با پیدایش انقلاب صنعتی در غرب و به موازات آن نهضت مشروطه در ایران، تحول عظیمی در زمینه های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و... به وجود آمد، که شعرا و نویسندگان و نیز آثارشان، از این جریان بی تاثیر نبوده اند. شعر در آغاز مشروطه نقش مهمی را ایفا کرده است به طوری که جریان های سیاسی را رونق می داده و گهگاه مردم را به سمت و سوی خاص هدایت می کرده است. رشد و رواج شعر سیاه (شعری که احساسات و افکار منفی انسان نسبت به خود و اجتماع را بیان می کند) بامعنای نوینش درایران، از دوره ی مشروطه شروع شد و با پیدایش شعر نو شدت گرفت و در شعر اغلب شاعران نوپرداز مطرح گشت. البته جریان حضور این نوع شعر را می توان به دو دوره ی قبل از کودتا ( از انقلاب مشروطه تا کودتای 28 مرداد 1332) و بعد از کودتای 28 مرداد 1332 تقسیم کرد به طوری که پس از کودتای 28 مرداد 1332 ، شعرهای بیانیه ای، فرمایشی و دستوری تعطیل گردید و نوعی احساس جدایی و بیگانگی از جامعه در شعر برخی از شاعران ایران نمود پیدا کرد. با توجه به اینکه فروغ فرخزاد (1345-1313) نیز از شاعران نوپرداز معاصر محسوب می شود، در این نوشتار سعی شده است به این پرسش پاسخ داده شود که مهمترین شاخص های بیگانگی اجتماعی در شعر فروغ فرخزاد کدامند؟ روش این پژوهش از نوع، اسنادی- تحلیلی بوده است که زمینه ها و شرایط اجتماعی، خانوادگی زندگی فروغ، درکنار مولفه های بیگانگی اجتماعی ( احساس تنهایی، پوچی و بی معنایی، افسردگی، بی هنجاری، انزوای اجتماعی، دورویی، یاس و ناتوانی و... ) در شعر وی مورد مطالعه قرار گرفته است که در این بین، شاخص های احساس تنهایی (انزوا)، ناتوانی ( بی قدرتی) و یاس بیشتر از سایر شاخص ها تکرار شده است.
این مقاله به بررسی فرآیند تولید هنر سفالگری "کلپورگان" با رویکرد مردم شناسی هنر می پردازد و به دنبال پاسخ به این پرسشهاست که:1.چه دانش بومی در شیوه ساخت این سفالینه ها نهفته است؟2.اطلاعات و اصطلاحات بومی رایج در ساخت آنها چیست؟"کلپورگان" روستایی مرزی در استان سیستان و بلوچستان که به سفالینه ها و استمرار شیوه سنتی ساخت آنها مشهوراست. فعالیت سفالگری این منطقه تنها توسط زنان، به روش دست ساز با ابزار ساخت بومی ، نقش پردازی ذهنی و با تولید و توزیع اندک در حال اجراست. زنان حرفه سفالگری را اجدادشان آموخته و این دانش بومی تولید سفال را به عنوان یک فرهنگ شفاهی نسل به نسل حفظ کرده و انتقال داده اند. واژه ها و نام های بومی و محلی برای نقوش وابزار کار بخشی از هویت فرهنگ بلوچ و منزلت شغلی این هنر محسوب می شود.نقش مایه هایی که هر کدام بازنمودی از فرهنگ،آداب و رسوم و طبیعت منطقه بلوچستان است. روش پژوهش در این مقاله میدانی و گردآوری داده ها از طریق مصاحبه با مطلعین کلیدی و زنان سفالگر، عکسبرداری، فیلمبرداری انجام شده که برآیند آن تصویری مناسب از سنت سفالگری کلپورگان،شیوه های فرآوری مواد اولیه،مراحل ساخت و تولید را در بر می گیرد.
