فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۲۴۱ تا ۳٬۲۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۹۵ مورد.
تحلیلی جامعه شناختی بر خرافه گرایی دینی در عصر مرشد شاهان صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صفویان پس از دوره فترت در ایران دولتی متمرکز تشکیل دادند و با تقویت هویت ملی ایرانیان و استفاده از عنصر هویت بخش دین، تحولاتی اساسی در ساختار حکومت و جامعه ایجاد کردند. رسمی کردن مذهب تشیع امامیه، مهم ترین اقدام حکومت صفویه در شروع کار بود که موجب تحول اساسی در ارزش ها و هنجارهای جامعه ایران شد. درنتیجه، بسیاری از ارزش ها جنبه دینی و مذهبی پیدا کردند و همراه این تحولات، برخی باورهای نادرست نیز رواج یافت. ساختار جهان بینانه حکومت صفویه با توجه به جنبه های دینی آن، تا جایی در زمینه خرافه گرایی پیش رفت که موجب ایجاد سستی در مبانی تشیع شد. نزدیکی فرهنگی ایران امروز با دوره صفویه، موجب ماندگاری و پایائی بسیاری از آداب و رسوم، اعتقادات و سنت ها شده است؛ درنتیجه باید ریشه برخی خرافه های موجود را در دوره صفویه جستجو کرد که به دلایل مختلف تا امروز ادامه پیدا کرده است. با توجه به تاریخی بودن موضوع، این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوای استقرایی، به صورت کیفی و به شیوه تاریخی - تطبیقی انجام شده است. نتایج این پژوهش نشان دادند نفوذ باورهای خرافی میان نخبگان و دربار، موجب شیوع خرافات در سطح جامعه شده است. در کنار این عوامل، برداشت سطحی از دین و توجیه اعتقادات خرافی به وسیله باورهای دینی، ضمنِ گسترش خرافات، زمینه سقوط حکومت صفویه را فراهم کرد.
تحلیل جامعه شناختی شیوة برساخت هویت از رهگذر مصرف موسیقی عامه پسند درمیان جوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی شیوة برساخت هویت ازطریق مصرف موسیقی، مخصوصاً موسیقی عامه پسند، درمیان جوانان است. ازآنجا که موسیقی امروزه همه مکانی شده و به منزلة کرداری اجتماعی به شدت درمیان جوانان رایج شده است، بررسی و تحلیل آن می تواند زوایایی نهفتة این گرایش را آشکار کند. در جهان مدرن امروز مقولة برساخت هویت دربین جوانان خصلتی پیچیده و چندلایه به خود گرفته است. فرایند هویت سازی بیشتر به صورت موضوعی نشانه شناختی درآمده است. مصرف موسیقی یکی از این نوع کردارهای نشانه شناختی قلمداد می شود. کردار نشانه شناختی تحت تأثیر اندیشة سوسور به این معناست که هر کردار اجتماعی درقالب رابطة دال و مدلول تداعی کنندة معانی خاصی است که در دل اشیا و شیوه های اجتماعی نهان شده است.
در این مطالعه بر مبنای نمونه گیری نظری با 30 مصاحبة عمیق و نیمه ساختارمند از دانشجویان مرحلة مصاحبه به حد اشباع رسید. تجزیه و تحلیل محتوای مصاحبه ها برمبنای تحلیل موضوعی صورت گرفت. نتایج مبین آن است که جوانان با مصرف موسیقی عملاً دغدغه ها و مسائل خ ود را مط رح م ی کنند. موسیقی ابزاری است که آنها از طریق آن زندگی خود را معنادار و هویت خویش را غنی می کنند. جوانان با استفاده از تکنولوژی و ادوات مدرن موسیقی، به مثابة پدیده ای جهانی، محلی گرایی خود را نیز ثابت می کردند. وجود گفتمان های متعدد و گاه متعارض در نحوة تفسیر و قرائت ژانر موسیقی ازسوی جوانان تأثیرگذار است.
