" ارزیابی منطقه ای فرایندی است که در طی آن، نیازهای ساکنان منطقه مورد نظر شناسایی، تعیین و اولویت بندی می شود تا به تهیه و تدوین برنامه ها و راهکارهایی مناسب به منظور رفع مشکلات اقدام گردد. در این پژوهش تلاش شده است تا ضمن شناسایی ویژگیهای منطقه 17 شهر تهران و نیازهای ساکنان آن، نظرهای آنان در خصوص مشکلات منطقه اخذ شود.
این پژوهش در سه مرحله انجام گرفته است. در مرحله اول، با مطالعه ای توصیفی، ویژگی های منطقه 17 شناسایی شد. در مرحله دوم، دیدگاههای گروههای هدف، به طرقه کیفی و با روشهای بحث گروهی متمرکز، مصاحبه عمیق و برگزاری پانل کارشناسی، به دست آمد که نتیجه آن دستیابی به فهرستی از مشکلات منطقه 17 بود. در مرحله سوم، در جریان مطالعه ای مقطعی، با توجه به نتایج مطالعه کیفی مرحله دوم، پرسشنامه بسته ای تدوین و نظرهای 525 نفر از ساکنان منطقه 17 به کمک آن اخذ شد.
این مطالعه نشان داد که منطقه 17، که کوچکترین منطقه شهری با بیشترین تراکم جمعیت در شهر تهران است، به دلایل متعددی، با مشکلات وسیع تری نسبت به دیگر مناطق شهر تهران مواجه است. شرایط ویژه این منطقه سبب شده است که ساکنان آن با مشکلات خاصی دست به گریبان باشند. نتایج نهایی این بررسی نشان داد که مشکلات این منطقه برحسب اولویت عبارت اند از: اعتیاد، تراکم جمعیت و شلوغی، درآمد پایین، مشکلات ترافیکی، بیکاری، وضعیت نامناسب بهداشت محیط (به ویژه فاضلاب)، بی بندوباری و مفاسد اخلاقی، نا امنی و زیاد بودن جرایم، ساختار قدیمی، عبور راه آهن از منطقه، آلودگی صوتی ناشی از صدای قطار و هواپیما.
در این پژوهش سعی شده است با کسب نظر از برنامه ریزان، سیاست گذاران و متولیان سازمانهای منطقه ای و فرامنطقه ای در مورد معضلات موجود و مقایسه فهرست به دست آمده با نظرها و نیازهای ساکنان منطقه، ضمن بازبینی برنامه های جاری و ارزیابی عملکرد سیستم های موجود، توجه مسئولان امور به بررسی ریشه های بروز این مسایل در منطقه 17 جلب گردد تا این توجه به کشف و به کارگیری راهکارهای مناسب و مداخلات موثر منتهی شود."
"اهمیت انتقال پیام در عصر ارتباطات امری بدیهی است. اسلام همان گونه که به خوراک و غذای مادی توجه دارد و برای آن حد و مرز در نظر گرفته است برای خوراک معنوی انسانها نیز محدودیت قائل شده است.
بحث «کتب ضاله» در منابع فقهی در حقیقت به کم و کیف همین محدودیت میپردازد اما تبیین و توضیح این معنا، دلایل لزوم و محدودیت، متعلقات حکم و رفع شبهات مطرح شده در گذشته و حال تحقیقی را میطلبید که مقاله حاضر پاسخگوی آن است. نتیجه بررسیهای مختلف نشان از عمومیت معنای «کتاب» دارد و هر نوع رسانه را شامل است. «ضلال» در نظر فقها، گمراهی در پیامهای دینی اعم از عقاید، اخلاق و احکام است. البته در لغت، تفاسیر و روایات، هر آنچه در مقابل راه حق و رشاد باشد، ضلال است و هر پیامی که به نوعی با حق و هدایت و رشاد مقابله کند، ضال و گمراهگر است.
حکم حرمت عمومیت دارد و ایجاد و تألیف و تولید و ترجمه و نشر و تدریس و… را نیز شامل میشود. شبهات مطرح شده در این مسئله و القائاتی که آزادی و رهایی انسانها را در این باب مطرح میکند، با عملکرد اندیشمندان در همه زمینهها و حتی در همین وادی ناسازگار است و عقل و نقل برای همه آنها جوابهای قاطع و روشن دارد.
