هدف: حسعمقی در ثبات داینامیک مفصل گلنوهومرال پرتابگران و ورزشکارانی که حرکات ناگهانی و پرتابی اندام فوقانی دارند، با توجه به شل بودن قابل ملاحظه کپسول مفصلی و دامنه حرکتی بیش از حد آنها اهمیت دارد. هدف از این پژوهش مقایسه حسعمقی (حس وضعیت مفصل و حس حرکت) بین دو گروه زنان والیبالیست و زنان غیرورزشکار میباشد. روش بررسی: به روش نمونهگیری ساده و در دسترس و لحاظکردن معیارهای موردنظر 15 والیبالیست زن از تیمهای دسته اول تهران و 15 زن غیرورزشکار که با ورزشکاران جور شده بودند انتخاب و طی یک مطالعه مقایسهای مورد – شاهدی، حس وضعیت مفصل گلنوهومرال و حس حرکت آنها با استفاده از دستگاه سی.پی.ام مورد مقایسه قرار گرفت. از آزمون آماری تیمستقل برای تحلیل دادهها استفاده گردید. یافتهها: افزایش معناداری در دامنه چرخش خارجی والیبالیستها (۰/۰۳۵=p) و کاهش معناداری در خطای باز سازی زاویه آنها (۰/۰۱۷=p) نسبت به غیرورزشکاران وجود داشت. در حالیکه هیچگونه تفاوت معناداری در آستانه درک حرکت بین دو گروه مشاهده نشد (۰/۳۹۲=p). نتیجهگیری: والیبالیستها دارای دامنه چرخش خارجی بیشتر و دقت بازسازی زاویه بالاتری در اندام فوقانی غالب خود میباشند. شانه پرتابکننده به طور مکرر در معرض حرکات چرخشی شدید میباشد. این منجر به تطابق عصبی عضلانی میشود و بدین ترتیب میتواند باعث بهبود حس عمقی گردد.
هدف: مقایسه تغییرضخامت عضلات شکم در وضعیتهای مختلف نشسته در مردان سالم و مردان مبتلا به کمردرد مزمن غیر اختصاصی با استفاده از سونوگرافی هدف این مطالعه میباشد. روش بررسی: در این مطالعه مورد– شاهدی20 مرد مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی از مراجعین کلینیکهای فیزیوتراپی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی و 20 مرد سالم به صورت ساده و در دسترس و با لحاظ کردن معیارهای ورود و خروج انتخاب شدند. ضخامت عضلات عرضی شکم، مایل داخلی، مایل خارجی و راست شکمی در سمت راست توسط سونوگرافی نوع B (5/7 مگاهرتز خطی) در وضعیتهای طاقباز (وضعیت1)، نشسته روی صندلی (وضعیت2)، نشسته روی توپ ژیمناستیک (وضعیت3) و نشسته روی توپ ژیمناستیک با بلند کردن پای چپ از روی زمین (وضعیت4) در انتهای دم و بازدم در دو گروه اندازه گیری شد. دادههای حاصل با استفاده از آزمونهای تی زوجی و مستقل مورد مقایسه و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها :ضخامت عضلات عرضی شکم و مایل داخلی در هر 4 وضعیت و عضله راست شکمی فقط در وضعیت 4 در هر دو گروه سالم و بیمار در انتهای بازدم بیشتر از دم بود (۰/۰۰۱>P). تغییرات ضخامت عضلات عرضی شکم، مایل داخلی و راست شکمی در مقایسه وضعیتهای ۳ با ۲، ۴ با ۲ و ۴ با ۳ و عضله مایل خارجی فقط در مقایسه وضعیتهای ۴ با ۲ و ۴ با ۳ در هر دو گروه سالم و بیمار در دو حالت دم و بازدم معنادار شد ( (۰/۰۰۱>P). ضخامت عضله عرضی شکم افراد سالم در وضعیت4 بیشتر از افراد بیمار (۰/۰۰۱>P) و ضخامت عضله راست شکمی افراد بیمار در وضعیت4 بیشتر از افراد سالم بود (۰/۰۱=P). نتیجهگیری: عضلات شکم به تغییرات پاسچر پاسخ می دهند و این عضلات با کاهش ثبات وضعیت نشسته به طور خودکار وارد عمل می شوند. در بیماران کمردردی فعالیت عضله عرضی شکم کاهش یافته و فعالیت عضله راست شکمی افزایش می یابد.
