کتاب مرزهای جهانی توسعه اجتماعی در نظریه و عمل به قلم بریج موهان (استاد دانشگاه ایالتی لوئیزیانا) تألیف شده است. موهان در سال های گذشته آثار دیگری نیز منتشر کرده که برخی از آنها عبارت اند از: منطق رفاه اجتماعی (1988)، توسعه جهانی: ارزش های پسامادی و کردار اجتماعی (1992)، مددکاری اجتماعی (2002)، سفسطه های توسعه: بحران توسعه انسانی و اجتماعی (2007)، توسعه، فقر فرهنگ، و سیاست اجتماعی (2011)، و جامعه و عدالت اجتماعی (2012).
این کتاب کاوشی در سویه های مفهومی و کاربردی توسعه اجتماعی است و سه موضوع کلی را دربرمی گیرد: سیاست اجتماعی،
برنامه ریزی اجتماعی و تغییر اجتماعی. موهان درپی شناسایی علل آن چیزی است که «توسعه پذیری» نامیده است. او می گوید توسعه اجتماعی - تطبیقی، به منزله رشته و زمینه ای که مراحل آغازین خود را می گذراند، با تسلط نظریه های کهنه رفاه اجتماعی و شیوه های عمل اجتماعی هژمونیک مواجه است. بحران توسعه انسانی اجتماعی، تا حد زیادی، از کژکارکردی نظام مند نهادهای اجتماعی برآمده است که بر روابط فردی جامعه ای اثر می گذارند. به باور موهان، در هر جامعه ای می توان چیزی یافت که به فهم ما از توسعه اجتماعی و پیشبرد آن کمک کند. او ازسویی می خواهد پایه ای عقلانی تاریخی زیبایی شناختی برای صورت بندی و پذیرش شیوه عمل اجتماعی، به مثابه مفهومی به لحاظ علمی درست، به دست دهد، و ازسوی دیگر، می کوشد زرق وبرق ها و بی محتوایی صنعت رفاه اجتماعی معاصر را آشکار کند. موهان منتقد اصول جزمی ایدئولوژیک و کهنه، رویه های بی روح و ملال آور مددکاری اجتماعی، سیاسی شدن خدمات اجتماعی، و دوگانگی سیاست های اجتماعی و عمومی است و اعتقاد دارد که این وضعیت، آرمان های جامعه مدنی را تباه می کند. او این موارد را در زمینه ای جهانی بررسی کرده است.
رشد گروه های معنویت گرا در جامعه، می تواند حاکی از سمت و سوی جدیدی در تحول فرهنگ عمومی باشد، پس مطالعه علمی و بیطرفانه این گروه ها، نقش مهمی در شناخت نیازهای انسان امروزی و انتظارات او از دین و به طور کلی، شناخت فرهنگ زمانه خواهد داشت. یکی از این گروه ها که با وجود منع قانونی، کم و بیش به گسترش خود ادامه می دهد، عرفان حلقه است. پرسش اصلی این است که چه شرایط و عواملی باعث ورود افراد به کلاس های این گروه شده، چه فرایندهایی اتفاق می افتد و چه پیامدهایی برای شرکت کنندگان فراهم می شود. برای پاسخ به این پرسش ها، از پژوهش کیفی به روش نظریه پردازی داده بنیاد استفاده شده است. متن پیاده شده مصاحبه ها و مشاهدات مشارکتی در میدان، کدگذاری، مقوله بندی و تحلیل شده و نظریه زمینه ای حاصل از کاربرد روش یادشده، مشروحاً توضیح داده شده است. شرایط خاصی که در فرد و محیط اطرافش وجود دارد، بستر مناسبی را برای ورود او به کلاس های عرفان حلقه و باقی ماندن در گروه، با انگیزه رسیدن به آرامش فراهم می کند. فرد در گروه، به کمک برخی از روشهای خاص و آموزش های جذاب، یک فرایند جابجایی از حال بد به حال خوب را تجربه می کند، این فرایندِ خودآگاه، برای همه اعضا اتفاق نمی افتد و در موارد اتفاق افتاده نیز نسبی، و قدر مسلم آن، تا زمانی است که فرد ارتباطات صمیمی گروه را ترک نکرده است. همراه با پیامدهایی که خودآگاهانه، خوب تلقی می شود، پیامدهای ناخودآگاهی نیز محصول روش عرفان حلقه است که درفرهنگ جوامع انسانی آن را فریب خوردگی می شمارند.
