"در سالهای 1950 دو مبحث مهم اجتماعی، «حاشیه نشینی» و «مشارکت مردم»، توجه نظریه پردازان اجتماعی را بیش از مباحث دیگر به خود مشغول ساخت. هر چند مفهوم مشارکت مردم در شبکه های خویشاوندی به دورانهای کهن باز می گردد، ولی همان گونه که در گذشته بر اثر فقر در روستاها، تغییر در ماهیت کالبدی و رشد شهرها، گروههای تازه واردی ساکن حاشیه شهرها شدند و بعدها ضعف در مدیریت واقتصاد شهری شکاف اقتصادی بین شهروندان ایجاد کرد و در نتیجه، فقر شهری موجب گسست شهروندان کم درآمد از متن جامعه اصلی و زیست حاشیه ای شد، همان گونه نیز رشد و پیچیدگی جوامع، به مفهوم «مشارکت مردم»، معنایی تازه بخشید و آن را از حوزه خویشاوندی به عرصه های عمومی کشاند؛ زیرا برنامه ریزهای توسعه از بالا به انتظارات خود تحقق نبخشید. مطالعات دکتر علی حاج یوسفی، دکتر مجید رهنما و دیگران شواهد زنده ای بر این مدعاست. طرح «کوی نهم آبان» در سال 1346 و احداث چندهزار واحد مسکونی برای حاشیه نشینان تهرانی و عدم استقابل آنها برای سکونت در این واحدهای مسکونی نمونه بارز آن است.
بحث حاضر، معطوف بر این نکته است که اگر طرحهای توسعه از بالا به نتایج مطلوب نمی رسد و اقدامات تخریبی نیز صرفا پاکسازی صورت مساله تلقی می شود، بنابراین، شیوه های مناسب تر اجرای برنامه های توسعه محلی از پایین چگونه است؟
بر این اساس:
- مشارکت فعال در مناطق حاشیه نشین بر کدام مبانی استوار است؟
- راهکارهای مددکاری و مهندسی اجتماعی به منظور قادرسازی حاشیه نشینان چگونه صورت می گیرد؟
- بسترسازیهای مناسب دولتی برای گشودن مجرای توانمندیهای حاشیه نشینان بر چه واقعیاتی متکی است؟
- و سرانجام دشواریهای اساسی و محدودیتهای مشارکت کدام است؟
"
همراه با گسترش فناوریهای ارتباطی و ظهور تأثیرات گستردة آنها در عرصة اجتماعی، پرداختن به روششناسی علوم اجتماعی و ارتباطی یکی از دلمشغولیهای دانشمندان این حوزه از علم بوده است، به طوری که در سراسر قرن بیستم، آنها سعی در تدوین یک روش مطلوب برای بررسی رسانهها، محتوا و نقش آنها در جامعه داشتهاند.
به طور کلی، میتوان گفت هر چه فناوریهای ارتباطی پیشرفت کرده و توسعه یافتهاند روشهای تجزیه و تحلیل محتوای پیامهای رسانهای نیز تکامل بیشتری پیدا کردهاند. از طرفی بعد ارزشی تأثیرات آنها نیز متحول شده است، به طوری که دیگر به تأثیرات صرفاً رسانهای با دیدة تردید نگریسته میشود و دیدگاههای انتقادی در مورد نقش رسانهها و تأثیر اجتماعی آنها در حال گسترش است. در این مقاله ابتدا سعی میشود تحول روششناسی تحقیقی بررسی شود و سپس تغییرهای متنوع در دیدگاههای ارزشی نسبت به نقش و تأثیر رسانهها مطالعه گردد.
مقوله آرامشبخشی به عنوان یکی از کارکردهای فرعی اما بسیار مهم رسانه از چندی پیش به عنوان یک سیاست کلی در دستور کار بخشهای گوناگون سازمان صدا و سیما قرار گرفت و از همان زمان نیز انجام پژوهشی جامع در باب مفهوم، شاخصها، ساز و کارها و روشهای آرامشبخشی در برنامههای این رسانه ملی ضروری تلقی گردید.
مقالة پیش رو، گزارش پژوهشی است که به منظور شناخت مؤلفههای آرامشبخشی در برنامههای صدا و سیما انجام گرفته است. در مرحله اول این پژوهش مؤلفههای آرامشبخشی با مطالعه مبانی نظری و ادبیات تحقیق و با تأکید بر سه رویکرد دینی، ارتباطی و روانشناسی اجتماعی، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت.
در مرحله دوم، به منظور بررسی نقش صدا و سیما در ایجاد آرامش در بینندگان، 842 نفر از زنان و مردان 18 سال به بالای شهر تهران با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. پرسشنامه محقق ساختة «نقش صدا و سیما در آرامشبخشی مخاطبان» در شهریور ماه 1379 به صورت انفرادی توسط پرسشگران آموزش دیده روی پاسخگویان اجرا شد که پس از جمعآوری دادهها و تجزیه و تحلیل آنها با نرمافزار رایانهای SPSS به نتایج بسیار جالبی دست یافت.
