سکه شناسی یکی از شاخه های علم باستان شناسی بوده که امروزه به صورت علمی مستقل درآمده است؛ که یکی از فواید مهم این علم شناخت شهرها و روستاهایی است که شاید بتوان در لابه لای سطور برخی کتب تاریخی و جغرافیایی ردی از آن ها یافت. سکه علاوه بر این که خود سندی بر اثبات حاکمیت شخص یا سلسله ای بر منطقه ای است، اهمیت آن منطقه را نیز در برهه زمانی خاص نشان می دهد. امروزه نمونه های مختلف سکه چه از دوره تاریخی و چه از دوره اسلامی در مجموعه ها و کلکسیون های مختلفی نگهداری می شوند. سکه های حاضر از دوره های آل مظفر و اتابکان لر بزرگ مورد بررسی قرار می گیرد که محل ضرب آن ها تابه حال روی سکه های دیگر مشاهده نشده است. با توجه به اطلاعات بازفت یکی از بخش های شهرستان کوهرنگ در استان چهارمحال و بختیاری است، این منطقه در دوران تاریخی و اسلامی از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است. در خصوص معرفی و بازشناسی سکه های ضرب بازفت کمابیش آثاری به صورت مقاله و کاتالوگ منتشرشده است. اما مطالعات سکه شناسی با نواقصی همراه است که از آن جمله به نقص در خواندن متن سکه ها می توان اشاره کرد. براین اساس، در این پژوهش، برای نخستین بار ۴ نمونه از سکه های ضرب منطقه بازفت پرداخته شده. این شناسایی، گونه شناسی و طبقه بندی براساس کتیبه های روی و پشت سکه ها انجام شده است. روش تحقیق در این مقاله توصیفی-تحلیلی است. گردآوری مطالب به شیوه کتابخانه ای و بررسی نمونه های موجود در مجموعه ها و سایت ها، از طریق فیش برداری و تصویرخوانی است.
شهر قم در طول دوران اسلامی به واسطه وجود مرقد حضرت معصومه (س)، به عنوان دومین قطب مذهبی ایران شناخته شده است. تأثیرگذاری عامل مذهبی در معرفی این شهر تاحدی است که گروهی از مورخان معتقدند پیش از ظهور دین اسلام، در این منطقه هیچ گونه پایگاه شهری وجود نداشته است. علی رغم تحقیقات پراکنده ای که در خصوص قدمت شهر قم صورت گرفته است، ابهامات فراوانی در مورد زمان دقیق ایجاد این شهر و سازندگان آن وجود دارد. بنابراین، در پژوهش حاضر که براساس هدف از نوع تحقیقات بنیادی و بر اساس ماهیت و روش از نوع تحقیقات تاریخی است، غالب منابع مکتوبی که در ارتباط با پیشینه تاریخی شهر قم سخن گفته بودند به دقت مورد مطالعه قرار گرفت. علاوه بر آن، برای تفسیر علمی و دقیق تر گزارش های منابع مذکور و در انطباق با آنها، نتایج حاصل از پژوهش های باستان شناسی صورت گرفته در محوطه های باستانی منطقه قم ارزیابی شد. براساس نتایج، دشت قم به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود، از هزاره ششم پیش از میلاد مورد توجه جوامع انسانی گوناگون قرار گرفته بود و در اواخر دوران ساسانی از پایگاه شهری نسبتا معتبری برخوردار گردید. شهر ساسانی قم در سال 23ق به دست مسلمانان فتح شد، با این وجود، نخستین گروه اعراب که از خاندان اشعری بودند در اواخر سده اول هجری در این مکان ساکن شدند و در نتیجه یک سده کوشش آنها در جهت آبادی مناطق مختلف منطقه، قم در سال 189ق به عنوان کوره ای مستقل به رسمیت شناخته شد
