" دنیاى امروز بى تردید از ویژگى هاى خاصى برخودار است که برخى از عمده ترین آن ها عبارتند از:
تغییرات پرشتاب، جابه جایى شدید در قدرت، پیچیدگى فزاینده برنامه ها، تنوع و ناپایدارى محصولات، کثرت الگوهاى توسعه، رقابت روزافزون و تغییرات مستمر در نظام هاى مدیریتى.
این موارد باعث شده اند تا گروه هاى انسانى و نهادهاى مختلف به ویژه در جوامع در حال توسعه، با چالش هاى فراوانى روبه رو شوند. مددکاران اجتماعى مى توانند در تعامل با دست آوردها و فرصت هاى مرتبط با این چالش ها و کاهش آسیب هاى ناشى از آن، نقش هاى مؤثرى بر عهده گیرند. آن ها قادرند با بهره گیرى از دانش و مهارت هاى مددکارى در سطوح فردى، گروهى و جامعه اى، در تغییر نگرش، ایجاد و احیاى فرهنگ مشارکت و همگرایى، مهندسى اجتماعى، بحران زدایى و توانبخشى اجتماعى حضور تعیین کننده اى داشته باشند. در این مقاله سعى شده است به مواردى از چالش هاى جوامع در حال توسعه و کارکرد مددکاران اجتماعى در این خصوص اشاره شود.
"
"ستان فارس در دهه های گذشته تحت تاثیر شرایط اقتصادی، رفاهی، خدماتی، اجتماعی و فرهنگی، تغییرات زیادی در نقل و انتقالات جمعیتی نشان می دهد، به گونه ای که این استان که در سال 1335 یک استان مهاجرفرست بوده در فاصله سالهای 45 تا 65 پذیرش مهاجرتی داشته و مجددا در سالها 75-65 به دلیل مختلف از جمله پایین بودن تمرکز صنایع به ویژه صنایع بزرگ، خشکسالی، کمبود آب، کمبود شغل و مهاجرت های شدید روستایی - عشایری به استانی مهاجرفرست تبدیل شده، طوری که در دهه 75-65 موازنه مهاجرتی آن منفی و 6037- بوده است.....
"
"تحولات پرشتاب فناوریهای ارتباطی، به ویژه در حوزه اینترنت، زمینهساز ورود انسانها به «جامعه معرفتی» و مفهوم موج چهارم تکامل بشری است.
نگارنده برای شناخت جنبههای آموزش در موج چهارم تکامل، ابتدا به مزیتهای یادگیری الکترونی میپردازد و سپس آموزش در دانشگاه مجازی و شیوههای این آموزش را بررسی میکند تا امکانات تازهای را که این نوع آموزش از طریق رسانههای الکترونی در اختیار آموزشگران قرار میدهد، برشمارد.
از منظر نگارنده؛ گسترش شتابناک کاربران آموزش مجازی، وضعیت رسانهها و آموزش را در ایران و جهان دگرگون کرده است.
صاحبنظران ایران علیرغم اختلاف نظر پیرامون ایجاد بستر مناسب جهت بهرهبرداری از فرصتهای رسانهای موجود، از این منظر، بر اهمیت و ضرورت استفاده از آموزش مجازی اتفاق نظر کامل دارند و از تحولات جاری استقبال میکنند.
"
"در یک جامعه توسعه نیافته در بحبوحة چالشهای صورت گرفته برای مدرنسازی و توسعة اقتصادی، ارتباطات نقش مهمی بر عهده میگیرد و در کشوری که بیشتر مردم آن بیسواد هستند رادیو و تلویزیون اهمیتی بسیار بیشتر از رسانههای نوشتاری مییابد. AIR به عنوان یکی از سازمانهای آموزشی هند از نخستین سالهای پیدایش، این نقش را پذیرفته است و تعدادی از برنامههای خود را در جهت تحقق این هدف طراحی کرده است در تمامی برنامهها تأکید اصلی بر آموزش و راهنمایی در معنای وسیع آن و دست یافتن به برخی اهداف سازنده در سطح ملی است. در این مقاله بحث کاربرد رادیو و تلویزیون در آموزش و توسعة ملی مورد بررسی قرارخواهد گرفت و با بیان نمونههای عینی و تجربی پخش برنامه در مدارس و دانشگاههای هند در مقایسه با بعضی از کشورها و نقاط ضعف و قدرت آن با توجه به جمعیت، تعداد گویشها و زبانهای مختلف ارزیابی خواهد شد. در مجموع چکیده و حاصل ترجمة یاد شده گویای این مطلب است که در کشوری مانند هند با گویشها و زبانهای مختلف بهتر است به جای رسانهای کردن آموزش و پرورش، سرمایههای موجود را در جهت بهبود و توسعة مدارس به کار گیرند و اگر به دلیل تراکم روستاها اصراری بر استفاده از رسانهها در مدارس و دانشگاهها است، برای آموزش غیررسمی در مدارس و کلاسهای تطبیقی دانشگاهها از رادیو استفاده کنند که در این زمینه کارایی بیشتری نسبت به تلویزیون و ماهواره دارد.