فضای سیبرنتیک به مثابه فضای
حوزههای تخصصی:
ویژگی های ارتباط از طریق رایانه و امکاناتی که شبکه اینترنت برای ایجاد این ارتباطات فراهم می آورد از یک سو و افزایش روز افزون کاربران این شبکه و جذابیت برقراری این نوع ارتباط از سوی دیگر، همگی نشانه های پیدایش صورت بندی جدیدی از تعاملات اجتماعی به شمار می آیند. فضای سیبرنتیک که به واسطه ایجاد این ارتباطات شکل می گیرد، کارکردهایی دارد که به نظر می رسد در برخی از آن ها هم چون ایجاد امکان تماس و رابطه با دیگری با کارکردهای فضای شهری هم پوشانی داشته باشند.
روابط بین فردی و ماهیت فرهنگی روابط اجتماعی در فضای سیبرنتیک، عمدتا در قالب مطالعات انسان شناسی سیبرنتیک مورد بررسی و مطالعه قرار گرفته است. نظر به توسعه و فراگیر شدن امکان برقراری این گونه جدید ارتباط اجتماعی و بهره گیری روزافزون از آن در نزد کاربران اینترنت در شهرها و به خصوص در شهر تهران، مطالعه و بررسی آن امری ضروری و لازم به نظر می رسد. با توجه به این امر، مقاله حاضر در پی بررسی مولفه ها و پیشینه های فرهنگی- اجتماعی برخی کاربران اینترنت در شهر تهران و مطالعه دلایل روی آوردن آنان به این ارتباط جدید اجتماعی است. در این مقاله تلاش شده است با تکیه بر چارچوب نظری بر گرفته از نظریه شهری لوفبور و مفاهیم همانندنمایی و بازنمود لیوتار و با استفاده از روش های انسان شناسی فضای مجازی اینترنت، فضاهای شهری با توجه به خاستگاه های اجتماعی کاربران مورد تحلیل قرار گیرد.
یافته های فضای سیبرنتیک از نظر کاربران اینترنت در شهر تهران به دلیل مناسبی برای فضای شهری در ایجاد و برقراری ارتباط اجتماعی است.عمده ترین دلایل ذکر شده از طرف این کاربران برای انتخاب خود عبارتند از: الف) محدودیت های موجود در فضای واقعی، ب) امکان بروز نظرات و عقایدی که می تواند در فضای واقعی پی آمدهایی در بر داشته باشد، پ) عدم نیاز به برنامه ریزی زمانی وسهل الوصول بودن امکان ارتباط در فضای مجازی، ت) آسان تر بودن یافتن نقاط مشترک و مسایل مورد علاقه در ارتباط های مجازی، ث) عدم نیاز به ایجاد روابط چهره به چهره برای به دست آوردن شناخت های اولیه.
ساختار روابط انسانی در خانواده و گرایش به مهاجرت
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر سعی دارد پدیده گرایش به مهاجرت را در ارتباط با نهاد خویشاوندی مورد بررسی قرار دهد. کمتر محققی این پدیده را از منظر رابطه آن با شبکه خویشاوندی بررسی کرده است. برهمین اساس، بر آن شدیم تا در این مقاله، از منظری خاص و جدید، به مسأله فرار مغزها نگاه کنیم و نقش بازدارنده و یا تسهیل کننده خانواده و روابط خویشاوندی در امر مهاجرت تحصیل کرده ها را مورد بررسی قرار دهیم. در مقاله حاضر از رهیافت نظری «کارکردگرایی ساختاری» و همچنین از تئوری «فاصله اجتماعی» بهره برده ایم. بنابراین، برخلاف رویکردهایی که مهاجرت نیروهای متخصص از کشور را ناشی از وجود برخی عوامل کششی در کشورهای مقصد می دانند، مقاله حاضر این امر را بیشتر ناشی از ناکارآمدی ساختارهای جامعه می داند. برای تحلیل این ناکارآمدی ساختاری در سطح نظام خویشاوندی، از تئوری فاصله اجتماعی استفاده شده است. با استفاده از این تئوری می توان گفت که با بیشتر شدن فاصله اجتماعی میان افراد خویشاوند، نفوذ متقابل آنها بر همدیگر کاهش یافته و در نتیجه نظام خویشاوندی آن، کنترل سنتی خود بر فرد را از دست می دهد، و همین عدم وابستگی و همبستگی فرد با خویشانش، زمینه ای را فراهم می سازد تا او به محض رویاروبی با مشکلات و یا مهیا شدن امکانات سفر، اندیشه خروج از کشور و اقامت در نقطه ای دیگر از جهان را در سر بپروراند.