یکی از منابع درآمدی دولت در دورة پهلوی، فروش بلیت های بخت آزمایی بود. سازمان های دولتی فروش بلیت های بخت آزمایی را برعهده داشتند. اشخاصی که خواهان فروش بلیت های بخت آزمایی بودند، باید از دولت اجازه می گرفتند. تحلیل روند انتشار، کارکرد و فرایند فروش و مواضع و دیدگاه های مختلف در مورد بلیت های بخت آزمایی در دورة پهلوی اول و دوم مسئله و موضوع این پژوهش است. پرسش این است که علل انتشار و کارکرد این بلیت ها در این دورة تاریخی چه بودو چرا و چگونه مخالفت برخی ازاقشار اجتماعی را برانگیخت؟ این نوشتار با روش توصیفی –تحلیلی و با استفاده از اسناد و مدارک آرشیوی، مطبوعات و منابع اصلی سعی به این پرسش پاسخ داده است. واکاوی نحوۀ فروش، دولتی بودن سازمان های مسئول فروش بلیت های بخت آزمایی و همچنین نوع استفاده از عواید حاصل از فروش آن در جامعه واکنش های مختلفی را به همراه داشت و باعث شکل گیری دیدگاه های مختلف و گاه متضادی در مورد خرید وفروش بلیت های بخت آزمایی گردید. اکثر مراجع دینی بلیت های بخت آزمایی را قمار و شرط بندی دانسته و خرید آنها را حرام اعلام کردند. سخت ترین واکنش ها به بلیت بخت آزمایی از سوی آیت الله خمینی و روحانیون انقلابی صورت گرفت. آیت الله طالقانی اعتقاد داشت که بنگاهبخت آزمایی ملی،بخشی از درآمد بلیت هارا صرف امورخیریه و بیمارستان ها می کند و نسبت به نحوۀ صرف عواید بلیت ها انتقاد داشت. آیت الله بروجردی اعتقاد داشت عواید بلیت های بخت آزمایی به شرطی که قمار نباشد می توان آن را در امور خیریه صرف کرد. جلال آل احمد به علت ورود آن از غرب به مخالفت با آن می پرداخت.
عباسیان پس از پیروزی بر امویان و به دست گرفتن کار خلافت، بیش تر در راه فراچنگ آوردن اقتدار سیاسی و حفظ و پای داری حاکمیت خود کوشیدند و برای رسیدن به این هدف ها، از هیچ کوششی فروگذار نکردند؛ چنان که با ابزارهای گوناگون سیاسی نظامی، به حذف مخالفان و رقیبان سیاسی شان پرداختند و برپایی پایگاهی مذهبی را پی گرفتند. ماجرای رقابت و چالش های آنان با علویان و رهبران شیعه، از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ زیرا پس از زوال خلافت اموی، علویان به ویژه امامان شیعه مهم ترین مانع اقتدار حاکمیت بنی عباس بودند. سایه سنگین شیعه و رهبرانش به ویژه با توجه به پایگاه روشن مردمی و مذهبی و پیشینه درخشان آنان در رویارویی های گذشته، شایستگی شان را برای حاکمیت سیاسی نمایان می کرد. عباسیان نیز از جایگاه برجسته و تأثیرگذاری این دسته از بنی هاشم (حسنی و حسینی) به نیکی آگاه بودند و از این رو، مهم ترین دغدغه آنان، مبارزه با این افراد بود. علویان به ویژه امامان شیعه نیز در این چالش بر پایه ظرفیت های زمان و زمانه، رفتار می کردند و فشارها و مشکلات سیاسی و اجتماعی و حتی اختلافات و انشعابات ناخواسته را برمی تابیدند. این مقاله با عرضه گزارشی چکیده درباره چگونگی و چرایی چالش خلفای عباسی با علویان به ویژه پیشوایانشان؛ به بررسی تأثیرات سیاسی مذهبی امامان شیعه در آن روزگار می پردازد. دعوی گزاف خلفای عباسی درباره شایستگی شان برای میراث پیامبر اکرم (ص) و پیوستگی آنان در ستم کاری بر علویان و امامان شیعه، روی کردهای حذفی خلفای عباسی به واکنش علویان و امامان شیعه در برابر آنان و پی آمدهای فرقه ای آن برای شیعه و تشیع، از مباحثی اند که این نوشتار با استناد به منابع کهن و پژوهش های معاصران درباره آنها سخن خواهد گفت.