"
"در عصر ارتباطات، جنگها از جنگ رسانهای آغاز میشوند و با جنگ رسانهای ادامه یافته و پایان میپذیرند، پیروزی و شکست کشورها در قالب سیاستهای رسانهای رقم میخورد و این رسانهها هستند که پیروزی میآفرینند، مغلوب میسازند و افکار عمومی را به هر سو که میخواهند هدایت میکنند. رسانههای جمعی با سانسورهای خود واقعیتها را میپوشانند و موضوعات غیرواقعی را بزرگنمایی کرده و واقعی جلوه میدهند.
این مقاله به برخی از تاکتیکهای مهم رسانههای جمعی امریکا و انگلیس برای همراه ساختن افکار عمومی داخل و خارج از کشور با سیاستهای خود در طول جنگ علیه عراق میپردازد و نمونههایی از دیدگاههای رسانهها و مراکز تحقیقاتی اروپا و امریکا را در خصوص جنگ مورد اشاره قرار میدهد چرا که صرف میلیونها دلار برای برپایی کمیسیونها و تأسیس مراکز تحقیقاتی دربارة نقش مطبوعات در جنگها و تأثیر آنها بر کاهش یا افزایش درگیریها نشان از اهمیت این موضوع دارد.
شبکههای خبری با صرف هزینههای گزاف و پذیرفتن خسارات و تلفات همچنان به وظیفه خطیر خود ادامه میدهند و تا جایی پیش میروند که برخی شبکه های خبری مطالبی را حتی پیش از دسترسی دولتها به آن پخش میکنند. در این مقاله به نمونههایی از این سیاستها اشاره شده است.
"
"حکومتها با توجه به اهمیت رسانههای گروهی در انتقال ایدئولوژیها و سیاستهای مورد نظر خود، در استفاده از آنها تردید نمیکنند. استفاده تبلیغاتی بدین منظور میتواند نتایج متفاوتی در پی داشته باشد اما این که چنین تبلیغاتی تا چه حد مؤثر واقع میشود بستگی به عوامل متعدد دارد که از آن جمله میتوان به باورها، تعصبات و پیشفرضهای افراد هر جامعه اشاره کرد. مطلب حاضر، استفاده تبلیغاتی از رسانه را در حکومتهای شوروی و آلمان نازی به عنوان کشورهای توتالیتر مورد بررسی قرار میدهد و ضمن مطرح کردن شیوههای مختلف بهرهگیری از رسانهها، میزان کارایی آنها را ارزیابی میکند. در پایان، تبلیغات کشورهای امریکا و بریتانیا در دوران جنگ جهانی دوم مطرح میشود و دلایل استفاده از تبلیغات، نوع رویکرد و میزان موفقیت هر کشور مورد بررسی قرار میگیرد.
"
"کودکان جزء اصلیترین مخاطبان رسانهها هستند. قدرت پردازش و تجزیه و تحلیل درست اطلاعات و اخبار دریافتی، در کودکان کمتر از بزرگسالان است و وقتی شاهد تصاویر و اخبار جنگ و خشونت از رسانهها هستند به دلیل ناتوانی در انطباق موقعیتهای زمانی و مکانی، احساس ناامنی و خطر میکنند. این امر عوارض جسمی و روانی متعددی در پی دارد؛ عوارضی از قبیل ترس، اضطراب، بیخوابی، بیاشتهایی و کابوسهای شبانه.
در گذشته به دلیل پخش اخبار در ساعات معین، این امکان برای والدین وجود داشت که کودکان را از دیدن و شنیدن اخبار و تصاویر خشونتآمیز منع کنند اما امروز، با انتشار لحظهای اخبار جنگ و رقابت شبکههای اطلاعرسانی با یکدیگر، چنین امکانی وجود ندارد.
مؤلف در این مقاله میکوشد با ارائة اطلاعاتی دربارة برداشتها و واکنشهای کودکان در برابر اخبار جنگ و سوء استفادة صاحبان رسانهها از دقت و توجه کودکان نسبت به حوادث پیرامون، راهنماییهای لازم را جهت کاهش اثرات تماشای صحنههای خشونتآمیز در کودکان به والدین عرضه کند.
