فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸٬۲۶۱ تا ۲۸٬۲۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۹۵ مورد.
بررسی یک آگهی تلویزیونی از منظر مطالعات فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، پیدایش «مطالعات فرهنگی» تاثیری همه جانبه در پژوهش های مربوط به علوم انسانی باقی گذاشته است، چندان که می توان مدعی شد این روش شناسی نو حتی ادراک ما از موضوع تحقیقات علوم انسانی را نیز دگرگون کرده است. پژوهشگران مطالعات فرهنگی با از میان برداشتن مرزهای معهود میان هنر نخبه گرا و هنر عامه پسند، عرصه های جدیدی را که تا پیش از این جزو حیطه کار محققان علوم انسانی محسوب نمی گردید در کار خود ملحوظ کرده اند. یکی از مهم ترین این حوزه ها، آگهی های تجاری است. در پس ظاهر «خنثی» و «معصوم» آگهی های تجاری تلویزیون، رفتارهایی گفتمانی به نمایش در می آیند که حکم تعریفی تلویحی از واقعیت اجتماعی را دارند و در نهایت نحوه فاعلیت ذهن (سوبژکتیویته) ما را تعیین می کنند. در مقاله حاضر، یک آگهی نمونه از مجموعه آگهی هایی که از تلویزیون ایران پخش می شوند (مربوط به ماشین لباسشویی حایر) با اتخاذ رهیافت میان رشته ای مطالعات فرهنگی و با هدف پرتوافشانی بر سازوکارهایی برساخته شدن هویت جنسیتی زنانه در فرهنگ معاصر ایرانی، تحلیل می شود. به این منظور، ایماژهای زن در این آگهی از منظری فمینیستی و نیز با استناد به برخی مفاهیم روانکاوانه و جامعه شناسانه و نشانه شناسانه بررسی می شوند. بخش پایانی این نوشتار، به جمع بندی بحث در خصوص مطالعات فرهنگی اختصاص دارد.
مروری بر ساختار اقتصادی روستای جمال آباد ورامین
منبع:
نجوای فرهنگ ۱۳۸۵ شماره ۱
حوزههای تخصصی:
سوژه و قدرت: تحلیل چگونگی شکل گیری ذهنیت در مطالعات فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رابطه سوژه و قدرت یکی از موضوعات محوری در مطالعات فرهنگی است. در سنت مطالعات فرهنگی، حداقل دو نوع نگاه به این رابطه دیده می شود. در رویکرد اول این رابطه جبری و یک سویه است. بر اساس این رویکرد، ذهنیت سوژه ها به نحوی موفق توسط گروه های قدرتمند جامعه شکل می گیرد. اما در رویکرد دوم رابطه یاد شده باز است به طوری که سوژه ها امکان مقاومت در برابر معانی مرجح گفتمان های حاکم را دارند، لذا، باز تولید امری از پیش معین نیست. در این مقاله نشان داده می شود که هر دو رویکرد گرفتار نوعی جزم اندیسی اند. رویکرد اول بازتولید ایدئولوژیک و رویکرد دوم مقاومت سوژه های اجتماعی را امری مسلم پنداشته اند. ادعای این مقاله آن است که هر چند رابطه گفتمان های قدرت و سوژه ها رابطه ای یک سویه نیست اما مفهوم دسترسی گفتمانی، حداقل در شرایط برخی جوامع نظیر جامعه ایرانی بسیار اساسی است. به عبارت دیگر، فارغ از دغدغه های نظری، باید رابطه میان گفتمان های حاکم و سوژه ها را به نحوی مورد آزمون قرار داد.