در این پژوهش از روش پیمایش استفاده شده است. جامعه آماری را دانشجویان رشته های انسانی (علوم اجتماعی) و فنی (مهندسی برق) دانشگاه تهران تشکیل می دهند. جمع آوری داده ها نیز از طریق پرسشنامه و در قالب طیف لیکرت انجام گرفته است. یافته های تحقیق بیانگر این امر هستند که میان چهار متغیر اصلی، یعنی وسعت نظام خویشاوندی، گستره روابط خویشاوندی، فراوانی روابط خویشاوندی و عمق روابط خویشاوندی، و متغیر گرایش به مهاجرت از کشور، رابطه ای معنی دار و معکوس وجود دارد. همچنین، از بین چهار متغیر مستقل، دو متغیر «گستره روابط خویشاوندی» و «عمق روابط خویشاوندی» رابطه ای معنی دار با متغیر گرایش به مهاجرت داشته اند. به عبارت بهتر، افرادی که روابط بیشتر و صمیمی تری با خویشان خود دارند، گرایش کمتری به مهاجرت از کشور از خود نشان می دهند.
مطالعه ی زمینه های مرتبط با جامعه پذیری در خانواده و عزت نفس زنان متاهل
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف بررسی مقایسه ی زمینه های مرتبط با جامعه پذیری گذشته با زمینه های فعلی بر عزت نفس زنان متاهل انجام شده است. در این مطالعه که به روش پیمایش صورت گرفته، 400 نفر از زنان متاهل شهر لار مورد بررسی قرار گرفتند. چارچوب نظری مورد استفاده در این مطالعه، نظریه ی کنش متقابل نمادین بوده است.
یافته های پژوهش نشان می دهد که از 400 نفر زن متاهل، 3/17 درصد دارای جامعه پذیری اقتدارگرایانه، 4/66 درصد بینابین و 3/16 درصد از زنان دارای جامعه پذیری دموکرات بوده اند. همچنین بر اساس نتایج بدست آمده، 6/15 درصد از زنان احساس منفی، 4/69 درصد احساسی متوسط و 15درصد از آن ها احساس مثبت نسبت به خود داشته اند. در تحلیل چند متغیره ی عامل های جامعه پذیری گذشته توانسته اند در کل 6/35 درصد از واریانس متغیر وابسته و عامل های جامعه پذیری کنونی 25 درصد از واریانس متغیر وابسته را در جامعه ی آماری تبیین کنند.
اندیشه: انسان متجدد
ماهیت وفاداری زوجین از دیدگاه حقوقی، فقهی و روانشناسی و جایگاه آن در خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، بررسی و تبیین ماهیت وفاداری زوجین و نقض آن از دیدگاه روانشناسی، حقوقی، فقهی و اخلاقی است. برای رسیدن به این منظور از روش تحقیق توصیفی و تحلیلی استفاده شده است. برای گردآوری اطلاعات نیز با استفاده از روش کتابخانه ای از راهبردها و ابزارهای گوناگونی ازجمله کتابها، مقالات، پایان نامه ها، لغتنامه ها، سایتهای اینترنتی، متون چاپی نمایه شده در بانکهای اطلاعاتی و دیگر منابع مرتبط در کتابخانه های عمومی، تخصصی یا دیجیتال در این راستا بهره گرفته شده است. نتایج نشان داد که مطابق با قانون مدنی ایران، زوجین به حسن معاشرت با یکدیگر مکلف هستند. حسن معاشرت مفهومی عرفی دارد و یکی از تکالیف غیرمالی مشترک زوجین است. وفاداری زوجین نسبت به یکدیگر را نیز می توان از مصداقهای حسن معاشرت تلقی کرد. اگرچه در قانون مدنی ایران صریحاً به تکلیف وفاداری اشاره ای نشده است، سکوت قانونگذار به دلیل بدیهی بودن آن است؛ بدین معنا که زن و مرد باید به یکدیگر وفادار باشند؛ در غیر این صورت به بنیان خانواده لطمه وارد می شود و خانواده را در معرض انحلال قرار می دهد. وفاداری در قالب سه نظریه قابل بررسی است و درنهایت نظری که برتری دارد، این است که زوجین از برقراری رابطه نامشروع با دیگران (اعم از زنا، لواط و یا مساحقه) خودداری کنند.
بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر بی رغبتی جوانان شهری به ازدواج (مورد مطالعه: شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق شناسایی مهم ترین عوامل اجتماعی مؤثر بر روابط پیش از ازدواج است که منجر به کاهش رغبت جوانان به ازدواج است. پژوهش حاضر مبتنی بر رهیافت کمیت گرا و روش پیمایش است. جامعه ی آماری این تحقیق، شامل تمامی افراد در محدوده ی سنی 20 تا 24 سال 45-49 ساله ی ساکن شهر تهران هستند و حجم نمونه برمبنای فرمول کوکران 384 مشخص گردید. بنابراین تعداد 384 پرسشنامه به شیوه ی نمونه گیری تصادفی خوشه ای توزیع شده است. مدل نظری این تحقیق تلفیقی از رویکرد نظری اینگلهارت، عادت واره و میدان بوردیو، فضاهای ارتباطی هابرماس، کاشت باور گربنر و رویکرد نوگرایانه ی گیدنز و اولریش بک است. فرضیه های این تحقیق عبارتند از اینکه بین متغیرهای مستقل پژوهش: نگرش مادی فرد، نگرش برابری جنسیتی، نگرش خانواده ی فرد به روابط پیش از ازدواج، نگرش دوستان فرد به روابط پیش از ازدواج، میزان فردگرایی، میزان تجددگرایی، میزان بی اعتمادی اجتماعی، میزان پایبندی به اعتقادات و ارزش های مذهبی، میزان حضور در فضاهای مجازی، میزان ارتباط با جنس مخالف در فضای مجازی، میزان کاربرد رسانه های جمعی و بی رغبتی جوانان به ازدواج متغیر وابسته ی پژوهش رابطه وجود دارد. به این ترتیب پژوهش حاضر ده فرضیه دارد که بر مبنای یافته های توصیفی و استنباطی متغیرهای فوق قادر به تبیین54 درصد از واریانس متغیر بی رغبتی به ازدواج می باشند.
ساختار قشربندی اجتماعی جامعه شهری ایران در دو دهه اول نظام جمهوری اسلامی ایران (1360 و 1370)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله با استفاده از رهیافت وبر، ساختار قشربندی جامعه شهری ایران در نظام جمهوری اسلامی در دهه 1360 و 1370 بررسی شده است. بر مبنای این رهیافت، تحلیل ساختار قشربندی بر اساس این سه بعد است: بهره مندی از ابزارهای فعالیت اقتصادی، داشتن مهارت و صلاحیت، استفاده از فرصت های زندگی. روش اجرای تحقیق، تاریخی است و منابع داده های آن، آمار سرشماری ده ساله نفوس و مسکن ایران در سال های 1365و 1375 بوده که از سوی مرکز آمار ایران جمع آوری شده است.
نتایج پژوهش نشان می دهد با وجود برنامه های توسعه در پس از انقلاب به ویژه در دهه دوم، در بین قشر کارفرمایان همچنان مناسبات سنتی چیرگی داشته و کارکنان مستقل این قشر سنتی متوسط در بعد از انقلاب رشد زیادی کرده است. قشرهای متوسط نیز به ویژه در بخش دولتی، درنتیجه سیاست های گسترش طبقات متوسط دولتی، به خوبی رشد کرده اند تا چرخ های توسعه دولتی را بچرخانند. اما در بخش خصوصی- که بیشتر کارگران و کارمندان دون پایه در این بخش مشغول به فعالیت بودند- رشد نزولی داشته اند.
پیامدها و واکنش های آشکار ناشی از بحران ها و تهدیدهای اجتماعی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
"مقاله حاضر ضمن ارایه تعریفی از بحران و تهدید به عنوان نقطه عطفی در جریان طبیعی امور و شرایط و تلقی شدیدا منفی پس از رسیدن و گذر از نقطه یاد شده – به نحوی که در باب شدت منفی بودن امری خاص مجموعه ای از مسایل و شرایط اجتماعی فراهم آید و توجه عمومی جلب گردد و وجدان جامعه تحریک شود – به بررسی وجوه مختلف آن پرداخته است. سپس با نگاهی به فرایندهای تاریخی ایران و با اشاره به نظریه راهبرد و سیاست سرزمینی، به ریشه و زمینه های مستعد بحران در جامعه ایران اشاره نموده و نیز زورمندمداری را (که سبب پدید آمدن بحران مشروعیت و شکل گیری روان شناسی جمعی خاصی است) به عنوان عامل تعیین کننده معرفی نموده است.