"
کنکاش در نسبت دین و رسانه و به تعبیر دیگر یافتن فصلی مشترک میان مطالعات دو حوزه مهم دینی و رسانهای، فرصت مبارکی است تا نخست موضوع در هر دو حوزه چنان که بایسته است، مطرح شود و سپس ارائه دستاورد اندیشهورزیهای موجود و بیان نیازها سمت و سوی تکاپوهای آینده را نشان دهد......
" پژوهش حاضر با هدف بررسى رشد اخلاقى نوجوانان آزاردیده و آزارندیده در ابتدا و میانه نوجوانى اجرا گردید. نمونه این پژوهش با استفاده از نمونه گیرى خوشه اى از بین دانش آموزان مدارس دخترانه و پسرانه شهرکرد در دو مقطع دوم راهنمایى و دوم دبیرستان به دست آمد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه آزاردیدگى و آزمون تبیین مسائل براى بررسى رشد اخلاقى بود. بر اساس نمرات، آزمودنى ها در پرسشنامه آزاردیدگى هشت گروه پانزده نفرى شامل نوجوانان دختر سیزده ساله آزاردیده، نوجوانان دختر سیزده ساله آزارندیده، نوجوانان پسر شانزده ساله آزاردیده، نوجوانان پسر شانزده ساله آزارندیده انتخاب گردیدند و بر روى آزمودنى ها آزمون تبیین مسائل (رشد اخلاقى) اجرا گردید. داده هاى پژوهش با آزمون آمارى Tمستقل و آزمون کاى اسکوئر مورد بررسى کمى قرار گرفت. نتایج حاصل از مقایسه رشد اخلاقى نوجوانان آزاردیده و آزارندیده نشان داد نوجوانان سیزده ساله آزاردیده و آزارندیده از لحاظ رشد اخلاقى تفاوت معنادارى نداشتند و هر دو در مرحله سوم از مراحل رشد اخلاقى کالبرگ قرار داشتند. اما نوجوانان شانزده ساله آزاردیده و آزارندیده از لحاظ سطح رشد اخلاقى،
تفاوت معنادارى را نشان دادند. نوجوانان آزارندیده در مرحله چهارم و نوجوانان آزاردیده در مرحله سوم رشد اخلاقى کالبرگ قرار داشتند.همچنین در نوجوانان سیزده و شانزده ساله آزاردیده تفاوت معنادارى از لحاظ رشد اخلاقى مشاهده نشد و هردو در مرحله سوم از مراحل رشد اخلاقى کالبرگ قرار داشتند. ولى نوجوانان شانزده ساله آزاردیده و آزارندیده از لحاظ سطح رشد اخلاقى تفاوت معنادارى داشتند، به طورى که نوجوانان سیزده ساله در مرحله سوم و نوجوانان شانزده ساله در مرحله چهارم رشد اخلاقى کالبرگ قرار داشتند. در بررسى مشخصات والدین نوجوانان آزاردیده و آزارندیده نیز مشخص گردید که نوجوانان آزاردیده در متغیرهاى سن پدر، تحصیلات پدر، شغل پدر، وضعیت مالى خانواده و معدل درسى، با نوجوانان آزارندیده تفاوت داشتند. در بررسى پرسش هاى پژوهش نیز مشخص گردید که نوجوانان دختر و پسر از لحاظ میزان آزاردیدگى تفاوت چندانى با یکدیگر نداشتند، هر چند پسران در مقیاس آزار فیزیکى نمرات بالاترى کسب کردند. همچنین میزان آزاردیدگى نوجوانان در میانه نوجوانى (شانزده سال) بیش تر از نوجوانان در ابتداى نوجوانى (سیزده سال) گزارش شده است.
"
وسعه اجتماعی فرایند ایجاد دگرگونیهای بنیادی در ساختارها و روابط اجتماعی به منظور تحقق اهداف ادغام اجتماعی، انسجام اجتماعی و پاسخگو کردن کارگزاران و سازمانهای صاحب قدرت و مسئول در برابر صاحبان حق است. در عین حال سیاست اجتماعی مکانیزمی است برای دخالت دولت در حوزه رفاه اجتماعی مشخصه اصلی این فرایند، ارتقای شاخص های انسانی، اقتصادی و اجتماعی جامعه است. به قرینه مفاهیم و روشهای مطرح در ادبیات توسعه اقتصادی، در مبحث توسعه اجتماعی نیز می توان از کنشگران اصلی و فرعی، نهادهای محمل و پشتوانه های فرایند توسعه و نیز ساختارهای مشوق یا مانع آن سخن گفت. هر چند به لحاظ تاریخی تاکنون دولت به عنوان کنشگر اصلی توسعه اجتماعی شناخته می شد، اما به تدریج عرصه جدیدی در ادبیات توسعه اجتماعی گشوده شده که از جمله می توان به عرصه "نهادهای غیر رسمی" اشاره کرد. فرضیه اصلی ادبیات جدید توسعه اجتماعی آن است که نهادهای غیر رسمی، به مثابه حاملان اصلی سرمایه اجتماعی، بالقوه می توانند ظرفیت چشمگیری برای ارتقای سطح توسعه اجتماعی از خود بروز دهند. معرفی این نهادها، چگونگی بازسازی توسعه ای آنها و نیز مروری بر چند تجربه بین المللی، موضوع این مقاله است.
