"در این مقاله، تاثیر گذراندن درسهای پیش نیاز زبان و ریاضی بر موفقیت تحصیلی دانشجویان درسهای مرتبط (اصلی) با این درسها بررسی شده است. جامعه آماری این پژوهش سیصد نفر از دانشجویان سال آخر دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران هستند که درسهای مرتبط (اصلی) با درسهای پیش نیاز زبان و ریاضی را گذرانده اند. فرضیه کلی تحقیق عبارت بود از درسهای پیش نیاز زبان و ریاضی هیچ تاثیری بر موفقیت تحصیلی دانشجویان در درس های مرتبط (اصلی) با این درس ها ندارد.""
نتایج این پژوهش بر خلاف فرضیه تحقیق، حاکی از آن است که گذراندن درسهای پیش نیاز زبان بر موفقیت دانشجویان در درس زبان عمومی موثر و مثبت بوده است؛ در حالی که بر درس زبان تخصصی تاثیر ندارد. همچنین نتایج به دست آمده نشان می دهد، درس پیش نیاز ریاضی، برای دانشجویانی که ملزم به گذراندن این درس می باشند، بر موفقیت آنها در اکثر درسهای مرتبط (اصلی) مثل ریاضیات پایه، آمار مقدماتی، آمار در علوم اجتماعی و اقتصاد خرد، کلان و اصول علم اقتصاد تاثیر مثبت دارد"
نشر خبر، یکی از مهمترین وظایف وسایل ارتباط جمعی وازجمله کارکردهایی است که این وسایل را به ابزاری قدرتمند برای نفوذ در افکار عمومی وجهت دادن به نگرشها تبدیل میکند. این مقاله ضمن اشاره به برخی از کارکردهای رسانه در زمینهاطلاعرسانی و ارائه توضیحی مختصر در مورد ویژگیهای پیام که تولید عملی یک رسانه بهشمار میرود، به نحوه اعتمادسازی در خبر میپردازد؛ عواملی را که موجب بیاعتمادی مخاطبان نسبت به خبررسانی رسانه میشود مورد کنکاش قرار میدهد و در هر بخش، راههای جلوگیری از این بیاعتمادی را به اجمال بیان میکند. نگارنده عوامل متعددی را در بروز بیاعتمادی مخاطب به اخبار مؤثر دانست اما آنچه در این مقاله مورد توجه قرار گرفته است، عوامل مؤثر رسانهای براین بیاعتمادی است که چالشهایی را در پذیرش یا عدم پذیرش پیام از سوی مخاطبان پدید میآورد.
در میان چهرههای شاخص و برجسته دستاندکار امور رسانه در ابعاد نظری و عملی در کشور، دکتر علیاکبر فرهنگی از ویژگیهای خاصی برخوردار است. سالهای طولانی تحصیل و سپس تدریس در دو حوزة مدیریت و ارتباطات تا عالیترین سطوح، اندیشهها و دیدگاههای او را برای دستاندرکاران حوزة مدیریت رسانه مغتنم و ارزشمند ساخته است. به این خصوصیت میتوان تواضع و روحیه همکاری دکتر فرهنگی را افزود که درخواست فصلنامه پژوهش و سنجش را با بزرگواری پذیرفت، در کوتاهترین زمان در دفتر فصلنامه حضور یافت و فرصتی موسع و در خور به این گفتگو اختصاص داد. آنچه در پی میآید حاصل این گفتگوست که نکات و رهنمودهایی ارزشمند در خصوص نظارت و ارزیابی در رسانه را در بر دارد.
آیا اندیشه جهانیشدن با فرهنگ سازگار است یا فرهنگ که متعلق به زمان و مکان خاصی است تمایل به جهانی شدن دارد؟ دو فرضیه را میتوانیم درنظر بگیریم: نخست آن که چنین امکانی وجود ندارد زیرا چنین ادعایی فقط برای استیلای یک فرهنگ برسایر فرهنگهاست و دوم آن که گمان کنیم فرهنگ میتواند با ابزار عصر اطلاعات جهانی شود که این موضوع در مقابل طبیعت فرهنگ قرار میگیرد، این موضوع رویکرد سومی را به ما نشان میدهد که نه بر پایه حتمی بودن کثرتگرایی فرهنگی است و نه براساس وحدت آن. زبان در فرهنگ جهانی عامل بسیار مهم است و نیاز به ایجاد زبان واحد مهمترین گام برای یکسانسازی فرهنگی است. مقاله زیر این موضوع را به بیانی دیگر توضیح میدهد.
