تاکنون صد کشور جهان ، قوانینی برای حمایت از منابع روزنامه نگاران ، وضع کرده اند و بیش از نود ماده و آیین نامه در خصوص حقوق جراید و قوانین مدنی و جنایی در قانون ملی کشورشان به تصویب رسانیده اند. سوئد، جزء آن دسته از کشورهایی است که به روزنامه نگاران قانوناً حق داده تا از منابع شان حمایت کنند و قانونی برای آزادی بیان جراید وضع کرده است که به صورت جزئی از قانون اساسی کشور در آمده است. بر اساس این قانون، هر شخصی حق دارد منبع اطلاعاتی خود را کتمان کند و نقض این قانون، پیگیرد قانونی به دنبال خواهد داشت . حمایت از منابع محرمانه تا جایی که امنیت ملی را به مخاطره نیندازد، امکان پذیر می باشد. همچنین مقامات اجازه بازجویی و تحقیق ندارند مگر این که این اقدام آنها بر اساس قانون تعیین شده، جایز شمرده شود . حق آزادی بیان شامل حال سایر رسانه ها از قبیل رادیو ، تلویزیون و غیره نیز می شود. حفاظت از منابع از اهمیت اولیه و ابتدایی برای روزنامه نگاران قرار دارد تا قادر باشند اطلاعات را بدست آورند . قدرت اجبار به افشای منبع باید به شدت محدود شود؛ همچنین به منظور انجام نقش روزنامه نگاران به عنوان یک ناظر در یک جامعه دموکراتیک، دسترسی به اطلاعات بدست آمده توسط مقامات دولتی ، بر اساس اعطای عادلانه و بی طرفانه، ضروری است. در این رابطه، حفاظت از منابع از اهمیت ابتدایی برای روزنامه نگاران برخوردار می باشد؛ در نتیجه هرگونه اجبار به افشای منابع باید محدود شود به شرایط استثنایی عمومی یا حیاتی که منافع را در معرض خطر قرار می دهد.
این مطالعه با تأکید بر مفهوم طبقه، انواع سرمایه و بازتولید فرهنگی، رابطه میان تقدیرگرایی و طبقه اجتماعی (334 نفر از سرپرستان خانوار شهر اصفهان) را با استفاده از روش پیمایش و نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای بررسی کرده است. نتایج نشان می دهند رابطه معکوس میان طبقه اجتماعی و میزان تقدیرگرایی وجود دارد؛ به عبارت دیگر، طبقات پایین تر، تقدیرگراتر هستند. نتایج رگرسیون چندمتغیره نیز نشان دادند مؤلفه های سرمایه فرهنگی (به عنوان مهم ترین شاخص طبقه اجتماعی) و پس از آن سرمایه اقتصادی، بیشترین واریانس مربوط به تغییرات مفهوم تقدیرگرایی را تبیین کرده اند. علاوه بر این، نقش سرمایه فرهنگی و توزیع نابرابر آن در بین طبقات اجتماعی (بالابودن میانگین آن در طبقات بالا) و تفاوت زیاد نمرات تقدیرگرایی (بالابودن میانگین آن در بین طبقات پایین) در هر دو معنا نشان می دهد الگوی تحرک فرهنگیبه طور نسبی در طبقه متوسط وجود دارد و بیشتر الگوی بازتولید فرهنگی در طبقات اجتماعی حاکم است.
