" نخست با طرح این سوال که: آیا بین وضعیت تحصیلى دانشجویان و نابهنجارى هاى اجتماعى آنان رابطه اى وجود دارد؟ زمینه انجام این بررسى ایجاد شد. هدف کلى تحقیق عبارت است از شناخت ارتباط وضعیت تحصیلى دانشجویان با نابهنجارى هاى اجتماعى آنان. هدف هاى اختصاصى عبارتند از شناخت ارتباط پیشرفت تحصیلى و رضایت از رشته تحصیلى دانشجویان با نابهنجارى هاى اجتماعى. براى پاسخ به سوال تحقیق، دو جامعه آمارى در نظر گرفته شده است: الف ـ جامعه مورد مطالعه: 117 نفر از دانشجویان نابهنجار. ب ـ جامعه مورد مقایسه: 117 نفر از دانشجویان بهنجار. اطلاعات لازم براى آزمون فرضیه ها از سه طریق پرسشنامه، مدارک موجود و مشاهده جمع آورى شده است. براى تحلیل داده ها از محاسبات آمارى گوناگون، شامل مقایسه فراوانى ها، مقایسه درصدها، آزمون «کاى اسکویر» و ضرایب همبستگى «کرامر» و «تاو Bکندال» استفاده شده است .
نتایج این تحقیق نشان مى دهد که پیشرفت تحصیلى دانشجویان نابهنجار ـ چه قبل و چه بعد از ورود به دانشگاه ـ پایین تر از پیشرفت تحصیلى دانشجویان بهنجار است، و نیز میزان رضایت مندى آنان از رشته اى که در آن تحصیل مى کنند کمتر است. نوع سهمیه پذیرش دانشجویان اثرى در این یافته ها ندارد. در گروه نابهنجار، ارتباطى بین طبقه اجتماعى دانشجویان و معدل نیمسال مورد نظر آنها مشاهده نشد، اما در گروه بهنجار، با بالا رفتن طبقه اجتماعى دانشجویان معدل آنان نیز افزایش مى یابد. "
آقای دکتر شریعتمداری،ضمن اشاره به تفاوت تلقی کشورهای غربی و کشورهای درحال رشد از مقوله جهانی شدن، دلیل این تفاوت را در رشد فناوری در کشورهای غربی میداند؛رشدی که سبب شده تا کشورهای غربی چنین تصور کنند که لازم است دیگر کشورهای جهان درهمه زمینهها از جمله علم، فرهنگ، اخلاق و... از آنها تبعیت کنند. ایشان سپس با رد این عقیده، دوعامل اساسی برای اجتناب از این تحمیل و به عبارتی شبیخون فرهنگی را روشن بودن تعریف فرهنگ و رشد تربیت عقلانی به جای تربیت عادتی در کشورهای درحال توسعه میداند.
بهنظر آقای آذرنگ، جهان گستری دور تازهای است در تمدن رایج کنونی حاکم برجهان که براثر انقلابها و تحولات در عرصه اطلاعات و ارتباطات پیش آمده است. او براین عقیده است که هر بحرانی الزاما نگران کننده نیست، باید آن را درست شناخت و راه حل مناسب در پیش گرفت.
وی پیشنهاد میکند که در ماجرای جهانی شدن تصمیمگیریها را برپایه بررسیها و دیدگاههای کارشناسی - تخصصی استوارکنیم. به زعم او، برخی پدیده جهانی شدن را حتی با پدیده اطلاعات یکی دانستهاند. از این دیدگاه، چنانچه اطلاع را در اختیار داشته باشیم، میتوانیم روند امور را در مسیر دلخواه به شکل دلخواه تغییر دهیم.
روزگاری که ارنست شوماخر(Emest Schumacher) اقتصاددان برجسته آمریکایی عبارت معروف خود را به کاربرد و در کتاب برخوانندهاش نوشت: کوچک زیباست؟
(1) هرگز گمان نمیکرد که سه دهه بعد غول جهانی سازی بخواهد آن را زیر پاهایش له کند.
شوماخر میگفت که باید به مقیاس های انسانی بازگشت. او فضایل اجتماعات کوچک انسانی را محترم میشمرد و معتقد بود بازگشت به ابعاد انسانی به فرهنگی دموکراتیکتر و نظامی متشکل از اجتماعات کوچک و غیرمممکن که تنها به میل خود وارد نظامهای بزرگتر شوند، نیاز دارند. راستی پاسخ گلوبالیسم به این پرسش چیست، کوچک زیباست؟
جهانی شدن از دید نگارنده ادغام بازارهای جهانی درزمینه تجارت و سرمایهگذاری مستقیم و جابهجایی و انتقال سرمایه، نیروی کار و فرهنگ در چارچوب سرمایهداری و آزادی بازار و نهایتا سر فرود آوردن جهان در برابر قدرت سرمایهداری جهانی است. ظهور این فرایند به تعیین حاصل واقعیتهای تاریخی، جغرافیایی، اقتصادی و اجتماعی است که فهم درست آن بدون درک صحیح این واقعیتها امکانپذیر نیست. نگارنده ضمن بررسی این واقعیتها به نقش برجسته رسانهها به منزله مهمترین ابزار جهانی شدن اشاره میکند و در پایان به بررسی تاثیر این ارتباط وثیق جهانی شدن و رسانه بر پژوهشهای رسانهای میپردازد.