این لطیفه بیانی که در مطالعه آثار به گونه طنز رخ داده و قرن ها دیده ودل انسان ها را به خود مشغول داشته است ، ترکیبی از آفرینش وپویایی تفکر و دقت در کاستی ها و ضعف های بشری و هنرهایی است که می تواند به گونه ای نیش حقایق تلخ را با نوش داروی تلخ طبعی در جان افراد فرو کند و بی آن که با مقاومت و ستیزی همراه باشد ، حکمت و مصلحت ونقد مصلحانه را در عرصه حامعه بپراکند و با استفاده از هنرهای بیانی ، همچون تمثیل و استعاره و کنایه و قیاس و طرح نقیص ها و جمع ناسازها در کنار هم در بیانی شیرین و شوخ و نوازش گر وقت خوانندگان و بهره گیران را خوش دارد و فرهنگ و بینش همگانی را بالا برد
متن پیش رو چکیدهای است از کتاب «مواظب آنچه کودکانتان میبینند باشید»که توسط سه تن از پژوهشگران و صاحبنظران «مرکزتحقیقات مخاطبین رادیو و تلویزیون سوئد» به رشته تحریر درآمده است و نظر به اهمیت ارتباط موضوعی آن با این شماره از فصلنامه، تقدیم میگردد
طنزپردازی همچون داستاننویسی، نمایش نامهنویسی و شعرنوعی شیوه بیان و ابلاغ مطالب انتقادی همراه با خنده و شوخی است.به این سبب طنز را آیینه حقیقت نامیدهاند که نابسامانی ها و عیبهای فرد و جامعه را در خود منعکس میکند و آن را بزرگ جلوه میدهد. به قولی طنز ضمن ارایه تصویر هجوآمیزی از جهات زشت و منفی و ناجور زندگی، عیبها و فسادهای جامعه و حقیقتهای تلخ اجتماعی را به صورت اغراقامیز - یعنی زشتتر و بدترکیبتر از آنچه که هست - نمایش میدهد تا صفتها و مشخصات آنها روشن تر و نمایانتر جلوه کند و تضاد عمیق وضع موجود با اندیشه یک زندگی غایی و مامول آشکار شود.
در تحقیقات رسانهای آنچنان که به مقوله پرخاشگری در برنامه های تلویزیون توجه شده،به ترس و وحشت و اضطراب ناشی از برنامه های تلویزیون پرداخته نشده است؛ در صورتی که به نظر من این مبحث از اهمیت خاصی برخوردار است و بسیاری از کودکان خصوصا خردسالان را تحت تاثیر خود قرار میدهد. در این مقاله گزیدهای از نتایج دو تحقیق که در قالب برنامه تحقیقاتی میزگرد رسانهای در دانشگاه لاندسوئد به اجرا درآمدهاست،ارائه میشود. در این دو تحقیق،نمونهها، کودک متولد سال 1969 درطول مدت بیست سال پیگیری شدند که در اینجا نتایج مربوط به هفت سالگی تا هفده سالگی آنان مورد استفاده قرار گرفتهاست.دراین دوره دهساله(یعنی از سال 1975 تا 1985)با این کودکان پنج بار مصاحبه شد. درهردو تحقیق،همزمان با این مصاحبهها، مصاحبههایی نیز با والدین آنان صورت گرفت و یا از آنها خواسته شد به پرسشنامه هایی که با پست برای آنها ارسال شده بود، پاسخ دهند.برای آن که پاسخهای خود انگیختهای از کودکان دریافت کرده باشیم نخست از آنها پرسیدیم:«آیا برنامهای وجود دارد که از آن متنفر باشید؟»
در ادبیات غنی پارسی«طنز» جایگاه ویژه و خاص خود را دارد. بسیاری از سخنها در روال عادی گفتگو و بیان، گیرایی و رسایی ندارد اما وقتی در لعاب طنز پوشیده میشود، نفوذ بیشتری مییابد و افراد فزونتری را به عنوان مخاطب تحت تاثیر قرار میدهد.
اما به تعریف طنز بپردازیم؛ هرسخن خندهداری را طنز نمیگوییم، بهطورکلی میتوانیم سخنهای خندهدار را به سه قسم تقسیم کنیم: طنز، فکاهی و هزل.
از نگاه بسیاری از صاحب نظراتی که به مطالعه انقلاب اسلامی سال 1357 ایران پرداختهاند، عامل رهبری (Leadership)واجد یک نقش محوری درمیان سایر عوامل بوده است. تاکید براین امر باعث شده است که یکی از معیارهای مقولهبندی تبیینهای صاحبنظران و پژوهشگرانی که به مطالعه این انقلاب پرداختهاند، نقش رهبری باشد. بعلاوه چنین تاکیدی هر محققی را برآن میدارد تا از ارزیابی نقش رهبری در پیروزی انقلاب غافل نشود و جایگاه مناسبی را در چهارچوب تبیینهای علی خود بدان اختصاص دهد.درمیان پژوهشگرانی که چهارچوب نظری خود را برنقش رهبری متمرکز کردهاند، توجه به پیامهایی که از جانب رهبر یک انقلاب صادر میشود، اهمیتی فوقالعاده دارید؛به گونهای که برای مثال، نظریه پردازان، پیروزی انقلاب اسلامی سال 1357 ایران را بدون وجود نوارهای صوتی و نامههایی که حاوی پیامهای رهبر انقلاب بود، غیرممکن ارزیابی میکنند. باتوجه به چنین تبیینهایی، هر محققی باید جاری درخوری را در بررسی انقلاب اسلامی ایران به نقش رهبری اختصاص دهد و از طریق ارزیابی سخنرانیها و پیامهای حضرت امام، نمای روشنی از عوامل ذهنی که پیروزی این انقلاب را تسریع کردند، در معرض دید مخاطب قرار دهد.