زمینه و هدف: مداخلات روانشناختی می تواند به واسطه بهبود وضعیت جسمی - روانی و اجتماعی سهم به سزایی در ارتقای کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آسم داشته باشد. هدف این پژوهش، بررسی اثربخشی آموزش گروهی مدیریت استرس با رویکرد شناختی - رفتاری بر کیفیت زندگی بیماران زن مبتلا به آسم بود. مواد و روش ها: این پژوهش به روش آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه شاهد انجام شده است. نمونه شامل 24 بیمار با تشخیص آسم بود که به شیوه تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آسم استفاده شد که در پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری توسط افراد تکمیل گردید. درمان شناختی - رفتاری مدیریت استرس طی هشت جلسه بر روی گروه آزمایش انجام گرفت و در این فاصله ضمن ادامه درمان های متداول پزشکی در هر دو گروه، گروه شاهد جهت درمان روانشناختی در لیست انتظار قرار گرفت. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: میانگین نمرات کیفیت زندگی در گروه آزمایش به طور معنی داری نسبت به گروه شاهد افزایش پیدا کرد (P<0.05).. نتیجه گیری: نتایج حاکی از اثربخشی آموزش گروهی مدیریت استرس با رویکرد شناختی رفتاری بر بهبود کیفیت زندگی بیماران زن مبتلا به آسم بود.
هدف این پژوهش بررسی رابطه ی بین مهارت های ارتباطی مدیران و کارآیی آن ها از دیدگاه مدیران مدارس متوسطه ی شهر شیراز بوده است. متغیر پیش بین مهارت های ارتباطی مدیران با سه بعد فردی، گروهی و سازمانی و متغیر ملاک، کارآیی مدیران است. تعداد 130 نفر از مدیران دبیرستان های دولتی شهر شیراز در سال تحصیلی 87- 86 به شیوه ی نمونه گیری تصادفی سهمیه ای به عنوان گروه نمونه انتخاب شد. ابزارهای مورد استفاده ی این پژوهش، دو پرسش نامه ی مهارت های ارتباطی و کارایی مدیران بود. یافته ها نشان داد که بر اساس ادراکات مدیران، ْ بین مهارت های ارتباطی مدیران و کارآیی آن ها رابطه ی معنا دار وجود دارد. نتایج به دست آمده از تحلیل رگرسیون نشان داد که بعد فردی مهارت های ارتباطی از نظر مدیران قدرت پیش بینی کنندگی کارایی مدیران را دارد (250/0P ≤ و 30/0B =) ؛ ولی دو بعد مهارت های گروهی و سازمانی نمی تواند کارایی مدیران را پیش بینی کند. هم چنین مقایسه ی میانگین نمرات مدیران زن و مرد در زمینه ی مهارت های ارتباطی و کارایی نشان داد، مدیران زن مهارت های ارتباطی و کارایی بیش تری نسبت به مدیران مرد دارند.
هدف این پژوهش بررسی عملکرد کارکنان واحدهای صنعتی در آزمون نوروپسیکولوژی بنتون بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه ی واحدهای صنعتی شهر گرمسار در سال 1388 بود که 3 واحد آن به صورت نمونه در دسترس انتخاب شد و از میان آنها تعداد 100 نفر به صورت تصادفی در سطوح تحصیلی ، رده های شغلی و سنین متفاوت به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش آزمون نوروپسیکولوژی بنتون بود . نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که میانگین عملکرد افراد در سنین بالا کم بوده و به کندی افزایش پیدا کرده است. در سطوح تحصیلی لیسانس به بالا بیشترین میانگین و سیکل به پایین کمترین میانگین عملکرد مشاهده شده و بین سن و دوره های تحصیلی در عملکرد نوروپسیکولوژی کارکنان تفاوت وجود دارد.
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین فضای سازمانی با بهره وری خدمات مدیران در سازمان های آموزشی، خدماتی، صنعتی، آموزش عالی، مالیاتی و امدادی به منظور ارایه الگوی مناسب مدیریتی بهره وری بر اساس فضای سازمانی است. جامعه پژوهشی شامل مدیران دبیرستانهای شهر تهران، مدیران شهرداری های شرق تهران، مدیران شرکت های صنایع پتروشیمی، مدیران بخش های مختلف دانشگاه آزاد منطقه 8 ، مدیران مالیاتی استان تهران و مدیران کمیته امداد شهر تهران می باشد. 245 نفر از مدیران دبیرستانها، 52 نفر از مدیران شهرداری ها، 349 نفر از مدیران صنایع پتروشیمی، 200 نفر از مدیران دانشگاه آزاد اسلامی، 208 نفر از مدیران سازمانهای مالیاتی و 154 نفر از مدیران کمیته امداد، به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه فضای سازمانی (لیتوین و استرینجر، 1968) و بهره وری (اسمیت و همکاران، 1998) می باشد. پرسشنامه های فضای سازمانی و بهره وری در بین گروه کارمندان اجرا شد که به ازای هر مدیر سه نفر از کارمندان آنها هر دو پرسشنامه را پر کردند. نتایج حاصل از روش رگرسیون چند متغیری نشان داد که:
1-بین فضای سازمانی و بهره وری خدمات مدیران رابطه وجود دارد.
