رسانه ها به لحاظ نقشی که در تعیین اولویت های فکری مخاطبان خود دارند و تاثیری که بر فعالیت های رهبران سیاسی می گذارند، بارها مورد بررسی قرار گرفته اند. رسانه ها و به خصوص رسانه های آمریکایی، مانند مجله های مطرح و پرتیراژ تایم و نیوزویک، از طریق انعکاس رویدادهای مختلف در کشورها، تصویری از آن ها در اذهان مخاطبان خود ترسیم می کنند و همین امر می تواند دیدگاه مردم جهان را نسبت به کشورهای مختلف تعیین کند. در مقاله حاضر برای شناخت تصویر ترسیم شده از ایران، در دوره های هفتم و نهم ریاست جمهوری، دو مجله تایم و نیووزیک مورد بررسی قرار گرفتند. به این ترتیب که 439 مطلب مربوط به ایران، از مجله های مذکور گردآوری و تحلیل محتوا شدند و در نهایت این نتیجه گیری به دست آمد که؛ تصویر ایران در دوره هفتم تصویر کشوری است که خواهان دوستی با کشورهای دیگر و به دنبال تغییرات در ساختار سیاسی و اجتماعی خود است. درحالی که، ایران در دوره نهم به عنوان کشوری ترسیم شده که به دنبال ساخت سلاح های هسته ای و از بین بردن اسرائیل است، اما راه مقابله با آن جنگ نیست بلکه دوستی و مذاکره است
Digitalization and the emergence of the Internet have resulted in escalating access to information and communication. Given the circumstances that soaring access to information amounts to the intensification of misinformation and disinformation, a set of critical skills to navigate and critically assess the information is necessary. This paper outlines the significance of these skills, and provides a perspective on metaliteracy as a supplement to media and information literacy, and argues that the ability to conceptualize, access, comprehend, analyze, and use information is crucial in achieving inclusive, pluralistic, and participatory knowledge societies.
سکونتگاه های روستایی از دیرباز بخش اصلی نظام سکونتگاهی کشور را تشکیل می دادند. این سکونتگاه ها به رغم تحولات نظام های اسکان و سکونت گزینی در کشور همچنان دارای جایگاه ویژه ای هستند. بنا بر مستندات، به رغم کاهش جمعیت روستاهای کشور در یک صد سال اخیر به ویژه در دوره های سرشماری سال های 1395-1335 که از 70 درصد به 30 درصد کاهش یافته، اما همچنان به عنوان مراکزی برای تأمین امنیت غذایی کشور و محل تأمین محصولات راهبردی مانند گندم و پروتئین شناخته می شوند. از این رو به نظر می رسد اساس حیات اجتماعی- اقتصادی ایران مطابق با یافته های مستشرقان و محققان داخلی، همچنان سکونتگاه های روستایی است. این مقاله برنامه های پنج ساله پس از انقلاب اسلامی را به لحاظ میزان توجه و تأکید بر ابعاد و شاخص های توسعه روستایی در سال 1395 ارزشیابی کرده است. در این راستا روش تحقیق توصیفی- تحلیلی بوده و گردآوری داده ها با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و مرور مفاد برنامه های پنج ساله صورت گرفته است. جهت تحلیل داده ها، از روش تحلیل محتوای کیفی بهره گرفته شده است. نتایج تحقیق نشان داد، در فرایند برنامه های توسعه کشور از آغاز برنامه اول توسعه در سال 1368 تا برنامه پنجم توسعه منتهی به سال 1395، محتوای عمومی و ابعاد برنامه ها در ارتباط با سیاست های توسعه روستایی افزایش و ارتقاء یافته است. سپس، در میان برنامه های اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی توجه به برنامه های اجتماعی بیشتر از سایر ابعاد توسعه روستایی بوده است. درنهایت درخصوص توسعه روستایی، برنامه پنج ساله پنجم که بالاترین جایگاه را داشته، وضعیت برنامه سوم توسعه نسبت به سایر برنامه ها چشم گیر بوده است.
زمینه و هدف: یکی از اصلی ترین مؤلفه هایی که امنیت را ارتقاء می بخشد و جامعه را سالم، آرام و مطلوب می سازد، سرمایه ی اجتماعی است. سرمایه ی اجتماعی عامل اولیه جامعه مدنی است که از تعامل روزمره ی مردم به دست می آید و به ایجاد ارتباطات اجتماعی و شبکه های اجتماعی مبتنی بر اصول اعتماد، همکاری متقابل و قواعد کنش اجتماعی می پردازد. پژوهش حاضر با هدف بررسی و سنجش رابطه ی سرمایه ی اجتماعی و احساس امنیت اجتماعی در محدوده ی مورد مطالعه صورت گرفته است.