"توسعه اجتماعی امروزه در ذهن صاحب نظران مسایل اجتماعی، مفهومی پیچیده، مبهم و در عین حال متفاوت است؛ به گونه ای که این ابهام هم در مطالعات اندیشمندان غیر ایرانی و هم در متون و مقالات منتشر شده جامعه شناسان ایران به چشم می خورد. بررسی سند منتشر شده از سوی اجلاس جهانی توسعه اجتماعی مشهور به سند کپنهاگ تا حدودی این مشکل را حل کرده و به این ترتیب، حدود و ثغور مشخصی برای توسعه اجتماعی ارائه داده است. بررسی روند تحولات اجتماعی در جامعه ایران خصوصا طی دو دهه اخیر نشان دهنده روند رو به تزاید بحرانهای اجتماعی است. شناخت و برسی زمینه های تاریخی بروز بحرانهای اجتماعی در ایران، کوششی است برای فراهم آوردن پاسخی به این سوال که اولا علت ناکامی جنبشهای اجتماعی در ایران کدام است و ثانیا موانع اساسی تحقق توسعه اجتماعی آن چیست؟ به رغم روند فوق، امروزه توسعه اجتماعی در ایران ضرورتی اجتناب ناپذیر است که باید بر پایه دو راهبرد اساسی و محوری یعنی شهروند مداری و پایداری محقق گردد.
"
"این مقاله با هدف مرور فعالیتهای انجام شده در زمینه کاهش تقاضای مواد در کشور و مقایسه آن با یافته های علمی و تجربیات جهانی نوشته شده است تا با شناسایی کاستیها، به چاره جویی و رفع آنها مبادرت شود.
عرصه کاهش تقاضا به طور کلی شامل سه رویکرد پیشگیری، درمان و کاهش آسیب است. برنامه های پیشگیرانه که سعی در کاهش بروز موارد جدید سوء مصرف مواد دارند به شیوه ها و اشکال مختلفی اجرا می شوند. مطالعات نشان داده است که تنها آن دسته از اقدامات پیشگیرانه موثرند که جامع، چند بخشی و مداوم باشند. در میان اقدامات درمانی نیز تنها اقداماتی موثرند که به اعتیاد به چشم بیماری مزمن بنگرند. به عبارت دیگر، تنها درمانها و مراقبتهای طولانی مدت در ترک اعتیاد موثرند. همچنین، به دلیل آمادگی نداشتن بسیاری از معتادان برای پذیرش درمان از یک سو و نیز گسترش بیماریهای مهلکی همچون ایدز و هپاتیت از طریق استفاده مشترک از وسایل تزریق از سوی دیگر، اتخاذ روشهای کاهش آسیب که مبتنی بر به کارگیری اصول بهداشتی بدون الزام به ترک هستند از اولویتهای کاهش تقاضاست.
به لحاظ میزان مصرف مواد افیونی ایران رتبه اول را در بین کشورهای جهان داراست. تاریخ معاصر کشور ما نشان دهنده غلبه دیدگاه کاهش عرضه و نقش حاشیه ای کاهش تقاضاست. رویکرد کاهش تقاضا در ده سال اخیر به تدریج در کشور گسترش یافته است، اما کمبودهایی، چه از بعد بررسیهای همه گیری شناسی و فعالیتهای موثر پیشگیرانه، درمانی و کاهش آسیب، در آن وجود داشته است .بنابراین ضروری است که مساله کاهش تقاضا مورد توجه بیشتر صاحب نظران و مسوولان کشور قرار گیرد.