با معرفی محورهای کلی زیر، به عنوان مصادیق کلی پیام ممنوع، این بحث علمی ـ نظری تا حدودی کاربردی شده است. این محورها عبارتند از: کذب و افترا، ایجاد یأس و نومیدی از رحمت خدا و اطمینان خاطر دادن از مکر او، افشای اسرار، تحریک و تشویق بیبند و باری شهوانی، کفر و انکار ضروریات دین، دشنام و سب و توهین به اولیای خدا و مؤمنان و ترویج مکاسب حرام.
"
"پرسش مهمی که در حوزه نسبت دین و رسانه مطرح میشود این است که آیا رسانههای جدید میتوانند کارکردهای مورد نظر دین را داشته باشند یا نه و اگر میتوانند چگونه این کار عملی است؟ بحثهای دو شماره پیاپی فصلنامة پژوهش و سنجش با عنوان دین و رسانه، از ابعاد گوناگون پاسخگویی به همین دو پرسش را بر عهده گرفتهاند. دیدگاههای متفاوت و گاه متضادی در این مورد ارائه شده است. برخی با ارائه دلایلی کوشیدهاند پاسخ مثبت یا منفی خود را به این پرسش اثبات کنند و بعضی نیز با مفروض دانستن پاسخ مثبت به بیان چگونگی، شیوهها و پیامدهای درآمیختن دین و رسانه پرداختهاند. اثبات وجود تباین کلی میان دین و رسانه البته راه را بر مباحث بعدی خواهد بست و سخنان را بیشتر به حوزه بیان پیامدهای منفی کوششهای انجام شده، در استفاده دینی از رسانه، خواهد برد.
شاید در روزگار کنونی بخش دوم پرسش اهمیت بیشتری داشته باشد. پژوهش در مورد چگونگی استفاده از رسانههای جدید به ویژه رادیو و تلویزیون و به کارگیری آنها در جهت دستیابی به مقاصد دینی، به خصوص اگر با مشارکت بخشهایی از حوزههای دینی که کار تبلیغ را وجهه همت خود میدانند و به رسانهها توجه دارند و نیز بخشهایی از گروههای ارتباطات دانشگاهها که به مطالعات دینی میپردازند و سرانجام مراکز پژوهشی در حوزه رسانهها باشد میتوان امید داشت که فراوردههای پژوهشی آنان راه را برای استفاده سامانیافتهتر از این رسانهها برای گسترش تعالیم دینی هموار کند. در این زمینه توجه به نکات زیر سودمند به نظر میرسد:
الف ـ سامان دادن مطالعات دین و رسانه
پژوهشهای رسانه و ارتباطات و نیز مطالعات دینی هر کدام در جایگاه خویش راه خود را میپیمایند و اهداف خود را پی میگیرند، اما سامان دادن مطالعات میان رشتهای در این حوزه ضروری است، به گونهای که ابتدا پژوهشگران هر دو رشته به دریافت مناسبی از حوزه دیگر برسند، مبانی، نظریهها، امکانات و محدودیتها را بشناسند و سپس با اتکا به دریافتهای جدید به حوزه مطالعاتی خود نیز نگاهی دوباره بیفکنند. این نگاه دوباره بستر مناسبی برای سامان یافتن این مطالعات ایجاد میکند و راه را برای نظریهپردازی در این حوزه هموار میسازد. به دست آوردن آمادگی کافی در هر دو سو برای این داد و ستد علمی از پیش شرطهای موفقیت در پیمودن این راه است. این آمادگی به ویژه در مباحث دینی که بر محور تقدسها شکل گرفته است به موشکافی و دقتهای ویژه نیاز دارد. توجه به تجربیات دیگران نیز در این زمینه کارساز خواهد بود.
ب ـ توجه به حوزه عمل
این مطالعات اگر بدون توجه کافی به مباحث کارکردی، صرفاً در حوزه نظری باقی بماند، انتظارات را چنان که باید برآورده نخواهد کرد. واقعیت این است که طی بیست و پنج سال گذشته تلاشهای بسیاری برای ابلاغ پیام دینی از رسانههای جدید به عمل آمده که با کامیابیها و ناکامیهایی همراه بوده است. مطالعه کامل این روند و توجه کافی به وضعیت کنونی حوزه رسانهای کشور و نیز تجربیات دیگر کشورها از جمله ایستگاههای رادیویی و یا تلویزیونی اسلامی و نیز مسیحی میتواند این مطالعات را به حوزهای هدایت کند که فرآوردههای آن راهگشای دستاندرکاران رسانهها باشد.
