فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۴۴۱ تا ۱۵٬۴۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۹۵ مورد.
بررسی تأثیر وسایل ارتباطی نوین بر گروه های خانوادگی (مطالعه موردی: دانشجویان دختر دانشگاه شیراز)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از نگارش پژوهش حاضر، بررسی تأثیر وسایل ارتباطی نوین بر گروه های خانوادگی و چگونگی پیوند آنها در جامعه مورد مطالعه است. برای بررسی این موضوع از روش پیمایش و اطلاعات آن از طریق پرسشنامه جمع آوری شده است. جامعه آماری این پژوهش، شامل دانشجویان دختر دانشگاه شیراز است که با استفاده از جدول لین و خطای 5 درصد 395 نفر برآورد شده و در نهایت نمونه مورد نظر، با روش خوشه ای انتخاب شد. نتایج به دست آمده از این پژوهش، حاکی از آن است که میزان استفاده از وسایل ارتباطی نوین با وضعیت تأهل، ارتباط ناب و مردسالاری و گروه های خانوادگی رابطه معناداری دارد.
تحلیل میزان فشار والدین در فرآیند اکتساب خبرگی ورزشکاران زن دو و میدانی ایران بر مبنای مدل تکاملی مشارکت ورزشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی میزان فشار والدین بر فرزندان در فرایند اکتساب خبرگی ورزشکاران دو و میدانی ایران بر مبنای مدل تکاملی مشارکت ورزشی بود. این تحقیق از نوع توصیفی است که به روش پیمایشی انجام گرفت. نمونه پژوهش شامل 42 نفر از ورزشکاران زن خبره دو و میدانی ایران بود که به طور هدفمند و دردسترس انتخاب شدند. برای اندازه گیری داده ها از پرسشنامه تاریخچه تکاملی ورزشکاران هوپ وود (2013) استفاده شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیل استنباطی برآوردهای خودگردان با 95 درصد اطمینان تحلیل گردید. نتایج نشان داد که 2/76 درصد از ورزشکاران در رده سنی 6-12 سال هیچگونه تمرین دوومیدانی نداشتند. با توجه به برآورد خودگردان با 95 درصد اطمینان می توان گفت میانگین میزان فشار والدین بر ورزشکاران در رده های سنی13-15 سال و 16 سال به بالا به میزان کم بوده است. این یافته ها می تواند به مسئولین برای برنامه ریزی های آموزشی و به والدین برای قراردادن فرزندانشان در مسیر بهتر ورزشی و رسیدن به خبرگی راهگشا باشد.
بررسی رابطه عوامل آسیب شناختی منابع انسانی شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب با استفاده از مدل EFQM(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از این مطالعه بررسی رابطه عوامل آسیب شناختی منابع انسانی شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب با استفاده از مدل EFQM است. جامعه آماری شامل همه کارکنان شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب است، که شامل 1850 نفر بودند و از میان آنان180 نفر به روش نمونه گیری طبقه ای ساده انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه است. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. فرضیات پژوهش با استفاده از آزمون t استیودنت مورد بررسی قرار گرفتند و تمامی آنان تأیید شدند. یافته های پژوهش نشان داد که امتیاز هر کدام از معیارها بدین صورت است، رهبری 8/62%، خط مشی و استراتژی 62%، کارکنان 6/58%، منابع و شرکا 61%، فرآیند 63%، نتایج مشتری 6/60%، نتایج کارکنان 5/56%، نتایج جامعه 60% و نتایج کلیدی عملکرد 9/60%. در پایان پیاده سازی و رعایت استانداردهای مدل EFQM در جهت بهبود معیارهای توانمند ساز و نتایج پیشنهاد می شود.