مونوگرافی ایل الیکائی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ سیاسی مردم مازندران
حوزههای تخصصی:
"این مقاله، با الهام از سنخ شناسی سیاسی آلموند و وربا در مورد «فرهنگ سیاسی»، فرهنگ سیاسی مردم مازندران را مورد بررسی قرار می دهد. برای این منظور، از روش پیمایش و انتخاب نمونه های مورد نظر مطابق روش های علمی استفاده شده است که نتایج تحقیق قابل تعمیم به کل استان مازندران می باشد. مطابق یافته های تحقیق که از 331 نمونه استخراج شده است، بعد شناختی فرهنگ سیاسی مردم مازندران، در مقایسه با بعد عاطفی و داوری، قوت کمتری دارد. از منظری دیگر، یافته نشان می دهد که فرهنگ تبعی یا انقیادی در قیاس با فرهنگ سیاسی مشارکتی و محدود از وسعت بیشتری در مازندران برخوردار است. به علاوه، از میان فرهنگ سیاسی وفاق گرا و منازعه گرا، فرهنگ سیاسی مردم مازندران گرایش بیشتری به سمت فرهنگ وفاق گرا در حوزه سیاست عمومی و مبانی مشروعیت نظام سیاسی نشان می دهد.
"
مشارکت اجتماعی یکی از مولفه های سرمایه اجتماعی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
"طرح مساله: در این مقاله، تئوری سرمایه اجتماعی به عنوان یکی از رویکردهای جامعه شناختی مورد بررسی قرار می گیرد و سعی می شود تئوری سرمایه اجتماعی از لحاظ واقعیت های مسلط بر جامعه مورد آزمون تجربی قرار گیرد و به این سوال پاسخ داده شود که آیا این رویکرد نظری، تبین کننده واقعیت موجود در زمینه مشارکت اجتماعی در ایران می باشد؟
روش: روش بررسی، تلفیقی از روش کتابخانه ای و میدانی است؛ در بررسی میدانی، جامعه آماری شهروندان 15 سال به بالا ساکن شهر تهران بودند که با استفاده از فرمول کوکران، حدود 653 نمونه از میان آن ها انتخاب شدند و با استفاده از پرسش نامه اطلاعات جمع آوری و با بسته نرم افزاری SPSS با استفاده از روش های آماری توصیفی و استنباطی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفتند.
یافته ها: زمینه های مشارکت اجتماعی به عنوان یکی از مولفه های سرمایه اجتماعی در تحلیل نهایی هر چند در سطح خرد تا حدودی مساعد می باشد اما به دلیل عدم زمینه های مناسب در سطح کلان، از جمله تمرکزگرایی، پنداشت منفی نسبت به عملکرد دولت و… ما شاهد شکل گیری مشارکت اجتماعی در بین افراد نمی باشیم.
نتایج: از بعد ذهنی ما شاهد اعتماد پذیری در بین شهروندان و همچنین بین شهروندان و دستگاه های دولتی نیستیم و همین باعث شده است که بعد عینی مشارکت اجتماعی، یعنی شبکه تعاملات اجتماعی شکل نگیرد و در نتیجه مشارکت اجتماعی تحقق پیدا نکند.
"
تجربه اروپا و لبنان
مسائل نظری کاربرد گونههای زبانی ساختگی در رسانه ملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"یکی از کاربردهای هنری و اغلب طنزآمیز زبان در رسانه ملی «گونه زبانی ساختگی» است. نویسنده در این مقاله قصد دارد ضمن ارائه تعریفی از گونه زبانی ساختگی، اینگونه را از دیدگاه جامعهشناسی زبان، کاربردشناسی اجتماعی و آسیبشناسی زبان بررسی کند و وجوه زیباییشناختی و کارکردهای هنری آن را برای به کارگیری در رسانه ملی تبیین کند.
