لئون زوراویکی، از نخبگان نورومارکتینگ جهان است. اثر ارزشمند او با عنوان کشف مغز مصرفکننده (Neuromarketing, Exploring the brain)، در زمرهی برترین کتابهای جهانی در حوزهی نورومارکتینگ است (برای اطلاع بیشتر دربارهی این کتاب، به نشریهی توسعه مهندسیبازار، شمارهی 29، سال ششم، بهمن و اسفند 1391 مراجعه کنید که 5 فصل کتاب تشریح شده است).
زوراویکی در دومین سمینار بین المللی نورومارکتینگ در برزیل 77 و 8 مارس، مقارن با 16 و 17 اسفند ماه 1391) همین اثر ارزشمندش یعنی ""کشف مغز مصرفکننده"" را برای حاضران معرفی کرد. پیش از برگزاری و همزمان با برگزاری سمینار بین المللی نورومارکتینگ، از زوراویکی خواستیم دربارهی این سمینار بین المللی، نظر و دیدگاهش را تشریح کند (در صورت تمایل میتوانید دیدگاه خانم کارلا ناگل، دبیر دومین سمینار بین المللی نورومارکتینگ را در مجلهی توسعه مهندسیبازار، شمارهی 30، سال هفتم، فروردین و اردیبهشت 1392 بخوانید) که به بعد از سمینار موکول کرد. اکنون این نظر و دیدگاه پیش روی شما است.
این مقاله تاثیر خدمات انجمن حمایت زندانیان بر عملکرد خانواده ی زندانیان استان تهران را مورد بررسی قرار داده و اهداف آن، سنجش تاثیر خدمات «مادی و معیشتی»، «فرهنگی و تربیتی»، «اشتغال و حرفه آموزی»، «بهداشتی و درمانی» و «آموزشی و مشاوره ای» بر عملکرد خانواده های زندانیان است. در چارچوب نظری، تئوری بحران خانواده ی زندانی «هیل»، الگوی نظری عملکرد خانواده «مک مستر»، مدل های حمایت اجتماعی شامل؛ ؛ تاثیر مستقیم، تاثیر غیرمستقیم یا ضربه گیر، مدل «ویس»، تخصیص وظیفه، سلسله مراتب جبرانی، فقدان، انباشت هویتی و «مدل هم چینی مناسب استرس و حمایت اجتماعی» مورد بررسی قرار گرفت.این تحقیق از نوع «پژوهش کمّی»، مبتنی بر «روش پیمایش» و «ابزار پرسشنامه» مبتنی می باشداست. ابزارها شامل پرسشنامه ی محقق ساخته «خدمات انجمن حمایت زندانیان» و پرسشنامه ی استاندارد سنجش عملکرد خانواده «اپشتاین» (FAD) است. جامعه ی آماری شامل همه ی خانواده های تحت پوشش خدمات انجمن حمایت زندانیان در استان تهران (3400 خانواده) است که تعداد 384 نفر مبتنی بر «نمونه گیری تصادفی طبقه ای» به عنوان نمونه ی آماری انتخاب گردید و پرسشنامه های تحقیق در زمستان 1399 تکمیل گردید.یافته ها نشان داد خدمات «مادی و معیشتی»، «فرهنگی و تربیتی»، «اشتغال و حرفه آموزی»، «بهداشتی و درمانی» و «آموزشی و مشاوره ای» بر عملکرد خانواده های زندانیان استان تهران تاثیرات مثبت دارد. مدل معادله ی ساختاری نیز نشان داد متغیّرهای «خدمات انجمن حمایت»، «پایگاه اقتصادی و اجتماعی» و «مشخصات خانواده » بر خُرده مقیاس های «حلّ مشکل»، «نقش ها»، «همراهی عاطفی»، «ارتباط»، «آمیزش عاطفی»، «کنترل رفتار» و «عملکرد کلی خانواده» تاثیرات مثبتی دارد. لذا ازاین رو، خانواده های زندانیان در مولفه های «مادی و معیشتی»، «فرهنگی و تربیتی»، «اشتغال و حرفه آموزی»، «بهداشتی و درمانی» و «آموزشی و مشاوره ای» نیازمند حمایت و مساعدت نهادهای حمایتی از جمله «انجمن حمایت زندانیان» هستند تا بخشی از چالش ها و تهدیدات ناشی از فقدان سرپرست خانواده ترمیم گردد.
