یکی از مفاهیم بسیار پرکاربرد در حوزه علوم اجتماعی و علوم سیاسی مفهوم ارزش های دموکراتیک است که تا کنون پرسشنامه ای جامع، دارای اعتبار، و قابل اتکاء برای سنجش آن در ایران طراحی نشده است. با توجه به این مسئله در مقاله حاضر گزینه ها و گویه های مناسب را یکجا جمع نموده و اقدام به هنجار سنجی و اعتباریابی آن بصورتی عملی در یک جمعیت نمونه 600 نفری در شهر ارومیه که یکی از شهرهای چند مذهبی و چند قومیتی ایران به شمار می رود، نموده است. در پرسشنامه حاضر، ارزش های دموکراتیک در سه مجموعه کلی ""آزادی"" ( شامل آزادی های فردی، آزادی های گروهی، و آزادی رسانه ها)، ""مدارا"" (شامل مدارای فردی، مدارای اجتماعی، مدارای سیاسی، مدارای جنسیتی، مدارای مذهبی، و مدارای قومی)، و ""مشارکت"" (شامل مشارکت های فردی و مشارکت های جمعی) جمع آوری شده اند. اعتبار این پرسشنامه با کمک اساتید جامعه شناسی تائید شده و در نهایت، برای سنجش روایی این متغیر و ابعاد آن و گویه های مرتبط با آن نیز از آزمون آلفای کرونباخ استفاده شده است و بدین ترتیب ابزاری جامع و مناسب را در اختیار پژوهشگران علاقه مند به سنجش میزان گرایش افراد به ارزش های دموکراتیک، قرار می دهد.
هدف از این مقاله، بررسی تأثیر کنترل اجتماعی بر نگرش جوانان 29-18 ساله شهر بهبهان به مصرف مشروبات الکلی است. نمونه مورد مطالعه 384 نفر از جوانان این شهر است که با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. گردآوری داده ها بر اساس پرسشنامه های اطلاعات زمینه ای، محقق ساخته انجام شده است و داده های پژوهش با بهره گیری از جداول توصیفی و آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون تحلیل شدند. نظریه مورد استفاده در این پژوهش، نظریه کنترل اجتماعی هیرشی بوده است. یافته ها نشان داد: بین الگوی کنترل در خانواده، تعهد به دلبستگی خانوادگی، میزان مشغله کاری در شبانه روز و تقید به باورهای دینی رابطه معکوس و معناداری وجود دارد. در رگرسیون چندمتغیره به روش گام به گام، مهم ترین متغیر کنترل اجتماعی، الگوی کنترل در خانواده بود. هر چهار متغیر مستقل در معادله رگرسیونی باقی ماندند و در کل این متغیرها، حدود 38 درصد واریانس نگرش جوانان به مشروبات الکلی را تبیین کردند.
برقراری امنیت در ساختار شهری و برخورداری شهروندان از احساس امنیت در زندگی شهری امروزه اهمیت زیادی دارد و یکی از مؤلفه های اساسی توسعه پایدار اجتماعی محسوب می شود. هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و هراس از تعرض در سطح محله های شهر خرم آباد است. برای نیل به این هدف، از نظریه های سرمایه اجتماعی به عنوان چارچوب نظری استفاده شده است. روش تحقیق مورد استفاده پیمایش است و داده ها از نمونه ای به حجم 245 نفر با ابزار پرسش نامه گرداوری شده اند. برای تحلیل داده ها از آزمون های رگرسیون خطی، تی، تحلیل واریانس یک طرفه، مقایسه های چندگانه شفه و مدل سازی معادلات ساختاری با نرم افزار لیزرل استفاده شده است. یافته ها نشان داد که تعرض به پسران نوجوان، تعرض به دختران و زنان و زورگیری شایع ترین مصادیق هراس از تعرض هستند. نتایج آزمون فرضیه ها نشان داد متغیرهای مشارکت محله ای، رعایت هنجارهای درونی شده، اعتماد محله ای، تعلق طایفه ای ، سن و مدت سکونت در محله با متغیر هراس از تعرض رابطه دارند. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیونی حاکی از آن است که متغیرهای رعایت هنجارهای درونی شده، اعتماد محله ای، تعلق طایفه ای و سن به اتفاق همدیگر 58 درصد از تغییرات هراس از تعرض در سطح محله های شهر خرم آباد را تبیین می کنند. لذا در بسترهای اجتماعی مانند شهر خرم آباد که هنوز پیوندهای سنتی نسبتاً قوی مانده اند، استفاده از متغیر تعلق طایفه ای می تواند به عنوان بُعدی از سرمایه اجتماعی (در شکل سنتی آن) مفید واقع شود. بنابراین می توان گفت طایفه گرایی شاید در حوزه هایی کارکرد منفی داشته باشد، اما در زمینه ترس از تعرض نقش مثبتی را بازی می کند.
