زمینه و هدف: با توجه به نقش مهم امنیت ورزشگاه ها در احساس امنیت کلی مردم، هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی نقش پلیس در استادیوم های فوتبال کشور بوده است.
روش شناسی: این پژوهش توصیفی- تحلیلی و از نوع مشاهده ای (بررسی موردی) می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل بازی های انجام شده در لیگ برتر فوتبال ایران در فصل 93-92 بود که به صورت موردی بازی های خانگی تیم داماش گیلان (پانزده بازی) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از نرم افزار spss در سطح 05/0α≤ انجام گرفت.
یافته ها: مهم یافته های پژوهش بیانگر فقدان تعداد مناسب نیروهای پلیس نسبت به تعداد تماشاگران و استقرار مناسب نیروها در عدم محدود نمودن دید تماشاگران نسبت به زمین بازی، در خلال برگزاری مسابقات ورزشی بوده است.
نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش چنین استنباط می شود که استفاده از یک نیروی پلیس در قبال هر پنجاه تماشاگر و جای گیری و استقرار مناسب نیروهای پلیس می تواند در پیشبرد اهداف امنیتی فرماندهان و نیروهای پلیس و نیز برگزاری هر چه بهتر بازی ها اثرگذار باشد.
مقاله حاضر، به بررسی رابطه تلویزیون و فوتبال و نقش این رسانه در همگانی شدن ورزش فوتبال در ایران می پردازد. با توجه به همگانی، رسانه ای و بویژه، تلویزیونی شدن فوتبال در ایران، پژوهش پیش رو با این هدف انجام شده است که تلویزیون در کشور ما چرا و چگونه مخاطبان و بینندگان فوتبال را جذب می کند؟ برای دستیابی به این هدف، پژوهشگران با رویکرد ترکیبی کیفی و کمّی علاوه بر مطالعه منابع و کتاب های موجود، از پژوهش ها و گزارش های پیمایشی، به ویژه نظر سنجی های جدید مرکز تحقیقات صدا و سیما، استفاده کردند. یافته های پژوهش بیانگر آن است که رسانه ای و به ویژه تلویزیونی شدن فوتبال موجب فراگیر شدن آن در سطح جامعه ما شده است. بر این اساس هم مردم علاقه مند و پیگیر برنامه های فوتبال تلویزیون شده اند و هم این رسانه سعی کرده و توانسته است مخاطبان متعدد و متفاوتی را در این زمینه جذب کند. نتایج نظر سنجی ها نیز نشان می دهد، بیشتر مخاطبان برنامه های ورزشی تلویزیون، علاقه مندان به تماشای ورزش فوتبال هستند و در مجموع، از این نوع برنامه ها رضایت دارند.
روابط عمومی یک رشته تخصصی است که به برقراری ارتباط با عموم مردم می پردازد. با پیشرفت هوش مصنوعی، این رشته نیز در حال تغییر است. هوش مصنوعی می تواند به کارشناسان روابط عمومی کمک کند تا کار خود را کارآمدتر و موثرتر انجام دهند. هوش مصنوعی می تواند در روابط عمومی برای انجام طیف وسیعی از وظایف از جمله: خودکارسازی وظایف اداری، تحلیل داده ها و تولید محتوا استفاده شود. خودکارسازی وظایف اداری می تواند به متخصصان روابط عمومی زمان بیشتری برای تمرکز بر وظایف استراتژیک تر مانند توسعه و اجرای کمپین های روابط عمومی بدهد. تحلیل داده ها می تواند به متخصصان روابط عمومی در درک بهتر مخاطبان، نیازها و ترجیحات آنها کمک کند. تولید محتوا می تواند به متخصصان روابط عمومی در تولید محتوای باکیفیت و موثر کمک کند. با این حال، مهم است که توجه داشته باشید که هوش مصنوعی نمی تواند جایگزین متخصصان روابط عمومی شود. هوش مصنوعی یک ابزار است که می تواند برای بهبود عملکرد روابط عمومی استفاده شود، اما در نهایت، متخصصان روابط عمومی هستند که باید تصمیمات استراتژیک را بگیرند و روابط با مخاطبان را مدیریت کنند.