هدف: پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی خانواده درمانی سیستمی بوئن بر افزایش تمایزیافتگی و بهبود کارکرد خانواده های دارای فرزند معتاد انجام شده است. روش: این مطالعه از نوع طرح های شبه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه گواه است. گروه نمونهی این پژوهش به طور داوطلبانه از میان مراجعان مجرد معتاد و اعضای خانواده های آن ها از چهار مرکز درمانی اعتیاد انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (5 خانواده 4 نفره) و گواه (5 خانواده 4 نفره) جایگزین شدند. گروه آزمایش، هشت جلسهی دو ساعته بر اساس تئوری سیستمی بوئن تحت خانواده درمانی قرار گرفتند و در این مدت، گروه گواه فقط درمان متعارف بهزیستی/وزارت بهداشت را دریافت میکردند. پرسشنامه های تمایزیافتگی و ابزار سنجش خانواده بر روی هر دو گروه اجرا شد. یافته ها: خانواده درمانی سیستمی بوئن موجب افزایش تمایزیافتگی و بهبود کارکرد افراد معتاد و اعضای خانواده های آن ها شد. بحث و نتیجه گیری: افراد معتاد و خانواده های آن ها تمایزیافتگی پایینی دارند که این امر موجب بدکارکردی خانواده میشود. خانوده درمانی سیستمی بوئن میتواند در این زمینه کاربرد داشته باشد.
هدف: اعتیاد به مواد مخدر یکی از انحرافات شایع عصر حاضر است که سالانه قربانیان بیشماری میگیرد و آسیبی جدی بر پیکر خانواده و جامعه وارد میکند. مطالعه حاضر با هدف بررسی الگوی مصرف مواد مخدر و روش مصرف در زنان مصرف کننده مواد در استان کرمانشاه انجام گردیدشد.
روش: این پژوهش یک مطالعه توصیفی-تحلیلی است. با توجه به محدودیت دسترسی به زنان، تمام زنان مراجعه کننده به مرکز (121نفر)، مورد مطالعه قرار گرفتند. متغیرهای مورد بررسی در این افراد عبارت بودند از: سن اعتیاد، علل و الگوی مصرف مواد مخدر، وضعیت تاهل. یافته ها: بیش از 6/72 درصد از مراجعه کنندگان سابقه مصرف تریاک را ذکر کردند. همچنین کراک، شیره، هروئین، نورجیزک و تمجیزک، شیشه وحشیش به ترتیب موارد مصرفی دیگر بودند. بحث و نتیجه گیری: این آمارها و ارقام ها میتوانند در سیاست گذاریها نقش داشته باشند.
زمینه و هدف: هدف از پژوهش انجام شده بررسی مقایسه ای تنیدگی فرزند پروری مادران کودکان پسر استثنایی و عادی بود.
مواد و روش ها: نمونه گیری در این پژوهش از مادران دانش آموزان پسر عادی (386 نفر) و استثنایی (352 نفر) 7 تا 12 سال مدارس شهر قم بود که به روش خوشه ای چند مرحله ای انجام شد. این تحقیق به روش علّی– مقایسه ای یا پس رویدادی طراحی شد. داده های پژوهش حاضر شامل فرم کوتاه تنیدگی فرزند پروری والدین Abidin بود که با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیره (MANOVA) تحلیل گردید.
یافته ها: نتایج نشان داد بین میانگین نمرات مادران گروه استثنایی و عادی تفاوت معنیداری از لحاظ میزان تنیدگی فرزند پروری وجود داشت. بررسی اثر گروه در هر یک از خرده مقیاس ها نشان داد که میزان تنیدگی مادران استثنایی در خرده مقیاس های تنیدگی والدین، تعامل نا کارآمد کودک– والدین و ویژگیهای کودک مشکل آفرین بیشتر از مادران عادی است.