بازنمایی طلاق در سینمای دهه هشتاد ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، هدف ما پاسخ به این پرسش اساسی است که فیلم های سینمایی دهه هشتاد شمسی طلاق را چگونه بازنمایی و برساخت کرده اند؟ این پرسش در چارچوب نظریه بازنمایی مطرح شده و برای پاسخ به آن، 21 فیلم تولید شده در این دهه که مسئله طلاق محور اصلی روایت شان بود، به روش تحلیل محتوا بررسی شده است. یافته های مقاله نشان می دهد که فیلم های سینمایی ایرانی در خلال روایت های خود، کوشیده اند نوعی شناخت و دانش عامه پسند دربارة طلاق در دسترس مخاطبان قرار دهند و این پدیده و آسیب های ناشی از آن را تبیین کنند. فیلم های ایرانی، هم اطلاعاتی زمینه ای همچون ترکیب سنی و جنسی، طبقه اجتماعی، وضعیت شغلی آسیب دیدگان از طلاق ارائه می کنند و هم اطلاعات مختلفی دربارة روابط اجتماعی و خانوادگی، نگرش ها، شیوه های زندگی و آسیب های اجتماعی آنها به دست می دهند. همچنین تولید کنندگان آنها اغلب کوشیده اند تبیینی از طلاق شخصیت های خود ارائه کنند.
تحلیل جنسیتی ادارک جوانان از اکوتوریسم (مطالعه موردی،دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان میاندورود)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اجتماعی روانشناختی زنان (مطالعات زنان سابق) دوره چهاردهم تابستان ۱۳۹۵ شماره ۲ (پیاپی ۴۷)
حوزههای تخصصی:
رویکرد به اکوتوریسم به عنوان الگوی فضایی گردشگری در طبیعت، امروزه مورد توجه فراوانی قرار گرفته است، محققان معتقدند که اکوتوریسم یک ابزار مناسب برای رسیدن به توسعه گردشگری پایدار است. از انجا که هر فعالیتی از جمله گردشگری به شرایط ذهنی مناسب جامعه میزبان نیازمند است و این شرایط نه تنها حسب پایگاه اجتماعی و اقتصادی متفاوت است بلکه از منظر جنسیتی در میان دو گروه مرد و زن نیز تفاوت دارد. این پژوهش با هدف تحلیل جنسیتی از ادراک و تصورات جوانان از اکوتوریسم انجام شد. جامعه آماری تحقیق، دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان میاندورود می باشد که نمونه آماری بر اساس فرمول کوکران 275 نفر به صورت تصادفی در رشته های مختلف انتخاب شدند. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی است. اطلاعات مورد نیاز با استفاده از منابع اسنادی و پیمایشی با بهره گیری از ابزار پرسشنامه جمع آوری شده است. داده های تحقیق در دو سطح آمار توصیفی و آمار تحلیلی یا استنباطی با استفاده از آزمون های آماری میانگین، من ویتنی، تی مستقل و ضریب همبستگی فی با استفاده از نرم افزار آماری SPSS مورد پردازش قرار گرفتند. یافته های تحقیق حاکی از آن است که: تفاوت معناداری بین دیدگاههای دختران و پسران در درک مولفه های اکو توریسم و جود دارد. و نیز دختران درک بیشتری از مولفه زیستی نسبت به مولفه های دیگر اکو توریسم دارند. و در نهایت یافته نشان می دهد که در درک مولفه های اجتماعی فرهنگی بین دوگروه واگرایی وجود دارد. واژگان کلیدی:گردشگری، اکوتوریسم ،جنسیت، ادراک، دانش آموزان متوسطه، شهرستان میاندورد
سرمایه اجتماعی، نقطه تلاقی اقتصاد و فرهنگ (رویکرد بین رشته ای)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
تأثیر و تأثر فرهنگ و اقتصاد مقوله مهمی است که همواره از سوی صاحب نظران و دانشمندان علم اقتصاد و علوم اجتماعی مورد ملاحظه بوده، تعاریف ارائه شده از هر یک، در تبیین رابطه آنها مدخلیت دارد. ازآنجاکه حوزة توسعه وسیع ترین حوزه ارتباطی این دو امر و سرمایة اجتماعی، به عنوان مهم ترین عامل توسعه قلمداد می گردد، هدف این نوشتار بازپژوهی ترابط فرهنگ و توسعه، بر محور سرمایه اجتماعی است. سرمایة اجتماعی مبتنی بر روابط و رفتارهای تعاملاتی انسان ها در درون جامعه بوده، وابستگی شدیدی نسبت به فرهنگ حاکم بر جامعه دارد. از سوی دیگر، فرهنگ نیز متأثر از میزان توسعه و پیشرفت جامعه بوده و با توجه به زیرساخت ها و پیشرفت ها و ارتباطات دچار تحول می گردد. یافته های پژوهش نشان می دهد که شاخص های مهم سرمایه اجتماعی؛ اعتماد، مشارکت و همیاری، متأثر از عقاید، باورها، ارزش ها و هنجارهای فرهنگی جامعه و تأثیرگذار بر عمق و استحکام آنها می باشد. ازاین رو، پیشرفت و توسعه مستلزم توجه به اهمیت مقوله فرهنگ و نقش آن در ایجاد بستر مناسب تعاملات اجتماعی است.