پرسش این است که با توجه به نواقص و برد به نسبت محدود پژوهش های پیمایشی و افکار سنجی، چگونه می توان ضمن حفظ قابلیت ها و فواید این روش ها، از روش های مکمل و جایگزین استفاده کرد. برای پیدا کردن پاسخی مناسب برای این پرسش، پس از مرور توضیحات روش شناختی و نقدهای نوشته شده و نیز با توجه به تجارب مختلف به دست آمده، برای جبران و پوشش دادن نواقصی که به صورت احتمالی در جمع آوری اطلاعات، تجزیه و تحلیل اطلاعات، تفسیر ها و نتیجه گیری نهایی ایجاد می شود، با مقایسه ویژگی های روش های دیگر و با بهره گیری از امکانات سایر روش ها، الگویی کارآمدتر برای به کارگیری این نوع از پژوهش ها پیشنهاد شده است. به عنوان روش های مکمل پیشنهاد این است که از گروه بحث متمرکز در تک تک مراحل پژوهش پیمایشی استفاده کرد. به عنوان روش های جایگزین، تلاش شده است تا حسب مورد، نشان داده شود که با کنار گذاشتن هر ویژگی از ویژگی های پژوهش های پیمایشی، از کدام یک از روش های جایگزین پیشنهادی یعنی مردم نگاری، تحقیق عملی مشارکتی، مطالعه موردی و تحلیل محتوا، می توان بهره گرفت.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی عملکرد سیمای جمهوری اسلامی ایران در حوزه علم و فناوری و شناسایی مؤلفه های اصلی برنامه سازی تلویزیونی با رویکرد ترویج علم بوده است. در این پژوهش، با روش مطالعه میدانی، عملکرد رسانه ملی در حوزه علم و فناوری، بررسی گردید و با روش مصاحبه اکتشافی، عناصر اساسی برنامه سازی با رویکرد ترویج علم استخراج و تحلیل شده است. یافته ها نشان می دهد که برنامه های علمی، به طور متوسط 4 درصد از برنامه های سیما را در ده سال گذشته، به خود اختصاص داده اند. از طرفی، بالاترین میزان پخش برنامه های علم و فناوریِ از شبکه های ملی تلویزیون جمهوری اسلامی ایران مربوط به سال 1390 بوده است. همچنین نتایج حاکی از آن است که در برنامه سازی فاخر با رویکرد ترویج علم، مواردی همچون پژوهش فراگیر برنامه ای، انتخاب عوامل و بویژه تهیه کنندگان آشنا با ترویج علم و نیز مؤلفه هایی همچون توجه به ساده سازی مفاهیم پیچیده، اتقان و استحکام مباحث علمی، پرهیز از شبه علم و ضدعلم و به روز بودن موضوع برنامه باید رعایت شود.
زمینه و هدف : شناسایی مدیران شایسته یکی از چالش های پیش روی سازمان ها است. با توجه به این چالش هدف پژوهش ارائه مدل و شناسایی موانع جانشین پروری با رویکرد آمیخته در ستاد فرماندهی ناجا بوده است. روش پژوهش : در این تحقیق از روش آمیخته در بخش کیفی روش مضمون و کمی از روش توصیفی-پیمایشی استفاده شد. بدین منظور در بخش کیفی 32 نفر از خبرگان و کارشناسان بازرسی ستاد ناجا به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند در قسمت کمی به روش نمونه گیری تصادفی ساده 250 نفر از کارشناسان ستادی و یگان های تابعه مستقل انتخاب و پرسشنامه محقق ساخته بین آن ها توزیع شد. روایی محتوی، سازه و پایایی ترکیبی و ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد. از روش سلسله مراتبی برای رتبه بندی متغیرها استفاده شده است. یافته ها : یافته ها تحقیق نشان داد موانع جانشین پروری در ناجا به ترتیب اولویت آن ها عبارت اند از: مؤلفه مدیریت با ضریب 5748./، ساختار سازمان با ضریب 3461./، ارزیابی عملکرد با ضریب 0557/. گزینش و استخدام با ضریب 0123/. آموزش با ضریب 0046/. و انتصاب و ارتقا با ضریب 0035/. که در بخش های مدیریت: ترس از مدیر از برنامه جانشین پروری، ساختار: تاکید برقابلیت اجرایی برنامه جانشین پروری، ارزیابی عملکرد: ارزش گذاری نامناسب عملکرد در چارچوب حکومت اسلامی، گزینش: ابهام در نقش و در بخش آموزش: تاکید برانتقال آموزه های دینی بیشترین اولویت را داشتند. نتیجه گیری: سازمان ناجا برای داشتن مجموعه ای از افراد که بتوانند جانشین های مناسبی برای مدیران کنونی داشته باشند باید موانع مهم را در نظر داشته و مدیران ارشد با حمایت خود از مقوله جانشین پروری نقش مهمی را در رسیدن به اهداف سازمان ایفا نمایند.
هدف از مقاله حاضر که به شیوه اسنادی صورت گرفته، بررسی سازوکارهای ملی و بین المللی اعمال حق تصحیح و مشخص کردن برخی از ایرادها و نقدهای وارد شده به آنهاست.
حق پاسخ و تصحیح اخبار و گزارش ها و مطالب نادرستی که از سوی مطبوعات و رسانه های پخش (رادیو و تلویزیون) انتشار می یابد و به حیث اعتبار و شخصیت حقیقی و حقوقی لطمه وارد می کند، در ایران نیز مانند سایر کشورهای جهان مورد توجه قرار گرفته و قوانینی برای تحقق آن به تصویب رسیده است که با وجود مشکلات متعدد، گامی مثبت در جهت حمایت از حقوق مخاطبان و روشی مناسب برای دفاع از حیثیت و شرافت افراد تلقی می شود. اما سازوکارهای بین المللی حق تصحیح بویژه سازوکار ارسال اطلاعیه که در کنوانسیون بین المللی حق تصحیح پیش بینی شده ناکارآمد و فاقد ضمانت اجرایی لازم است. از این رو، تصویب مقررات جهانی کارآمدتر برای اعمال حق تصحیح مانند نوعی سازوکار کنترل بین المللی، بر اساس اصل الزام دولت ها به اعلان و انتشار تخلفات امری ضروری است.