این مقاله به بررسی نقش فرهنگ و برنامه ریزی فرهنگی در توسعه شهری برای افزایش امنیت اجتماعی می پردازد. امروزه نقش فرهنگ در برنامه ریزی ها به خصوص برنامه ریزی شهری و منطقه ای پررنگ تر شده و برنامه ریزان شهری و منطقه ای نیز این ضرورت را دریافته اند و می بایست فرهنگ را در برنامه کار خود قرار دهند، ازاین رو هر نوع برنامه ریزی شهری و منطقه ای باید بحث فرهنگ و هویت فرهنگی را در برنامه کار خود قرار دهد. فرهنگ به عنوان یک عامل اصلی در برنامه ریزی، در آینده توسعه نقش و جایگاه مهمی را ایفا می کند، که عدم توجه به آن در برنامه ریزی؛ تأثیرات منفی زیادی بر جای می گذارد. جمع آوری اطلاعات بر مبنای مطالعه کتابخانه ای و اسنادی بوده و به صورت توصیفی-تحلیلی می باشد. نتیجه پژوهش نشان می دهد که روش برنامه ریزی و مدیریت شهری باید تغییراتی را در خود ایجاد کند و به جای روش های صرفاً کمّی و آماری و در نظر گرفتن مؤلفه های صرفاً اقتصادی و سیاسی، روش های کیفی هم به کار برده شود و در امر برنامه ریزی برای شهر و منطقه مؤلفه های فرهنگی (نیازها، ارزش ها و هنجارهای مردم، صنایع فرهنگی و...) در نظر گرفته شود.
فعالیت و حضور مؤثر در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی تابع قواعد و ویژگی های آن است. امروزه با انقلاب ارتباطات تغییر تغییر نقش مخاطب به کاربر یعنی حضور هر فرد برحسب توان در فضای مجازی برای تولید محتوا و عرضه آن به دیگران، بسیاری از معادلات گذشته در ارتباطات را تغییر داده است. هر کاربر برای حضور اثرگذارش باید عناصری که در این فرایند نقش دارند مدیریت نماید. لذا این پرسش وجود دارد: آیا ارزش و اعتبار همه افراد در این فضا یکسان است؟ آیا راه هایی برای تشخص سازی فردی(personal branding) و یا جمعی وجود دارد تا بتوان از آن ها استفاده کرد؟ افراد چگونه خود را به دیگران در شبکه های اجتماعی می نمایانند یا چگونه با تشخص سازی هویت خود را شکل داده و بروز می دهند؟ افراد چگونه هویت خود را می توانند بهبود بخشند؟ این گونه پرسش ها در رابطة میان هویت فرد و هویتی که ناشی از حضورش در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی است، امری طبیعی و قابل انتظار به نظر می رسد. این مقاله سعی دارد ضمن نشان دادن اهمیت هویت های واقعی فردی در شبکه های اجتماعی چگونگی برساخت هویت در فضای مجازی و ارتقاء آن را نیز با روشی توصیفی و تحلیلی بیان نماید. نتایج حاکی از اهمیت چندین عنصر از قبیل پروفایل، نوع مطلب یا پست، میزان اظهار علاقه، میزان تفسیر، تعداد دنبال کنندگان و .. در ساخت این هویت بسیار اثرگذار هستند.
Purpose: The complexity of drug crimes and the educational problems and the proof of these crimes, due to its harmful effects on society, has led to the adoption of livestock in defense of the community. the perpetrator's personality can be effective in committing a crime, it should be taken into account that trapping will act in the face of an offender who is suffering from mental disorders, since trapping operations may be carried out depending on the person's organization committed with Ease or greed more, in addition, the person committed the crime can facilitate the discussion of the issues and the ways in which it is applied. The main objective of this study is to investigate ethical considerations and the legal status of police trafficking in detecting drug offenses. Methodology: The present research is a descriptive-analytical in terms of the purpose-oriented problem-oriented research, in terms of the method of collecting information in a documentary and library way. Findings: About the role of the police as general judiciary in proving drug crimes show that, among the evidentiary evidence of crime, the police report can be of great importance as a discipline and in line with the judge's knowledge. Conclusion: The results showed that: that in Iranian law the main reason is the lack of livelihoods in the process of discovery of crimes due to contradiction with the constitution and ethical and religious conflicts. Therefore, its admission is limited and limited, and obtaining the necessary permissions Judicial authority is possible