"
"امپریالیسم فرهنگی ـ رسانهای و بحران جهانی شدن "(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"این مقاله به بررسی نقش رسانهها در فرآیند جهانیسازی میپردازد. نویسنده ابتدا پدیدة امپریالیسم فرهنگی را که بویژه از طریق رسانهها اعمال میشود تشریح میکند و سپس با یادآوری اینکه درجة مقاومت کشورها در برابر این نوع امپریالیسم، منوط به توانایی هر کشور در حوزة تولید و پخش محصولات رسانهای در سطح ملی است؛ قابلیت آنها را برای جهانی کردن فرهنگ خود، بر اساس توان رقابتی در بازارهای بینالمللی محصولات رسانهای ارزیابی میکند.
" امپریالیسم فرهنگی، مدل شبکهای، مدل دریافت، سیاستهای فرهنگی، فرهنگ موزهای، شهرهای جهانی
سخن نخست(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"در رسانههای دنیای امروز، زبان، نقشی بنیادین ایفا میکند و محوریترین و مهمترین ابزار برقراری ارتباط با مخاطب را شکل میدهد.
در یک نگاه کلی، میتوان از دو دیدگاه به مفهوم زبان در رسانه نگریست که یکی در دل آن دیگری جای میگیرد. در نگاه عام، زبان مجموعه رمزگانی است که در چارچوب قواعد و قراردادهایی ویژه از هر نظام نشانهشناختی، برقراری ارتباط میان فرستنده و گیرندة پیام را امکانپذیر میسازد. در این تلقی از مفهوم زبان، که زیربنای تمامی ارتباطات انسانی را تشکیل میدهد، هیچ گونه ارتباطی میان رسانه و مخاطبان، خارج از چارچوب جهان زبان پدید نمیآید.
از همین رهگذر است که زبان تصویر، زبان موسیقی، زبان علائم گوناگون، زبان گفتار و حتی زبان سکوت یا ترکیبی از اینها، همگی به تناسب موقعیت در رسانهها و به طور کلی در دنیای ارتباطات بشری کاربرد یافتهاند. در این معنی، زبان، مسلما قدمت بیشتری نسبت به مفهوم خاص زبان، یعنی گفتار و نوشتار دارد؛ اما در عرصة دانشهای بشری، رویکرد علمی به بررسی فرآیندهای این گونه نظامهای دلالتگری به عنوان مجموعهای قاعدهمند از نشانهها، سابقهای چندان طولانی ندارد.
اما زبان در مفهوم خاص (و رایج) خود، به عنوان ابزار سخن گفتن از طریق گفتار یا نوشتار، کهنترین و پیچیدهترین نظام قراردادی دلالتگری ایجاد شده توسط انسان است که در سطوح مختلف؛ از کلیتی متجانس به عنوان نظام کلی زبان (لانگ) گرفته تا کاربرد فردی آن در سطح گفتار (پارول)؛ در گونههای مختلف از جمله گونة فردی، سنی، شغلی، جنسیتی، جغرافیایی، اجتماعی و اقتصادی و ...؛ در سبکهای متفاوت همچون معیار و غیرمعیار، رسمی و غیررسمی، نوشتاری و گفتاری و ... به کار میرود. همین مفهوم خاص زبان است که تحت تاثیر عوامل مختلف تاریخی، جغرافیایی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، به مرور زمان، نزد هر قوم و ملتی به کلیت مستقل و دارای هویت منحصر به فردی تبدیل شده است که در کنار نمادهای اصیل بومی و ملی آن قوم، به عنوان زبان ملی شناخته میشود.