یکی از عوامل مهم در موقعیت سیاستگزاران، برنامه ریزان و برنامه سازان تلویزیونی، آگاهی از انگیزه ها و انتظارات بینندگان و مخاطبان برنامه ها است. بدیهی است که هم افراد مختلف به دلایل متفاوت به تماشای برنامه های تلویزیونی می پردازند و هم یک فرد برنامه های مختلف را با انگیزه های متفاوت نگاه می کند. سوالات مختلفی که در این زمینه می توان مطرح کرد عبارتند از: چرا مردم تماشای یک برنامه خاص را به تماشای سایر برنامه ها ترجیح می دهند؟؛ چرا مردم به یک مجموعه تلویزیونی یا شبکه خاص علاقه دارند؛ آیا عوامل روان شناختی و جامعه شناختی در انتخاب ها و علایق بینندگان نقش دارد؟؛ آیا برنامه های خاص نیازهای ویژه بینندگان را ارضا می کنند؟و...
سروان شرایبر نویسنده کتاب "نیروی پیام" با اشاره به واکنش اکثریت مردم نسبت به برنامه های تلویزیون می نویسد: "برنامه خوب باشد یا بد، مردم جلوی تلویزیون می نشینند و حتی وقتی برنامه بیش از اندازه بد باشد آنها شکایت می کنند اما از تماشای آن چشم نمی پوشند (آنتونی گیدنز، ترجمه صبوری، 1374).از سوی دیگر، چه بخواهیم و چه نخواهیم، خانواده ها، معلمان، رهبران دینی و مسئولان مملکتی روز به روز با افراد و به ویژه کودکان، نوجوانان و جوانانی رو به رو هستند که بیش ترین وقت خود را با وسایل ارتباط جمعی صوتی و تصویری می گذرانند (گنجی، حمزه 1376).تحقیقات مختلف نشان داده است که هم بزرگسالان و هم کودکان و نوجوانان پایبندی خاصی به تلویزیون دارند. اگر چه الگوی تماشای تلویزیون و الگوی ترجیح دادن برنامه ها به یکدیگر، به ویژگی های شخصی، خانوادگی و اجتماعی بینندگان بستگی دارد ولی در بسیاری موارد نیز دیده شده است که مردم به طور گزینشی تماشای یک نوع برنامه خاص را به تماشای سایر برنامه ها ترجیح می دهند و یا به برخی مجموعه های تلویزیونی خاص گرایش بیشتری دارند.
بسته به اینکه شناخت هایی که در مورد اشیاء یا رویدادها برای فرد حاصل می شود خوشایند یا ناخوشایند باشند ، نگرش مثبت یا منفی به آن شیئی یا رویداد به صورت تداعی در ذهن ایجاد می کند . در واقع نگرش نوعی وضعیت روانی و آمادگی است که از طریق تجربه سازمان یافته و تاثیری بر پاسخ های فرد در برابر کلیه اشیاء و یا موفقیت هایی دارد که به آن مربوط می شود. یکی از وجوه جالب تغییر نگرش که در روان شناسی اجتماعی آن را متقاعد سازی می گویند در کار تبلیغات است . هدف از متقاعد سازی ایجاد یا تغییر عوطف و احساساتی است که ممکن است به رفتار دینی و سیاسی و اقتصادی منتهی شود . این امر با تلاش هدفمند و آگاهانه در تاثیر گذاری بر نگرش دیگری از طریق ارتباط صورت می گیرد.موفقیت یک پیام تبلیغاتی در متقاعد کردن مخاطبان خود شرایط و زمینه های خاصی را می طلبد . در این جا کارگزار تبلیغ در فرآیند تاثیر گذاری بر مخاطبان خویش باید هفت نقش پیاپی را بدین شرح انجام دهد : برانگیختن احساس نیاز مردم نسبت بع تغییر ، ایجاد ارتباط با مخاطب تعیین نیاز مخاطب ایجاد انگیزه تغییر در مخاطب تبدیل نگرش به رفتار ، پایدار ساختن تغییر ودستیابی به داوری جدید.