تأثیر متغیرهای جمعیتی بر اندازه دولت در ایران طی سال های 1391-1358(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ادبیات بخش عمومی دلایل نظری بسیاری برای توجیه افزایش مخارج دولت ارائه شده است که یکی از آن ها متغیرهای جمعیتی می باشد. در این راستا، هدف اصلی مقاله حاضر بررسی تأثیر متغیرهای جمعیتی بر اندازه دولت در ایران طی سال های 1391-1358 است. به این منظور از اطلاعات و داده های آماری 18 متغیر (شامل 6 متغیر جمعیتی: جمعیت کل، نرخ رشد جمعیت کل، تراکم جمعیت، درجه شهرنشینی، بار تکفل و جهانی شدن اجتماعی، 8 متغیر اقتصادی و 4 متغیر سیاسی) که براساس مبانی نظری و مطالعات تجربی بر اندازه دولت مؤثرند و رویکرد متوسط گیری بیزی، استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که در بین متغیرهای جمعیتی تأثیر جمعیت کل با احتمال 955/0 (و ضریب مثبت) و بار تکفل با احتمال 522/0 (و ضریب مثبت) غیرشکننده و قوی می باشد. تأثیر سایر متغیرهای جمعیتی نیز بر اندازه دولت، شکننده و کم اهمیت است. بر این اساس می توان گفت که در بین متغیرهای جمعیتی، جمعیت کل و بار تکفل مهم ترین متغیرهای اثرگذار بر رشد مخارج عمومی در ایران می باشند.
نقش رسانه ها در عمومی سازی علم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال دوازدهم بهار ۱۳۹۵ شماره ۴۲
11 - 38
حوزههای تخصصی:
با پیشرفت فناوری، نفوذ و تأثیر رسانه ها در جامعه به طور چشم گیری افزایش یافته است. ترویج علم یا عمومی سازی علم به شکل نوین از قرن بیستم در مغرب زمین مطرح شد و در پنجاه سال اخیر به طور جدی به آن توجه شده است. سیاست گذاران دریافته اند برای بهبود وضعیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جوامع خود ناچار به عمومی سازی علم هستند و برای بسط و گسترش علم در جامعه بهترین، کارآمدترین و در دسترس ترین ابزار را رسانه دانسته اند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش رسانه ها در عمومی سازی علم انجام شده است. در این مقاله از روش اسنادی و میدانی استفاده کردیم. این مطالعه با بهره گیری از نظریه های استفاده و خشنودی و نشر نوآوری های راجرز، نقش رسانه ها در عمومی سازی علم را واکاوی می کند. یافته های پژوهش بر « نقش رسانه ها در عمومی سازی علم به عنوان رابط علم و جامعه» تأکید دارند، در مجموع رسانه ها، در عمومی سازی و ایجاد باور به علم نقش میانجی دارند.
