در سال های اخیر رسانه های مجازی به سرعت رشد یافته و استفاده گسترده ای از سایت هایی مانند فیسبوک و توییتر در بین دانشجویان و پزشکان وجود دارد. همچنبن تعداد زیادی وبلاگ و سایت های اینترنتی تازه تاسیس وجود دارد که به طور مشخص در راستای اهداف متخصصین قرار دارند.
هنگامی که بسیاری از متخصصین پزشکی از رسانه های اجتماعی بدون مواجهه شدن با مشکلی استفاده می نمایند، علاقه به رسانه و جستجو ها آنلاین بعنوان نمونه هایی ازرفتارهای غیرحرفه ای پزشکان و دانشجویان این نگرانی ها را ایجاد می کند که برخی از پزشکان و دانشجویان پزشکی ممکن است ندانسته درزمان استفاده از برنامه های کاربردی و آپلود اطلاعات شخصی در اینترنت خود را در معرض خطر قرار دهند.
اگرچه متخصصان پزشکی باید در استفاده از بسیاری از مزایای شخصی و حرفه ای که در رسانه های اجتماعی می تواند ارائه گردد، آزاد باشد، مهم این است که آنها از خطرات بالقوه آن نیزآگاهی یابند
این مقاله خطوط راهنمای اخلاقی و عملی در خصوص مسائل مختلفی که پزشکان و دانشجویان پزشکی ممکن است در زمان استفاده از رسانه اجتماعی با ان مواجهه شوند را ارائه می دهد.
افزایش تحصیلات، ورود به حوزه اشتغال، بالا رفتن آگاهی و مشارکت زنان در عرصه های اجتماعی، از عواملی است که احساس و باور آنان به نابرابر بودن شرایط را در جامعه فراهم می آورد؛ احساسی که می تواند فرصت ها و عرصه های اجتماعی را به عنوان کالای فرهنگی- اقتصادی- اجتماعی که سرمایه اجتماعی نام دارد، تحت تأثیر قرار دهد. این پژوهش با هدف چگونگی تأثیر احساس نابرابری جنسیتی بر وضعیت سرمایه اجتماعی زنان تحصیلکرده شهر اصفهان انجام شده است. مبانی نظری متغیرها و پارامترهای این پژوهش، بر مبنای نظریات چافتز، بلوم برگ و پیر بوردیو تدوین شده است. روش این پژوهش، پیمایشی و ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته، دارای قابلیت اعتماد و اعتبار است. جامعه آماری پژوهش، زنان دارای مدرک تحصیلی کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری، شش منطقه از مناطق چهارده گانه شهر اصفهان است. حجم نمونه 385 نفر است که با استفاده از فرمول کوکران به دست آمده است. با استفاده از نرم افزار spss برای آزمون فرضیات و تحلیل داده ها، از ضریب همبستگی و رگرسیون چند متغیره استفاده شده است. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داده است که بین احساس نابرابری اجتماعی، نابرابری خانوادگی و احساس نابرابری اقتصادی و سرمایه اجتماعی رابطه مثبت و معنادار آماری وجود دارد.
هدف پژوهش حاضر بررسی نگرش دانشجویان دربارةجامعه پذیری و بازجامعه پذیری سیاسی در نظام وظیفه است. متغیرهای اصلی این پژوهش تأثیر نظام وظیفه بر تغییر نگرش به خانواده، دوستان و محیط اطراف و نگرش دانشجویان به کارکرد های اجتماعی و کارکردهای سیاسی نظام وظیفهدر سه سطح نظام سیاسی، مقام های سیاسی و شناخت سیاسی است. یافته های پژوهش نشان می دهد بیشتر دانشجویان با تأثیر نظام وظیفه بر تغییر نگرش مشمولان به خانواده، دوستان و محیط اطراف خود و نیز وجود کارکردهای اجتماعی برای نظام وظیفه ودرنتیجه تأثیر آن در فرایند جامعه پذیری موافق اند، اما با اینکه نظام وظیفه دارای آثار و کارکردهایی در بازجامعه پذیری سیاسی مشمولان باشد مخالف هستند. دربارة تأثیر نظام وظیفه بر تغییر نگرش به خانواده، دوستان و محیط اطراف، کارکرد های اجتماعی نظام وظیفه، کارویژه های سیاسی معطوف به نظام، مقام های سیاسی و شناخت و گرایش سیاسیبسته به وضعیت دانشجویان درقبال نظام وظیفه تفاوت معناداری میان دانشجویان وجود دارد.
پروفسور فیلیپ کاتلر و برادرش میلتون کاتلر در تازه ترین کتاب خود، پیشنهادهای فوق العاده تازه ای دارند برای شرکتهایی که تمایل دارند رشد یابند. اصلی ترین پیشنهاد آنان این است که باید ""مسیر رشد خود را بازاریابی کنید.""
فیلیپ کاتلر و برادرش، هر دو با نگاهی پیش بینی کننده از آینده ی دنیای کسب و کار، 8 استراتژی رشد را برای پیروزی شرکتها در کشاکش رقابت در این کتاب معرفی می کنند.
8 استراتژی رشد را در همین مقاله ی پیش رو بخوانید. همچنین پرسشهایی نیز آمده است که مدیران شرکتها می توانند از خود بپرسند. پاسخ به این پرسشها، شرکت شما را در مسیر رشد قرار خواهد داد.