کار همواره از بحث برانگیزترین و مهم ترین دغدغه های انسانی جهت تأمین نیازهای فردی، توسعه و ارتقاء سازمان ها و تعالی اجتماعی بشر به شمار می رود. هدف از پژوهش حاضر، شناسایی ابعاد و مؤلفه ها در مدل های تعادل کار و زندگی بر اساس پژوهش های انجام شده در این زمینه بوده است. مقاله ی پیش رو با بهره گیری از روش فراترکیب، پژوهش های انجام شده در موضوع تحقیق را به صورت چارچوب مند بررسی کرده و نتایج آن را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است. برای این منظور با مراجعه به اسناد موثق، در سایت های الکترونیکی در دسترس در فاصله زمانی سال های 1963 الی2020 از بین مقالات اولیه که شناسایی شده اند، ضمن بهره گیری از 38 منبع که بیشترین ارتباط کیفی با موضوع پژوهش را داشته اند و با استفاده از جمع بندی نظریات مختلف و اشباع نظری پیرامون آن ها به استخراج 845 کد دست یافته است، در ادامه پس از پایش، کدها در قالب 29 مقوله، جای داده شده اند. به منظور تحلیل مقالات نهایی، مفاهیم و مضامین تشکیل دهنده، مؤلفه ها و ابعاد تأثیرگذار استخراج گردیده است. نتایج حاصل از این پژوهش در قالب ابعاد ایجابی و سلبی و مؤلفه های پیشایند (پتانسیل فردی، حمایت خانواده و ...)، پیامد (رضایت شغلی، رضایت فردی و ...) و استراتژی( حمایت سازمانی، عوامل اجتماعی و ...) طبقه بندی و ارائه گردیده است.
پدیده "بی فرزندی"به عنوان یکی از برجسته ترین ویژگی های جمعیت شناختی مرتبط با رفتار باروری و الگوهای فرزندآوری در خانواده نوین و جهان معاصر، موضوع تحقیق حاضر است.اگرچه بی فرزندی در دوران قدیم نیز مشهود بود، اما قرن بیست ویکم نه تنها شاهد رشد شتابان بی فرزندی است، بلکه پیش بینی های جمعیت شناسان نشان می دهد که در سال های آینده نسبت زوجینی که هرگز صاحب فرزند نمی شوند، روند تصاعدی طی خواهد کرد. در کشور ما به پدیده بی فرزندی معمولا در حاشیه تحقیقات باروری و کم فرزندی پرداخته شده است. تحقیق حاضر به طورخاص و مستقل بر بی فرزندی متمرکز شده، و به طور همزمان متاهلین"بدون فرزند" ومتاهلین "خواهان بی فرزندی"را نیز کانون توجه قرار داده است. نتایج این تحقیق نشان داد که الگوی بی فرزندی در جامعه ما هنوز چندان برجسته نیست و در سطح "افراد و خانواده ها" نه تنها تمایل و ترجیحی به آن وجود ندارد، بلکه حتی نسبت متاهلینی که درحال حاضر بدون فرزند هستند نیز اندک است. درعین حال، یافته های این تحقیق نشان دهنده دغدغه ها و چالش هایی همچون بالا بودن آستانه سنی بی فرزندی است که می تواند در آینده سبب افزایش احتمال ناباروری ناشی از بالابودن سن و نهایتا روند فزاینده بی فرزندی گردد.برهمین اساس، روندهای آتی بی فرزندی در ایران، تاحدود زیادی بستگی به این دارد که در سطح کلان "دولت و حکومت" تا چه حد سیاستگذاری های تاثیرگذار به منظور رفع دغدغه های خانواده ها و افراد جوان در زمینه همسرگزینی و فرزندآوری ازجمله در عرصه فرصت های شغلی و اقتصادی اتخاذ و اجرا خواهد شد.