رتبه بندی میزان درگیری ذهنی با ابزار و محتوای تبلیغاتی بانک های تجاری در بین قومیت های اصلی ایران؛ مورد مطالعه شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال دوازدهم بهار ۱۳۹۵ شماره ۴۲
141 - 158
حوزههای تخصصی:
شدید بودن رقابت و شرایط اقتصادی اخیر کشور، بانک ها را مجبور می کند تا از حداکثر توان خود جهت استفاده از تبلیغات اثربخش جهت جذب مشتریان جدید و حفظ مشتریان قدیمی بهره ببرند. در این راستا توجه به مباحث تفاوت های فرهنگی می تواند بسیار کارساز باشد. لذا این مقاله علاوه بر بررسی میزان درگیری ذهنی مشتریان با ابزار و محتوای تبلیغاتی به بررسی تفاوت قومیت های ایرانی در این درگیری ذهنی می پردازد. برای این منظور از پرسشنامه محقق ساخته با روایی محتوای صوری و پایایی 88/ با استفاده از آلفای کرونباخ استفاده گردید. این پرسشنامه با استفاده از ادبیات موضوع و تحقیقات قبلی و در نظر گرفتن صنعت مورد نظر و فرهنگ تبلیغاتی کشور تهیه شد. نتایج نشان داد تبلیغات با محتوای کارکردی بانک و همچنین ابزارهای بازاریابی متصل چون تبلیغات دهان به دهان برای فضای کلیت فضای صنعت بانکداری در اولویت بالاتر درگیری ذهنی مشتریان قرار می گیرد. همچنین مشخص شد که از نظر میزان درگیری ذهنی با ابزارهای تبلیغاتی شباهت های زیادی بین اقوام ترک و لر و از طرف دیگر فارس و کرد وجود دارد و از نظر محتوای تبلیغاتی نیز فارس ها با لرها و ترک ها با کردها، درگیری ذهنی تقریبا مشابهی دارند. با اینحال تفاوت های اولویتی، به صورت مشخصی برای قومیت های وجود دارد. در کل توجه به تفاوت های قومیتی برای ارائه ابزار و محتوی مناسب تبلیغاتی در فضای رقابتی موجود صنعت بانکداری پیشنهاد می گردد.
شناخت تأثیر بیکاری در گرایش جوانان به اعتیاد با تأکید بر عوامل جمعیت شناختی شهر همدان سال 94
منبع:
دانش انتظامی همدان سال سوم پاییز ۱۳۹۵ شماره ۳ (پیاپی ۱۰)
101 - 134
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با عنوان «شناخت تأثیر بیکاری در گرایش جوانان به اعتیاد با تأکید بر عوامل جمعیت شناختی» انجام شده است. روش تحقیق حاضر، روش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری مورد مطالعه را کلیه جوانان دختر و پسر معتاد شهر همدان در محدوده سنی 15-40 ساله شهرستان همدان در سال 1394 تشکیل داده که بر اساس اطلاعات موجود تعداد کل این افراد 2680 نفر است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران برابر با 336 نفر برآورد شده و واحدهای تحلیل با شیوه طبقه بندی ساده انتخاب گردیدند. برای گردآوری اطلاعات، از یک پرسشنامه محقق ساخته استفاده گردید. روایی پرسشنامه ها به شیوه صوری و محتوایی و سنجش پایایی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ انجام گردید که میزان پایایی حاصله در تمامی متغیرها بالاتر از 7/0 به دست آمد. جهت تجزیه وتحلیل اطلاعات، از آمار توصیفی جهت توصیف اطلاعات و در بخش آمار استنباطی و جهت آزمون فرضیه های تحقیق از آزمون های رگرسیون خطی ساده، t گروه های مستقل، تحلیل واریانس یک طرفه و رگرسیون خطی چند متغیری استفاده گردید. کلیه اطلاعات پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 23 تجزیه وتحلیل و توسط نرم افزار AMOS آزمون مدل شد. نتایج این بررسی نشان داد که بین عوامل سه گانه مورد مطالعه در راستای بیکاری و اعتیاد به مواد مخدر یعنی نابرابری در فرصت های شغلی، فقر فرهنگی ناشی از بیکاری، فقر مادی ناشی از بیکاری، و عوامل جمعیت شناختی یعنی جنسیت، سن و میزان تحصیلات هر سه مؤلفه اقتصادی بر روی گرایش به اعتیاد جوانان شهرستان همدان اثر داشته اما از بین مؤلفه های جمعیت شناختی تنها سن اثر معنادار داشته و میزان تحصیلات و جنسیت عوامل اثرگذار بر گرایش به اعتیاد مواد مخدر شناسایی نشدند..