تعامل انسان با محیط زیست در ایران به هزاران سال قبل بر می گردد، اما بحران محیط زیست پدیده بسیار متاخری است که محصول بی توجهی انسان به ظرفیت محیط زیست بوده است. در ایران نیز مانند سایر نقاط جهان برخی گفتمان ها در ایجاد این بحران نقش مثبت و منفی داشته اند. گفتمان محیط زیست گرایی نیز در ایران مانند دیگر نقاط دنیا در پاسخ به این بحران پا گرفت. این گفتمان به شیوه های مختلف تلاش نموده خود را هژمونیک نموده و وارد فضایی کارزار گفتمانی شود. هدف این تحقیق بررسی و تحلیل این گفتمان در ایران است. در این راستا محیط زیست گرایی را به منزله یک مفصل بندی در نظر می گیریم و به روش تحلیل گفتمان لاکلاو و موف به تحلیل آن می پردازیم. نتایج تحقیق نشان می دهد که اگرچه گفتمان محیط زیست گرایی دارای تاریخی طولانی است، اما با توجه به مدرن بودن بحران محیط زیست که به طور مشخص از زمان پهلوی دوم آغاز شده و با پر رنگ تر شدن پیامدهای توسعه افراطی، این گفتمان امروزه در مواجهه با چنین مسئله ای در منازعه گفتمانی از موقعیت بهتری برخوردار است. بعد از انقلاب نیز با ادامه سیاست های توسعه ای از سوی دولت های مختلف این گفتمان در تقابل با گفتمان توسعه خود را مفصل بندی نموده و به شیوه های مختلف سعی در هژمونیک شدن دارد.
حکمرانی دربردارنده نهادها، فرایندها و قواعدی است که برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت، اجرای تصمیمات و کنترل نتایج یا به عبارتی مدیریت جامعه در حوزه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را بر عهده دارد. مفهومی که با گسترش وب جهان گستر و فناوری های نوین اطلاعات و ارتباطات دچار تغییرات اساسی شده و تحت تأثیر فضایی به نام سایبر است که به دلیل بی مکانی و بی زمانی، جهانیان را در برگرفته و با ارمغان هایی نظیر جامعه شبکه ای مؤلفه های حکمرانی یعنی اقتدار، انحصار و قلمرو قدرت را به چالش کشیده است. آنچه در این شرایط، ضامن بقا و تاب آوری دولت هاست؛ نخست درک حکمرانی نوین و تلاش برای تاب آوری سایبری است؛ زیرا در این فضا حکمرانی سنتی معنایی ندارد و تاب آوری سایبری به معنای راهبرد مقاومت، انعطاف پذیری، واکنش سریع و برگشت به حالت اولیه با کمترین خسارت، حیاتی است. دوم آنکه این تاب آوری منوط به تولید محتوای متناسب و ایجاد قدرت درک، تحلیل و کشف معانی نهفته در پیام های دیگران و جایگذاری صحیح پیام های خود در محیط سایبری و به عبارت دیگر سواد رسانه ای است. در این مقاله، محقق سعی نموده تا نقش یاریگری تولید محتوا و سواد رسانه ای در حکمرانی نوین و تاب آوری سایبری را توصیف و ضمن تبیین، با نگاه جهانی راهکارهایی بومی ارائه نماید. در این تحقیق ضمن مطالعات کتابخانه ای با شیوه گرانددتئوری و پرسش از صاحب نظران و فعالان رسانه و سایبر، مدل مفهومی تعامل چهار عنصر تولید محتوا، سواد رسانه ای، حکمرانی نوین و تاب آوری سایبری ترسیم شده است. توفیق در تولید محتوای اثربخش و کارا و مدیریت سواد رسانه ای مخاطبین، ضامن مشروعیت و مقبولیت در حکمرانی نوین و تاب آوری سایبری حاکمیت خواهد بود.
