فضای مجازی با محوریت و سکانداری پیامرسانهای اجتماعی، بخش غالب مصرف رسانهای مخاطبان را در عصر حاضر تسخیر کرده است. تحلیل اجمالی الگوی ارتباطی کاربران در پیامرسانهای اجتماعی نشاندهنده استفاده متعارف از ایموجی ها است؛ به طوری که کمتر گفتگوی مجازیای را میتوان یافت که تهی از ایموجی باشد. استفاده نادرست، مبهم و چندگانه از ایموجیها به ویژه در فرهنگهایی غیر از فرهنگ مولد آنها، این سؤال را در ذهن نگارندگان پرورید که منشأ این پدیده چیست؟ و تفاوت فرهنگی قرارداد کننده ایموجی و مصرفکننده آن چگونه در تحقق چنین پدیدهای اثرگذار بوده است؟ در جهت پرداختن به این دغدغه، سؤال اصلی مقاله اینگونه مطرح میشود که مدلولها و مفاهیم صریح و ضمنی ایموجیهای پیامرسانهای اجتماعی چیست و آیا تأثر آنها از نظام فرهنگی و ارزشی جهان غرب قابل اثبات است؟ این مقاله با بهرهگیری از روش نشانهشناسی و با استفاده از تکنیک همنشینی و جانشینی، معانی فرهنگی صریح و ضمنی برآمده از ایموجیهای منتخب را (23 ایموجی) در سه بخش خانواده، جنسیت و زبان دست بررسی کرده است. یافتههای این مقاله نشان میدهد که رهیافت فرهنگی حاکم بر ایموجیها، تکثرگرایی و نسبیت فرهنگی برآمده از مدرنیسم و پست مدرنیسم است. طبیعتا این دو رهیافت منجر به بروز پدیدههایی چون خلاء فرهنگی، تفاوت فرهنگی، تضاد فرهنگی، تقابل فرهنگی، ابهام فرهنگی و اشاعه فرهنگی در مصرفکنندگان و مخاطبان شده است. در پایان تأکید مقاله بر اتخاذ رویکرد فعال کشورها در ایجاد ایموجیهای بومی و متناسب با فرهنگ آنها است.
در تجربه انقلاب اسلامی وحدت اقوام ایرانی چشمگیر و بی سابقه بود. چه چیزی اقوام به غایت متفاوت را به غایت متحد ساخت؟ پاسخ این مقاله آن است که ظهور اصل سامان بخش تاریخ ایران و به عبارتی، «میل اتصال جمعی به امر مطلق» در انقلاب ایران آنقدر جاذب و دربرگیرنده بود که توانست وحدت تحیرآور و «مطلقاً بی سابقه» اقوام ایرانی را باعث گردد. در واقع، ظهور نامنتظر اراده عمومی اجتماع ایرانی برای اتصال به مطلق، بنیاد تأملات پیرامون ایران در این مقاله است. انقلاب اسلامی به دلیل اینکه یگانه و بی سابقه، سراسری و کلی و یکباره و قیام گونه است، امری استثنایی است، در این معنا که سرریزِ ناهشیار محتوای یگانه تاریخ ایران (ایده مطلق) به درون زمان حال است. در این صورت، تاریخ ایران از طریق انقلاب ایران قابل درک و تعریف می شود، نه انقلاب ایران از طریق تاریخ ایران، آنگونه که گرایش های پژوهشی رایج متضمن آن هستند. انقلاب ایران زمینه سیاسی اجتماعی لازم برای برای تعقل فلسفی درباره تاریخ ایران را فراهم می آورد، چراکه انقلاب اسلامی روایتگر پایان صیرورت تاریخ ایران است.