ارائه الگوی مفهومی برنامه ریزی راهبردی مبتنی بر زمینه دانشگاهی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در نظام دانشگاهی ایران، انجام برنامه ریزی راهبردی در جهت سازگاری مناسب دانشگاه ها با تغییرات محیط داخلی و خارجی، ضرورتی اجتناب ناپذیر است. در این راستا، این مقاله قصد دارد پس از معرفی گفتمان حاکم بر برنامه ریزی راهبردی نظام دانشگاهی، به تأثیر آن ها بر مفهوم و مراحل برنامه ریزی راهبردی در این نظام بپردازد؛ و به این پرسش ها پاسخ دهد که آیا می توان از همان رویکردها و الگوهای مرسوم برنامه ریزی راهبردی که تاکنون در صنایع و مؤسسات بازرگانی مورداستفاده قرارگرفته اند، در سازمان های دانشگاهی نیز بهره برد؟ و در صورت ضرورت داشتن ارائه الگوی جدید، چه ملاحظات، الزامات و اصلاحاتی باید اعمال شود؟ ابتدا، با استفاده از روش تحلیل کیفی اسنادی، بررسی منابع و مرور مطالعات پیشین، الزامات و مفروضات به کارگیری الگوی مطلوب برنامه ریزی راهبردی در نظام دانشگاهی، ارائه شد. سپس با استفاده از مطالعه تطبیقی و مرور ادبیات تحقیق، الگوی مفهومی برنامه ریزی راهبردی مبتنی بر زمینه دانشگاهی ایران، تدوین گردید. نتایج تحقیق، نشانگر تدوین الگویی جامع، سیستمی و کل نگر، سامانمند، مشارکتی و مبتنی بر آینده نگاری راهبردی بر پایه نظام جامع آمار و اطلاعات و سیستم های اطلاعاتی یکپارچه دانشگاه است که بر تفکر راهبردی نیز استوار است.
کیفیت زندگی دانشگاهی دانشجویان کارشناسی دانشگاه های دولتی شهر تهران: توسعه یک الگوی مبنایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کیفیت زندگی دانشگاهی از مؤلفه های کلیدی آموزش عالی کیفی و یادگیری محور است. دانشجویان از منظرهای متعددی نظیر مشتری، ذی نفع، کنشگر، محصول و پیامد در نظام آموزش عالی حائز اهمیت اند. در این مقاله باهدف ایجاد حساسیت و ارائه الگوی معین برای اندیشیدن و اقدام درباره کیفیت زندگی دانشگاهی، به روش نظریه داده بنیاد، با رویکرد استراس و کوربین، یک الگوی مبنایی برای کیفیت زندگی دانشگاهی دانشجویان کارشناسی دانشگاه های دولتی شهر تهران تدوین شده است. بر اساس تحلیل محتوای مصاحبه عمیق نیمه ساخت یافته با 35 دانشجوی منتخب به صورت شبه تصادفی، 110 مفهوم شناسایی شده است. این مفاهیم در 30 مقوله اصلی شامل 5 مقوله شرایط علّی، 4 مقوله شرایط زمینه ای، 7 مقوله شرایط میانجی، 5 مقوله راهبردها و 3 مقوله پیامدها تنظیم شده است. در الگوی مبنایی، رضایت کلی دانشجو از حضور در میدان تحصیل و احساس آرامش و آسایش از زندگی، به عنوان مقوله محوری انتخاب شده است. مقوله های آموزش و توسعه جامعه دانشگاهی، به روزرسانی و توسعه مستمر برنامه های درسی، طراحی، نگهداری و تجهیز امکانات آموزشی و عمومی پردیس، حمایت از فعالیت و تحرک دانشجویان و ارتقای خدمات رفاهی با جلب کمک سایر نهادهای اجتماعی- اقتصادی، مجموعه راهبردهای لازم برای تأمین کیفیت جامع زندگی دانشگاهی تعیین شده است. این راهبردها موجبات دستیابی به کنشگری، نشاط، مسئولیت پذیری و امیدواری به آینده، یادگیری متناسب و متوازن دانش، بینش و مهارت و رشد و توسعه فردی- اجتماعی دانشجو را فراهم می کند. اهتمام سیاست گذاران آموزش عالی به کیفیت زندگی دانشگاهی و تلاش برای ارتقای آن، یکی از معیارهای کلیدی برای ارتقای کیفیت آموزش عالی است.