این مقاله گرچه مساله فروپاشی تام و تمام اجتماعی را به دلیل وجود ساز و کارهای دفاعی جامعه و فرایند ساخت پذیری محدود، منتفی دانسته است؛ لیکن از فروپاشی خرده ساخت های سیاسی و اقتصادی یاد کرده و با توجه به شرایط کنونی کشور، فهرستی از مهم ترین بحران های فراروی را ارایه نموده است؛ در عین حال وجود جنبش اجتماعی نیرومند در ایران را که در اثر اتخاذ راهبردها و سیاست های نادرست به حالت دوگانگی و برزخی گرفتار شده مورد تایید قرار داده و تاکید بر انفعال عمومی را نادرست خوانده است.
در پایان به مساله اسکان غیررسمی به عنوان راه حل مردمی معضل سرپناه اشاره و نتایج و تبعات آن بررسی شده است. تمامی مباحث یاد شده در سه سطح کلان، میانه و خرد پیگیری شده اند. "
پردازش و تحلیل داده ها و تحقیقات اجتماعی - اقتصادی با استفاده از نرم افزار Spss
منبع:
کتاب ماه ۱۳۸۸ شماره ۲۲
حوزههای تخصصی:
بررسی و اولویت بندی عوامل موثر بر موفقیت تحصیلی دانشجویان
حوزههای تخصصی:
نفوذ فرهنگ غرب در ایران
فرهنگ سیاسی اقتدارگرا و ساختار دیوان سالاری دولت در دوره پهلوی اول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر زمینه اصلی برنامه های نوسازی و اصلاحات اداری دوران رضاشاهی را- که دارای مزایا و فواید بسیاری برای جامعه ایران بوده است- بیان می کنیم. همچنین، به وجود فرهنگ سیاسی اقتدارگرا می پردازیم که به موازات آن تجدید حیات یافت و موجب فزونی یافتن روش های مستبدانه و اعمال سلیقه های فردی در نظام سیاسی و اداری کشور شد.
در ادامه، این مسئله را تبیین می کنیم که به رغم رشد کمّی و پدید آمدن محیطی نسبتاً مناسب برای نوسازی و اقداماتی که صورت پذیرفت، تحولی بنیادین در نظام دیوان سالاری کشور پدیدار نشد . در این دوران، بسیاری از ویژگی ها و عناصر مخرب و نامناسب- که همواره از موانع تحول و اصلاحات بنیادین در نظام سیاسی اداری ایران به شمار می رفتند- ماندگار و حتی گاه تقویت شدند ؛ عناصری نظیر روحیة اطاعت محض، رابطه گرایی، خویشاوندسالاری، ارتشا و فساد اداری، قانون شکنی و قاعده گریزی، نبود امنیت، بی اعتمادی، روحیه چاپلوسی، فقدان عقلانیت در تصمیم گیری های راه بردی و تحمیل ارادة فردی شاه بر همة ارکان اداری.
"نظریه هنجاری رسانهها از دیدگاه رهبران انقلاب اسلامی: از 1357 تا سیامین سال انقلاب "(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"نظریههای هنجاری، مشخصکننده بایدها و نبایدها در عملکرد رسانهها هستند. در این رابطه سیبرت (1963) چهار نظریه اقتدارگرا، لیبرالی، مسئولیت اجتماعی و کمونیسم روسی را معرفی کرد. پس از او مریل با ارائه دستهبندی دوگانه (اقتدارگرا، لیبرالی)، هاچتن با تقسیمبندی پنجگانه (اقتدارگرا، کمونیسم روسی، توسعهبخش، انقلابی و غربی)، آلتشول با سه نظریه (بازار، مارکسیسم و پیشرو) و سرانجام مککوئیل با افزودن دو نظریه توسعهبخش و مشارکت دموکراتیک به تقسیمات چهارگانه این نظریه، آن را به عنوان نظریه هنجاری رسانهها معرفی کردند.
در این مقاله تلاش شده است بر اساس مؤلفههای اصلی نظریههای هنجاری رسانهها، دیدگاههای رهبران انقلاب اسلامی؛ امام خمینی و آیتالله خامنهای، از میان سخنان ایشان استخراج شود. گزارههای بهدست آمده نشان میدهد، نظام هنجاری مطلوب آنان، با وجود برخی شباهتها به شش نظریه دیگر، دارای ویژگیهایی است که شاید بتوان به عنوان الگوی هفتم از آن سخن گفت.