روش شناسی: این پژوهش به روش پیمایشی و با استفاده از ابزار پرسشنامه انجام شده است، جامعه ی آماری پژوهش زنان بالای 18 سال شهر آبدانان و روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای است که 367 نفر به عنوان حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران تعیین شده است. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و بهره گیری از آزمون هایی همچون، T تک نمونه ای، ضریب همبستگی پیرسون و نیز رگرسیون چند گانه می باشد. سرمایه ی اجتماعی به عنوان متغیر مستقل با 5 عنصر اعتماد اجتماعی، آگاهی اجتماعی، روابط اجتماعی، انسجام اجتماعی و مشارکت اجتماعی بررسی و سنجیده شده است. همچنین احساس امنیت به عنوان متغیر وابسته در سه بعد امنیت جانی، مالی و سیاسی مورد ارزیابی قرار گرفته است.
یافته ها: یافته های به دست آمده، نشان می دهد از میان عناصر سرمایه اجتماعی، اعتماد اجتماعی با ضریب 461/0 و بعد از آن آگاهی اجتماعی با ضریب 382/0 بیشترین همبستگی را با احساس امنیت اجتماعی دارند.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش حکایت از رابطه ی مثبت و معنی دار سرمایه اجتماعی و ابعاد آن با احساس امنیت اجتماعی دارد. تطابق یافته های پژوهش حاضر با نظریات گیدنز، کلاوس افه، بوردیو و پاتنام در تبیین نقش سرمایه اجتماعی بر میزان افزایش احساس امنیت اجتماعی، ضرورت تقویت سرمایه ی اجتماعی را روشن تر می سازد.
Purpose: The purpose of this study was to compare the personality characteristics of single-child, two-child and multiple-child students in Sari. Methodology: This study was a descriptive-comparative study. The statistical population of this study included all male and female students of first, second and third grade high schools of public and private schools in Sari in the academic year of 2018-19. The sample of the study population was 370 people using random sampling method based on Morgan table. In order to predict the decrease of subjects, the tests were performed on 500 people, but finally 324 questionnaires were completed. Demographic and personality questionnaires were completed by the 5-item Neo. Data was analyzed by SPSS software using descriptive statistics and multivariate analysis of variance at the significant level of 0.05. Findings: The results showed that there was a significant difference between the characteristics of neuroticism, extraversion, openness, agreeableness, and conscientiousness of students belonging to single-parent, two-parent and multi-child families (p <0.05). Also, no significant gender differences were found among the five personality traits of male and female students of single, two and multiple children (p <0.05). Conclusion: Student personality traits of single-child, two-child and multiple-child families. Happiness, life satisfaction and hope for the future are higher in single-parent families than single-parent families. In the present study, the agreement and extraversion of single children were higher than two children and multi children. Extraversion also includes traits such as positive thinking, happiness, life satisfaction and hope for the future. To illustrate this incongruity, it can be stated that single children in their families do not have conflicts with their peers and always remain in the strong position of the first child who has no successor and who has not been affected by the birth of the next child. Cause higher extravasation of this stratum.
گیاه درمانی به عنوان برآیند تعامل بشر با محیط پیرامون خویش در بکارگیری گیاهان در درمان بیماری ها از جمله دارایی های فکری یک کشور محسوب می گردد. با وقوع انقلاب صنعتی استفاده از داروهای گیاهی به عنوان روشی درمانی به دست فراموشی سپرده شد، لیکن با گذشت زمان و آشکار شدن مضرات داروهای شیمیایی بر بدن انسان، دیگر بار جهانیان به استفاده از خدمات طب سنتی و بکارگیری گیاه درمانی روی آوردند که این ضرورت و نیاز خود زمینه ساز وقوع سرقت زیستی و نادیده انگاشتن حق حاکمیت کشورهای فراهم کننده منابع ژنتیک و دانش سنتی گیاه درمانی نسبت به منابع موجود در قلمرو سرزمینی این کشورها شد. ظهور این مسایل موجب گردیده قانونگزاران ملی و متصدیان امر در سطح نهادهای بین المللی برای حمایت از حقوق جوامع بومی و محلی به چاره اندیشی بپردازند. موضوع مقاله حاضر حمایت از گیاه درمانی در پرتو کنوانسیون تنوع زیستی و پروتکل ناگویا است. در سطور آتی خواهیم دید اگر چه تصویب این اسناد گامی بلند در راستای حمایت از حقوق جوامع بومی نسبت به دانش سنتی مخصوصا گیاه درمانی است، اما دارای ضعف ها و کاستی هایی است که از اثربخشی کامل آن می کاهد.