در میان شکل گرایان دو دیدگاه متفاوت نسبت به مونتاژ فیلم وجود دارد: دیدگاه نخست، مونتاژ را فرآیند پیوند تصاویر عنصری (نامعین و فاقد استقلال) توصیف می کند و دیدگاه دیگر مونتاژ را برخورد دیالکتیک میان تصاویری سلولی (دارای ساختار) می داند. پژوهش حاضر، ضمن بررسی این دو دیدگاه، تلاش می کند تا از طریق بررسی وجوه اختلاف و مطالعه فصول مشترک، دیدگاهی واحد به مونتاژ از منظر شکل گرایان به دست آورد. برای این منظور، ابتدا از هر یک از دو منظر ماده خام مونتاژ بررسی شده است که نتایج این بررسی نشان می دهد میان دیدگاه دو نگره متفاوت به ماده خام مونتاژ در یک ویژگی اساسی - یعنی نامعین بودن معنی - اشتراک وجود دارد و تفاوت دیدگاه بیشتر از آنکه ذاتی باشد، حاصل تفاوت در روش تولید فیلم است. در ادامه، از طریق بررسی تفاوت دو نگره، در روش تولید فیلم و تفاوت های نظری سردمداران این دو دیدگاه (پودفکین و آیزنشتاین)، بحثی پیرامون فرآیند مونتاژ، ماهیت و محدوده آن صورت گرفته که هدف از این بحث، شناسایی مبانی مشترکی است که نظر این دو دیدگاه را در یک مقوله وحدت می بخشد. در پایان نیز به نتیجه گیری از این مباحث پرداخته شده تا دیدگاه مرکبی از موارد فوق گردِ وجوه وحدت بخشِ دو نگره ارائه گردد.
مرگ امری پیچیده است و افراد از فهم محتوای آن عاجزند. یکی از دلایل مرگ هراسی، ناشناخته بودن و ابهام آن است. هدف این مقاله سنخ شناسی و فهم پدیده مرگ بین مردم استان گیلان است و در آن، با تکیه بر روش کیفی و نمونه گیری هدفمند از مصاحبه های نیمه سازمان یافته و فردی با 50 نفر از شهروندان استان گیلان استفاده شده است؛ سپس تحلیل مصاحبه ها به شیوه نظریه زمینه ای انجام شد. برمبنای یافته های پژوهش بیشتر مصاحبه شوندگان به جهان پس از مرگ باور داشتند؛ اما برخی روایت دینی و گروهی روایت اخلاقی از مرگ داشتند. از لحاظ ایماژ یا تصویر از مرگ نیز آنها به چهار گونه تقسیم شدند: آخرت اندیش، فنااندیش، ابهام اندیش و انطباق اندیش. درباره دلایل مرگ هراسی نیز برخی مصاحبه شوندگان در گونه سازگارند و از مرگ هراسی ندارند؛ اما بعضی به دلایل پیامدی، برخی به دلایل جدایی و گسست از این دنیا و گروهی دیگر به دلیل نداشتن شناخت و ابهامات ناشی از مرگ دستخوش مرگ هراسی اند. مفهوم مرکزی دلایل مرگ هراسی در این پژوهش، «نیستی و ناشناختنی بودن مرگ» است.