"
"این مقاله پس از بیان اهمیت و لزوم مطالعه موسیقی در پژوهش های مردم شناختی برخی خصوصیات و ویژگی ها در موسیقی ترکمن را تشریح می کند. در بخش های بعدی، مقاله به توضیح مختصر موسیقی آوازی لأله، هودی، بازی آی ترک-گون ترک و انواع مراسم موسیقی درمانی در جامعه ترکمن از جمله پرخوانی، ذکر و نوازندگی نی و دوتار بر بالین مبتلایان به بیماری های خاص مانند سرخک می پردازد. موسیقی در جامعه ترکمن نیز مانند دیگر جوامع و اقوام علاوه بر پاره ای خصوصیات کلی دارای ویژگی های خاص خود می باشد که این امر را می توانیم متاثر از عواملی چون قدمت تمدن، احساسات و عواطف مردمی که در آن فرهنگ نشو نما یافته، کیفیت جغرافیایی محل سکونت قوم، طبیعت پیرامون، شرایط قومی، حوادث تاریخی، عوامل اجتماعی و خاطرات شادی بخش و دوران غم انگیز بدانیم.
به طور کلی در فرهنگ ترکمن، موسیقی جایگاه شایسته ای داشته و در انواع آوازی، سازی و سازی-آوازی در مراسم و مناسبت های مختلف به طور مستقیم یا غیرمستقیم حضور پر رنگ و معناداری نشان می دهد.
در این مقاله از روش های تطبیقی و کار میدانی (روش ژرفانگر در مردم شناسی) بهره گرفته شده و فیش برداری (مطالعه کتاب خانه ای)، روش های مشاهده منظم و مشاهده مستقیم یا همراه با مشارکت و مصاحبه در آن انجام گرفته است. برای این منظور در جشنواره چهاردهم موسیقی فجر (تهران) در اکثر اجراهای گروه های موسیقی ترکمنی حضور یافته و مشارکت داشته ایم. از این گذشته در مراسم و جشن های عروسی منطقه که مزین به اجرای موسیقی ترکمنی بود، شرکت کرده و با در نظر گرفتن موضوعات مورد مطالعه در مقاله توجه خود را به نکات مرتبط با آن ها متمرکز کرده ایم. هم چنین به مشاهده مکرر مراسم ذکر، مراسم پرخوانی، شرکت در شب نشینی های موسیقی ترکمنی، مصاحبه جهت جمع آوری لأله، هودی و ترانه های عروسی، مصاحبه با مطلعین امور فرهنگی-هنری در زمینه ها و موضوعات گوناگون از جمله موسیقی درمانی با نی و دوتار، ویژگی های کلی و خاص موسیقی ترکمن (از جمله دستگاه ها، سبک ها، مقامات) مراسم مرتبط با موسیقی و ... پرداخته ایم که حاصل آن در بخش های مختلف مقاله آمده است."
باغ های ایرانی که بر اساس برخی از اسناد موجود، پیشینه آنها حداقل به دوران هخامنشی می رسد،همواره و در طول تاریخ ایران ویژگی ها و اصولی عام و اساسی داشتند که آنها را از سایر باغ ها در سرزمین های دیگر متمایز می سازد. برخی از این اصول مانند طرح چهارباغ و کاربرد شبکه های شطرنجی همواره در طراحی انواع باغهای ایرانی استفاده می شده است. از دوره قاجار به بعد به تدریج تحت تأثیر فرهنگ و معماری اروپا، چگونگی طراحی باغهای ایرانی دگرگون شد و فضاهایی پدید آمد که کاربرد خط و سطح های منحنی شکل و غیرمتقارن از ویژگی های اساسی آن به شمار می آید. اینگونه فضاهای سبز را به تقلید از اروپاییان پارک می نامیدند. نمونه هایی از آنها که در آغاز توسط اعیان و رجال مورد توجه قرار گرفتند و سپس در طراحی فضاهای سبز عمومی مورد توجه قرار گرفتند...
" در نظر بسیاری از افراد جامعه، نظم همان وضعیتی است که همه چیز و همه کس در جایگاه خود قرار گرفته و بی نظمی یا نابهنجاری شرایطی است که امور به وضعیتی مطلوب استقرار نیافته باشند. از منظر ایشان، منظم و بهنجار مفاهیم مترادف و نابهنجاری و بی نظمی از یک جنس اند. این منظر کارکرد گرایانه بر وفاق جمعی بین مردم، مقررات و کنترل اجتماعی تاکید می کند. اما نقطه مقابل این دیدگاه، رویکرد تضاد گرایان است که نظم را شرب و زور و تحمل قدرتمندان در جهت حفظ منافع آنها و نهایت نظم ناشی از تحمیل را عدم تعادل در وضعیت جامعه و عدم تعادل را مقدمه تغییرات اجتناب نا÷ذیر در ساختار جامعه می داند.......
"