Purpose: This research was conducted with the aim of presenting a model of self-handicapping based on time perspective and intelligence beliefs mediated by academic self-efficacy in students. Methodology: Present study was cross-sectional from type of correlation. The research population was all secondary high school students of Tehran city in 2019-20 academic years. The sample size was considered 400 people who were selected by multi-stage cluster sampling method. The research tools were the revised self-handicapping scale (Jones & Rhodewalt, 1982), time perspective questionnaire (Zimbardo & Boyd, 1992), intelligence beliefs scale (Abd-El-Fattah & Yates, 2006) and academic self-efficacy scale (Jinks & Morgan, 1999). Data were analyzed by structural equation modeling method in SPSS-25 and Amos-23 software. Findings: The findings showed that the model of self-handicapping based on time perspective and intelligence beliefs mediated by academic self-efficacy in students had a good fit. Also, time perspective and intelligence beliefs had a direct and positive effect on academic self-efficacy and time perspective, intelligence beliefs and academic self-efficacy had a direct and negative effect on self-handicapping. In addition, time perspective and intelligence beliefs with mediated by academic self-efficacy had an indirect and negative effect on self-handicapping (P<0.05). Conclusion: According to the results of this study, planning is necessary to reduce students’ self-disability which for this purpose, school counselors and psychologists can improve their time perspective, intelligence beliefs and academic self-efficacy through workshops
Purpose: The purpose of this study was to present a model of organizational empowerment based on knowledge management among employees of Sepah Bank branches in Tehran. Methodology: The present study was applied in terms of purpose, and in terms of data collection, it was a mixed research (qualitative and quantitative). The statistical population consisted of academic and organizational experts including senior managers of Sepah Bank in Tehran and the quantitative department included all employees of Sepah Bank in Tehran. Sample size was estimated in theoretical saturation (20) in qualitative section and 343 in quantitative section. Purposeful sampling and stratified random sampling were used for quantitative sampling. Data were collected through qualitative interviews and quantitative researcher-made questionnaires based on 5-point scale. The face and content validity of the questionnaire was confirmed by several experts, validity was calculated by means of variance mean and divergent validity was calculated by AVE. The reliability of the questionnaire was 0.968 through Cronbach's alpha. Data were analyzed using Cronbach's alpha, AVE, AVE root matrix, Kolmogorov-Smirnov test, confirmatory factor analysis, and one-sample t-test. Findings: The results resulted in the identification of 17 components and 66 indicators, including 14 affective components including trust, motivation, commitment, emotional intelligence, participation, communication, structure, education, culture, leadership, technology and reward and 3 affective learning components. Organizational, organizational entrepreneurship and performance, a moderating variable (personality traits) and knowledge management as independent variables affect organizational empowerment based on knowledge management. Other results showed that the status of identified components in organizational empowerment based on knowledge management is desirable. In addition, mechanisms, facilitators, and barriers to organizational empowerment based on knowledge management were also presented. Finally, a research model consisting of influencing factors, content phenomena (constituents, facilitators, barriers, and effective mechanisms for organizational empowerment based on KM) was presented and the degree of fit was confirmed by experts with 95% confidence. Conclusion: Choosing important and effective knowledge and capabilities in the organizational field and enhancing organizational skills is a very effective way of empowering organizational personnel that can lead to enhancing organizational efficiency and organizational integrity of an organization's personnel.
