امروزه با روند رو به رشد جمعیت سالمندان در بعضی از کشورهای جهان، از جمله ایران، موضوع سالمندی و مسائل و مشکلات مربوط به آنان از اهمیت فزاینده ای برخوردار شده است. یکی از این مباحث، مطرودیت اجتماعی سالمندان است. سالمندان با طردشدگی، در معرض خطرات فزاینده ای از جمله مشکلات روحی و روانی و بیماری های جسمانی قرار خواهند گرفت. سالمندان به عنوان قشری آسیب پذیر با مشکلات متعدد چون کمبودهای مالی، ناتوانی، بیماری، از کارافتادگی و ... مواجه هستند؛ به خصوص زمانی که به علت بازنشستگی و افول فعالیت اجتماعی دچار تضعیف روحیه می شوند. نوع برخورد با سالمندان در این مرحله از زندگی شان بسیار اهمیت می یابد؛ این که همچون دوران جوانی مورد توجه قرار گیرند و یا دچار طرد اجتماعی شوند. در این مقاله عوامل تأثیرگذار بر مطرودیت اجتماعی سالمندان در شهر ورامین، با استفاده از روش پیمایش و تکنیک پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفته است. براساس فرمول کوکران تعداد پاسخگویان 378 نفر است که با استفاده از نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده، از میان سالمندان غیر مقیم سراهای سالمند در شهر ورامین انتخاب شده اند. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS نشان می دهد که متغیرهای جنسیت، سرمایه فرهنگی، پایگاه اقتصادی- اجتماعی و جهت گیری ارزشی با مطرودیت اجتماعی رابطه دارند. به عبارت دیگر، طرد اجتماعی زنان بیشتر از مردان است و سالمندانی که سرمایه فرهنگی، پایگاه اقتصادی-اجتماعی و جهت گیری ارزشی بالاتری داشته باشند طرد اجتماعی کمتری خواهند داشت. بیشترین تغییرات مطرودیت اجتماعی نیز با متغیرهای پایگاه اقتصادی- اجتماعی و سرمایه فرهنگی تبیین می شود.
دانشگاه ها درجوامع صنعتی نوین علاوه بر کارکردهایی مانند تولید دانش(پژوهش)،انتقال دانش(آموزش)، اشاعه و نشر دانش(خدمات)؛ و تعلیم و تربیت و رهبری حرکت فرهنگ جامعه؛ عامل اصلی تحولات علمی و فناوری؛ منشأ نواندیشی وجنبشهای اجتماعی فرهنگی در مناسبات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جامعه و تأمین کنندة نیروی انسانی متخصص برای بخشهای مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی کشور هستند.
نیازهای متعدد و متحول بخشهای کشور از یک سو و شکاف بین عملکرد وضع موجود دانشگاه ها با اهداف انقلاب اسلامی ایران از سوی دیگر، پرداختن به مهندسی فرهنگی دانشگاه را ضروری میسازد. رویکرد مهندسی فرهنگی به عنوان رویکردی جامع و راهبردی، از ظرفیت و قابلیت لازم برای پاسخگویی به این ضرورت، برخوردار است. در این مقاله سعی بر آن است تا با تبیین و تعریف لوازم و شاخص های لازم برای انجام این مهم، نظریه پردازی لازم در مهندسی فرهنگی دانشگاه صورت پذیرد.
هدف تحقیق یافتن پاسخ سوال های پژوهش است، که عبارتند از: 1ـ «تجددگرایی» چیست؟ 2-تجددگرایی دانشجویان دختر دانشگاه فردوسی مشهد چگونه است؟ 3-چه عواملی به چه میزان در تجددگرایی دانشجویان دختر دانشگاه فردوسی مشهد موثر هستند؟ در مباحث نظری از نظریات اندیشمندانی همچون کارل مارکس، کارل مانهایم، یورگن هابرماس، ویلفردوپاره تو، دیوید رایسمن و آلفردآدلراستفاده شده است. روش تحقیق پیمایشی و جامعه آماری آن دختران دانشجوی کلیه دانشکده های دانشگاه فردوسی مشهد درسال 1386 بوده اند. روش نمونه گیری، روش تصادفی سیستماتیک بوده وحجم کل نمونه 400 نفر است. مهم ترین روش های آماری استفاده شده عبارتند از: مقایسه میانگین ها، تحلیل عاملی، تحلیل واریانس، تحلیل رگرسیون، ضریب مسیر.
