نظریه گفتمانِ لاکلا و موفه یک نظریه شاخص در زمینه ساخت و پیشبرد گفتمان محسوب می شود که در آن، روابط و عناصر موجود در یک گفتمان و چگونگی هژمون شدن مسائل در جامعه به روشنی بیان شده است. با این وجود، استفاده از این نظریه به دلیل ماهیت و خاستگاه سیاسی آن، در زمینه مسائل اجتماعی از پویایی و تحرک لازم برخوردار نیست. از همین رو کاربست آن در زمینه های اجتماعی، نیازمند برخی مداخلات است. تصور اجتماعی، یکی از مفاهیم بنیادینی است که با توجه به عناصر تشکیل دهنده آن، نقش تعیین کننده ای در تغییرات اجتماعی و میزان و کیفیت تحرک یک جامعه دارد و به دلیل پیوند خوردن با برخی از مفاهیم از قبیل گفتمان، بازنمایی اجتماعی، اسطوره، ساخت اجتماعی واقعیت و آیین، می تواند به بازشناسی لایه های درونی جریان هایی که منجر به تغییرات اجتماعی در یک جامعه می شوند، بیانجامد. این مقوله در میان ملت هایی که از تاریخ، فرهنگ و اسطوره های نظری عمیقی در مراودات اجتماعی خود بهره می برند و یا ارتباطات آیینی نقش مهمی در ذهنیت بخشی به زندگی آنها ایفا می کند، عینی تر و از قابلیت بالاتری جهت استفاده در ترویج گفتمان برخوردار است. این پژوهش بر اساس بخشی از یافته ها و مقولات به دست آمده از فرایند مصاحبه با دوازده نفر از اعضای محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام پیرامون قابلیت ارتباطات آیینی جهت کاربست آن در ترویج مفاهیم توسعه، صورت گرفته و قصد دارد با هدف ایجاد پویایی بیشتر در نظریه گفتمان، کاربست این نظریه در امور اجتماعی نظیر توسعه را از این طریق تسهیل نماید.
زبان دین چندان که بر اصالت خود بماند، می تواند حاوی ظرفیت های فرهنگی و هنری و از جمله ظرفیت های موسیقایی باشد. موضع «دین» نسبت به «موسیقی» در اغلب موارد با نگاه فقهی بررسی شده و از موضوع هایی که چندان بدان پرداخته نشده، نسبت «دین» و «هنر» موسیقی است.
تفصیل حرمت و حلّیت موسیقی موکول به کتا ب های فقهی و نگاه مقالة حاضر، نگاهی تاریخی و هنری به موسیقی آوایی دینی و تغنی و نغمه های برآمده از آن است.
در این مقاله، عواملی چون اشتیاق مردم به دین و وجود وزن و آهنگ در ادعیه، اوراد و متون دینی و در رأس آنها کلام الله مجید، سبب رشد هنرهای آوایی و موسیقایی از درون دستگاه دین شده است. این امر گذشته از حق دستگاه دین بر گردن هنر، نوعی سلامت نسبی را برای هنرهای مزبور به ارمغان آورده است.
فرهنگ از رایج ترین واژه هایی است که در طول تاریخ برای شکل دادن به تمدن های زنده جهان، تأثیر بنیادی داشته است. امروزه نیز اقشار مختلف مردم؛ به ویژه پژوهشگران و صاحب نظران رشته های علوم انسانی به خوبی آن را می شناسند و هر کدام به شیوه ای خاص از آن بهره می جویند. هدف از تحقیق حاضر، نمایاندن نقش اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان ایلام در رشد و توسعه فرهنگ عمومی است. چون دامنه فعالیت های اداره کل، وسیع است، از میان مناسبت های اولویت دار، موضوعات تکلیفی و ده ها برنامه شاخص دیگر در حوزه فرهنگ و هنر، «فصلنامه علمی – ترویجی فرهنگ ایلام» به عنوان یک رسانه شاخص و تأثیرگذار، برای بازتاب اهداف و تبیین مأموریت های اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، جهت بررسی و پژوهش انتخاب شد. این پژوهش به روش توصیفی و تحلیلی به انجام رسید. برای گردآوری اطلاعات آن نیز از روش اسنادی و کتابخانه ای استفاده شد. نتیجه بررسی و مطالعه 53 شماره از این نشریه نشان داد که با وجود فراز و فرودهای زیاد، ضمن انعکاس نتایج پژوهش های کاربردی و رویدادهای مهم فرهنگی، در رشد، پیشرفت و تبیین فرهنگ، هنر، آداب و رسوم مردم ایلام نقش ممتازی داشته است. بازتاب 330 مقاله علمی- پژوهشی از استادان دانشگاه ها، محققان و پژوهشگران با موضوعات متنوع فرهنگی، هنری، دینی، سیاسی، اجتماعی، آموزشی، تاریخی، اقتصادی، مدیریتی، ورزشی و ... در میان مسئولان، علاقه مندان و فرهنگ دوستان، محور اساسی رسالت این رسانه چاپی بوده است.
در مقاله نخست رسانه با اشاره به تنوع فرهنگی بالای ایران، الزامات سیاستگذاری صحیح و متناسب با تنوع فرهنگی ایران درباره شبکه های استانی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران مورد بحث قرار گرفته است. بدین منظور بر مبنای سیاست رسانه ای و روندهای حمایت رسانه ای از تنوع فرهنگی، ضرورت ها و ظرفیت های شبکه های استانی در نظام رسانه ای ایران استخراج شده و در ادامه به ارزیابی سیاست های وضع شده درباره شبکه ها و نیز عملکرد آن ها پرداخته شده است.