بسیاری از افراد و مکاتب تصور کرده و می کنند که کار زن در تاریخ اجتماعی فرهنگی اسلام منحصر به محیط خانه و خانه داری است و احیاناً حضور در برخی شرایط و موقعیت های سیاسی مانند جنگ، مناسک حج و بیعت نیز وجود داشته است، که عرفاً اشتغالی در پی ندارد. تفحص دقیق در سیره و تاریخ نگاری های معتبر و گونه شناسی اشتغال زنان در سیره نبوی به خوبی بیان می کند که اگرچه کار طاقت فرسا و مقرون به صرفه زن در خانه برای تقویم نهاد خانواده و پویایی جامعه بسیار مهم وحساس است اما اشتغال او منحصر به این ساحت نمی شود. این تحقیق با روش توصیفی تحلیلی و با هدف شناخت گونه های شغلی زنان در عصر نبوی که در سیره ایشان هم تبلور داشته است به بررسی نهاد کار زنان در سیره نبوی می پردازد و دستاورد آن احصاء و اثبات حضور زنان در مشاغل اقتصادی، هنری، فرهنگی، کشاورزی، پزشکی و نظامی و تنوع در این حضور می باشد که طبعاً شرایط فرهنگی اجتماعی صدر اول اسلام را نیز نمایاند چرا که جامعه و عرف این اشتغال را تأیید کرده و مدیریت می کرده است. ضمناً اشتغال زنان با رویکرد اجتماعی و نه چندان اقتصادی بوده است.
فنآوریهای ارتباطی برهمکنشی که به تازگی ظهور یافتهاند، درمقایسه با شکلهای قدیمی رسانههای گروهی، جدید و از آنها متمایز هستند. با دیجیتالی شدن و ادغام رسانههای گروهی قدیمی مانند مطبوعات (متون)، رسانههای صوتی و تصویری، فیلم و آثار گرافیکی، شکلی کاملا جدید و به عبارتی تحول یافته از رسانهها به وجود آمده است.
به این ترتیب بهتر است در ترکیب جدید رسانهها به جای عبارت «رسانههای گروهی» از عبارت «رسانههای چند منظوره» استفاده کنیم.
فنآوریهای ارتباطی جدید همچون «سیدیرام»،«سیدیآی»،«اینترنت»و«شبکه گسترده جهانی» از طریق ارتباطات برهمکنشی، کاربر را قادر میسازد تا خیلی سریع و بدون هیچ مشکلی به اطلاعات دست پیدا کند. برای مطالعه رسانههای گروهی همچون کتابهای طنز، رادیو، تلویزیون و فیلم از روشهای پژوهشی و نظریههای «مبتنی بر تاثیرات» استفاده میشود؛اما با این روشها نمیتوان استفادههایی را که کاربر از فنآوریهای جدید میکند بهطور دقیق پیشبینی کرد. در این مقاله برخی از مشکلاتی که به هنگام به کارگیری روشهای قدیم در رویارویی با فنآوریهای برهمکنشی پیش میآید، روشن و همچنین نظریات و روشهای مختلفی ارائه شده است که به کمک آنها میتوان واکنش و برهمکنش مصرف کننده(کاربر) را دربرابر رسانههای نوین تشخیص داد. دراین مقاله برخی پیشنهادها برای انجام پژوهشهای آینده آمده است.
ارتقاء سطح آگاهی در زندگی رسانه ای و در جامعه ایرانی به ویژه برای والدین در جهت هوشیار سازی فرزندانشان در استفاده از فضاهای رسانه ای، یک نیاز و ضرورت محسوب می شود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها، کیفی و از نوع تحلیل مضمون است. داده ها پس از جمع آوری، ثبت، کدگذاری و در قالب مضامین اصلی، دسته بندی شدند. درنهایت جهت تعیین اعتبار یافته ها 15 نفر از صاحب نظران مورد مصاحبه قرار گرفتند. تحلیل داده های کیفی مشخص کرد، مضمون های: توجه به انواع مختلف تفکر (مراقبتی، نقادانه، خلاقانه، معاشرتی مشارکتی)، کسب انواع مهارت (مهارت های فناورانه، مهارت خودکنترلی، مهارت میانجیگری والدین و توجه به ارزش های اخلاقی و هویت بخش در فضای مجازی)، توجه به مدیریت مصرف رسانه ای (توجه به کیفیت مصرف رسانه ای فرزندان، تأکید بر نقش والدین در مقام یاددهنده و در مقام یادگیرنده، توجه به طبیعت، جامعه پذیری رسانه ای فرزندان) به عنوان راهبردهای توانمند سازی والدین در زندگی رسانه ای فرزندان شناخته شد.