مقاله حاضر با هدف توصیف و تحلیل جامعه شناختی و ترسیم نقشه ساختار قشربندی اجتماعی و خوشه بندی محله ها و مناطق تهران تدوین شده است. روش مطالعه کمی، و حجم نمونه 12000 خانوار در 105 محله از مناطق 22گانه شهر تهران است. مقاله حول دو شاخص قدرت اقتصادی و پایگاه اجتماعی به قشربندی اجتماعی، و با استفاده از دو شاخص تعلق محلی و میزان استفاده از خدمات محله به خوشه بندی محله ها می پردازد. یافته ها بیانگر توزیع قشربندی اجتماعی تقریباً واضح ساکنان شهر تهران برمبنای مناطق بالای شهر و پایین شهر است. البته موارد استثنا در هر دو مورد وجود دارد. براساس نتایج، سه شاخص قدرت اقتصادی، پایگاه اجتماعی و تعلق محلی - به عنوان مفاهیمی که بیانگر ثروت، منزلت و رضایت از محل زندگی اند – هم بستگی معنادار و زیاد دارند. نکته قابل توجه، تجمیع این سه شاخص در محله های مناطق 1، 2، 3 در سطح بالا و در محله های مناطق 15، 16، 17 و 18 در سطح بسیار پایین است که بیانگر یک دوقطبی روشن در این حوزه است و ممکن است منشأ مسائل اجتماعی باشد. از این رو لازم است برای کاهش پیامدهای آن سیاست های شهری مناسبی اتخاذ شود.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر جهت گیری ارزشی بر زمان بندی ازدواج در استان کهگیلویه و بویراحمد است. جامعه آماری در این تحقیق پیمایشی، افراد در شرف ازدواجی است که جهت انجام آزمایشات پزشکی قبل از ازدواج به مراکز بهداشتی در سطح استان کهگیلویه و بویراحمد مراجعه می کردند. چارچوب نظری این پژوهش برگرفته از نظریه تحول فرهنگی و ارزشی اینگلهارت است. نتایج نشان داد که تغییرات ارزشی اثر معناداری بر زمان بندی ازدواج هر دو جنس دارد. در بین متغیرهای زمینه ای، هر چهار متغیر یعنی تحصیلات، وضعیت اشتغال، محل سکونت و وضعیت اقتصادی- اجتماعی رابطه معناداری با زمان بندی ازدواج زنان دارند. ولی برای مردان، فقط متغیر وضعیت اشتغال رابطه معناداری با زمان بندی ازدواج دارد. نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیره نشان می دهد که برای زنان، با کنترل سایر متغیرها، متغیرهای تحصیلات، وضعیت اشتغال و جهت گیری ارزشی، و برای مردان، متغیرهای جهت گیری ارزشی و وضعیت اشتغال، همچنان اثر معنادار خود را حفظ کرده اند. برای حل مساله ازدواج و تغییر زمان بندی آن، سیاستگذاران، ضمن فراهم کردن شرایط ساختاری برای ازدواج جوانان، باید به دنبال راهکارهایی جهت تغییر نگرش های منفی افراد نسبت به ازدواج باشند نگرش هایی که ازدواج در سنین پایین تر را مانعی بر سر راه پیشرفت خود می دانند.
جهانی شدن واقعیتی غیرقابل انکار است و مفهوم شناسی آن با توجه به پیچیدگیِ ابعاد آن دشوار است. در جهانی شدن سخن از فرو ریختن مرزهاست؛ لذا بحث از جهانی شدن حقوق زنان که با فرهنگ و سنت و ارزش های اخلاقی یک جامعه عجین شده، امری خطیر است. ابتدا با توجه به واژه شناسی جهانی شدن، مفهوم جهانی شدن تبیین می شود. سپس سه رویکرد سنتی، اصلاحی یا بینابینی و رویکرد نواندیشان دینی که مواضع گوناگونی نسبت به جهانی شدن حقوق زنان اتخاذ نموده اند، تعریف و تحلیل می شوند. این رویکردها، متوجه جهانی شدن حقوق زنان به معنایِ نیل به مقررات و قوانین همسان است که در کنوانسیون امحای کلیه اشکال تبعیض علیه زنان متبلور شده است. البته رویکردهای مذکور همگی با بینشی مؤمنانه به بحث می پردازند و رویکردهای خداناباور، خروج موضوعی دارند. در نهایت، به نظر می رسد؛ با نگرشی که منبعث از دیدگاه نواندیشان دینی است و با حفظ دغدغه ای که رویکرد اصلاحی برای محافظت از ارزش های دینی دارد، می توان ساز و کارهایی را تبیین کرد که از یک سو به بنیان های مذهبی آسیب نرساند و از سوی دیگر مسیر جهانی شدن حقوق زنان را هموار سازد.
هر چند مفهوم واقعی ( توسعه ) که یکی از مهمترین موضوعات مورد بحث سارمانهای بین المللی است ، به خوبی تشریح نشده است ، معذالک ابتدا توسط محققان و سیاستمداران امریکایی مورد استفاده قرار گرفت و خیلی زود در اروپا و کشورهای نسبتا صنعتی جا افتاد.