در میان انواع برنامه های دینی تولیدشده در گروه معارف سیمای جمهوری اسلامی ایران، برنامه های گفت وگومحور دینی با بیشترین فراوانی از جمله برنامه های شاخص رسانة ملی محسوب می شوند. با این حال، نتایج نظرسنجی های اخیر چه داخل سازمان صداوسیما و چه در مؤسسه های پژوهشی فعال در خارج از صداوسیما نشان می دهد این برنامه ها منتخب بخش وسیعی از مخاطبان گروه سنی جوانان نیستند. براین اساس، در پژوهش حاضر با انتخاب روش تحقیق کیفی از میان دانشجویان سنین 18 تا 28 سال که بینندة این برنامه ها بوده اند، به روش نمونه گیری هدفمند و گلولة برفی 35 نفر انتخاب شد و از طریق مصاحبه های عمیق بررسی آسیب شناسانة برنامه های گفت وگومحور دینی از نگاه آن ها صورت گرفت. طبق نتایج این پژوهش، برنامه های گفت وگومحور دینی سیما با ضعف های جدی مانند نبود مؤلفة جذابیت، اصرار بر ارائة محتوا در قالبی یکنواخت و کلیشه ای، عدم انتخاب موضوعات کاربردی برای جوانان و نادیده گرفتن انتظارات و علایق نسل جوان در فرایند تهیه و تولید مواجه اند. بدیهی است آگاهی از کاستی های موجود و سعی بر رفع موانع جذب مخاطبان جوان، به آشنایی بیشتر جوانان با معارف عمیق دینی و درنهایت به کارگیری آموزه های دین در بطن زندگی فردی و اجتماعی آن ها منجر می شود.
در سال های اخیر، مهاجرت از کشور به عنوان رفتاری رایج در میان طیفی از متخصصان و دانشجویان جوان دیده می شود. طبق آمار موجود، ایران در زمره کشورهایی است که دارای نرخ بالا و روند رو به افزایشی از مهاجرت نیروهای آموزش دیده و متخصص در دهه های اخیر است. نظر به اهمیت نیروی انسانی متخصص و جوان برای توسعه ملی، به ویژه در فرصت تاریخی اجتماعی موسوم به « پنجره جمعیتی»، علل و عوامل خروج آنان مسئله ای مهم و درخور تأمل خواهد بود. پژوهش حاضر با رویکرد ساختار عاملیت و با هدف کندوکاو پیرامون دلایل ژرف تر موضوع، تغییر نظام های معنایی، تحولات هویتی و بازاندیشی هویت در بستر تحولات ملی جهانی را به عنوان یکی از عوامل اصلی تأثیر گذار بر گرایش به مهاجرت در بین دانشجویان تحصیلات تکمیلی بررسی کرده است. پژوهش به روش پیمایش انجام شده و داده ها به وسیله پرسش نامه، از 272 نفر دانشجوی تحصیلات تکمیلی در چهار دانشگاه دولتی واقع در شهر تهران که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده بودند، جمع آوری شده است. نتایج نشان داد که 5/41 درصد دانشجویان مورد مطالعه، تمایل زیادی نسبت به مهاجرت داشته اند که با افزایش میزان بازاندیشی در هویت بر میزان گرایش مذکور افزوده شده و بالعکس، با افزایش امکان تحقق عملیِ بازاندیشیِ ذهنی، از آن کاسته شده است. همچنین احساس امنیت هستی شناختی (متغیر واسط) با گرایش به مهاجرت از کشور (متغیر وابسته) رابطه منفی داشت. در مجموع، متغیرهای تحقق عملی هویت بازاندیشانه، احساس امنیت هستی شناختی و نیز متغیرهای زمینه ایِ وضعیت تأهل و اشتغال، بیشترین تأثیر را بر گرایش به مهاجرت داشته و به عنوان متغیرهای پیش بینی کننده متغیر وابسته در رگرسیون چندمتغیره ظاهر شده اند. همچنین موازی با رویکرد نظری مبنا، تحقق عملی بازاندیشی ذهنی در هویت نهایتاً احساس امنیت وجودی و استقرار ایمن در محیط زندگی را به دنبال داشت.
الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت در کنار تبیین نقشه راه جامعی که بتواند جهتدهنده و هماهنگکننده سیاستها و برنامههای کشور در مسیر پیشرفت همهجانبه باشد، باید راهبرد اساسی حاکم بر فرایند پیشرفت را نیز مشخص سازد. یکی از وجوه اسلامی بودن الگو، توجه به دیدگاه اسلام در مورد راهبرد اساسی پیشرفت و چگونگی حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب است. بررسی مؤلفههای پیشرفت از منظر اسلام حداقل دو نکته اساسی و مرتبط به هم را نشان میدهد. یکی اینکه مؤلفههای معنوی پیشرفت نسبت به مؤلفههای مادی آن، تقدم رتبی و ذاتی دارند و این در حالی است که در عرصه تحقق، ممکن است برخی از سطوح مؤلفههای مادی در برنامهریزیهای کلان از تقدم زمانی برخوردار باشند. نکته دوم اینکه راهبرد اساسی برای رسیدن به پیشرفت، راهبرد تربیتی و فرهنگی است. بنابراین همسوسازی برنامههای کلان تربیتی و فرهنگی برای تعمیق باورها و رفتارهای همسو با مؤلفههای معنوی پیشرفت که به گونهای طبیعی موجب تقویت خاستگاه مؤلفههای مادی میگردد، از ضرورتهای پیشرفت است و نباید این امر لزوماً به بعد از تدوین کامل الگو موکول شود. از هماکنون باید دستگاهها و نهادهای آموزشی، تربیتی و فرهنگی طرحها و برنامههای کلان خود را همسوی با تربیت همهجانبه فردی و اجتماعی برای تسریع و تسهیل فرایند پیشرفت بازتعریف و متحول سازند.