نتیجه گیری: مادران کودکان استثنایی نسبت به والدین کودکان عادی، استرس فرزند پروری بیشتری را تجربه میکنند.
زمینه و هدف: خودناتوان سازی به عنوان راهبردی تعریف می شود که فرد برای توجیه شکست احتمالی خود با دست کاری، موقعیت عذری ایجاد می کند. پژوهش ها نشان داده اند این رفتار در موقعیت هایی که برای فرد مهم است، مانعی برای موفقیت می شود. ویژگی های روان سنجی مقیاس خودناتوان سازی تاکنون در ایران مورد بررسی دقیق قرار نگرفته است. هدف پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس مذکور بود.
مواد و روش ها: طرح پژوهش از نوع توصیفی (همبستگی) بود که در یک نمونه 650 نفری از دانشجویان کارشناسی دانشگاه که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده بودند، اجرا گردید. ابزار پژوهش، نسخه اصلی مقیاس خودناتوان سازی (25 ماده ای) و سیاهه عزت نفس روزنبرگ بود. داده های جمع آوری شده با روش های تحلیل عاملی اکتشافی، آلفای کرونباخ و ضریب همبستگی پیرسن مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: تحلیل عاملی اکتشافی داده ها نشان داد که 23 ماده از مقیاس بر روی سه عامل ""خلق منفی""، ""تلاش""، و""عذرتراشی"" بار می شوند. بر اساس نظریه، جمع نمره خلق منفی با نمره معکوس تلاش نشان دهنده خودناتوان سازی رفتاری و جمع نمره خلق منفی با عذرتراشی نشان دهنده خودناتوان سازی ادعایی است. آلفای کرونباخ عوامل از 6/0 تا 72/0 و برای کل مقیاس 77/0 می باشد. ضریب پایایی 84/0 است که نشان دهنده پایایی مقیاس خودناتوان سازی است. همچنین ضریب همبستگی نمره خودناتوان سازی با نمره عزت نفس 54/0- می باشدکه نشان دهنده روایی توافقی مقیاس مذکور است.
نتیجه گیری: مقیاس فارسی 23 ماده ای خودناتوان سازی، اعتبار و روایی مناسبی دارد و برای سنجش خودناتوان سازی معتبر است. پیشنهاد می شود ویژگی های روان سنجی مقیاس مذکور در نمونه های غیر دانشجویی نیز بررسی شود.
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف بررسی امکان پیش بینی موفقیت و شکست رابطه زناشویی در زوج های متقاضی طلاق و عادی با استفاده از سبک های دلبستگی بزرگسالی و نگرش های مذهبی انجام گرفته است.
مواد و روش ها: این پژوهش به روش مورد- شاهد طراحی شد. نمونه شامل 49 زوج (98 نفر) متقاضی طلاق و 52 زوج (104 نفر) عادی بود. در این پژوهش برای انتخاب نمونه طلاق از جامعه زوج های متقاضی طلاق به روش نمونه در دسترس و برای انتخاب نمونه عادی از روش نمونه گیری خوشه ای- تصادفی استفاده شد. همه زوج ها به وسیله پرسش نامه سبک های دلبستگی بزرگسالی Hazan و Shaver و پرسش نامه جهت گیری مذهبی آذربایجانی مورد سنجش قرار گرفتند. در این پژوهش برای تحلیل داده ها علاوه بر روش آمار توصیفی، روش تحلیل ممیز به کار بسته شد.
یافته ها: نتایج به دست آمده، فرضیه پژوهش را مبنی بر توان پیش بینی سبک دلبستگی ایمن، عقاید و اخلاق در پیش بینی موفقیت رابطه زناشویی تأیید کردند. این نتایج الگوی ارایه شده در این پژوهش را با جزئیات آن مورد تأیید قرار داد.
نتیجه گیری: یافته های این پژوهش مؤید این است که موفقیت و شکست در رابطه زناشویی را میتوان از طریق متغیرهای سبک دلبستگی و نگرش های مذهبی پیش بینی نمود؛ هر چه زوجین دارای سبک دلبستگی ایمن بالاتر و سبک های دلبستگی اجتنابی و دوسوگرای پایین تری باشند و همچنین از نظر نگرش های مذهبی در سطح بالاتری باشند، احتمال موفقیت در رابطه زناشویی آن ها بالاتر است.