بر اساس تحلیل علی چند متغیری هم زمان محرومیت نسبی، و به ویژه ناهماهنگی پایگاه، بیشترین تاثیر را در تجددگرایی دختران دانشجو دارد. میزان استفاده از وسایل ارتباطی مدرن، و گسترش دامنه ارتباطات، به ویژه با جوامع صنعتی و فرهنگ آن ها از این نظر در درجه دوم اهمیت قرار دارد. عدم تاهل و تثبیت نیافتگی پایگاه در خانواده تولید مثل از این نظر در درجه سوم اهمیت است. بر اساس تحلیل دو متغیری با متغیرهای مستقل کیفی، تماس با جوامع صنعتی و فراصنعتی و فرهنگ آن ها همراه با عدم اطمینان به آینده شغلی رشته تحصیلی، با فاصله، بیشترین تاثیر را بر افزایش تجددگرایی این دختران دانشجو دارد. از این نظر منشا سکونتی غیرشهری در درجه دوم، و عدم تأهل در درجه سوم اهمیت قرار دارد.همه این عوامل افزایش تجددگرایی را با توجه به نتایج بالا می توان به چهار دسته اصلی خلاصه کرد: 1-محرومیت نسبی و به ویژه ناهماهنگی پایگاه 2-گسترش دامنه ارتباطات و ارتباط با جوامع صنعتی و فراصنعتی و مظاهر و فرهنگ آن ها 3-نامناسب بودن وضعیت ازدواج و اقتصادی تاکنون 4-عدم اطمینان به آینده ازدواج و اقتصادی (یا اشتغالی).
مقاله فوق، مستخرج از طرح پژوهشی شماره 2 «ویژه» مصوب جلسه مورخ 20/3/85 کمیته منتخب شورای محترم پژوهشی دانشگاه فردوسی مشهد می باشد
درک صحیح از تحولات سیاسی- اجتماعی ایران از جمله نیازهای مبرم نسل کنونی است، این مقصد زمانی که با پیوندهای دینی آحاد جامعه هم افق شود ضرورتی دوچندان می یابد. از آن جا که در دوران شکوهمند انقلاب اسلامی، روحانیت ایران به عنوان یکی از اقشار متخصص و معمار جامعه در زمینه های دینی، علمی، سیاسی و اجتماعی قلمداد می شوند، بی شک جریان های فکری درون این سازمان که در سرنوشت نظام سیاسی اجتماعی نقش آفرین بوده، موجب شناخت صحیح تری نسبت به مسائل مختلف جامعه و نوع مواجهه با رخدادهای علمی، سیاسی و اجتماعی خواهد شد. اگرچه شناخت دقیق و روایت واقع بینانه از این جریان های فکری به طور دقیق و کامل میسر نیست؛ زیرا این جریان ها دارای اصول مکتوبی نیستند که بتوان به توصیف کامل آنها پرداخت، بلکه فرایندی هستند که در برابر تحولات و رویدادهای گوناگون عکس العمل نشان داده اند. البته، با قدری تسامح می توان جریان های فکری روحانیت کنونی در حوزه های علمیه ایران را از زاویه های مختلفی گونه شناسی کرد. این مقاله جریان های مزبور را از پنج منظر مورد بررسی قرار داده است که هر یک از منظرها خود دارای تکثرهای گوناگونی اند. لازم به ذکر است به جهت روشن نبودن دقیق تمامی زوایای جریان های برشمرده شده در مقاله، و همچنین جهت رعایت اختصار، از ذکر نام افراد فعال در هر یک از جریان ها خودداری شده و تنها به توصیف اصول فکری و رویکردهای اساسی آنها بسنده شده است.
در تحقیقی که در خصوص مجرمان زن در تهران انجام گرفت، مشاهده شد که 90 درصد مجرمان از زندگی خانوادگی خود احساس نارضایتی می کردند. علاوه بر این، زنان در مقایسه با مردان منابع مادی و فرهنگی و فضاهای فراغتی کم تری داشتند.
در این تحقیق، 104 نفر از زنان مجرم زندان اوین به منزلة جامعة آماری انتخاب شده اند و هدف کلی این پژوهش شناخت شرایط و خصوصیات اجتماعی و خانوادگی زنان بزهکار تهران با تأکید بر سه شاخص کلیِ خانواده، محیط اجتماعی، و اوقات فراغت است.
این مطالعه با روش توصیفی ـ تبیینی انجام شده است و برای گردآوری اطلاعات از تکنیک مراجعه به اسناد و مدارک، پرسش نامه، و همچنین مصاحبه و برای تحلیل و پردازش اطلاعات نیز از نرم افزار spss و از روش آماری ضریب همبستگی استفاده شده است.