تحولات دهه ها ی اخیر، دانشگاه های ایران را با تغییرات و تحولاتی همراه کرده است که در نتیجه ی آن تمرکز بر برنامه های فرهنگی از وزن و اهمیت قابل توجهی برخوردار شده است. ورود به حوزه ی برنامه ریزی فرهنگی، همانند هر حوزه ی دیگری، نیازمند در اختیار داشتن شناخت دقیق از ارزش ها، نگرش ها و رفتارهای افراد (دانشجویان) است چرا که هر سیاستی سرانجام با مخاطبانی سر و کار دارد که باید آن را بپذیرند. بنابراین می توان شناخت وضع موجود را به عنوان پیش شرط برنامه ریزی فرهنگی معرفی کرد. مهمترین هدف این مقاله، شناسایی وضعیت موجود و بررسی ویژگی های فرهنگی دانشکده ها و دانشجویان رشته های هنر و در ادامه ارائه راهبردهایی در راستای برنامه ریزی فرهنگی است. مبنای این مقاله، پژوهشی کیفی است که در دو دانشگاه هنر و پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران اجرا شده است. روش مورد استفاده برای جمع آوری اطلاعات، انجام مصاحبه های عمیق ساختار نیافته و جلسات بحث گروهی متمرکز بوده است. مهمترین دستاورد این پژوهش، پاسخ مثبت به سوال اصلی طرح است؛ بدین معنی که میان وضعیت فرهنگی دانشجویان هنر و سایر دانشجویان تفاوت معنی دار دیده می شود اما نمی توان با این وجوه افتراق و تفاوت، به صورت سطحی و موردی برخورد نمود. نخستین گام برای مواجهه با این وجه افتراق، ریشه شناسی تفاوت های مشاهده شده است که در این طرح به صورت تفصیلی صورت پذیرفت. نتایج بیانگر این امر بوده است که برخی از این تفاوت ها امری طبیعی و اجتناب ناپذیر و به عبارت دیگر از ویژگی های رشته های هنری است و بخشی نیز غیرطبیعی و امری قابل تامل و پیگیری است که به تشریح آن پرداخته ایم.
هدف این تحقیق ، تحلیل دیدگاه صاحبنظران علوم اجتماعی ایران در رابطه با علل توسعه نیافتگی کشور و دستیابی به راهکارهای پیشنهادی آنها برای رفع این معضل و دستیابی به توسعه است . با توجه به اهداف تحقیق از رویکرد کیفی و روش تحقیق دلفی استفاده شده است . مطلعین این پژوهش شامل تمام کسانی بود که در حوزه توسعه صاحبنظر بوده و در این زمینه دارای کتاب ، مقاله و یا اثر پژوهشی بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و اطلاعات محور تعداد 15 نفر از این افراد به عنوان مشارکت کننده انتخاب شدند . نتایج تحقیق نشان می دهد که صاحبنظران مشارکت کننده در این پژوهش ، نقش موانع داخلی را در توسعه نیافتگی کشور مهم تر دانسته و اصلی ترین علت از دید آنها ، " سوء مدیریت داخلی " و "فقدان یک مدیریت شایسته سالار " است و فقدان مدیران شایسته و نبود دولت توسعه گرا نیز مزید بر علت شده است تا این امر تشدید و ادامه یابد . مهم ترین راهکار پیشنهادی این متفکرین برای خروج از این وضعیت ، روی کار آمدن یک دولت توسعه گرا با محوریت مشارکت همه جانبه مردم می باشد .
طبق احادیث پدیده طلاق منفورترین حلال خداوند است. براساس آمار کشور و میزان رشد سالانه طلاق، این پدیده به معضل اساسی و خطری جدی برای بنیان خانواده تبدیل شده است. با رشد فزاینده طلاق از اواسط دهه 80 شمسی، نظر کارشناسان علوم اجتماعی به سوی این مسئله اجتماعی و فرهنگی جلب شد؛ لذا به منظور شناسایی وتبیین علل آن، صدها تحقیقات پژوهشی، پایان نامه های دانشجویی و مقالات علمی به بررسی این موضوع اختصاص یافت. این پژوهش ها حالت جزیره ای در کل کشور دارند. با روش فراتحلیل به منظور اولویت بندی علل در جهت سیاستگذاری فرهنگی صحیح و تاثیرگذار، پس از بررسی شرایط 100 مقاله علمی- پژوهشی و 50 پایان نامه علمی معتبر و برجسته، 55 پژوهش برجسته بین سال های 1385 تا 1395جهت بررسی علل طلاق در ایران انتخاب شد. نتایج فراتحلیل به روی 260 آزمون استخراجی از این منابع نشان داد میانگین اندازه اثر علل فردی (398/0 R=)، علل ساختاری (382/0 R=)، علل انتخابی (353/0 R=)، علل وارده از سوی خانواده و دوستان (358/0 R=)، علل اجتماعی (393/0 R=) و علل ارتباطی میان زوجین (438/0 R=) است که دارای بیشترین میانگین اندازه اثر است. طبق جدول کوهن این اندازه اثر نزدیک به بزرگ است. در پایان با استفاده از نظریه «رشد چهار بُعدی تاثیرات» مدل خروجی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته و رابطه میان علل مختلف تبیین گشته است.