فن تولید آهن در اواسط هزاره دوم ق.م و توسط اقوام هیتیت که در این تاریخ در مناطق مرکزی ترکیه امروزی دولت مقتدری تأسیس کرده بودند، شکل گرفت. با فروپاشی این دولت، در حدود سال 1200ق.م فن تولید آهن به مناطق مجاور و از جمله ایران گسترش یافت و چندی نگذشت که در این مناطق از آهن برای ساخت ابزار مختلف، جنگ افزار، تزیینات شخصی و موارد دیگر استفاده شد. در ایران، اولین ساخته های آهنی به تعداد محدود، در میان بقایای عصر آهن I (1200- 1450ق.م) ظاهر شدند؛ اما این ساخته ها در عصر آهن II گسترش بسیاری پیدا کردند. در نیمه اول هزاره اول ق.م استفاده گسترده از آهن برای ساخت ابزارهای مختلف به پیش رفت سریع و گسترده تکنولوژیکی منجر شد و آن هم به تحولات گسترده در ساختارهای مختلف اقتصادی (رشد تولید و افزایش ثروت، پیش رفت فنون و حرفه ها و...)، فرهنگی (تغییرات گسترده در نظام های فرهنگی و...) و سیاسی (تشکیل امپراتوری ها و ارتش های قدرتمند و گسترش نظام های حاکمیتی) انجامید. تأثیر کاربرد ابزارهای آهنی در پیش رفت تکنولوژیکی جوامع عصر آهن پایانی و تحولات گستردة ناشی از آن که در قالب نظریه مطرح شده، هدف اصلی این مقاله است.
هدف این مقاله بیان برخی از مضامین مرتبط با جنگ تحمیلی و وصف رشادت های مدافعان میهن اسلامی در شعر شاعران ایلامی است. یکی از رویدادهایی که بر شعر معاصر و به ویژه سروده های شاعران ایلامی تأثیر بسزایی داشته، جنگ تحمیلی است. نمادها و مضامین خاص جنگ چنان بر روح و فکر سرایندگان این دیار سایه انداخته، که کمتر اثری را می توان یافت عاری از این مؤلفه ها باشد. شهید، شهادت طلبی، جبهه، خاطرات جنگ، اُسرا، جانبازان، مفقودالاثرها و وصف شهرهای جنگ زده از مضامین عمده ی این نوع شعر شاعران ایلامی است. شاعران استان یا خود لحظات و رویدادهای جنگ را تجربه کرده اند یا بارها از دیگران شنیده و آثار آن را حس کرده اند؛ بنابراین، این حادثه جزء لاینفک روح و ضمیر آنان گشته و در اشعارشان ظهور یافته است. در این مقاله که به روش معمول مطالعات کتابخانه ای و استفاده از اسناد و آثار منظوم شاعران بومی استان به رشته ی تحریر درآمده، تلاش شده برخی از مضامین مرتبط با جنگ تحمیلی در سروده های فارسی شاعران استان ایلام بیان شود.
این پژوهش برای شناخت جایگاه تلویزیون در میان خانواده های ایرانی و بررسی واکنش های اولیه افراد به زندگی روزمره بدون تلویزیون و جایگزین های آن، به شکل تحقیقی شبه تجربی انجام شده است. برای دستیابی به میزان اهمّیت تلویزیون در زندگی خانواده های ایرانی این سوال مطرح شد که دلایل و میزان تماشای تلویزیون برای مشارکت کنندگان چیست؟ سپس از آن ها خواسته شد به مدت دو هفته تماشای تلویزیون را متوقف و اطلاعاتی مربوط به شرایط زندگی و احساس خود را از نبود تلویزیون بیان کنند. چارچوب مفهومی این تحقیق بر پایه نظریه های مربوط به استفاده و رضامندی، نظریه کاشت، نظریه وابستگی مخاطب، نظریه اوقات فراغت، نظریه اقناع، نظریه انتقادی نیل پستمن و دیدگاه های سید مرتضی آوینی درباره تلویزیون شکل گرفته است. نتایج نشان می دهد که دلایل خانواده های ایرانی برای تماشای تلویزیون شامل اولویت دادن به برنامه ای خاص و شرایط شخصی هر انسان است. پیامدهای حذف تلویزیون در خانواده ها را می توان در تنوع در عملکردها، آرامش بیشتر، تغییر در سطح ارتباطات انسانی، برنامه ریزی دقیق در زندگی روزمره و جایگزینی فعالیت های شخصی و رسانه ای دیگر مشاهده کرد. پیامد اصلی این کار، تغییر جایگاه تلویزیون در زندگی خانواده ها، افزایش نظم در زندگی و تغییر در نحوه گذران اوقات فراغت است. همچنین با وجود تغییرات خوشایند در سبک زندگی خانواده ها، پس از پایان دوره آزمایشی حذف تلویزیون، افراد تمایلی به تکرار مجدد آن ندارند.