در مرحله سوم و پایانی پژوهش نیز با توجه به دستاوردهای مطالعات و تحقیقات مراحل اول و دوم، راهکارها و پیشنهادهایی برای افزایش آرامشبخشی در برنامههای صدا و سیما ارائه گردید.
«تبلیغات در خبر» گفتمانی انتقادی در مطالعات خبری است. به اعتقاد اندیشمندان این حوزه، با وجود آن که رسانههای خبری ادعای اطلاعرسانی صرف، عینی و واقعی را دارند فراگرد اطلاعرسانی آنها به نحوی است که خبر با خارج شدن از جنبه اطلاعرسانی جنبة تبلیغاتی به خود میگیرد و ایدئولوژی صاحبان رسانهها را بر مخاطبان تحمیل میکند، اما تبلیغات در خبر یا خارج شدن خبر از اطلاعات واقعی و تبدیل آن به تبلیغات، امری مشهود نیست. اصولاً مخاطبان با اعتقاد به بیطرفی، بیغرضی، جامعیت، صحت و قابلیت رسانه که به طور کلی به آن اعتبار رسانه میگویند، اخبار رسانهها را باور میکنند. حال اگر مخاطب متوجه این امر شود که رسانه فاقد یکی از اصول مذکور بوده و به جای اطلاعرسانی خواهان تأثیرگذاری بر وی است، دیگر پیامها را نخواهد پذیرفت و به این ترتیب شکست رسانة خبری حتمی خواهد بود.
اشاره امروز این تلقی که آگهی های بازرگانی برای رسانه ها شر لازم است . رو به فراموشی می رود. به خصوص وقتی در نظر آوریم که این آگهی ها در رسانه های نوشتاری ( به همراه فروش نسخه ها) یکی از دو منبع اصلی در آمد به حساب می آید و در رسانه های دیداری و شنیداری تنها منبع درآمد . حتی در آمد آگهی ها در رسانه های رایانه ای را نیز امروز بسیار جدی تلقی می کنند . می پذیریم که رسانه ها نقش تقویت کننده ، تسهیل کننده و سرعت بخش در جریان های مثبت و منفی جامعه دارند اما با توجه به هزینه های کلان در یک سازمان رسانه ای ، ناچار باید این واقعیت را نیز پذیرفت که یک رسانه باید چون یک بنگاه اقتصادی بتواند دخل و خرج کند ، اگر نه به ناچار باید کمک های مالی مستقیم و غیر مستقیم را جذب کند و این به معنای وارد آمدن لطمه شدید به استقلال رسانه خواهد بود.به علاوه از آن سو تبلیغات تجاری موجب رونق فروش می شود .رونق فروش گسترش تولید را در پی می آوردو گسترش تولید با کار آفرینی رونق اقتصادی و افزایش سطح در آ»د ملی همراه است و ... در عین حال خود صنعت تبلیغات در دنیا بازار کار گسترده و پر رونقی را مهیا می سازد .نوشتاری که در پی خواهد آمد نگاهی به برخی مفهوم ها و فراگردها در عرصه تبلیغات بازرگانی انداخته است .
یکی از زمینههای مورد مطالعة روانشناسی بهرهوری، روانشناسی مصرفکننده است. بخشی از فعالیتهای روزانة ما، صرف خرید یا فروش کالاها و خدمات میشود. آشنایی با رفتار ما به عنوان مشتری، صاحبان صنایع و مدیران شرکتهای تولیدی و خدماتی را یاری میدهد تا به درستی تصمیم بگیرند و کالاها و خدمات خود را با توجه به قوانین رفتار آدمی در هنگام خرید، در معرض فروش قرار دهند. بخشی از مطالعات مربوط به رفتار مصرفکننده که وسعتی بیش از خرید یک کالا و خدمت دارد، برای پاسخ به این سؤال طراحی و اجراء میشود که چگونه داشتن (یا نداشتن) اشیاء بر زندگی ما مؤثر واقع میشود و چگونه دارایی و ثروت ما بر نحوة احساسمان دربارة خود و دربارة یکدیگر؛ و به عبارت دیگر در حالتِ بودن، اثر میگذارد. در مقالة حاضر، قصد ما این است که این زمینة کمتر شناخته شده از روانشناسی بهرهوری را به خوانندگان علاقهمند، معرفی کنیم. در این مقاله، رفتار مصرفکننده تنها از دو دیدگاه، یعنی ادراک و انگیزه مورد توجه قرار گرفته و زمینههای دیگر به طور فهرستوار معرفی شده است.
" مسکن یکی از مهمترین نیازهای زیستی انسان به شمار رفته و ارتباط نزدیکی با جمعیت یک منطقه دارد. عواملی از قبیل رشد جمعیت، وضعیت ازدواج، مهاجرت و شهرنشینی، بعد خانوار و غیر می تواند در امر تقاضای به مسکن تاثیر گذار باشند.....
"
نخستین اطلاعات درباره جمعیت ترکمنستان که به طور رسمی منتشر شده است، مربوط به گزارش آمار ماموران حکومت تزاری در سال 1913 می باشد که شمار جمعیت را در حدود 000/050/1 نفر گزارش کرده است.....