زیورآلات معاصر در جایگاه هنر عینی و کاربردی، در پیکره خود علاوه بر نقش مایه های تصویری، دربرگیرنده نقش مایه های نوشتاری است، چنان که پیکره زیورآلات به مثابه بوم نقاشی به بازتاب روایت های کلامی می پردازد. نقش مایه ﺷﺪن ﻧﻮﺷﺘﺎر به دنبال استفاده از ﻧﻘﻮش ﺳﻨﺘﯽ ﻫﻨﺮ اﯾﺮان و ﺑﻬﺮهﮔﯿﺮی از ﻋﻨﺎﺻﺮی از ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﺎمه اﯾﺮاﻧﯽ و تایپوگرافی ﺗﻮﺳﻂ ﺑﺮﺧﯽ از طراحان زیورآلات معاصر ایرانی با تأکید فراوانی در دهه های اخیر مورد استفاده قرار گرفته است. مطالعه پیش رو با نگاهی بینارشته ای به بررسی علت یابی حضور نقش مایه های نوظهور نوشتاری در رمزگان زیورآلات این عصر می پردازد. این جستار با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی و اﺗﺨﺎذ روﯾﮑﺮد ﺗﺤﻠﯿﻞ ﮔﻔﺘﻤﺎن لاکلو و موف و نشانه شناسی نوشتار، ﺑﻪ ﺑﺎزﺧﻮاﻧﯽ و ﺑﺮرﺳﯽ ﯾﮑﯽ از ﺗﺤﻮﻻت زیورسازی، در ﻣﻘﻄﻌﯽ از ﺗﺎرﯾﺦ ﻣﻌﺎﺻﺮ طراحی زیورآلات پرداخته است. این پژوهش به دنبال پاسخ گویی به این سؤال است که، ﭼﻪ ﻋﻮاﻣﻠﯽ ﻣﻮﺟﺐ اﺳﺘﺤﺎله ﻧﻮﺷﺘﺎر و ﺧﻮﺷﻨﻮﯾﺴﯽ ﺑﻪ نقش مایه در زیورآلات معاصر ایرانی شده است. رهاشدن از قیود کارکردهای سنتی و صرفاً تزیینی زیورآلات، تأکید بر اهمیت محتوای متون و انتقال پیام به مخاطب و تبدیل شدن زیورآلات به رسانه ، عامل اصلی استحاله نقش مایه های تصویری دیداری به نقش مایه های نوشتاری در پیکره زیورآلات معاصر شده است.
ادبیات پژوهشی نشان می دهد که آشفتگی زناشویی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر سلامت جسم و روان بوده که در شروع، تشدید، پیچیدگی و عود اختلالات روانی نقش قابل توجهی دارد. از طرفی فقدان رهنمودهای تشخیصی مبرهن در این زمینه، آشفتگی محسوسی را در موقعیت های بالینی و پژوهشی ایجاد کرده و نیاز عمیقی به مقیاس های تشخیصی معتبر در این خصوص احساس می شود. این پژوهش با هدف تجدید نظر مقیاس غربالگری آشفتگی زناشویی و ارتباطی (SSMRD) و بررسی ویژگی های روانسنجی و شاخص های عملکرد تشخیصی آن در زوجین شهر اصفهان انجام شد. این پژوهش از نوع توصیفی- پیمایشی مقطعی بوده و گروه نمونه را 308 زن و مرد متأهل تشکیل می دهند، که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و پس از مصاحبه بالینی بر اساس DSM-5 به مقیاس تجدید نظر شده غربالگری آشفتگی زناشویی و ارتباطی (SSMRD-R) و پرسشنامه کیفیت زناشویی (QMI) پاسخ دادند. تحلیل های آماری به ویژه تحلیل عوامل اصلی با چرخش واریماکس و تحلیل ROC، ویژگی های روانسنجی و شاخص های عملکرد تشخیصی مطلوبی را برای مقیاس SSMRD-R نشان دادند. این مقیاس می تواند به منظور تشخیص بالینی در موقعیت های درمانی، غربال گری و پژوهشی مورد استفاده قرار بگیرد.