نظم یکی از ویژگیهای اصلی خلقت الهی است و جایگاهی بسیار رفیع در مبانی دین مبین اسلام، بویژه قرآن کریم و اندیشه های متفکران مسلمان دارد. نظم در شهر اسلامی متاثر از اصل بنیادین وحدت در نظام جامعه اسلامی در ابعاد مختلف آن تجلی یافته است. در شهر اسلامی، نظم اجتماعی یا برگرفته از اصول و تعالیم دین مبین اسلام بوده یا هماهنگ با تعالیم اسلامی بوده که در زندگی روزمره مسلمانان جاری می باشند بطوریکه رعایت این اصول و حقوق در شهر اسلامی به عنوان جزئی از عقاید و حقوق مسلم برای مسلمانان پذیرفته می شود. این مقاله با هدف تبیین اصول، مبانی و ویژگیهای نظم اجتماعی در شهر اسلامی از دیدگاه متفکران مسلمان و با روش تحقیق تحلیل کیفی محتوای متون و ابزارهای مطالعه اسنادی و کتابخانه ای انجام شده است. در این راستا با اتکاء بر نظریه احکام ثابت علامه طباطبایی، تعاریف و ویژگیهای شهراسلامی مورد تحلیل و مطالعه قرار گرفته است. عمل به قوانین و احکام شریعت و توجه به آنها در تصمیم ها و اقدام ها، همان نظم مداری و وحدت گرایی است. حیات و پایداری اجتماعی شهر اسلامی با نظم و وحدت عجین بوده و اختلال در نظم شهری با آشوب و بحران و زوال همراه خواهد بود. مهمترین قاعده تنظیم کننده روابط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در شهر اسلامی نظم اجتماعی همان قوانین و احکام شریعت از جمله قاعده حلال و حرام است که به رفتارها، تعاملات و امورات مسلمانان در شهر اسلامی نظم می بخشد. نظم اجتماعی می بایست در اموری همچون نحوه حضور افراد در اجتماع، داد و ستد، خرید و مصرف، گردش و تفریح قابل ملاحظه باشد.
در این مقاله می کوشیم تا با تکیه بر رئوس انتقادات کارل پوپر از پوزیتیویسم و استقراگرایی، این دو مبنایِ پوزیتیویستی و استقراییِ نظریه زمینه ای را مورد انتقاد قرار دهیم: اول، تهی کردن ذهن از هرگونه پیشداوری و ارزشگ ذاریِ اخلاقی در فرآیند تحقیق؛ و دوم، تقدم مشاهده بر نظریه، گرد آوریِ اطلاعات از طریق آن، مقایسه این اطلاعات بر مبنای تفاوت ها و شباهت هایشان، و نهایتاً استنتاج نتیجه ای کلی از این قیاس در قالب مفاهیمی انتزاعی. طبق ادعای نظریه زمینه ای، می توان با عمل به این مبانی واقعیت اجتماعی را «همان گونه که هست» اظهار کرد. استدلال می کنیم که در عمل این ادعا نه تنها محقق نمی شود، بلکه تصویری مخدوش و ای بسا تحریف شده از واقعیت اجتماعی اظهار می شود. همچنین عمل به این دو مبنا، محقق را به جای اینکه تبیین گر منتقد واقعیت اجتماعی باشد، به توصیف گری خنثی، یا به تعبیر ما به «کارگر اطلاعات» و «عمله داده ها» بدل می کند، و این به معنی از بین رفتن خصیصه ذاتیِ علم جامعه شناسی، یعنی جنبه نقادانه آن است.
امروزه رسانههای گروهی نقش اساسی و مهمی را در شکل دادن به حیات ملتها ایفا میکنند و ازجمله عوامل موثر در توسعه اقتصادی و اجتماعی جوامع و مخصوصا کشورهای درحال توسعه بهشمار میآیند.
اما به رغم کارکردهای مثبت رسانهها، متاسفانه امروزه کشورهای سلطهجو با نفوذ در عرصه های گوناگون نظام ارتباطی و رسانهای، تمایلات و خواستههای نامشروع خود را به مخاطبان جهان سوم تحمیل میکنند.
از یکسو شبکههای وسیع خبررسانی که عمدتا در اختیار مجموعههای سیاسی و اقتصادی غرب قرار دارند با ارسال اخبار و اطلاعات تحریف شده و مغرضانه، افکارعمومی جهان سوم را گمراه میکنند و از سوی دیگر با برنامههای تلویزیونی و سینمایی جذاب به القاء اطلاعات و باورهای نادرست درباره مسائل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، به مخاطبان جهان سوم میپردازند.