فصلنامه پژوهش و سنجش طی دو شماره 35 و 36 با موضوع دین و رسانه کوشیده است در دو حوزه نظری و کاربردی با ارائه دیدگاههای برخی از صاحبنظران، استادان و پژوهشگرانی که محصول اندیشهورزی خویش را در اختیار قرار دادند، به طرح بحث بپردازد. در اینجا ضمن سپاسگذاری از همکاری صمیمانه آنان، این شماره از نشریه با عنوان دین و رسانه 2 تقدیم حضور میشود.
البته از سال گذشته وعده شده بود که شماره پایانی هر سال به ارائة مقالات متنوع (جُنگ) اختصاص یابد، که به علت دو شمارهای شدن موضوع دین و رسانه، شماره جُنگ در بهار 83 ارائه خواهد شد.
در پایان ضمن قدردانی از لطف همیشگی خوانندگان اندیشمند فصلنامه، از همه عزیزان خواهشمندیم همچنان پژوهش و سنجش را از انتقادها، پیشنهادها و دیدگاههای خویش بهرهمند سازند.
"
"جنگهای جدید نه تنها موجب ویرانی شهرها و آبادیها و کشتار وسیع انسانها میشوند بلکه فکر، عقیده، شجاعت، اطمینان و میل به جنگیدن را در انسانهای مورد هجوم از میان میبرند.
«جنگ روانی» با استفاده از رسانههای جهانگستر پدیدهای است که چهرة جنگهای دوران پست مدرن را تغییر داده است، تا آنجا که حتی زمان آغاز و پایان یک جنگ چندان مشخص نیست.
مؤلف در مقاله حاضر میکوشد با تبیین مفهوم جنگ روانی، اهداف جنگ روانی، ابزار سیاسی و برخی از تاکتیکهای آن از قبیل: تنهاسازی دشمن و آتش تهیه (تدارک آتش تبلیغاتی) را توضیح دهد و نحوة ارسال اخبار و تصاویر توسط خبرنگاران و تصویربرداران حاضر در صحنة جنگ عراق و امریکا را با توجه به تأثیر آن در پوشش اخبار این جنگ نشان دهد"
"«شکست قطعی و انهدام دشمنان در زمانی سریع، حمایت از دوستان امریکا با هر چهرهای که دارند، حمایت از دموکراسی ظاهری در مواقع ضروری، دوستی با اسرائیل و تثبیت آن در خاورمیانه، کنترل و حفظ منابع انرژی و نفت در دراز مدت، توسل به نیروی نظامی به رهبری واشنگتن، مقابله با تهدیدهای بالقوه و بالفعل جهان سوم علیه امریکا و غرب، مهار اقتصادی و نظامی جهان سوم، گسترش جنگها به جهان کم توسعه و… روح نظم نوین جهانی مورد نظر امریکا را تشکیل میدهد».
در عصر رسانههای جهانی و چندرسانهایها، رسانههایی مورد توجه و حمایت قدرتمندان جهان قرار میگیرند که از نظم نوین جهانی حمایت کنند اما از آنجا که امکان انتخاب رسانه و پیام در عصر سوپرمارکتهای رسانهای فراهم شده، مخاطبان در انتخاب رسانه برای دستیابی به پیام مورد نظر خود از آزادی بیشتری برخوردارند.
مؤلف در مقالة حاضر میکوشد با نشان دادن گوشهای از تلاشهای مردم جهان برای مخالفت با جنگ و دستیابی به اطلاعات صحیح از یک سو اقدامات رسانهها را برای ارسال اخبار جنگ عراق و امریکا بر روی سایتهای اینترنتی بازگو کند و از سوی دیگر به اقدامات طرفداران جنگ برای نابود ساختن این سایتها بپردازد.