رسانه از زبان در هر دو مفهوم فوق، استفاده میکند. از سویی با بهرهگیری از فرآیندهای مختلف دلالت در نظامهای نشانهشناختی ویژه، به تولید و انتشار «متن» در مفهوم کلی و وسیع آن میپردازد و در این راستا امکانات گوناگون دیداری و شنیداری از جمله تصویر، گفتار، موسیقی، نوشتار، صداهای محیطی و ... را برای برقراری ارتباط با مخاطبان به خدمت میگیرد؛ و از دیگر سو، بخش عمدهای از «متن»های تحقق یافته در عرصة رسانه، چه در شکل دیداری و چه در شکل شنیداری، در قالب زبان به مفهوم خاص آن (و در رسانة صدا وسیما در قالب زبان فارسی) شکل میگیرد. این گونه است که در رسانههای شنیداری چون رادیو، به علت فقدان تصویر و نشانههای دیداری، وابستگی به زبان گفتار، وابستگی عمیقتری است چنان که رادیو، بدون زبان، ماهیت خود را تقریبا به طور کامل از دست میدهد. در تلویزیون نیز، همچنان که در بیشتر ارتباطات انسانی، زبان گفتار در غالب اوقات، نقش اصلی را ایفا میکند؛ مگر آن که در شرایط ویژه، اقتضای فرآیند ارتباطی، بهرهگیری فرستندة پیام از رمزگان یا زبانی متفاوت با زبان گفتار و نوشتار (همچون موسیقی، تصویر و ...) را ایجاب کند.
این شماره از فصلنامة پژوهش و سنجش به موضوع «رسانه و زبان فارسی» اختصاص یافته است. بنابراین محور اصلی مطالب این شماره را مفهوم خاص زبان یعنی زبان گفتار و نوشتار تشکیل میدهد. امروزه اهمیت و حساسیت جایگاه زبان فارسی در رسانة ملی بر کسی پوشیده نیست. پیش از این نیز صاحبنظران بسیاری با دیدگاههای انتقادی، توصیفی، تجویزگرایانه و ... از جنبههای مختلف به این مقوله پرداختهاند و برخی از جوانب آن را واکاوی کردهاند. با این حال در مقالات این شماره از فصلنامه سعی شده است مسائلی که تا کنون کمتر بدانها پرداخته شده یا چالشهای نوظهوری که در عرصة کاربرد زبان فارسی در رسانههای امروز و بویژه رسانة ملی پدید آمدهاند، مورد بحث قرار گیرند.
زبان فارسی به عنوان یکی از مهمترین نمادها و نمودهای اتحاد ملی، شایستة توجه ویژه است. حرکت به سوی دستیابی به جایگاه مناسب زبان فارسی در رسانة ملی و ایفای نقش رسانه به عنوان یکی از مهمترین متولیان برنامهریزی زبان در جامعه، دغدغهای اساسی است که فصلنامة پژوهش و سنجش میکوشد با طرح مباحثی در این باره، توجه جدیتر پژوهشگران و صاحبنظران را به موضوع جلب کند و زمینة انجام مطالعات گستردهتر و بنیادیتر در این حوزه را فراهم نماید.
"
بررسی جامعه شناختی علل تصادفات جاده ای (مطالعه موردی رانندگان عمومی جاده ای شهرستان بابل)
حوزههای تخصصی:
"بر اساس بررسی های به عمل آمده، عوامل موثر بر تصادفات عبارتند از: 1) عامل انسانی حدود 70 تا 75 درصد، 2) عامل اتومبیل حدود 10 تا 15 درصد، 3) عامل جاده ای حدود 10 تا 15 درصد. در این تحقیق، رانندگی یک کنش اجتماعی تلقی شده و با استفاده از نقشه شناختی پارسنز برای آن چهار خرده سیستم در نظر گرفته شد که دارای ابعاد شخصیتی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است و فرضیه هایی از آن دریافت شد و سپس بر اساس این فرضیه ها تحقیق انجام گرفت. روش تحقیق پیمایش و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بوده، که اعتبار پرسشنامه از طریق آزمون آلفا کرونباخ سنجیده شد. حجم نمونه 389 نفر از رانندگان عمومی شهرستان بابل بود. یافته ها حاکی از آن است که سن، تحصیلات، خردورزی، تقدیرگرایی، نظام هنجاری، رضایت شغلی و شیوه گرفتن گواهینامه بر میزان تصادفات تاثیرگذار است.