سبک زندگی منعکس کننده ترجیحات افراد است که در عرصه های مختلف زندگی همچون اوقات فراغت، آداب سخن گفتن، نوع موسقی، لباس، آرایش و ظاهر بروز می کند. هدف این پژوهش مطالعه فهم و تفسیر زنان لر شهر یاسوج از تغییر سبک زندگی بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش نظریه داده بنیاد انجام شد. نمونه پژوهش، مشتمل بر 52 نفر از زنان شهر یاسوج بود که با روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند انتخاب شدند که این تعداد بر اساس ملاک اشباع نظری انتخاب شد و نمونه گیری تا رسیدن به اشباع داده ها ادامه یافت. برای گرداوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. داده های حاصل از مصاحبه، با روش کدگذاری نظری تجزیه و تحلیل شد. در مرحله کدگذاری باز 39 مفهوم و در مرحله کدگذاری محوری 8 مقوله به دست آمد. مقوله «دگردیسی سبک زندگی» به عنوان مقوله هسته ای ظهور یافت. نتایج بیان کننده آن است که زنان در دنیای جدید خود را به محدود ماندن در چهارچوب سنتی مورد انتظار مجبور نکرده و آخرین نوع و مدل تکنولوژی ها را می خواهند. ضمن توجه به زندگی و روش های سخت گذشته، در پی تجربه شکل های نوین خانواده هستند. آموزش مدرن، رسانه ها و شهرنشینی به عنوان شرایط علی تأثیرگذار بر پدیده دگردیسی سبک زندگی زنان بوده است، پیامدهای حاصل از این پدیده شامل دگرگونی ارزش های زنان، مدگرایی، مدیریت بدن، مصرف گرایی است.
مسئله نقش آفرینی زنان در عرصه ی جامعه، یکی از موضوعات چالش برانگیز در جوامع مختلف بوده است. در جامعه ی ایران نیز برخوردهای توأم با افراط و تفریط و دیدگاه های غرب زده یا سنتی در مواجهه با این مسئله، مشکلاتی را ایجاد کرده است. به همین منظور، هدف این پژوهش شناخت و ترسیم دیدگاه آیت الله خامنه ای در خصوص نقش اجتماعی زنان است که می تواند رهگشای عمل جامعه ی زنانه ایران گردد. بنابراین، پژوهش حاضر به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که زنان در بیانیه گام دوم انقلاب با تأکید بر بیانات آیت الله خامنه ای از چه نقش اجتماعی برخوردارند ؟ برای پاسخ به این پرسش، بیانیه ی مذکور و بیانات ایشان از سال 1369 تا 1400 با روش تحلیل محتوای کیفی بررسی گردید و 5 مقوله در خصوص نقش اجتماعی زنان، نظیر علم و پژوهش، نقش اخلاقی و تربیت اجتماعی، اشتغال، فعالیت سیاسی و مبارزه مجاهدانه، و در هر بخش نتیجه گیری ارائه گردید. یافته ها نشان داد که ایشان در خصوص کسب علم و مبارزه مجاهدانه، زنان را تشویق و حتی زنان تحصیلکرده و ایثارگر را مایه ی افتخار جامعه ی اسلامی می دانند. در خصوص نقش تربیت اجتماعی زنان، نه تنها این نقش را تحسین، بلکه عالی ترین نقش زنان می دانند؛ اما اشتغال و فعالیت سیاسی زنان را مشروط به اینکه با طبیعت زنانه سازگار باشد و به نقش خانوادگی زنان آسیبی وارد نکند را می پذیرند. در نهایت راهبرد ایشان، ترکیب نقش های خانوادگی و اجتماعی است که این امر نیازمند خلق سبک زندگی اسلامی-ایرانی با الگوگیری از حضرت زهرا(س) می باشد
گزارشی از کمیته حقوق کودک در سازمان ملل ه منظور بحث عمومی درباره موضوع«کودکان و رسانه ها»در هفتم اکتبر 1996 کمیته حقوق کودک در سازمان ملل جلسهای تشکیل داد، که طی آن از نمایندگان تشکیلات، هیئتها و نمایندگان ویژه سازمان ملل، سایر هیئتهای ذیصلاح از قبیل سازمانهای غیردولتی، نمایندگی از رسانه ها، موسسات علمی و تحقیقاتی و کودکان، دعوت شده بود تا ضمن بحث و تبادل نظر درباره موضوع یاد شده، دیدگاههای کارشناسان نیز مطرح گردد.