نظریه گفتمانی لاکلاو و موفه در عین حال که در پی تحلیل گفتمان است، نظریه ای در باب شکل گیری هویت فردی و جمعی نیز محسوب می شود. در این مقاله، از طریق جایگزینی نظریه فطرت آیت الله شاه آبادی با نظریه ناخودآگاه لاکان که مورد استفاده لاکلاو و موفه قرار گرفته است، زمینه برای تحول نظریه گفتمانی هویت به نظریه ای غیر خودش با رویکرد دینی فراهم شده است. از جمله پیامدهای این تغییر در نظریه، قائل شدن به نقش بیشتر برای سوژه در انتخاب هویت فردی، بالا رفتن قدرت تبیینی نظریه، اجتماعی تر شدن آن، خارج کردن نظریه از نگاه به هویت به مثابه امری صرفاً فرهنگی و تاریخی که حاصل نزاع بین دیگری ها است، به امری که حاصل تلائم یا تضاد میان جوهره انسانی با دیگری ها است. ضمن آنکه کار صورت گرفته را می توان نمونه ای برای رویکرد تهذیبی در تولید علم دینی به حساب آورد. روش به کار رفته در این پژوهش توصیفی، تبیینی و انتقادی است.
جامعه عشایری بخشی از جمعیت فعال و تلاشگر کشورمان است که با تولید مواد اولیه و خام و ایفای نقش قابل توجه در تصمیمات سیاسی کشور و حراست از مرزها، در دهه های گذشته، مورد توجه سیاست گذاران و برنامه ریزان قرار گرفته است؛ با وجود این، در سال های اخیر به واسطه افزایش مشکلات متعدد برای این قشر، درصد جمعیت آنها به صورت روزافزونی کاهش یافته است؛ از این رو، بررسی مسائل اجتماعی مربوط به آنها از جمله بررسی و تحلیل سرمایه اجتماعی در راستای کاهش این مشکلات از مهمترین اقداماتی است که مورد توجه محققان قرار گرفت. هدف از پژوهشِ توصیفی - تحلیلی حاضر، بررسی وضعیت سرمایه اجتماعی و عوامل مؤثر بر آن در جامعه عشایری بود که به صورت موردی در میان عشایر شهرستان چرداول از توابع استان ایلام انجام گرفت. با توجه به نبود اطلاعات دقیق در مورد تعداد خانوارهای عشایر شهرستان چرداول، 120 نفر از آنها به عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شد. جهت تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده نیز از نرم افزار SPSS استفاده گردید. نتایج این پژوهش نشان داد که میانگین سه شاخص اصلی سرمایه اجتماعی (مشارکت، اعتماد و انسجام) در میان عشایر شهرستان چرداول، به ترتیب با مقادیر 74/3، 73/3 و 81/3 در سطح 99 درصد اطمینان از میانگین مبنا (عدد 3) بیشتر و بالاتر از حد متوسط است. در خصوص وضعیت کلی سرمایه اجتماعی نیز نتایج نشان داد که میانگین سرمایه اجتماعی، 76/3 بوده و در سطح 99 درصد اطمینان، بالاتر از میانگین مبنا قرار گرفته است. بررسی عوامل مرتبط با سرمایه اجتماعی جامعه عشایری مورد مطالعه هم نشان داد که در میان متغیرهای مورد بررسی، سه متغیر «دسترسی به وسایل ضروری»، «دسترسی به خدمات» و «فاصله تا مراکز ضروری»، دارای رابطه معناداری با سرمایه اجتماعی بوده اند که ضریب همبستگی آنها به ترتیب، 287/0، 481/0 و 398/0- می باشد.