نتیجة تحقیق نشان داد که بین وضعیت خانوادگی زنان و بزهکاری آنان ارتباط مستقیم و معناداری برقرار است.
مقاله حاضر به بررسی عوامل مؤثر تقویت انگیزه شغلی کارکنان شعب یک بانک در کشور پرداخته است. این نوع تحقیق از نوع تحقیقات کاربردی و به روش توصیفی، همبستگی می باشد که شیوه اجرای آن به صورت میدانی و با استفاده از پرسشنامه صورت گرفته است. در این تحقیق روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی با انتساب متناسب برای انتخاب کارکنان بانک مذکور مورد استفاده قرار گرفت. جامعه آماری تحقیق حاضر کل کارکنان این بانک در شعب شهر تهران می باشد، که 1040 نفر می باشند و از این تعداد بر اساس فرمول کوکران، 233 نفر به عنوان نمونه به کمک روش نمونه گیری انتخاب شدند. نتایج حاصل از تأثیر فردی متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته از دیدگاه کارکنان بانک موصوف حاکی از آن است که میان متغیرهای عوامل سازمانی، عوامل روان شناختی، عوامل دانش، تخصص و مهارت های شغلی، عوامل القائات اجتماعی و قضاوت های سازمانی، عوامل تربیتی، عوامل مدیریتی و عوامل تجربیات سازمانی با انگیزش کارکنان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. نتایج حاصل از آزمون مقایسه میانگین نیز نشان داد که بین جنس، وضعیت تأهل و وضعیت استخدامی و انگیزه کارکنان تفاوت معنی داری وجود ندارد.
این مقاله بر آن است تا تصویرهای گوناگون عمده ای را که از شهر در طول تاریخ سینمای ایران در فیلم های ایرانی بر پرده رفته است، در مرحله اول شناسایی وطبقه بندی و در مرحله دوم تبیین کند یعنی ارتباط آن ها را باتحولاتی که درکالبد و حیات اجتماعی شهرها پدیدار شده اند، توضیح دهد. در فیلم هایی که روایت فیلم در شهر روی می دهد، دوربین به اجبار بافت یک شهر را در زمان ساخت آن فیلم (همان گونه که هست) به نمایش درمی-آورد، اما در عین حال فیلمساز، همچون هنرمند می تواند با انتخاب زاویه دوربین، فاصله از سوژه، حرکت دوربین، رنگ، ریتم، صدا، تدوین و سایر عناصر سازندة هنر ترکیبی سینما، شهر را آن گونه که او می بیند به مخاطب نشان دهد. پس تصویر شهر فقط عکسی از واقعیت شهر نیست، بلکه مثل هر تصویر هنری دیگر شهری است که هنرمند دریافته است. افزون بر این، همان طور که از جامعه شناسی هنر دریافته ایم، این تصویر یک محصول فردی و برداشتی انتزاعی از شهر نیست، بلکه فیلمساز، خودآگاه یا ناخودآگاه، بخشی از روح و معنای زمانه و جامعه خود را باز می تاباند و به همین جهت دریافت او از شهر جزیی از میراث شناخت جامعه شناسانة شهر است.
روش ما در این پژوهش ساختارگرایی نکوینی مبتنی بر دیدگاه لوسین گلدمن است. در این روش ابتدا کوشیده شده تا ساختار مشترک فیلم های دربرگیرنده هریک از تصاویری که از شهر در فیلم های ایرانی درطول تاریخ این سینما، دیده شده است استخراج شود. روش ما برای این کار نشانه شناسی بوده است. در مرحله بعد این ساختارها با ساختار اجتماعی وتحولات آن مقایسه شده اند، تا معانی اجتماعی تصویرها کشف شوند، و از آنجا که از دیدگاه گلدمن، آفریننده اصلی آثارهنری نه مولف، بلکه گروه اجتماعی است که این جهان بینی درون آن شکل گرفته است؛ کوشیده ایم تا میان تصویرهایی که از شهر ارائه شده و نقش و جهان بینی طبقات واقشاراجتماعی پلی زده شود و روشن شود که این تصویرها محصول نگاه کدام گروه ها و طبقات اجتماعی به جامعه است؟
بر اساس آن چه دربالا آمد، کاوشی در فیلم های سینمایی ایرانی در طول تاریخ نزدیک به یک قرن آن، نشان می دهد که به طورکلی درهرکدام از دوره های پیش وپس از انقلاب چهار تصویر مشخص و متمایز از شهر در فیلم ها مشاهده شده اند (جمعاً هشت تصویر). اما نکته بدیع این است که آنچه از بررسی تصویرهای شهر در تاریخ سینمای ایران روشن می شود، غلبه تأمل برانگیز فیلم هایی است که در آن ها شهر، نه به عنوان فضایی زیبا و دل-نشین، شاد و امیدبخش، روان و با هویت، زنده و با اصالت؛ بلکه به مثابه مکانی خطرناک، فریبنده، مرگبار، سراب گونه، وحشت انگیز و حسرت بار بازنمایی شده است. به نظر می رسد این دید منفی، ارتباط زیادی با جابه-جایی های وسیع جمعیتی، گسترش سریع شهرها، انقلاب، موج مهاجرت ها و... دارد که منجر به بی ثباتی زندگی در شهرها شده است. به بیان دیگر می توان گفت که در این سال ها شهرنشینان با شهر به تفاهم نرسیده اند.