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطة بین باورهای فراشناختی مختل و موفقیت تحصیلی در دانش آموزان دارای «اضطراب امتحان» می باشد. نمونة این پژوهش شامل243 آزمودنی دارای اضطراب امتحان بود که از میان 900 دانش آموز سال سوم راهنمایی شهرستان نوشهر شناسایی شدند. برای جمع آوری داده ها از فرم کوتاه پرسشنامة فراشناخت ولز و پرسشنامة اضطراب امتحان اسپیل برگر استفاده شده است. معدل کل نمرات دانش آموزان به عنوان موفقیت تحصیلی در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که باورهای فراشناختی مختل با موفقیت تحصیلی (21/0-=r) دانش آموزان دارای اضطراب امتحان رابطة منفی معنی داری دارد. بین باورهای فراشناختی مختل و شدت اضطراب امتحان (17/0=r) همبستگی مثبت معنی داری به دست آمد (01/0>p). همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیری نشان داد که 11درصد واریانس مربوط به موفقیت تحصیلی توسط مؤلفه های فراشناختی تبیین می شود. این نتایج حاکی از آن است که با افزایش باورهای فراشناختی مختل موفقیت تحصیلی دانش آموزان دارای اضطراب امتحان کاهش می یابد.
هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه بین ابعاد شخصیتی درون گرایی/ برون گرایی آیسنک با گرایش به انتخاب مفاهیم استعاری بود. پژوهش های قبلی در خصوص این رابطه تأکید بیشتر بر روی مؤلفه های زبان شناختی لفظی و بیانی داشتند ولی پژوهش حاضر به استعاره به عنوان بخشی از گفتار مجازی و رابطه آن با دو بعد شخصیتی پرداخته است. نمونه اولیه این پژوهش بالغ بر 181 نفر بود و نمونه اصلی 84 آزمودنی، 42 نفر با نمره بالا در بعد شخصیتی برون گرایی و 42 نفر با نمره بالا در بعد شخصیتی درون گرایی را شامل می شود. روش پژوهش از نوع علّی مقایسه ای و روش نمونه گیری تصادفی بود. ابزار اندازه گیری پرسشنامه شخصیتی آیسنک (فرم A) و یک پرسشنامه شامل 70 مفهوم استعاره یی محقق ساخته بود. داده ها با استفاده از آزمون t دو گروه مستقل تحلیل شد و نتایج نشان داد که رابطه معناداری بین دو بعد شخصیتی درون گرایی/ برون گرایی و گرایش به انتخاب مفاهیم استعاره ای وجود دارد (05/0 و 01/0P<). همچنین نتایج رابطه معناداری بین صفت شخصیتی درون گرایی و گرایش به انتخاب مفاهیم استعاره ای با بار سنگین (منفی) و برون گرایی و گرایش به انتخاب مفاهیم استعاره یی رها از بار (مثبت) وجود دارد (05/0 و 01/0P<). در مجموع یافته ها همسو با نظریه شناختی شخصیت و پردازش استعاره ای و رابطه آن با عوامل شخصیتی است.
این مطالعه با هدف بررسی رابطه مؤلفه های تمایلات تفکر انتقادی با تعهد هویت به واسطه سبک های پردازش هویت (سبک هویت اطلاعاتی، سبک هویت هنجاری و سبک هویت مغشوش- اجتنابی) انجام شد. به همین منظور400 دانش آموز پایه سوم رشته ریاضی- فیزیک (200 دختر، 200 پسر) به طور تصادفی از میان دبیرستان های دولتی شهر تهران انتخاب شدند و به پرسشنامه تمایلات تفکر انتقادی کالیفرنیا (CCTDI؛ پیتر فشیون، نورن فشیون و گانکرلو، 2001) و مقیاس سبک های پردازش هویت (ISI؛ برزونسکی، 1989) پاسخ دادند. یافته های حاصل از تحلیل مسیر نشان داد که مؤلفه های تفکر انتقادی به -واسطه متغیر سبک های هویت اطلاعاتی، هنجاری و مغشوش- اجتنابی اثر غیرمستقیم بر تعهد هویت دارند. متغیرهای جستجوگری حقایق، نظام مندی و تحلیل گری به واسطه سبک هویت اطلاعاتی و متغیرهای نظام مندی و تحلیل-گری با واسطه سبک هویت هنجاری تأثیر غیرمستقیم و مثبت بر تعهد هویت داشتند. از میان مؤلفه های تفکر انتقادی، تحلیل گری اثر مستقیم و منفی بر سبک هویت مغشوش- اجتنابی داشت. به این ترتیب نقش واسطه ای سبک های پردازش هویت در رابطه میان مؤلفه های تفکر انتقادی و تع هد هویت تائید شد.