مطالعه شناخت وضعیت موجود مسئولیت اجتماعی دانشگاه مبتنی بر الگوی والایس بر اساس دیدگاه اعضای هیئت علمی (مورد: دانشگاه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو باهدف «مطالعه وضعیت موجود دانشگاه تهران در رابطه با مسئولیت اجتماعی آن بر اساس دیدگاه اعضای هیئت علمی، مبتنی بر الگوی والایس» صورت گرفته است. این پژوهش در حیطه ی پژوهش های توصیفی از نوع پیمایشی و در زمره مطالعات موردی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه اعضای هیئت علمی دانشکده های واقع در شهر تهران «دانشگاه تهران» با تعداد 1593 نفر هست که با روش نمونه گیری چندمرحله ای و به صورت تصادفی، تعداد 138 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه استاندارد مبتنی بر الگوی والایس (2008) است. پس از تائید روایی صوری و محتوایی از دیدگاه متخصصان این حوزه، اعتبار ابزار ا ز طریق تحلیل عاملی تأییدی در نرم افزار PLS بررسی و تأیید گردید. همچنین، پرسشنامه ازنظر پایایی، قابلیت اعتماد بالایی (9.7 درصد)، داشت. یافته های پژوهش گویای آن است که وضعیت مسئولیت اجتماعی در دانشگاه تهران چندان مطلوب و رضایت بخش نمی باشد. با توجه به اینکه وضعیت مسئولیت اجتماعی دانشگاه در چهار حوزه دانشگاه مسئول به لحاظ اجتماعی و زیست محیطی، آموزش معتبر و مسئولانه حرفه ای و شهروندی، مدیریت اجتماعی دانش و مشارکت اجتماعی و حمایت از توسعه پایدار هم موردبررسی قرار گرفت، نتایج نظرسنجی از اعضای هیئت علمی دانشگاه تهران مؤید این مطلب است که وضعیت موجود دانشگاه در هر چهار حوزه فوق، چندان رضایت بخش و مطلوب نمی باشد و مستلزم بهبود است. بدین منظور، ضمن ارائه نتایج تحقیق، بر اساس تحلیل داده ها و الگوبرداری از تجارب دانشگاه های سایر کشورها، جهت بهبود وضعیت مسئولیت اجتماعی دانشگاه تهران در قالب چهار حوزه فوق، راهکارهایی ارائه شد که می تواند مورداستفاده سایر دانشگاه های کشور نیز قرار گیرد. شایسته است، دانشگاه ها ایجاد تصویر مطلوب درون و برون سازمانی خود را بیش ازپیش موردتوجه قرار داده و یک واحد مستقل به منظور پیشبرد امور مربوط به مسئولیت اجتماعی دانشگاهی ایجاد و تأسیس نمایند. پیوستن به شبکه های بین المللی مسئولیت اجتماعی دانشگاهی و ایجاد مرکز پژوهش های مسئولیت اجتماعی در دانشگاه و دانشکده های آن ها از اهم پیشنهاد های کاربردی می باشد.
تحلیل چالش های فراروی دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی غیردولتی- غیرانتفاعی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به تحلیل چالش های پیشروی دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی غیرانتفاعی پرداخته شده است. جامعه آماری شامل مسئولین این مؤسسات در سراسر کشور بوده که با استفاده از نمونه گیری تصادفی طبقه ای، 201 نفر از آنان به عنوان جامعه نمونه در نظر گرفته شده اند. برای گردآوری داده ها از شیوه پیمایش و ابزار پرسشنامه سود جسته و تجزیه وتحلیل داده ها نیز به روش کمی انجام شده است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که نظام آموزش عالی غیرانتفاعی به نحو بارزی متأثر از شرایط محیطی بوده و وجود چالش های مختلفی، ادامه فعالیت آن را با دشواری همراه کرده است. در میان موارد مذکور چالش های مربوط به ساختار اداری و سازمانی از بالاترین رتبه برخوردار بوده و پس ازآن به ترتیب، چالش های ناشی از اقدامات وزارت علوم، نبود و یا کمبود برخی از قوانین و مقررات، مشکلات مالی و اقتصادی، مسائل آموزشی و موارد ناشی از شرایط اجتماعی قرار دارد.