این مقاله به مسئلة عمومی کردن علم در مجلههای علمی عمومی ایرانی می پردازد. با آنکه مدت زیادی است این قبیل مجلهها در ایران منتشر می شوند اما هنوز به عنوان مقوله ای ارتباطاتی در این حوزه مورد مطالعه واقع نشده اند. مقالة حاضر با توجه به نقش مجلههای مذکور در انتشار اطلاعات و درک علمی در حوزة عمومی بر زبان به کاررفته در تولید متون علمی عمومی ایرانی، تمرکز و معیارهایی را برای مناسب کردن زبان این مجله ها در راستای افزایش درک عامه از علم شناسایی کرده است. برای دستیابی به این معیارها، از محتوای نظری دو نظریة کنشگر ـ شبکه و علم تعاملی استفاده شده و هفت معیار به دایرة شناخت درآمده است. اهمیت شناخت این معیارها در آن است که ابزاری را برای کاربرد در مجله های علمی عمومی به منظور ارائة روشهای ارتباطات مؤثّر محتواهای علمی با عموم فراهم می کند. در این مقاله با توضیح معیارهای زبان ایدهآل یا نگارش متون علمی عمومی، روش برقراری ارتباطات عمومی علم مؤثّر توضیح داده شده تا این معیارها از وضعیت انتزاعی بیرون آمده و عملیاتی و اجرایی شوند.
هدف این مقاله تعیین نقش امر به معروف و نهی از منکر در بهبود سرمایة اجتماعی در میان دانشجویان دختر است. روش، توصیفی از نوع همبستگی و جامعة آماری آن، دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان در سال تحصیلی90 ـ 89 به تعداد 944 نفر است. 310 نفر با نمونه گیری به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسش نامة محقق ساخته ای با 63 سؤال بسته با پایایی (87/0=α) می باشد. برای تجزیه و تحلیل دادههای آماری از تحلیل عامل، t تکمتغیره، تحلیل واریانس یکطرفه، آزمون فریدمن و LSD استفاده شد. نتایج نشان داد که میانگین نمرة نقش امر به معروف و نهی از منکر در بهبود سرمایة اجتماعی با میانگین فرضی3، 61/3 بود که بالاتر از حد متوسط است. همچنین نقش امر به معروف و نهی از منکر در بهبود سرمایة اجتماعی در سطح معنا دار است. بین ویژگیهای جمعیتشناختی دانشجویان و دیدگاه آنان تفاوت معناداری مشاهده نشد.
مقالة حاضر میکوشد با استفاده از تجربههای سیاستگذاری ماهوارهای در کشورهای آسیایی، به بررسی انتقادی سیاست ماهوارهای ایران بپردازد. برای پاسخ به سؤالهای مربوط به سیاست رسانهای مطلوب، مقاله در ابتدا به شرح و توصیف عصر «فناوریهای اطلاعات و ارتباطات» میپردازد و سپس، مفهوم سیاستگذاری رسانهای در دوران معاصر را به طور خلاصه توضیح میدهد. وضعیت ماهواره در کشورهای آسیایی و بهرهوری از کانالها و برنامههای مورد قبول در این کشورها، نقایص سیاست ماهوارهای ایران را نشان میدهد: عدم توجه به اصل بهرهوری و تکیة بیش از حد به ممنوعیت قانونی، از عمدهترین دلایل عدم موفقیت در کنترل مصرف ماهوارهای مردم و جلوگیری از پیامدهای سوء آن بوده است.