزش شناختی بر مسند مهارگذاری، انگیزش پیشرفت و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان شاهد شاغل به تحصیل در مقطع متوسطه (سال تحصیلی 1380-1379) در شاهین شهر (شهرستان برخوار و میمه اصفهان) انجام گردید. نمونه مورد مطالعه شامل 100 دانش آموز شاهد (50 پسر و 50 دختر) بود که به صورت تصادفی انتخاب و در گروههای آزمایشی و گواه جایگزین گردیدند. ابزارهای مورد استفاده شامل سه پرسشنامه جمعیت شناختی، مسند مهارگذاری راتر و انگیزه پیشرفت هرمنس و یک برنامه آموزش شناختی بود. در این پژوهش از طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه استفاده گردید. بنابراین، با توجه به طرح مذکور ابتدا پرسشنامه های جمعیت شناختی، مسند مهارگذاری و انگیزه پیشرفت به عنوان پیش آزمون بر روی کلیه آزمودنیها اجرا گردید. پس از آن برنامه آموزش شناختی بر روی گروه آزمایشی اجرا گردید، در حالیکه گروه گواه هیچ گونه آموزشی را دریافت نکردند. پس از اتمام جلسات آموزشی پرسشنامه های مسند مهارگذاری و انگیزه پیشرفت به عنوان پس آزمون بر روی کلیه آزمودنیها اجرا گردید. همچنین از میانگین نیمسالهای اول و دوم تحصیلی به عنوان شاخص پیشرفت تحصیلی آزمودنیها در مرحله پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. نتایج بدست آمده نشان داد که آموزش شناختی تاثیر معنی داری بر افزایش درجات مسند مهارگذاری درونی (F=81.03, P<0.01) و افزایش نمرات انگیزه پیشرفت (F=370.37, P<0.01) داشته است. همچنین این نتایج بیانگر این بود که آموزش شناختی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تاثیر معنی دار نداشته است
هدف پژوهش حاضر تعیین نقش آموزش مهارت های فراشناختی در عملکرد حل مساله، مقایسه شیوه های آموزش این مهارت ها و تعیین موثرترین شیوه برای آموزش مهارت های فراشناختی است. به همین منظور 62 دانش آموز مقطع سوم راهنمایی شهر تهران به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. سپس تمامی آزمودنی گروه نمونه پرسش نامه ای به سبک اسناد کودکان و پرسش نامه ای فراشناختی را تکمیل نمودند. همچنین هر آزمودنی به طور انفرادی در معرض موقعیت آونگ قرار گرفت.
سپس آزمودنی ها به طور تصادفی در سه گروه آزمایش آموزش ترکیبی، آموزش دوجانبه، آموزش اسناد و یک گروه کنترل قرار گرفتند و پس از انجام آموزش های فوق مجددا در معرض پس آزمون قرار داده شدند. نتایج حاصل از پیش آزمون و پس آزمون در گروه های فوق با استفاده از آزمون های ناپارامتریک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها بیانگر این مطلب است که آموزش راهبردهای فراشناختی بر عملکرد حل مساله دانش آموزان تاثیرات بسزایی دارد.
"به منظور بررسى روایى مقیاس نومیدى بک، نسخه انگلیسى آن، با رعایت اصول مربوط به ترجمه آزمونهاى روانى، از انگلیسى به فارسى برگردانده شد.سپس، آزمون به دست آمده، همراه با آزمون افسردگى بک، روى گروهى از دانشجویان رشتههاى مختلف که به صورت تصادفى خوشهاى انتخاب شده بودند، اجرا گردید.نتایج حاکى از آن بود که بین مقیاس نومیدى و آزمون افسردگى بک، همبستگى معنىدارى در جهت مثبت وجود داشت.علاوه بر این، افراد داراى افسردگى بالا و شدید نسبت به افراد داراى افسردگى پایین و خفیف، در مقیاس نومیدى بک، نمرات بالاترى کسب نمودند و تفاوت آنها از لحاظ آمارى معنىدار بود.این یافتهها حاکى از روایى همزمان مقیاس نومیدى بک در بین دانشجویان مىباشد.همچنین، با استفاده از روش بازآزمایى، پایایى بالایى براى مقیاس فوق پیدا شد. ضریب همسانى درونى(آلفاى کرونباخ)مقیاس نیز نسبتا بالا بود و پرسشهاى مقیاس با نمره کل آزمون همبستگى مثبت و معنىدار داشتند.با انجام تحلیل عاملى روى دادههاى به دست آمده بر اساس مقیاس نومیدى بک، پنج عامل زیر استخراج گردید:1-یأس در دستیابى به خواستهها؛2- عدم اطمینان به آینده؛3-بدبینى؛4-نومیدى در مورد آینده؛5-انتظار منفى نسبت به آینده.
"
این پژوهش با هدف مطالعه همبستگی بین فعالیت های مذهبی دانشجویان با اضطراب و افسردگی، سلامت سبک زندگی، افکار خودکشی و سوءمصرف مواد و داروها انجام شد.
حجم نمونه این تحقیق 300 نفر از دانشجویان دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی سبزوار بودند که به صورت تصادفی انتخاب شدند. که 246 نفر به پرسش نامه پاسخ دادند.
ابزارهای پژوهش پریش نامه افسردگی بک، پرسش نامه اضطراب حالتی خصلتی اشپیل برگر و پرسشنامه سلامت و سبک زندگی بالدی بودند. برای سنجش مذهبی بودن از عبارت چهاردهم پرسش نامه سبک زندگی بالدی استفاده گردید که در آن میزان وقت صرف شده در فعالیت های مذهبی توسط فرد مشخص می شود.