2-الگوی ریاضی برای بهره وری خدمات مدیران بر اساس فضای سازمانی در سازمان های آموزشی،
شهرداری ها، صنعتی، آموزش عالی، مالیاتی و امدادی به ترتیب به شرح زیر است:
(62/22-) + فضای سازمانی 64/0 = بهره وری (1
(825/15-) + فضای سازمانی 73/0 = بهره وری (2
(19/29-) + فضای سازمانی 65/0 = بهره وری (3
(219/11-) + فضای سازمانی 85/0 = بهره وری (4
(04/10-) + فضای سازمانی 66/0 = بهره وری (5
(74/15-) + فضای سازمانی 63/0 = بهره وری (6
پژوهش حاضر با عنوان «بررسی تاثیر اینترنت بر ارزشهای تربیتی خانواده در بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن در سال تحصیلی1388» است. هدف این پژوهش رواسازی مقیاس سنجش تاثیر اینترنت بر ارزشهای تربیتی خانواده می باشد که با استعانت از نظریه های مرتبط،مورد بررسی قرار می گیرد. این پژوهش با طرح پرسش هایی، به تحلیل و تبیین موضوع پژوهش پرداخته است. نمونه مورد مطالعه 384 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن هستند که با روش نمونه گیری طبقه بندی شده متناسب با حجم و در نهایت با استفاده از روش تصادفی ساده انتخاب شده اند. روش تحقیق این پژوهش، پیمایشی و ابزار گردآوری اطلاعات،پرسشنامه شامل 50 ماده با طیف لیکرت در مقیاس پنج درجه ای است که در مورد آنها اجرا شد. ضریب آلفای کرونباخ برای متغیرهای مورد مطالعه با توجه به گویه های درنظر گرفته شده در سطح مقیاس لیکرت 90/0 بود و نشان داد که با توجه به بالا بودن ضریب آلفا، ابزار اندازه گیری از قابلیت بالایی برخوردار است. اما شانزده ماده آن که دارای همبستگی ضعیف و غیر معنی دار با نمره کلی بودند،حذف شدند.پس از حذف این مواد،از این مقیاس 34 ماده ای یک ضریب روایی95/0 به دست آمد. تحلیل مولفه های اصلی با استفاده از چرخش واریماکس، هفت عامل را به دست داد: فضای صمیمیت، برقراری روابط احساسی و مناظره گروهی، میزان پذیرش در اینترنت، آگاهی والدین دانشجویان در استفاده فرزندانشان از اینترنت، وابستگی به اینترنت، ارزشهای خانواده، رضایت از احساس گمنامی.
این پژوهش به بررسی رابطه مؤلفه های هوش هیجانی با متغیرهای سلامت روان شناختی و موفقیت تحصیلی در دانشجویان دختر و پسر می پردازد. بدین منظور از میان کلیه دانشجویان مشغول به تحصیل کارشناسی دانشگاه تهران، تعداد 260 نفر به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها نیز از ابزارهای هوش هیجانی (EIQ؛ شرینگ، 1999)، سلامت عمومی (GHQ؛ گلدبرگ و هیلر، 1979) و معدل کل واحدهای دوره لیسانس استفاده شد. نتایج به دست آمده با استفاده از شاخص های آماری میانگین، انحراف معیار، همبستگی پیرسون و آزمون تبدیل Z فیشر برای مقایسه دو همبستگی مستقل تجزیه و تحلیل شدند. نتایج بیانگر همبستگی معنادار بین مؤلفه های هوش هیجانی با متغیرهای سلامت روان شناختی و موفقیت تحصیلی در دو گروه دانشجویان دختر و پسر می باشد. از سوی دیگر تفاوت همبستگی های دو گروه دانشجویان دختر و پسر در مؤلفه های هوش هیجانی، سلامت روان شناختی و موفقیت تحصیلی معنادار است.
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی ساختار عاملی، اعتبار و روایی مقیاس مشکلات رفتاری ایشنباخYSR در نوجوانان دختر و پسر 18-11 ساله دو قلوی همسان و ناهمسان بود.