مرگ در سال های اخیر به موضوعی برجسته در جامعه شناسی ایران تبدیل شده است. عواملی مانند پیری جمعیت، تصادف، احتمال زلزله، اعدام های خیابانی، آلودگی هوا و غیره مرگ و فرایندهای منتهی به آن را در کانون توجه عموم قرار داده است. با توجه به واقعیت های ذکرشده، مقاله حاضر دو هدف دارد: هدف نخست، مروری انتقادی بر نظریات موجود در جامعه شناسی مرگ است؛ مخصوصاً در انطباق با اوضاع ایران و برای آشنایی دانشجویان و پژوهشگران با مباحث نظری رایج در این زمینه و هدف دوم، ارائه نظریه ترکیبی جدیدی است که شاید برای مطالعه مرگ در ایران مفید باشد. در اینجا، به ویژه نظریه معروف «انکار مرگ»، که در جامعه شناسی مرگ غالب است، هدف بررسی انتقادی قرار می گیرد تا دلایل محبوبیت آن مشخص شود، ضعف ها و قو ت های آن نشان داده شود و جانشینی برای آن معرفی شود. از دهه ۱۹۵۰ تا ۱۹۹۰ میلادی نظریه انکار مرگ غالب ترین نظریه درباب مرگ در جامعه شناسی و روان شناسی بود. در این میان، می توان گفت نظریه ارنست، بکر [1] که در کتاب انکار مرگ (۱۹۷۳) به چاپ رسید، از همه مشهورتر است. با گذشت بیش از ۴۰ سال از انتشار این کتاب، جای آن است تا بپرسیم چه عواملی موجب تسلط درازمدت نظریات مربوط به انکار مرگ شده اند و نظریات جایگزین پیشنهادشده چه محاسنی دارند؟ این مقاله، با تمرکز بر نظریات اجتماعی، دو تبیین برای تسلط درازمدت نظریات انکار مرگ ارائه می دهد: ۱) می توان گفت، به تعبیر فوکو، [2] فرضیه انکار، خود، بهانه ای است برای گفتمان ۲) یا می شود گفت نظریه انکار مرگ، هرچند ناقص است، بر حقیقتی انکارناپذیر مبتنی است که باعث ماندگاری و تسلط آن شده است. سؤال این است که این حقیقت چیست و چگونه می توان آن را حفظ کرد، و درعین حال، جایگزینی برای نظریه انکار پیدا کرد. در بخش نتیجه گیری، نظریه ای ترکیبی ارائه خواهم داد که هم به شایستگی های نظریه انکار مرگ توجه می کند، و هم به منظور ساخت مفهومی جدید و منعطف، از آن فراتر خواهد رفت.
هدف از این پژوهش مطالعه سبک زندگی مردان در آگهی های تبلیغاتی مجلات خانوادگی می باشد. از اینرو با استفاده از نظریه گیدنز در حوزه سبک زندگی و روش نشانه شناسی بارت در پی پاسخ به این پرسش است که: آگهی های تبلیغاتی مجلات خانوادگی معاصر سبک زندگی مبتنی بر کلیشه های جنسیتی مردانه را روایت می کنند؟ در این راستا هویت فردی، هویت اجتماعی، کالا پرستی، مدیریت بدن و شور و شعف به عنوان مولفه های نظری سبک زندگی در مجلات خانوادگی می باشد میدان پژوهش مجلات خانوادگی و واحد مشاهده تصاویر تبلیغاتی موجود در این مجلات می باشد. یافته های پژوهش بر مبنای نمونه آماری که همانا چهار نشریه سیب سبز، زندگی ایده ال، زندگی ایرانی و زندگی مثبت است، دلالت بر آن دارد که آگهی های تبلیغتاتی سبک های زندگی نوینی از مردانگی بر مبنای مصرف برساخت می کنند. مردان بیشتر در حالت خرید و اوقات فراغت بازنمای می شوند، محصولات ارایشی و بهداشتی مصرف می کنند و تلاش می کنند که به نقش های که تا پیش از این در حوزه سبک زندگی زنان قرار داشت، نزدیکتر شوند. در این میان مفهوم نوین مردانگی با بدن مردانه درهم آمیخته شده است.