"
"سیاستگذاری برنامههای دینی صدا و سیما موضوع بحث میزگردی است که با شرکت آقایان حجج اسلام محمدیان مشاور محترم رئیس سازمان و بیات مدیر محترم رادیو معارف و آقای براهیمی یکی از کارشناسان برگزار شده و آقای فارسیجانی مدیر محترم گروه معارف شبکه جامجم اداره آن را بر عهده داشته است. شرکتکنندگان ابتدا در مورد نسبت رسانه و دین به گفتگو پرداختهاند و کوشیدهاند امکان ابلاغ پیام دینی از رسانه را تبیین کنند. آنان ضمن بررسی و کنکاش در برنامههای دینی صدا و سیمای جمهوری اسلامی و نقش گروههای معارف در برنامهسازی صدا و سیما، ویژگیهای سیاستگذاری مطلوب برای برنامههای دینی و نیز چگونگی اجرای این سیاستها و سریان آن در حوزههای برنامهریزی و برنامهسازی صدا و سیما را بیان کردهاند.
ضمن سپاس از شرکتکنندگان در میزگرد خوانندگان گرامی را به مطالعه آن دعوت میکنیم."
"نویسنده در این مقاله میکوشد تا نقش ایدئولوژیک و باورساز رمان را نشان دهد. رمان به مثابه یک ژانر ادبی خاص، محصول قرن هیجدهم است. در این قرن، رشد فناوری اوقات فراغت قابل توجهی برای بورژوازی فراهم ساخت. میبایست برای سرگرمی این طبقه تمهیدی اندیشید و یکی از تمهیدات، رمان بود. اما نقش آن در این حد نماند و به تدریج از این ابزار سرگرمی برای مقاصد دیگری از جمله ترویج ایدئولوژیها و فلسفههای مختلف سود جسته شد. اهمیت این ژانر ادبی به جایی رسید که برخی از اندیشمندان، قرن بیستم را قرن رمان نامیدند. در این قرن بود که برخی از فیلسوفان برای ترویج اندیشههای خود از این ژانر به نیکی استفاده کردند. برای مثال میتوان از ژانپلسارتر نام برد که عمده اندیشههای فلسفی خود را در قالب رمان بیان کرده است. هواداران انقلاب اکتبر روسیه نیز این قالب را مناسب ترویج عقاید خود دانستند و آثاری چون دُن آرام را آفریدند، البته مخالفان کمونیستهای روسی نیز از اهمیت رمان غافل نبودند، در نتیجه اثری مانند دکتر ژیواگو پدید آمد تا ردیهای باشد بر تفکر مارکسیسم روسی. اهمیت رمان امروزه در حدی است که حتی میتوان آثار آموزشی فلسفه و ادیان را در قالب آن دید، «دنیای تئو» و «دنیای سوفی» نشاندهنده اهمیت این قالب است.
نویسنده پس از نشان دادن جایگاه رمان در تفکر معاصر، بر آن است که میتوان و باید از این قالب برای ترویج آموزههای دینی سود جست و این پندار نادرست را که رمان تنها وسیله سرگرمی و وقتکشی است، کنار نهاد. وی آنگاه به نمونههایی از رمانهای فارسی و چگونگی رویکرد آنها به دین اشاره میکند و با تحلیل وضعیت رمان در ایران، توجه قرآن را به قصه به مثابه ابزار عبرتگیری و عبرتآموزی نشانه ظرفیتهای فراوان این قالب در ترویج آموزههای دینی میداند.
"
"این مقاله، متن یکی از سخنرانیهای دکتر استوارت ام، هوور استاد دانشگاههای کلرادو و اُپسالا است که در مرکز مطالعات رسانه، دین و فرهنگ دانشگاه ادینبورگ ارائه شده است. این سخنرانی بازنمایی بخشی از تلاشهای نظریهپردازان غربی در تبیین رابطه دین و رسانه و به طریق اولی رابطه رسانه و کلیسا به شمار میرود، از این رو بسیاری از مباحث مطرح شده در آن صرفاً در این چهارچوب قابل طرح است. هوور در این سخنرانی با بررسی کلی جایگاه مذهب در عصر رسانهها به ابعاد گوناگون نوعی مذهب نوظهور در عصر رسانه پرداخته و میکوشد در تبیین موضوع از شیوههای سنتی بررسی روابط میان مذهب و رسانهها فراتر رود. وی معتقد است که ظهور و گسترش رسانهها باعث شده است پدیدههای دینی جنبه عمومی پیدا کنند. از نظر او در جهان معاصر دین و رسانه، هر چند نه به طور کامل، همگرایی بالایی دارند و نقاط مشترک همگرایی آنها بسیار معنادار است.