روش: بدین منظور 236 جفت دوقلو (266 دوقلوی همسان و 206 دوقلوی ناهمسان شامل 259 دختر و 213 پسر) از طریق فراخوان انجمن دوقلوهای ایران با نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و مقیاسYSR را تکمیل کردند. جهت بررسی ساختار عاملی تاییدی این نمونه از روش برآورد کمترین مقدار مجذورات وزن دار(WLS) با استفاده از بسته های سوال اجرا شد و برای ارزیابی کفایت برازش مدل با داده ها از شاخص های NNFI، RMR، RMSEA، CFI، AGFI، GFI، ECVI، X2، X2/df، Dc2 استفاده گردید.
یافته ها: یافته های پژوهشی حاکی از آن بود که مدل هشت عاملی متمایل مقیاس YSR با داده ها برازش رضایت بخش دارد. اعتبار آزمون به طور مجزا برای دو قلوهای همسان و ناهمسان و دختر و پسر به روش آلفای کرونباخ، بازآزمائی و همسانی بین ارزیابی کنندگان محاسبه شد. ضرایب به دست آمده برای اعتبار مقیاس رضایت بخش بودند. برای بررسی روائی آزمون از روائی وابسته به سازه با پرسشنامه شخصیتی نوجوانان آیسنک (JEPQ) استفاده گردید. ضرایب همبستگی خرده مقیاسهای دو آزمون، روایی وابسته به سازه مقیاس خود گزارشی مشکلات رفتاری ایشنباخYSR را تایید کردند.
نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن بود که ساختار عاملی تاییدی و اعتبار و روایی این ابزار برای کاربردهای پژوهشی و تشخیص های بالینی در حد قابل قبول است.
مقدمه: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت های مقابله ای مبتنی بر مدل مارلات در پیشگیری از عود و افزایش تاب آوری در افراد وابسته به مواد انجام شده است.
روش: در یک طرح شبه آزمایشی 27 مراجع با تشخیص اختلال سوء مصرف مواد افیونی که دوره سم زدایی را با موفقیت به پایان رسانده بودند، با روش نمونه گیری در دسترس در دو گروه آزمایشی (13 نفر) و گروه گواه (14 نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایشی به مدت 12 جلسه گروهی تحت آموزش مهارت های مقابله ای قرار گرفتند و گروه گواه در طول این مدت هیچ درمانی دریافت نکردند. آزمودنی های مورد پژوهش توسط مقیاس تاب آوری کونور دیویدسون (CD-RIS) و آزمایش مورفین پیش از شروع درمان، پایان درمان و پس از اتمام مرحله پیگیری 4 ماهه، مورد ارزیابی قرار گرفتند. جهت تحلیل داده ها از آزمون خی دو و آزمون تجزیه و تحلیل کواریانس استفاده شد.
یافته ها: نتایج آزمون خی دو نشان دادکه تفاوت معنی داری بین فراوانی عود در دو گروه وجود دارد. همچنین نتایج آزمون تجزیه و تحلیل کواریانس نشان دادکه بین دو گروه در افزایش تاب آوری در مرحله پس آزمون و پیگیری تفاوت معنی دار است.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که آموزش مهارت های مقابله ای در پیشگیری از عود و افزایش تاب آوری در افراد وابسته به مواد مؤثر است.
هدف از این پژوهش، مقایسه کیفیت زندگی زنان مطلقه و غیرمطلقه در شهر شیراز و بررسی رابطه بین ویژگیهای جمعیت شناختی زنان مطلقه با کیفیت زندگی آنها بود. جامعه آماری تحقیق را کلیه زنان مطلقه مراجعه کننده به دادگاه خانواده شهر شیراز که تا 24 ماه قبل از اجرای تحقیق، حکم قطعی طلاق آنها صادر گردیده بود و نیز کلیه زنان غیرمطلقه ساکن شهر شیراز تشکیل دادند. بدین منظور 65 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس از میان زنان مطلقه و 63 نفر از میان زنان غیرمطلقه که از نظر ملاک های سن، تحصیلات و مکان زندگی با زنان مطلقه همتا شده بودند، انتخاب گردیدند. ابزار تحقیق شامل پرسشنامه 26 سوالی کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (68/0=α) و پرسشنامه جمعیت شناختی محقق ساخته بود. داده های تحقیق با استفاده از تحلیل آماری t و F و برنامه کامپیوتری SPSS11.5 تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که میانگین نمرات کلیه ابعاد کیفیت زندگی (سلامت فیزیکی، روان شناختی، روابط اجتماعی و محیط زندگی) زنان مطلقه به طور معناداری کمتر از زنان غیرمطلقه است (01/0P<).همچنین در تحلیل داده ها از بین متغیرهای جمعیت شناختی، متغیر سن (در 2 بعد روان شناختی (01/0P<) و روابط اجتماعی(05/0P<)) و تحصیلات رابطه معناداری با ابعاد کیفیت زندگی زنان مطلقه داشت، اما رابطه بین سایر متغیرهای جمعیت شناختی و کیفیت زندگی معنادار نبود (05/0P>).