پژوهش حاضر به منظور بررسی بازداری شناختی و حرکتی در افراد مبتلا به اسکیزوفرنی، وسواس فکری- عملی و مقایسه ی این دو گروه با افراد بهنجار انجام شد. در این پژوهش، 90 آزمودنی مبتلا به اختلال اسکیزوفرنی، وسواس فکری- عملی و بهنجار (از هر گروه 30 نفر) و دارای دامنه سنی 45-25 سال شرکت کردند. هر یک از آزمودنی ها به صورت انفرادی و با استفاده از رایانه به تکالیف آزمون های استروپ (گولن، 1978) و تکلیف نشانه توقف (گرلاین، کیلپ، ترایون و مان، 2005) پاسخ دادند. یافته های پژوهش نشان داد که افراد مبتلا به اسکیزوفرنی در هر دو نوع بازداری شناختی و حرکتی، به طور معنا دار، ضعیف تر از گروه افراد بهنجار عمل کردند. بین افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی و افراد بهنجار، غیر از برخی شاخص های بازداری حرکتی، تفاوت معنا دار به دست نیامد. افراد مبتلا به اسکیزوفرنی در بازداری شناختی به طور معنا دار ضعیف تر از گروه مبتلا به وسواس فکری- عملی بودند ولی در بازداری حرکتی این تفاوت معنادار نبود. با توجه به یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی، نقص در بازداری شناختی و حرکتی در آسیب-شناسی این اختلال نقش دارد و در اختلال وسواس به غیر از ضعف نسبی در بازداری حرکتی باید مطالعات دقیق تری طراحی کرد.
این پژوهش به بررسی ویژگیهای روان سنجی پرسشنامه GPIUS می پردازد. این پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی می باشد که بر روی 400 نفر ازکاربران دانشجوی شهر اصفهان که به روش نمونه گیری سهمیه ای از سایتهای اینترنتی دانشگاه های شهراصفهان انتخاب شده اندانجام شده است. پرسشنامه GPIUS، پرسشنامه -اعتیاد اینترنتی یانگ و آزمون YDQ، به همراه پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی بر روی هر فرد اجرا شد. همچنین، تمامی گروه نمونه توسط متخصص (روان پزشک) و براساس ملاک تشخیصی اعتیاد اینترنتی مبتنی بر DSM-IV-TR مورد مصاحبه قرار گرفتند. پس از جمع آوری و نمره گذاری پرسشنامه ها، ویژگیهای روان سنجی آزمون ازروش های تحلیل عاملی، روایی همزمان، همسانی درونی، تنصیف، بازآزمایی،آلفای کرونباخ واستفاده از منحنی راک (ROC ) توسط نرم افزار SPSS محاسبه و مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. تحلیل عاملی به روش تاییدی از طریق تحلیل مؤلفه های اصلی همراه با چرخش واریماکس، برای پرسشنامه GPIUS ، 7 عامل را استخراج نمود. علاوه بر این برای این پرسشنامه دو نوع روایی دیگر (همزمان61/0، 55/0 r =و افتراقی 55/0r =) و دو نوع پایایی همسانی درونی (90/0= ) و تنصیف (81/0r =) به دست آمد. بهترین نقطه برش بالینی پرسشنامه GPIUS، 63 است. نتایج حاکی است که پرسشنامه تشخیص اعتیاد اینترنتی GPIUS در جامعه ی ایرانی خصوصیات روان سنجی مطلوبی دارد و از آن می توان در تحقیقات ،جهت شناسایی کاربران اینترنتی معتاد استفاده نمود.