بررسی علل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مؤثّر بر پدیده خشونت علیه زنان در خانواده(همسر آزاری) در شهر کرمان در نیم سال اول 1394(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
بررسی و شناخت علل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی موثر بر خشونت علیه زنان در خانواده در شهر کرمان با هدف شناسایی مهمترین عوامل برای کاهش میزان این پدیده می باشد. در این راستا از نظریه های منابع "گود" و خرده فرهنگها "باوکر"، "باندورا"، "گلز" و همچنین نظریه های فمنیست های لیبرال، مارکسیست، رادیکال، فرامدرن و سوسیال فمنیست به منظور تدوین و تنظیم چارچوب و الگوی نظری بهره گرفته شده است. مهمترین متغییرهای مستقل نیز شامل اعتیاد همسر، مشاهده و تجربه خشونت در خانواده خاستگاه، طول مدت ازدواج، یادگیری، تفاوت های قومیتی زوجین، سوءظن، اعتقادات و باورهای دینی و درآمد می باشد. روش تحقیق این پژوهش از نوع پیمایش و تکنیک آن نیز پرسشنامه برگزیده شده که پایایی آن بوسیله ی"آلفای کرونباخ" معادل 81% برآورد شده است. پردازش اطلاعات بوسیله ی نرم افزار آماری SPSS ورژن 21 و در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی و با استفاده از ضرایب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغییره به روش گام به گام مورد تجزیه و تحلیل و آزمون فرضیه ها قرار گرفته شده است. حدود مطالعاتی این پژوهش زنان متأهل مراجعه کننده به مراجع قضایی به ویژه شعب دادگاه خانواده شهر کرمان در نیمه اول سال 94 به تعداد 217 نفر می باشند که باخشونت همسرانشان به مراجع و دستگاه های قضایی مراجعه نموده اند که از این تعداد 153 نفر مورد مطالعه قرار گرفت.
بررسی تطبیقی وضعیت اجتماعی زنان در دولت های دو دهه اخیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (علامه طباطبایی) زمستان ۱۳۹۵ شماره ۷۵
119 - 150
حوزههای تخصصی:
در هم تنیدگی امر سیاسی و اجتماعی، نیروهای اجتماعی را به عرصه سیاست پیوند می دهد. زنان از مهم ترین نیروهای اجتماعی اند، در ایران پس از انقلاب اسلامی، دولت های مختلف تلاش هایی در حوزه های مختلف اجتماعی- فرهنگی در رابطه با زنان صورت داده اند. مقاله حاضر در صدد است تا به بررسی وضعیت اجتماعی زنان در عرصه مدیریت مناصب دولتی، اشتغال و بیکاری، آموزش و تحصیلات و سرپرستی خانوار از دولت های پنجم تا یازدهم جمهوری اسلامی ایران بپردازد. برای نیل به این هدف از روش تحلیل ثانویه استفاده شده و نتایج ذیل حاصل گردیده است؛ حضور زنان در عرصه مدیریت مناصب دولتی طی دو دهه روند صعودی داشته اما این رشد در سطوح پایه و میانی مدیریت بوده است. از نظر اشتغال وضعیت زنان در دهه هفتاد نسبتاً بهتر از دهه هشتاد بوده و روند بیکاری برای زنان از دهه 80 سیر صعودی داشته است. از سوی دیگر روند اشتغال و تحصیلات زنان هماهنگ با یکدیگر پیش نرفته است. تحصیلات و اشتغال زنان در دوره دوم آقای خاتمی و دوره اول آقای احمدی نژاد از وضعیت بهتری نسبت به دوره های قبل و بعد برخوردار بوده است و پیش از این دوره زمانی اشتغال بر تحصیلات پیشی گرفته و از دوره دوم آقای احمدی نژاد تا دولت آقای روحانی این روند معکوس شده و تحصیلات از اشتغال سبقت گرفته است. در عرصه سرپرستی خانوار، درصد زنان سرپرست خانوار از 7.5 درصد در دولت اول آقای هاشمی رفسنجانی به 12.9 درصد در دولت آقای روحانی رسیده است و طی این دوره زمانی هویت زنان سرپرست خانوار دستخوش تحول شده است بطوری که طی یک دهه اخیر عمده زنان سر پرست خانوار را زنان خودسرپرست و بی همسر در اثر طلاق تشکیل داده اند.