" "امام خمینی، انقلاب اسلامی، آیتالله خامنهای، رسانه، نظریه هنجاری
"
چشم اندازهای کاربست فناوری اطلاعات و ارتباطات در فرآیند یاددهی و یادگیری آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سراسر جهان، دانشگاه ها با این موضوع دست به گریبان اند که چگونه خودشان را تغییر دهند تا بر چالش ها و چشم اندازهای حاصل از کاربرد فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی فائق آیند. این مقاله به بررسی چشم اندازهای کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در فرایند یاددهی و و یادگیری از دیدگاه اعضای هیات علمی و دانش جویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه های اصفهان و صنعتی اصفهان می پردازد. روش پژوهش توصیفی است. در این پژوهش چشم اندازها در چهارچوب درونداد، فرایند، نتایج فردی و نتایج سازمانی بررسی شده است. ابزار اصلی جمع آوری داده ها، پرسش نامه محقق ساخته از نوع بسته پاسخ، شامل 62 گویه در محورهای اصلی کاربست فناوری اطلاعات و ارتباطات می باشد. پایایی پرسش نامه بر اساس ضریب آلفای کرونباخ معادل 0.880 برآوردگردید و روایی آن مورد تایید متخصصان مربوط قرار گرفت. نتایج تحقیق به لحاظ آماری در سطحp0.05 بیانگر آن است که مقوله درونداد و فرایند چشم انداز محسوب نشده، اما مقوله نتایج فردی و سازمانی بیش از سطح متوسط از دیدگاه اساتید و دانش جویان تحصیلات تکمیلی دانشگاهای اصفهان و صنعتی چشم انداز محسوب می شود.
ارزش های مندرج در مطبوعات: مقایسه انقلاب مشروطیت و انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"مقاله با تکیه بر آن که در هر دو انقلاب مشروطیت و اسلامی، کاهش قدرت مرکزی منتهی به رشد فزاینده تعداد روزنامه ها شده است، از طریق تحلیل محتوای سرمقاله نخستین شماره روزنامه های تازه انتشار در دو مقطع 891 روزه از انقلاب مشروطیت و 614 روزه از انقلاب اسلامی و با تکیه بر تعبیری از مفهوم ارزش که از نمونه تعاریف منعکس در منابع 1946 تا 2008 استخراج شده، جستجوگر تفاوت ها و شباهت های دو انقلاب شد. نتایج نشان داد که در هر دو انقلاب پیرامون این امر که چه چیزی بد و نامطلوب است، توافق بیشتری از چه چیزی خوب و مطلوب است وجود داشته، با این تفاوت که تعدد و تنوع ارزش های منفی در انقلاب اسلامی به مراتب بیش از انقلاب مشروطیت بوده است. به عبارت دیگر، در انقلاب اسلامی، بیش از انقلاب مشروطیت به ارزش های منفی توجه شده و انقلاب اسلامی بیشتر از انقلاب مشروطیت متمرکز بر بیان نخواسته ها بوده تا خواسته ها.
در انقلاب مشروطیت، شیفتگی به تجدد غربی و در انقلاب اسلامی، نفرت از تجدد غربی دیده شد. در انقلاب اسلامی، ارزش گزاری مثبت به رهبری انقلاب، از مقوله هایی بود که اختلافی در باره آن میان اکثر گروه ها وجود نداشت؛ در حالی که در انقلاب مشروطیت، هیچ فردی چنین پایگاهی نداشت. در انقلاب مشروطیت در مورد ارزش مثبت دانستن دانش، دانشمند و تخصص، اختلافی نبود و در انقلاب اسلامی در مورد پایین بودن سهم این ارزش ها اختلافی وجود نداشت. در انقلاب اسلامی، همه گروه ها در نگاه منفی به شاه و نظام سلطنتی توافق داشتند؛ حال آن که در مشروطیت، نگاه منفی نسبت به سلسله قاجار متمرکز بود، نه نظام سلطنتی؛ آن چنان که شاهان باستان و شکوه و عظمت گذشته آنان برای ملت تحقیر شده آن روزگار ایران، ارجمند بود.
"