شاه اسماعیل صفوی بنیانگذار سلسله صفویه در ایران بود، که مولفه های تشکیل این حکومت را براساس ملیت و قومیت قرار داد. حضور دو دشمن نواحی شرقی(ازبکان) و نواحی غربی (عثمانی) ضرورت توجه به حماسه های ملی را در ایران افزایش می داد ، با توجه به ترکیب جمعیتی دولت صفویه که شامل دو گروه ترک و ایرانی بود، ضرورت احیاء سنن ملی و باستانی توسط شاهان صفوی امری اجتناب ناپذیر به نظر می رسید، تا عاملی جهت پیوند و وفاق ملی بین این دو گروه گردد. دو گروهی که از نظر زبان و فرهنگ کاملاً متمایز بودند. با توجه به این امر که در همه ی جوامع ملت ها، وقایع و حوادث سرنوشت ساز و خاص ملی و قومی خود را جشن می گیرند، و اموری چون؛ چگونگی پیدایش انسان، ساخته شدن وسایل و ابزارها، بنیانگذاری اعیاد و سنت ها برای یک ملت حائز اهمیت است و آن را گرامی می دارد. این مقاله بر آن است تا به بررسی عملکرد شاهان صفوی در جهت ایجاد پیوند ملی با رویکرد به احیاء سنن ملی و باستانی بپردازد .
در طی تاریخ پر فراز و نشیب اسماعیلیه، اندیشمندان و متفکرانی ظهور کردند که مسائل فکری، کلامی و فلسفی این جریان سیاسی- مذهبی را تدوین و تبیین نمودند. یکی از مباحث مهم در نگرش تاریخی اسماعیلیان، دیدگاه ایشان راجع به تکامل انسان بود. در نگرش اسماعیلیان ، تاریخ مسیری تکاملی دارد و همواره از یک دوره به سوی دوره ی نوین گذر می کند. در این سیر تکاملی، انسان نیز به صورت تدریجی رو به سوی کمال دارد. هدف مقاله ی حاضر بررسی نگرش تاریخی اسماعیلیه (دعوت قدیم) به خلقت انسان و رسیدن او به سعادت است و در پی پاسخ گویی به این سؤال است که در فلسفه ی تاریخ اسماعیلیان، ابعاد وجودی انسان و نهایت کمال او چیست و آیا با این ابعاد وجودی به تکامل خواهد رسید؟ نتیجه ی حاصل از پژوهش این است که در نگرش ایشان، انسان واجد وجوه متفاوتی است. نخست، او حیوانی است که در زندگی مادی و نفسانی خود غرق است و دورترین مخلوقات به خداست که بر اثر هدایت انبیاء و اوصیاء می تواند به نهایت تکامل دینی خویش در روی زمین نایل شود؛ لیکن تکامل معنوی انسان رسیدن به نهایت عقل و عرفان، یا به عبارتی، رسیدن به عقل کل است که عملاً دست نیافتنی است.
پیدایش هنرهای تزئینی و معماری عصر تیموری، معلول عواملی چند می باشد که از مهمترین آنها می توان به این موارد اشاره کرد. تأثیرپذیری تیموریان از فرهنگ ایرانی، انتقال هنرمندان و فرهیختگان ایرانی و سایر بلاد توسط تیمور به سمرقند و نقش آفرینی آنها، مرکزیت یافتن هرات در عصر جانشینان تیمور و حمایت های بی شائبه آنها از ارباب فضیلت، ارتباط مکتب هنری هرات با سایر مکاتب هنری این دوره و تأثیرپذیری آن از ویژگی های هنر چینی در زمینه های گوناگون. این عوامل موجب چنان تحولی در هنر و معماری این دوره گردید که از آن به عنوان یک نوع رنسانس یاد شده و محصول مشترک تمام کسانی است که در قلمرو تیموریان می زیسته اند. میراث فرهنگی و هنری تیموریان افق های جدیدی را فراروی دولت های گوناگون از جمله دولت گورکانی هند، شیبانیان ماوراءالنهر، ترکان عثمانی و مخصوصاً صفویه گشود که آن را تداوم بخشیدند و به شهرتی جهانی رساندند. نوشتار حاضر، بر آن است تا با اتکاء بر منابع و مآخذ موجود، زمینه های پیدایش مکتب یادشده و نحوه انتقال آن به عصر صفوی و میزان تعاملات فرهنگی و هنری دو عصر تیموری و صفوی را بررسی نماید.
هدف: پژوهش حاضر به بررسی و تعیین عناصر فراداده ای مناسب برای تنظیم و توصیف جواهرات و سنگ های قیمتی و نیمه قیمتی به عنوان اشیاءِ موزه ایِ دربردارنده اطلاعات ارزشمند تاریخی، فرهنگی، هنری و... پرداخته است. روش/رویکرد پژوهش: پژوهش به روش پیمایشی-توصیفی تحلیلِ محتوا انجام شده و داده های آن از دو طریق جمع آوری شده است. در مرحلة اول، عناصر فراداده ای موجود ازطریق مطالعه منابع فارسی و لاتین در حوزه جواهرات و سنگ ها، کاربرگه ها و کاتالوگ های موزه های داخل کشور (9 موزه داخل کشور)، استانداردهای فراداده ای موزه ای (9 استاندارد) فراهم شد. در مرحله بعد این عناصر فراداده ای درقالب سیاهه وارسی (ابزار گردآوری داده های موردنیاز پژوهش حاضر) در اختیار متخصصان قرار گرفت و پاسخ های متخصصان جمع آوری شد و از طیف لیکرت برای تدوین داده ها استفاده شد. نتایج حاصل از ارزیابی داده ها با استفاده از ابزارهای آماری توصیفی تجزیه وتحلیل شده اند. یافته ها و نتایج پژوهش: با تکیه بر یافته های پژوهش، درمجموع 363 عنصر فراداده ای برای تنظیم و توصیف جواهرات و سنگ ها شناسایی شده است. از میان 363 عنصر، 287 عنصر در استانداردها، 82 عنصر در موزه ها، 93 عنصر در منابع فارسی و 55 عنصر در منابع لاتین مطرح شده است. 17 عنصر جزء عناصر مشترک میان 4 گروه ذکرشده هستند. اطلاعات مربوط به هنرمند/سازنده/طراح با توجه به میانگین بالاتر آن ها نسبت به عناصر دیگر، جزء عناصر فراداده ای مهم در میان 363 عنصر هستند. می توان با به کارگیری عناصر شناسایی شده در مراکز موزه ای، بازیابی و همچنین مدیریت اطلاعات را -که یکی از اهداف مهم مراکز موزه ای است- بهبود بخشید و کاربران را به سمت مرتبط ترین نیاز اطلاعاتی شان راهنمایی کرد.