رسانه ها ضمن ایفای نقش اساسی در اطلاع رسانی، یکی از منابع قابل دسترس و باصرفه برای ورزش هستند که تمام جزئیات را با کیفیتی مطلوب در اختیار مردم قرار می دهند، ازاین رو، دریافت متنوع و متعدد پیام های ورزشی، مستلزم برخورداری از سواد رسانه ای است. هدف پژوهش حاضر، ارائه الگوی کاربردی سواد رسانه ای در حوزه ورزش بوده که با رویکرد کیفی و با روش داده بنیاد انجام شده است. داده های پژوهش از طریق مصاحبه عمیق با 26 نفر از استادان دانشگاهی در حوزه های رسانه و ورزش، مدیران رسانه های جمعی و مخاطبان فعال رسانه های ورزشی که با روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند انتخاب شده اند، به دست آمده است. یافته ها، رژیم سواد رسانه ای ورزشی را در قالب الگویی ارائه می کنند که طبق آن، برجسته سازی مقوله ورزش، مدیریت محتوای پیام (شرایط علی) و گنجاندن آموزش سواد رسانه ای در محتوای رسانه های جمعی به ویژه رسانه ملی (شرایط زمینه ای)، منجر به توانمندسازی در مصرف رسانه ای، همچنین ارتقای مهارت های اجتماعی در مخاطبان ورزشی می شود. از طرف دیگر، بی توجهی سیاستگذاران و درک نشدن اهمیت سواد رسانه ای به عنوان موانع فراگیری سواد رسانه ای در ورزش مطرح می شوند.
ما در عصر تبلیغات بسر می بریم . یکی از مسائل مهم در تبلیغات ظرفیت رسانه ها در انتقال پیام است.تنوع و کثرت رسانه ها و نقش آنها در حوزه تبلیغات باعث اهمیت روزافزون آنها شده است.اگرچه ما در عصر ارتباطات و رسانه های نوین بسر میبریم اما می توان با بهره گیری هوشمندانه و دقیق از ظرفیتهای رسانه های سنتی و ارتباطات سنتی در اثر بخشی تبلیغات بهره جسته و از این فرصت ارتباطی و رسانه ای استفاده نماییم. همچنین با توجه به این نکته که رسانه های سنتی از جمله ابزار قوی انتقال پیام در ارتباطات سنتی می باشند استفاده از این ظرفیت در تبلیغات حایز اهمیت است.در این مقاله سعی شده است با معرفی رسانه ها و ارتباطات سنتی به ظرفیتها و ویژگی های آنها در تبلیغات بپردازیم.
درک مفاهیم ضمنی و کشف ظرایف تدوین فیلم که کمتر به آن پرداخته شده است، هدف اصلی این پژوهش است. از این رو با انتقال یکی از پرکاربردترین عناصر بلاغی (تشبیه) به مطالعات سینمایی به روشن سازی چگونگی عمل کرد تدوین تشبیهی در فیلم های سینمای ایران پرداخته ایم. این پژوهش کاربردی با روش توصیفی - تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و منابع صوتی- بصری(فیلم ها) انجام گرفته است. نمونه گیری به شیوه هدف مند انجام شده و چارچوب نظری بر نظریّه فرمالیستی آیزنشتاین استوار است. در این پژوهش نخست با بیان تشبیه و تفاوت های آن با استعاره و جناس، الگوی دقیقی از آن برای بررسی در سینما ارائه و سپس به صورت عینی و عملی نمونه هایی از تدوین تشبیهی در سینمای ایران با در نظر داشتن سیر تاریخی و موضوعی بیان شده است. نتایج پژوهش نشان داد نحوه ترکیب نماها به شیوه تشبیهی تا حدّ زیادی بر کیفیّت زیبایی شناسی فیلم ها افزوده است. مضامین مختلفی چون تلاش برای بقا، بازیچه بودن قشر ضعیف جامعه، حرص و طمع حیوانی انسان، دید استثمارگرانه به زن، روابط پوشالی و دروغین میان انسان ها و... از طریق این تمهید فرمال در فیلم ها خلق شده است. کاربرد بیشتر قطع ساده در مقایسه با ترفندهایی چون دیزالو و فید و انتخاب مشبه به هایی که جزوی از بافت و زمینه داستان بوده، بیان واقع گرایانه و ساده تری از فرم تدوین تشبیهی را شکل داده است. در نظر داشتن روند تاریخی با نمونه هایی از دهه 40 تا 80 نیز به خوبی آشکار کرد با گذشت زمان پیچیدگی و ظرافت بیش تری در عرصه کاربرد تدوین تشبیهی رخ داده است.