انقلاب اطلاعاتی در دو موج 75 – 1945 و 95 – 1975‘ تمامی مناسبات اجتماعی را در پهنه جهانی دگرگون کرد. این فرآیند که همجنان ادامه دارد با جهانی کردن نوعی از فرهنگ‘ مقاومتهای بی شماری را چه در کشورهای مبدأ و چه به ویژه در کشورهای پیرامونی بر انگیخت. ضرورت توسعه تکنولوژیک از یک سو و ناهمسازی تکنولوژی جدید با فرهنگ سنتی از سوی دیگر‘ سرچشمه بحران عمومی هویت فرهنگی در کشورهای در حال توسعه بوده است که کلید حل آن تا اندازه زیادی در گسترش و تعمیق مطالعه فرهنگی کاربردی است. انسان شناسی کاربردی در همان حال که گرایش عمومی علوم انسانی به کاهش مرزبندی بین رشته های گوناگون و رویکرد چندگانه و بین رشته ای به موضوع واحد تحقیق را می پذیرد‘ بر آن است که با یافتن یک راه حل روش – شناختی مناسب‘ با ایجاد موازنه میان دو رویکرد کمی و کیفی‘ عام گرا و فردگرا‘ عمق لازم را به مطالعات خود بدهد و در عین حال اعتبار علمی این مطالعات را نیز حفظ کند. تحقق این ام تنها با درک روشن و آینده نگری کافی نسبت به فرایندهای فرهنگی معاصر ممکن است.
امروزه پژوهشگران در انجام پژوهشهای خود از شیوههای گوناگونی بهره میگیرند. این روشها را در کل میتوان به دو زیر مجموعه روششناسی کیفی و روش شناسی کمی تقسیم کرد. دراین مقاله تاکید ما بیشتر بر روششناسی کیفی است.از آنجایی که دراین روش هرفرد به عنوان نمونهای منحصر به فرد تلقی میشود، حجم نمونه نیز نسبت به روش کمی کمتر است. این نوع از پژوهش، به ژرفای اطلاعات توجه بیشتری دارد و به عبارتی ژرفانگر است نه پهنانگر و برای پژوهشگر زمینهای فراهم میآورد که در جمعآوری اطلاعات نقش فعالی ایفا کند (ویمر و دومینیک، 1997:84).
دراین مقاله، مصاحبهها، به همان اندازه که در پژوهشهای رسانهای برای یافتن دادهها مورد استفاده قرار میگیرند - گاهی در تلفیق مشاهدات روزانه یا مشاهده مشارکتی - مورد تاکید قرار گرفتهاند (هاموند، بریکسول و نیف اسچو 1995:238). روششناسی کیفی بهطور خاص در حوزه مطالعات قومنگاری به کار میرود(جن سن و جان کوفسکی 1991:33).