کشور ایران ازلحاظ قومی دارای وضعیت ناهمگن است و هر یک از این اقوام با فرهنگ و آداب ورسوم و هویتی خاص که امروزه «سبک زندگی» خوانده می شود، از یکدیگر شناخته می شوند. شناخت سبک زندگی هر قوم با شرایط و ویژگی های خاص آن قوم، مجموعه تصمیم گیران کلان کشوری را در تدوین سیاست های کلان مدیریتی یاری می کند. به همین دلیل سبک زندگی قوم بلوچ ایرانی به عنوان یکی از کهن ترین اقوام ایرانی به ویژه در دوره پس از وقوع انقلاب اسلامی، موردمطالعه قرارگرفته است تا با شناسایی دقیق گرایش های مردم بلوچ درزمینه انتخاب نوع سبک زندگی خود نسبت به عوامل مؤثر در آن آگاهی کافی کسب شود. ابزار گردآوری اطلاعات در پژوهش پیش رو، پرسش نامه است و پس از انتخاب جامعه آماری با استفاده از روش تصادفی ساده، بین پاسخ دهندگان توزیع و نتایج حاصله از آن با نرم افزارهای تحلیل آماری مورد ارزیابی قرارگرفته است. جامعه آماری این تحقیق به سه گروه اصلی تقسیم شده است که گروه اول از بین افراد بلوچ دارای تحصیلات دانشگاهی، گروه دوم از بین افراد دارای بلوچ تحصیلات حوزوی اهل تسنن و گروه سوم نیز از بین نمایندگان بلوچ شوراهای شهر و روستا انتخاب شده است. بر اساس نتایج کسب شده از پژوهش حاضر، بین انواع احساس از خود و نوع سبک زندگی انتخابی کنشگران جامعه قومی بلوچ، رابطه وجود دارد؛ زیرا افراد بر اساس میزان تعلق به یکی از سه نوع احساس از خود آرمانی، وانمودی و وجودی به ترتیب دارای سبک زندگی مدرن، نیمه مدرن نیمه سنتی و سنتی هستند. یافته های پژوهش اثبات می کند نوع آرمانی احساس از خود در بین گروه افراد دارای تحصیلات دانشگاهی، نوع وانمودی احساس از خود در بین گروه نمایندگان شوراهای شهر و روستا و نوع وجودی احساس از خود در بین گروه تحصیل کردگان حوزوی و طیف مذهبی قوت دارد؛ لذا اثبات می شود هرچه کنشگران جامعه قومی بلوچ، دارای تحصیلات دانشگاهی بالاتری باشند، نسبت به نهادهای فرهنگی مدرن گرایش بیشتری از خود نشان داده و دارای سبک زندگی مدرن تر و گرایش های قومی و مذهبی ضعیف تری هستند، لیکن هرچه تحصیلات به سمت حوزوی رفته و میزان گرایش های قومی و مذهبی افراد تقویت می شود، سبک زندگی سنتی انتخاب می شود البته متغیرهای زمینه ای دیگری نیز ازجمله جنسیت، سن، سطح تحصیلات، میزان درآمد، شغل، نوع مسکن و جغرافیای محل زندگی نیز در نوع انتخابی سبک زندگی مؤثر است.