این پژوهش با هدف بررسی رابطه ارزشهای سازمانی با استرس شغلی، فرسودگی هیجانی و رفتارهای انحرافی سازمانی به مرحله اجرا در آمد. جامعه آماری پژوهش را کارکنان شرکت سهامی ذوب آهن در پائیز 1388 تشکیل دادند. از این جامعه آماری 385 نفر به شیوه نمونه گیری طبقه ای (از طریق فهرست اسامی) برای شرکت در پژوهش انتخاب شدند. پژوهش از نوع پژوهشهای همبستگی بود. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های ارزشهای سازمانی با 40 سؤال بصورت محقق ساخته (و 5 خرده مقیاس بنامهای ارزشهای رشدی انسانی و اخلاقی، ارزشهای روابط انسانی و مشارکت، ارزشهای معطوف به کیفیت و مشتریان، ارزشهای اجتماعی برون سازمانی و ارزشهای حمایتی ـ اقتصاد)، پرسشنامه 15 سؤالی استرس شغلی از کاهن و همکاران (1964)، پرسشنامه 9 سؤالی فرسودگی هیجانی از و پرسشنامه 8 سؤالی رفتارهای انحرافی سازمانی از بنت و رابینسون (2000) بودند. روایی و پایائی پرسشنامه های پژوهش بررسی و گزارش شده است. داده های حاصل از پرسشنامه های پژوهش از طریق ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام مورد تحلیل قرار گرفت. شواهد حاصل از تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که برای استرس شغلی، ارزشهای معطوف به کیفیت و مشتریان، برای رفتارهای انحرافی سازمانی، ارزشهای معطوف به کیفیت و مشتریان و ارزشهای معطوف به روابط انسانی و مشارکت و برای فرسودگی هیجانی، ارزشهای رشدی انسانی و اخلاقی و ارزشهای حمایتی ـ اقتصادی دارای توان پیش بین معنادار (01/0P< یا 05/0P<) هستند.
مقاله حاضر با عنوان پرسشگری راهبرد هویت پایدار دینی در قرآن کریم به روش توصیفی – تحلیلی – استنباطی به بررسی پرسشگری، چگونگی و اهمیت آن در ایجاد هویت پایدار در قرآن کریم پرداخ ته و نش ان داده است که هویت پایدار دینی به معنای دستیابی به تعریف منسجم دینی از خود و انتخاب آگاهانه و آزادانه ارزشها، باورها و هدفهای زندگی است . به این مع نا که فرد بیابد کیست؟ چه چیزهایی برای او ارزش به حساب می آیند و چه راههایی را برگزیده است که در زندگی پیگیری نماید . ایجاد کیفیتی از دینداری در انسان که معرف آگاهی، تعلق خاطر، غلیان احساسات و
دلبستگیهای عاطفی، پایبندی، تقید و تعهد نسبت به مجموعه ای از اعتقادات و اعمال دینی باشد، مستلزم پرورش روحیه جستجوگری و پرسشگر دینی است . به گونه ای که فرد قادر به کشف و طرح مس ئله، فرضی هسازی، گردآوری اطلاعات، توانایی تجزیه و تحلیل یافته ها و نتیجه گیری شده و متناظر با آن به مجموعه ای روشن و نظم یافته و پایدار از ارزشها و هدفها دست یافته و به آن ارزشها و هدفها و باورهایی که خود انتخاب کرده و به آن رسیده است متعهد شده و گذر نسبتا موفقی از "" است "" را به "" باید"" رقم زند و از این طریق زندگی خود را ساماندهی و هدایت کند و دچار توقف،
اغتشاش یا تعلیق در هویت دینی خویش نشود . برای این منظور "" چیستی هویت پایدار دینی"" ، "" پرسشگری و هویت دینی "" ، "" چرایی و چگونگی پرسشگری "" ، "" انواع پرسش "" و جایگاه پرسشگری در نظام تعلیم و تربیت مورد بررسی قرار گرفته است.