مادران کودکان دارای اختلال طیف اتیسم با فشارها و چالش های مهمی روبرو هستند. با این وجود، تحقیقات محدودی به شکل موثر در رابطه با درماندگی و مشکلات سازگاری آ ن ها صورت گرفته است. بنابراین هدف پژوهش حاضر، اثربخشی درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد در کاهش مشکلات روان شناختی مادران کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم بود. پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش کلیه مادارن دارای کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم مراجعه کننده به انستیتو روان پزشکی و روانشناسی بالینی تهران در سال 1395 بودند که از میان آن ها 30 مادر به روش نمونه گیری هدفمند بر اساس تشخیص متخصص و انجام مصاحبه بالینی انتخاب شدند. سپس، شرکت کنندگان به شکل تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. ابزارهای این پژوهش شامل اطلاعات جمعیت شناختی، پرسشنامه افسردگی، اضطراب و استرس (DASS)، جنبه های مثبت مراقبت کردن (PAC)، پنج جنبه ذهن آگاهی (FFMQ) و پذیرش و عمل (AAQ) بود که شرکت کنندگان در مراحل پیش آزمون و پس آزمون تکمیل نمودند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و تحلیل کوواریانس استفاده گردید. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش مبتنی بر تعهد و پذیرش در کاهش مشکلات روان شناختی گروه آزمایش در مرحله پس آزمون موثر است (0005/0 p<). درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد می تواند در بهبودی سلامت روانی مادران کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم مفید باشد
بزرگترین آژانس تبلیغاتی دنیا به لحاظ درآمد کدامند؟ مدیران این آژانس تبلیغاتی چگونه می توانند 3 هزار شعبه را در 111 کشور مطابق استانداردهای یکسان اداره کنند؟ چالشهای آژانس تبلیغاتی دنیا در عصر دیجیتال چیست؟ راههای برون رفت آن کدامند؟ و...
پاسخ این پرسشها و بسیاری از پرسشهای دیگر را از گفته های مارتین سورل، مدیر آژانس تبلیغات، و مارک رید، مدیر استراتژی و مدیر دیجیتال دبلیوپی پی بخوانید.
مارتین سورل، مدیر آژانس تبلیغاتی دبلیوپی پی (WPP) از آغازین روزهای این آژانس می گوید، از تجربه های ارزشمندش در آژانس تبلیغاتی ساچی اندساچی، و ز اقداماتش برای مدرسه تبلیغات در چین. اهتمام سورل بر ایجاد همانگی میان تمامی تیمهای آژانس تبلیغاتی در 3 هزار شعبه در 111 کشور جهان است.
اما بشنوید از مارک رید، مدیر استراتژی و مدیر دیجیتال آژانس تبلیغاتی دبلیوپی پی (WPP) که آینده ی تبلیغات را ترسیم می کند و به این پرسش روز پاسخ می دهد که جایگاه تلویزیون در آینده ی تبلیغات چیست؛ آن هم با حضور رسانه های پرقدرت دنیای دیجیتال.
Purpose: This aim of this study was investigate the model of organizational culture with psychological well-being with mediating of communication skills. Methodology: Present study was cross-sectional from type of correlation. The research population was education staff of Marvdasht County in 2019 years. The research sample was 400 people who were selected by multi-stage cluster random sampling method. Data were collected by the questionnaires of organizational culture (Glaser & et al, 1987), psychological well-being (Ryff, 1989) and communication skills (Burton, 1990) and analyzed by structural equation modeling method with using path analysis in SPSS-25 and AMOS-23 software. Findings: The findings showed that organizational culture had a direct and significant effect on communication skills and psychological well-being, communication skills had a direct and significant effect on psychological well-being and organizational culture had an indirect and significant effect on psychological well-being with mediating of communication skills (P<0.01). Also, the model of organizational culture with psychological well-being with mediating of communication skills had a good fit. Conclusion: Regarded to the proper fit of the model and direct and indirect relationships of variables, it is recommended to promote the psychological well-being of education staff by improving their organizational culture and communication skills through improving the status of staff and workshops