هدف پژوهش حاضر تحلیل وضعیت کنش ارتباطی در کافه های تهران است. این پژوهش از نوع کیفی و به شیوه مصاحبه نیمه ساخت یافته است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه افراد کافه رو تهران است. به منظور انتخاب نمونه از روش غیر احتمالی نمونه گیری هدفمند استفاده شد. حجم نمونه مورد استفاده برای انجام مصاحبه 30 نفر می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از روش کد گذاری و تفسیر کد های بدست آمده، استفاده شد. نتایج حاکی از آن استالگوی های کنش ارتباطی افراد در کافه های تهران از الگوی کنش ارتباطی هابرماس پیروی نمی کند. در حقیقت کنش ارتباطی افراد بیشتر بر مبنای احساسات، سنت، قومیت و روابط دوستی بود و بسته به نوع مساله مورد بحث، نوع کنش فرق می کرد. در این رابطه به نظر می رسد که این امر در سطح کلان منجر به دو یا چند دستگی شدید در جامعه و بین اقوام و گروه های مختلف می شودکه این امرباعثبه وجود آمدن فضای تشنج در بین اقشار مختلف می شود.در این شرایط افکار موافق و مخالف وضع موجود چندان به چالش کشیده نمی شود و این امر می تواند منجر به تعارض، درگیری و ستیزبین طبقات مختلف در خوشبینانه ترین حالت و در بدترین حالت منجر به سرکوب و حذف یکی از طرفین شود.
این مطالعه با هدف بررسی مؤلفه های افزایش میزان شرکت کنندگان در نمازهای جماعت میان بسیجیان شهر کرمانشاه انجام گرفت. روش مطالعه توصیفی تحلیلی می باشد. جامعه آماری کل اعضای فعال بسیج شهر کرمانشاه است که طبق آمار معاونت بسیج علمی سپاه حضرت نبی اکرمn کرمانشاه برابر223.565 می باشند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه توأم با مصاحبه و جهت تحلیل داده ها از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون، آزمون مقایسه میانگین ها و برای برآورد مدل پژوهش از رگرسیون چندمتغیره به شیوه گام به گام استفادهشد. نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان می دهد که مؤلفه هایی مانند جامعه پذیری مذهبی (45/0)، میزان پاداش دهی (24/0)، ویژگی های امام جماعت (33/0)، زمان نماز (36/0) و کیفیت نمازخانه (33/0) دارای رابطه معناداری با افزایش میزان شرکت کنندگان در نمازهای جماعت در شهر کرمانشاه می باشند. نتایج حاصل از رگرسیون چندگانه به شیوه گام به گام نشان می دهد که مؤلفه هایی مانند میزان جامعه پذیری مذهبی، میزان کیفیت مکان نمازخانه، مناسب بودن زمان نماز، ویژگی های امام جماعت و میزان پاداش دهی به ترتیب میزان اهمیت در تبیین متغیر وابسته وارد معادله شده اند و روی هم رفته توانسته اند 58 درصد از تغییرات درونی متغیر وابسته (میزان شرکت در نمازهای جماعت) را تبیین و پیش بینی نمایند.
نوآوری برای بسیاری از کسب و کارها بهخصوص کسب و کارهای رسانهای، در درجه نخست یک اصل کلیدی برای بقا و در درجه بعدی، دستیابی به مزیت رقابتی محسوب میشود. از ظهور رسانههای الکترونیک به بعد، حضور کالاهای رسانهای در دنیا بیشتر و بیشتر پررنگ شد، سپس مبحث نوآوری برای سازمانهای رسانهای اهمیت خاصی پیدا کرد. اگرچه زمان زیادی از پیدایش تئوریها و مفاهیم مربوط به نوآوری رسانهای نمیگذرد، اما از لحاظ کیفی و کمی این حوزه از پژوهش، پیشرفت قابل توجهی کرده است. از آنجا که سازمانهای رسانهای بیش از سازمانهای دیگر با چالشهای محیطی، اجتماعی و رقابتی روبهرو هستند، لذا برخی از پژوهشگران برجسته مبحث مدیریت نوآوری را در حوزه مدیریت رسانه، یک عرصه مهم پژوهشی قلمداد کردهاند. با این حال، در مبحث نوآوری رسانهای که تقریباً موضوعی بسیار جدید در رشته مدیریت رسانه محسوب میشود، هنوز چارچوب یکپارچهای برای ادراک مفهوم “مدیریت نوآوری رسانهای” مدون نشده است و جای خالی آن، در ادبیات این رشته به طور جدی احساس میشود. بر این اساس، با تکیه بر ادبیات نظری مباحثی همچون نوآوری، مدیریت نوآوری و نوآوری رسانهای، هدف اصلی این مقاله تدوین یک چارچوب یکپارچه برای درک مناسب مقوله مدیریت نوآوری رسانهای است.