زنان افغان مهاجر و چالش های بازگشت به وطن (مطالعه موردی: زنان مهاجر افغان ساکن شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بزرگ ترین مهاجرت افغان ها به ایران بعد از روی کار آمدن دولت جمهوری دمکراتیک افغانستان در 1978 و به واسطه درگیری های گسترده داخلی آغاز شد. این سیل مهاجرتی در طی سال ها همواره با فرازوفرودهای فراوانی مواجه بوده است. گرچه دلیل اصلی مهاجرت افغان ها هرگز نگرش جنسیتی نبوده است اما همواره سایه مسائل جنسیتی همچون نبود امنیت برای زنان، صیانت از ناموس و ... به عنوان مؤلفه های بازدارنده نقش اساسی ایفا کرده اند. در این پژوهش تلاش شده دلایل عدم تمایل به بازگشت افغان ها از دید زنان مورد بررسی قرار گیرد. با استفاده از نظریه دافعه و جاذبه مهاجرت و از طریق مصاحبه ساختارمند با 16 زن مهاجر در شهر مشهد و طی دو دوره زمانی مختلف پرسش های اصلی تحقیق بررسی شد. جاذبه های ایران برای دختران و زنانی که در ایران متولد شده اند بیشتر از زنانی است که بخش عمده ای از عمر خود را در افغانستان گذرانده اند. تغییر ساختار معیشتی و محیط جغرافیایی افغان های مهاجر به ایران که عموماً از قوم هزاره هستند موجب شده نظام پدرسالار سنتی کارایی خود را از دست داده و از جامعه ایرانی متأثر شود. دلایل عدم بازگشت زنان افغان در دو دسته کلی قابل تقسیم بندی است: 1) مسائل درون فرهنگی که بازتاب دهنده مشکلات و موانع موجود در ساختار اجتماعی و سنتی افغانستان است و عملاً به عنوان یک دافعه در بازگشت زنان نقش ایفا می کند گرچه تغییرات رخ داده بعد از شکل گیری جمهوری اسلامی افغانستان بارقه امیدی نیز در دل آن ها تابانده است و 2) مسائل برون فرهنگی که ناشی از جاذبه ها و دافعه های جامعه ایرانی برای ایشان است خصوصاً برخورداری از آزادی و امنیت بیشتر در ایران برای زنان افغان علی رغم مشکلات و موانع تحصیلی و اجتماعی، به عنوان یک مؤلفه مؤثر در عدم بازگشت عمل می کند.
مصرف رسانه ای و ترس از جرم در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی ترس از جرم و اثر مصرف رسانه ای بر آن می پردازد. داده های پژوهش از طریق پیمایش و با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری شده است. جامعه آماری، شهروندان 15 سال و بالاتر شهر تهران، روش نمونه گیری، خوشه ای چندمرحله ای و نمونه انتخاب شده، 1196 نفر است. چارچوب نظری تحقیق مبتنی بر نظریه کاشت گربنر است که به طور خلاصه عنوان می کند؛ تماشای بیشتر تلویزیون به ترس بیشتر افراد از جرم می انجامد. نتایج حاکی از آن است در حالی که مصرف رسانه ای به طور کلی، با ترس از جرم رابطه نداشته؛ مصرف رسانه های جدید (اینترنت، ماهواره و شبکه های اجتماعی مجازی) با ترس از جرم، مرتبط بوده است. همچنین پیگیری اخبار جرم از رسانه ها به طور معناداری با ترس از جرم ارتباط داشته است؛ هرچند این روابط به صورت غیرخطی و ضعیف است. علاوه بر این، در حالی که پیگیری اخبار جرم از رسانه ها به افزایش ترس از جرایم جانی منجر نمی شود، به طور معناداری ترس از جرایم مالی را افزایش می دهد.