"از دیرباز شهر و شهرنشینی و پیامدهای آن از موضوعات مورد علاقه متفکران حوزه علوم انسانی بوده است. اتوماتیزه شدن روند تولید در قرن 19 و روباتیزه شدن آن در قرن 20 موجب پدید آمدن کلانشهرها و از آن مهمتر شهرگرایی (Urbanism) و شهریگری شد. تاثیر زندگی شهری آن چنان عمیق بوده و هست که با دگرگونی شخصیت و کلام و کنش اجتماعی شهرنشینان آنان را از هموطنان روستایی خود متمایز میکند.
یکی از عوامل تاثیرگذار بر روند شهرنشینی وسایل ارتباط جمعی به طور اعم و مجموعههای تلویزیونی داخلی به طور اخص است. این پژوهش با هدف بررسی مجموعههای تلویزیونی سالهای 82 و 83 از منظر به تصویر کشیدن بافت شهری و روستایی و تبیین نقش تلویزیون در تغییر نگرش و شکلدهی باورهای مردم روستایی و شهری در زمینه مهاجرت صورت گرفته است. در مجموع، یافتهها نشان میدهد سازمان صداوسیما در مجموعههای تلویزیونی داخلی نقش خود را به عنوان یک نهاد فراگیر و همگانی در جهت تغییر نگرشها و باورهای افراد در زمینه مهاجرت نادیده گرفته است. نشان دادن بیحد و حصر بافت شهری در واقع به گونهای تبلیغ زندگی شهری است که در درازمدت میتواند در مهاجرت نوجوانان و جوانان روستایی به شهرها تاثیرگذار باشد.
"
جربیات بزرگسالان از کودکی شان از تجربه کودکان امروزی متفاوت است. این تفاوت ما را با این پرسش مواجه می کند که کودکی از گذشته تا امروز چه تحولاتی را پشت سر گذاشته است؟ دغدغه اصلی این نوشتار پرداختن به ابعاد مختلف این پرسش از منظر فوکو، نظریه پرداز تحلیل گفتمان انتقادی است. فوکو به دیوانگی، بیماری و زندان پرداخته است، اما آیا کودکی به صورت جسته گریخته در آراء و مکتوبات او دیده نمی شود؟ به همین دلیل سعی شده است تا از شیوه مسئله سازی فوکو در راستای بازسازی جایگاه کودکی بر مبنای رویکرد تحلیل گفتمان فوکویی استفاده شود. رویکرد تحلیل گفتمان علاوه بر اینکه نظریه قلمداد می شود به مثابه روش نیز می تواند تحقیقات را روش مند سازد. دو سنگ بنای تحلیل گفتمان فوکویی را طرد و تاریخیت تشکیل می دهند. در دوره های مختلف تاریخی؛ پیشامدرن، مدرن و پسامدرن، طرد کودکان از امور عقلاء که در اینجا بزرگسالان جامعه هستند، اشکال متفاوتی به خود گرفته است. در دوره پیشامدرن، کودکان معمولاً بزرگسالانی کوچک بودند که در همه امور دخالت داده می شدند. در نظام دانایی مدرنیته مبتنی بر ایدئولوژی روان شناسی رشد پیاژه، مفهوم کودکی و مقتضیات آن اعم از اجبار در ورود به مدرسه و طرد از دنیای بزرگسالان به شیوه های مختلف برجسته شد. طرد کودکان در نظام دانایی دوره پسامدرن، دگردیسی دیگری پیدا کرده است. در نظام دانایی پسامدرنیته به سبب اتفاقاتی که در دنیای ارتباطات و توسعه اتفاق افتاده است، کودکان بسیار سریع تر از دوره مدرن، کودکی خود را پشت سر می گذارند و وارد دنیای بزرگسالی می شوند. این روایت فوکویی از کودکی نشان می دهد که کودکی اتفاقاً مفهومی که ریشه در گذشته داشته باشد، نیست و ساخته و پرداخته دوران مدرن است.