"
بررسی مقایسه ای تأثیر عوامل اقتصادی اجتماعی خانوار بر تقاضای ورود به آموزش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"
خانوارها حلقه ارتباطی بین سطح بهره مندی اقتصادی اجتماعی و از جمله سرمایه انسانی یک نسل با نسل بعد محسوب می شوند. هدف از تحلیل اثر ویژگی های اقتصادی اجتماعی خانوار بر احتمال ادامه تحصیل یا سطح برخورداری آموزشی فرزندان، شناخت میزان و جهت تاثیر عوامل مذکور است.
هدف از اجرای این طرح شناخت عوامل موثر بر تصمیم گیری افراد برای ورود به دوره های آموزش عالی در سطح خانوارهاست. مرحله اول این طرح در سال 1382 و با استفاده از داده های طرح آمارگیری از ویژگی های اقتصادی اجتماعی خانوار در سال 1374 به اجرا درآمد. در این مرحله، از داده های جدید (سال 1381) استفاده شده و با توسعه مشاهدات، فرضیات مختلف از تاثیر ویژگی های اقتصادی اجتماعی خانوار بر احتمال ادامه تحصیل فرزندان آزمون شده است. این مقاله به بیان نتایج طرح پژوهشی مذکور اختصاص دارد.
از مقایسه نتایج این مرحله با مرحله قبل می توان نتیجه گرفت که تاثیر سطح تحصیلات والدین یا سرمایه انسانی نسل قبل بارزتر و معنی دارتر شده است؛ به عبارت دیگر، در طی سالهای اخیر تاثیر تحصیلات دانشگاهی والدین بر نگرش فرزندان نسبت به وجهه اجتماعی و احتمالا چشم انداز اقتصادی تحصیلات عالی بیشتر شده است. این نکته اهمیت بارز انتقال سرمایه بین نسلی و لزوم توجه به توسعه آموزش برای نگهداشت سطح سرمایه انسانی نسلهای آتی را نشان می دهد.
در هر دو مرحله تاثیر معنی دار وضعیت اقتصادی خانوار را می توان تشخیص داد و نتایج دو مرحله در خصوص میزان و جهت تاثیر متغیرهای جنسیت و سن افراد و تعداد اعضای خانوار کاملا مشابه و پایدار است؛ به عبارت دیگر، همچنان احتمال ادامه تحصیل فرزندان پسر کمتر و احتمال ادامه تحصیل فرد در سنین بالاتر بیشتر است.
"
نمایشنامه های فرهنگی مرگ و مردن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با کاربرد نظریه میدانی به بررسی الگوهای فرهنگی مرگ و مردن در بین بیماران سرطانی در بیمارستان امام خمینی می پردازد. این مطالعه برای پاسخگویی به این پرسش طراحی شده است که بیماران مبتلا به سرطان در وضعیت جامعه ای با الزامات دوگانه اهمیت دیدگاه های مذهبی و وجود نهادهای مدرن بیمارستانی، چگونه فرایند مردن خود را معنادار می سازند و در این راه، متناسب با وضعیت دوگانه خویش، با چه چالش ها و دو راهی هایی روبه رو می شوند. نظریه کلایو سیل و سوزان لانگ در مورد انواع چهارگانه نمایشنامه های فرهنگی به مثابه چارچوب مفهومی پژوهش انتخاب شده است. در این مطالعه نمونه گیری نظری با انجام 32 مصاحبه عمیق و نیمه ساختارمند با بیماران، پزشکان، پرستاران و مددکاران به حد اشباع می رسد. تجزیه و تحلیل محتوای مصاحبه ها بر مبنای شیوه رایج در رویکرد میدانی نشان می دهد که نمایشنامه مذهبی و نمایشنامه پزشکی مردن در بین مشارکت کنندگان بیشترین رواج را دارند. تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش ما را در طرح نظریه ای در خصوص برقراری انواع پیوندها و مناسبات پیچیده بین دو نمایشنامه مذهبی و مدرن توسط بیماران یاری می کند.