دیدگاههای متفاوت و گاه متعارضی درباره تاثیرپذیری مخاطبان از مطالب سیاسی رسانهها وجود دارد. نویسنده دراین مقاله کوشیدهاست تا مبانی نظری این اختلاف دیدگاهها و جابهجایی های عمده روش شناختی را در بررسی تاثیرپذیری مخاطبان از مطالب سیاسی رسانهها تبیین کند.
همواره محققان به این پرسش اندیشیدهاند که چه عواملی سبب شده است تا بحث درباره تاثیرپذیری مخاطبان از رسانهها چنین طولانی و دنبالهدار شود و نتایجی گاه متضاد و در تعارض کامل با یکدیگر به دنبال داشته باشد.
برخی از دیدگاهها علت این تعارضات را در استفاده پژوهشگران از نظریههائی میدانند که بر پایه روشهای تحقیق نامناسب شکل گرفتهاند و راه حل این تعارضات را دستیابی به نظریهای جامع با به کارگیری روشهای فراگیرتر میدانند. راه حلی که پیش روی همه محققان علوم اجتماعی قرار داشتهاست اما با موفقیت و پیشرفت بسیار کمی همراه بودهاست. از این رو به نظر میرسد که نگاه تردیدآمیز تاثیر رسانهها بر مخاطب ریشهای عمیقتر از این داشته باشد که کشف آن تنها در سایه توجه به ملاحظات فرهنگی، ایدئولوژیکی و فنی میسر میگردد.
تحولات گسترده و عمیق در سیاست، فرهنگ و فناوری آینده خبر و اطلاعرسانی را با ابهاماتی مواجه ساخته است. این ابهامات و نیز جاذبه و ضرورت پیشبینی آینده متاثر از این تحولات بنیادی، مدیران خبری رادیو و تلویزیون را به تشکیل میزگردها، انجام تحقیقات و بررسیهایی به ویژه درخصوص تاثیر پیشرفت فناوری برخبر، رابطه خبر و تجارت و پیشبینی وضعیت خبر در قرن بیستویکم واداشت. دریکی از این پژوهشها تحت عنوان«خبر در قرن آینده» که توسط پروفشور مایکل شادسون جامعه شناس و استاد دانشگاه انجام گرفت. پاسخهایی برای پنج موضوع بحثانگیز در مقوله خبر در قرن بیستویکم ارائهشد که این مقاله دربردارنده خلاصهای از آنهاست. این موضوعات بقا یا عدم بقای حرفهخبرنگاری، سلاطین خبر، تاثیر مخرب یا سازنده فناوریهای جدید اطلاعات بر تقویت دموکراسی، تاثیر این فناوریها برمحلی سازی خبر و نقش آنها در برابری دسترسی به اطلاعات را شامل میشود.