"
"علامه محمدحسین فضلا… در این مقاله به بحث در مورد مفهوم ارتباطات و اطلاعرسانی اسلامی میپردازد و آن را تکاپو در حوزهای گسترده میداند که در عرصه مفاهیم اسلامی قابل بررسی است، وی آن گاه به بیان تفاوتها و اشتراکات اطلاعرسانی و دعوت میپردازد و به گونهای آن دو را مکمل یکدیگر برمیشمارد.
وی همچنین مؤلفههای اطلاعرسانی را با استفاده از مفاهیم قرآنی توضیح میدهد و با استفاده از واژهها و مفاهیمی که در قرآن مورد تأکید قرار گرفته است جایگاه، اهمیت و نتایج اطلاعرسانی صحیح را بیان میکند.
علامه فضلا… در این مقاله برخی از زوایای اخلاق اطلاعرسانی اسلامی را مورد توجه قرار میدهد و برای نمونه موضوع صدق و کذب را با استفاده از آیات و روایات و دیدگاه فقیهان مطرح میکند. وی با بیان ارزش صدق و قبح کذب میکوشد تا تصویری درست و واقعی از چگونگی انعکاس اخبار راست و دروغ ارائه دهد.
گستره جهانی خطاب اسلامی، دقت و ژرفکاوی در پرداختن به اخبار و نیز اطلاعرسانی مورد نظر اسلام، بررسی ظاهر و ژرفای مؤلفههای اطلاعرسانی اسلامی، انسجام اندیشه و روش، برنامهریزی در اطلاعرسانی اسلامی و اهمیت بعد هنری موضوعات دیگری هستند که در این مقاله به آنها پرداخته شده است.
"
"برآوردهای حاکی از ابتلای حدود 1 درصد از جمعیت جهان به نوعی از معلولیت و ناتوانی است که در میان آنان 150 میلیون کودک زیر 15 سال وجود دارند . علاوه بر مشکلات اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و ... که این افراد و خانواده های آنان دارند، هزینه های سنگینی نیز برای امور مختلف آنان از جمله بهداشت ، درمان و توانبخشی ، آموزش و اشتغال ، مسکن و سایر نیازها باید پرداخت شود.
موضوع حقوق کودکان دارای ناتوانی و معلولیت از جمله چالشهای مهم و مورد توجه در سالهای اخیر بوده است. بررسیها حاکی از اختصاص تنها یک ماده از ""پیمان نامه جهانی حقوق کودک"" در این زمینه است. تلاشها برای تدوین موادی برای تامین حقوق کودکان از 1924 آغاز گردیده است. مهمترین اقدامات انجام شده تصویب اعلامیه حقوق کودکان در سال 1924 و تصویب ""پیمان نامه جهانی حقوق کودک"" در 1989 برای کلیه کودکان جهان بوده است. برای کودکان معلول هرچند مواردی که به صراحت تمام نام برده شده باشد موجود نیست ، لیکن اعلامیه ""حقوق عقب ماندگان ذهنی"" در سال 1971 و اعلامیه ""حقوق معلولین"" در سال 1975 و نیز ماده 23 ""پیمان نامه حقوق کودک"" از جمله موارد مهمی است که به این موضوع پرداخته است. مصوبه ""قوانین استاندارد برای معلولان"" درسال 1993 نیز راهکار مناسبی برای پرداختن به موضوع حقوق کودکان معلول می باشد. تلاشها درسالهای اخیر برای تصویب ""پیمان نامه جهانی حقوق معلولان"" که می تواند ضمانت اجرایی مناسبی از سوی دولتها داشته باشد، ادامه دارد.
"
"بررسی روند کودک آزاری نیازمند اطلاعات قابل اعتماد درباره میزان شیوع و بروز این پدیده در یک دوره زمانی مشخص است. متاسفانه در حال حاضر هیچ یک از موسسات و مراجع مرتبط با آزار کودکان اعم از دستگاههای حقوقی و یا سازمانهای حمایتی دولتی و غیر دولتی اطلاعات منظم و قابل اتکایی درباره آمار شیوع بروز کودک آزاری ندارند. لذا برای دریافت چگونگی روند کودک آزاری ناچاریم از روشهای غیر مستقیم استفاده نماییم. در این مقاله بر اساس برخی مطالعات درباره علل مهم آزار کودکان، تلاش شده با اتکاء به میزان شیوع علل مذکور در سه حوزه یعنی اعتیاد، فقر و اختلالات روانی، ارزیابی مشخص از روند آزار کودکان در ایران ارایه شود.
"