"هدف این مقاله یافتن مشکلات و مسایل زوجین در بین خانوارهای ساکن شیراز است. با توجه به این که منابع در دسترس خانواده از عوامل مهم در حل مسایل است. لذا این خانواده ها با توجه به نظریه بوردیو بر حسب دسترسی به منابع مادی، اجتماعی، فرهنگی و نمادی برگزیده شدند. با مصاحبه عمیق، که از شیوه های رایج پژوهش های میدانی است، با 50 زن متاهل در مناطق مختلف شهر شیراز به این نتایج رسیده شد که مشکلات طبقات و نیز راه حل آن ها با یکدیگر متفاوت است. در حالی که مشکلات طبقات بالای شهر عاطفی است، مشکلات طبقات پایین بیشتر ابزاری و در طبقات متوسط این مشکلات تلفیقی است از عاطفی و ابزاری. در مورد حل مشکلات، طبقات پایین بیشتر از راه حل های فیزیکی و ابزاری استفاده می کنند. طبقات بالا بیشتر سعی در ترمیم مسایل عاطفی از طریق سرمایه مادی دارند و طبقات متوسط بیشتر از سرمایه فرهنگی و اجتماعی برای حل مشکلات سود می برند.
"
"حقایق در صورت نیل، تغییرناپذیرند؛ اما نظریاتِ معطوف به آن ها در معرض تحولات دائمى قرار دارند. بررسىِ گونه گونىِ نظریات جامعه شناسانه درباره دین و مرحله شناسى از تحولات پدید آمده در آن ها، موضوع و محور اصلىِ این مقاله است و تلاش شده است تا با واکاوى مشخصات و ممیزات هر مرحله و نقصان هاى موجود در هر رهیافت، شرایط و ملزومات ارتقا به مرحله بعدىِ نظریه پردازى که دیر یا زود و خواه ناخواه فراخواهد رسید، بیان گردد. این تلاش نه با سودا و مدعاى تولید نظریه اى جدید، بلکه به منظور افزایش مهارت و اِشراف بر نظریات موجود و آماده سازىِ زمینه هاى معرفتىِ تحول در آن ها صورت گرفته است.
"
"این مقاله به بررسی سبک زندگی جوانان کافی شاپ منطقه 3 تهران می پردازد و تلاش میکند ویژگی های سبک زندگی این گروه از جوانان را مشخص سازد. مشخص ساختن اهمیت عناصر مختلف زندگی، هنجارهای مصرف همچنین شیوه های گذران اوقات فراغت از دیگر هدف های این مقاله است. نتایج این مطالعه نشان می دهد که در این فضای اجتماعی ویژگی های سبک زندگی پسامدرن از قبیل مد و سلیقه التقاطی، تعامل امر محلی و جهانی، اهمیت سرگرمی و مصرف و نقش حیاتی لذت دیده می شود. بررسی فرهنگ این بخش از جوانان ایرانی نشان می دهد که تا چه میزان سیاست گذاری فرهنگی امری حساس، دشوار و پیچیده است و اثرگذاری فرهنگی بر نسل جوان صرفا از طریق پرداختن صوری و سطحی به ارزش ها در سطح نهادهای رسمی ممکن نیست.
"
"کانون های فرهنگی و علمی دانشگاه ها با هدف فراهم آوردن شیوه ای سالم و مفید برای گذران اوقات فراغت دانشجویان و افزایش مهارت های اجتماعی آنان ایجاد شده اند و توسعه یافته اند. با این وجود، به نظر می رسد گروه های مختلف دانشجویی از نظر فعالیت در این کانون ها و استفاده از برنامه های آن وضعیت مشابهی ندارند. از جمله، شواهدی وجود دارند که گاه کانون های علمی، ادبی، و هنری، در کنار انجمن های سیاسی دانشجویی، محل یا پاتوقی برای باز تولید روابط قومی و منطقه ای در میان دانشجویان یک دانشگاه می شوند. پرسش اصلی مقاله آن است که آیا دانشجویان متعلق به اقوام مختلف ایرانی از نظر میزان عضویت و مشارکت در کانون ها و انجمن های فرهنگی و علمی دانشجویی تفاوت دارند؟ این پرسش با تحلیل ثانویه داده های دو طرح پیمایشی که در میان دانشجویان دانشگاه های دولتی تحت پوشش وزارت علوم اجرا شده بود مورد بررسی قرار گرفت و یافته های آن بر اساس ویژگی های تاریخی فرهنگی روابط قومی در ایران تحلیل شد.
"
"در این تحقیق به دنبال یافتن مدلی برای همبستگی اجتماعی و وحدت فرهنگی در ایران هستیم الگویی که براساس آن تنوع قومی و فرهنگی به عنوان چالشی در برابر همبستگی ملی قرار نگیرد و به فرصتی برای غنای فرهنگی جامعه تبدیل گردد. ابتدا دیدگاه های اساسی مربوط به فرهنگ، قومیت و ملت مورد بررسی قرار می گیرد و آنگاه مفاهیم مربوط به سیاست های میان و درون فرهنگی و آثار اجتماعی و سیاسی آنها را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهیم سیاست هایی که هرکدام در یک منطقه جغرافیای متولد شده اند و با حوادث تاریخی خاص آن جامعه پیوند خورده و مورد تجربه قرار گرفته اند. امکان تحقق هرکدام از سیاست های ارتباط فرهنگی در رابطه با اقوام مختلف موجود در ایران باید با توجه به همه ابعاد جغرافیایی، سیاسی، تاریخی و فرهنگی اجتماعی ایران باشد. از این رو، در این تحقیق سیاست های ارتباطات فرهنگی در خصوص ایران مورد ارزیابی قرار گرفته و مدل مناسبی (وحدت ساختاری و تکثر فرهنگی) ارائه شده است که موجب تقویت مفهوم ملت و یکپارچگی ملی و در عین حال تنوع و غنای فرهنگی می گردد.
"
"ایران جامعه موازی سیاست های ارتباطات فرهنگی فرهنگ قوم مشابه سازی ملت یکپارچگی
"
انقلاب اسلامی ایران نه تنها در مکان و زمانی شکل گرفت که چندان انتظار نمی رفت، بلکه تفاوت های عمده ای هم با دیگر انقلاب ها، به ویژه انقلاب های جهان سومی داشت. پیچیدگی های ناشی از همین غیرمنتظره بودن و تمایز نسبی باعث نوعی بازاندیشی و اصلاح در مفهوم بندی و نظریه پردازی انقلاب شد. در این نوشتار می کوشیم نشان دهیم که این بازاندیشی و اصلاح چگونه در انقلاب اسلامی پژوهی نمود یافته است. به عبارت دیگر، نشان می دهیم که در طول نزدیک به سه دهه تلاش برای درک انقلاب اسلامی ایران، چگونه جایگاه مسلط در انقلاب اسلامی پژوهی به ترتیب میان تبیین های ساختاری، تبیین های سازمانی و تبیین های فرهنگی – گفتمانی دست به دست شده است.