گونه بَرودْار[1] (بلوط ایرانی) گونه درختی غالب جنگل های استان لرستان است، مردم این منطقه از دیرباز از این گونه در موارد گوناگون استفاده نموده اند. این استفاده ها درگذر زمان منجر به ایجاد وابستگی و ارتباطی عمیق بین مردمان این منطقه و این گونه جنگلی شده است. ارتباطی که غالباً بر پایه تجربه بوده و تا اندازه زیادی کاربردی است و از گذشته تا به امروز پاسخگوی نیازهای این جوامع در اغلب جنبه های زندگی بوده است. این پژوهش استفاده های ملموس امروزی مردم محلی از گونه بَرودْار را در روستای چشمه علی از توابع دهستان کاکاشرف شهرستان خرم آباد در استان لرستان نشان داده است. روش پژوهش مردم نگاری بوده و از ابزارهای مصاحبه ساختار نیافته، نیمه ساختاریافته و مشاهده مشارکتی استفاده شده است. همچنین برای اندازه گیری مقادیر کمّی در ارتباط با ابعاد برخی دست ساخته های چوبی از متر و نوار قطرسنج بهره گرفته شده است. جامعه تحقیق نیز عشایر و روستاییان ایل پاپی، طایفه مدهنی و تیره عین شاه بوده که معیشت آن ها از طریق دامداری و کشاورزی می گذرد. نتایج به دست آمده از استفاده ها در 7 طبقه: غذایی، ساختمانی، دارویی، صنایع دستی، دامداری، سوخت و کشاورزی دسته بندی شده است. در هر طبقه استفاده های گوناگونی وجود دارد که از بذر، برگ و چوب درختان بلوط به دست می آیند. تنوع و اهمیت محصولات تولیدی از میوه بیشتر از چوب است. در برخی طبقات استفاده های امروزی نسبت به گذشته کاهش یافته است و در برخی طبقات چون دامداری و سوخت وابستگی و ارتباط با این گونه بیشتر است
یکی از پیامدهای نظام جمهوری اسلامی برابری اجتماعی-فرهنگی در میان جوانان تهرانی در مناطق ثروتمندتر و فقیرتر بوده است. این پدیده از دلایل گوناگونی برخوردار بوده است و می توان استدلال کرد که این برابری در مشابهت در امکانات و نیز فعالیت هایی نمودار شده است که در این مناطق در دسترس جوانان است. در عین حال، آنگونه که این مقاله نشان می دهد تفاوت های عدیده ای در نحوه استفاده از فضا و امکانات در میان جوانان در شمال و جنوب شهر تهران وجود دارد؛ به گونه ای که برابری کمی همواره به برابری کیفی و نزدیکی این دو گروه به یکدیگر نینجامیده است.
پژوهش حاضر به بررسی رابطه کاربری شبکه اجتماعی مجازی فیس بوک و سرمایة اجتماعی می پردازد. گسترش تعاملات اجتماعی درفضاهای مجازی از سوی جوانان و دغدغه کاهش روابط و تعاملات و مشارکت اجتماعی آنان در دنیای واقعی مباحث گسترده ای را در زمینه چگونگی تأثیر پذیری سرمایه اجتماعی جوانان از کاربری شبکه های اجتماعی مجازی موجب گردیده است و اثرات کاهنده و یا فزاینده کاربری این شبکه های اجتماعی برسرمایه اجتماعی در پژوهش هایی متعددی درجهان مورد بررسی قرارگرفته است.
به همین منظور درمقاله حاضر با بررسی و مقایسه سرمایه اجتماعی دانشجویان کاربر و غیرکاربر کم وکیف کاربری فیس بوک و رابطه آن با ابعاد ساختی و شناختی سرمایه اجتماعی و مؤلفه های آن مورد بررسی قرار گرفته است.
این پژوهش با روش پیمایش انجام شده است و جمعیت آماری آن را 336 نفر از دانشجویان دانشگاه تهران تشکیل می دهند که با روش نمونه گیری خوشه ای متناسب با حجم انتخاب شده و سپس با استفاده از ابزار پرسش نامه، اطلاعات جمع آوری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
نتایج تحقیق میزان بالاتر سرمایه اجتماعی را در نزد دانشجویان کاربر در مقایسه بادانشجویان غیر کاربر نشان می دهد. هرچند تأثیر کم و کیف کاربری فیس بوک بر ابعاد مختلف سرمایه اجتماعی یکسان نبوده و بر اساس یافته های پژوهش، تنوع استفاده از فیس بوک با سرمایه اجتماعی و برخی مؤلفه های آن نظیر اندازه شبکه واقعی، انواع هنجارهای همیاری و آگاهی اجتماعی ارتباط مثبت دارد در حالی که میزان استفاده از فیس بوک با مؤلفه حمایت اجتماعی و سرمایه اجتماعی در کل ارتباط منفی را نشان داده است.