در مقاله حاضر تلاش شده است جنبههای مختلف این جریان و علل آن بررسی شود.
در مقاله حاضر با استفاده از نظریه بسیج منابع چارلز تیلی و با تأکید بر الگوی بسیج سیاسی تیلی، به بررسی ویژگی های سازمان یابی در سه جنبش اعتراضی سال های 1378، 1388 و 1396 در ایران پرداخته شده است. پرسش اصلی این تحقیق آن است که تفاوت ها و شباهت های هریک از این جنبش ها از منظر فرایند سازمان یابی (هویت مشترک و نهادهای سازمان دهنده) چه بوده است؟ روش این پژوهش، مقایسه تطبیقی تاریخی این سه جنبش برپایه تحلیل تفسیری اسناد و مقایسه موردهاست. برپایه نتایج حاصل از تحقیق، تفاوت ها و شباهت های سه جنبش مورد بررسی از منظر سازمان یابی تعیین شده است . تشکل های سازمان دهنده در جنبش 1378، عمدتاً ترکیبی از احزاب رسمی اصلاح طلب، تشکل های رسمی دانشجویی و حلقه های روشنفکری دینی هستند. سازمان در جنبش 1388 مرتبط با کمپین های انتخاباتی و ستادهای انتخاباتی، احزاب رسمی اصلاح طلب و تشکلات رسمی دانشجویی است، اما نقش محوری بر مشارکت از پایین به بالای طبقه متوسط شهری و شبکه سازی های وسیع این طبقه از طریق تکنولوژی های ارتباطی استوار است. در مقایسه با جنبش های 1378 و 1388، در جنبش 1396 هسته های معترض صنفی یا گروه های معترضی که مستقیماً در معرض تهیدستی قرار داشتند، موتور محرک سازمانی جنبش 1396 هستند .
هدف از پژوهش حاضر، طراحی مدل تدوین خط مشی گذاری سازمان تأمین اجتماعی با رویکرد پست مدرنیسم است. روش تحقیق آمیخته اکتشافی است؛ جامعه آماری شامل متخصصان سازمان تامین اجتماعی و اساتید دانشگاه آشنا به ادبیات رفاه اجتماعی بودند که در فاز کیفی با نمونه گیری هدفمند و تکنیک گوله برفی به تعداد 23 نفر و در فاز کمی با رویکرد نمونه گیری هدفمند و تکنیک نمونه گیری قضاوتی به تعداد 30 نفر انتخاب شدند. جمع آوری داده ها در فاز کیفی با مصاحبه نیمه سختار یافته و در فاز کمی با پرسشنامه نیمه باز 61 سوالی بود. فاز اول داده ها به روش کد گذاری برگرفته از نظریه داده بنیان و به کمک نرم افزار Atlasti و در فاز کمی با کمک نرم افزار Pls مدل برآمده از فاز نخست تحقیق به روش مدلسازی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت که 93/0 از مشارکت کنندگان بر مدل مفهومی تحقیق اجماع داشتند و تمامی ابعاد مدل داده بنیاد استخراجی تبیین گردید. برای بدست آوردن اعتبار و روایی داده ها در فاز کیفی از دو روش بازبینی مشارکت کنندگان و مرور نخبگان غیر شرکت کننده در پژوهش استفاده شد و پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرانباخ 95/0بدست آمد. مقوله محوری پژوهش حاضر، تدوین خط مشی گذاری با رویکرد پست مدرن است که با توجه به شرایط علی و زمینه ای و میانجی، ابعاد آن تبیین و راهبردهای تحقق آن تدوین شد و سپس مدل نهایی ارائه شد.
طبقات اجتماعی مختلفی در جنبش مشروطه شرکت داشتند که هر کدام با انگیزه های متفاوتی به این حرکت پیوستند. کارگران یکی از این طبقات بودند که به تازگی در جامعه ایران رشد می یافتند. آنان به لحاظ نوع مشارکت در شیوه تولید و مالکیت ابزار کار با پیشه وران و اصناف قدیمی متفاوت بودند و به سبب زیستن در بافت عشیره ای و جامعه مبتنی بر اقتصاد کشاورزی و دامداری، به طبقه کارگر اروپایی شباهتی نداشتند. بسیاری از این کارگران به دلیل فشار طبقه حاکم و وجود فقر، ناگزیر کار و کاشانه خود را ترک و به مناطق آبادتر یا کشورهای همجوار مهاجرت می کردند. آنان با مشاهده وضعیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی این نواحی تحت تأثیر قرار می گرفتند و چون بیشترشان کارگران فصلی بودند، پس از بازگشت به ایران، دیده ها و شنیده های خود را برای هم وطنانشان بازگو می کردند. هدف این مقاله شناسایی سهم کارگران در زمینه سازی و شکل بخشیدن به جنبش مشروطه ایران است که نویسنده می کوشد با روش «توصیف تاریخی» و «اسنادی»، به این سؤال پاسخ دهد که طبقه کارگر چگونه در جامعه ایران شکل گرفت و کارگران چه نقشی در بروز اندیشه های نوسازی اجتماعی داشتند؟ چنین فرض می شود که طبقه کارگر بسیار دیرتر از جوامع اروپایی در ایران شکل گرفت و قشری اندک از نیروهای تولیدی را تشکیل می داد. آگاهی کارگران ایرانی از حقوق سیاسی و اجتماعی شان نیز بیشتر از آنکه درون زا و برخاسته از توسعه صنعتی باشد، از افکار چپ گرایانه مناطق قفقاز تأثیر پذیرفت و به همین دلیل با وجود مشارکت آنان در موج نوگرایی و نهضت مشروطه، این طیف از جامعه نتوانست آن گونه که در انقلاب های بزرگ اروپایی نظیر انگلستان، فرانسه و روسیه اثرگذار بود، نقش تاریخی خود را ایفا کند. این بررسی نشان می دهد که پیش از شکل گیری جنبش مشروطه برخی از کارگران در انقلاب های حوزه قفقاز شرکت داشتند و با افکار انقلابی آن سامان آشنایی یافتند. این کارگران هم صدا با سایر هم وطنانشان به نهضت آزادی خواهی ایران پیوستند و با پخش اعلامیه ها، شرکت در اجتماعات و نیز حضور در صحنه های نبرد مسلحانه، به مبارزه با استبداد برخاستند و پایه گذار حرکت های انقلابی آتی شدند.
موضوع انطباق فرد مهاجر در جامعه مقصد همواره یکی از اصلی ترین مسائل در مطالعات مهاجرتی برای پژوهشگران به شمار می رود. مساله انطباق دیاسپورای ایرانی در فرانسه، از طرد کامل تا انطباق کامل را شامل می شود. این که فرد در کجای این طیف جایابی می شود به عوامل مختلفی ازجمله هویت واقعی و هویت آرمانی او بستگی پیدا می کند. درواقع هر قدمی در جهت انطباق در جامعه جدید به معنی قدمی دور شدن از فرهنگ اصلی خواهد بود. این تناقض در انطباق فرهنگی همیشه بر سر نسل های گوناگون مهاجر سایه افکنده است. نسل اول به دوباره سازی یا بازسازی فرهنگی دست می زند، نسل دوم بر سر مسائل هویتی که بسیار عمیق تر و پیچیده تر از مسائل نسل اول است، در حال کشمکش است. نسل سوم نه مشکل ادغام دارد و نه مشکل هویتی و عموماً میزان ارتباط او با جامعه مبدأ تنها به تلاش خانواده او بستگی دارد، در غیر این صورت، او می تواند یک «شهروند فرانسوی» و یا یک «شهروند جهانی بی سرزمین» به معنای واقعی کلمه باشد. پژوهشگر با توجه به تجربه زیسته ای که در کشور فرانسه داشته، در این مقاله تلاش می کند با استفاده از مشاهده ها و مصاحبه ها، داده ها و تحلیل های انسان شناختی خود را به صورت نظام مند برای مخاطب ترسیم سازد.