سقوط تبریز، پس از شکست چالدران (920ق/ 1514) زمینه ی به تاراج رفتن بخش اعظمی از ثروت های مادی و معنوی تختگاه صفویان را فراهم نمود. در این بین، بخش قابل توجهی از نخبگان هنری تبریز به اراضی عثمانی مهاجرت داده شدند. این مهاجرت اجباری امکان انتقال دستاوردهای مکتب نگارگری تبریز صفوی، میراث دار مکاتب هنری هرات، جلایری، ترکمن، به مکتب استانبول را ایجاد کرد. برخی از این نگارگران، همچون شاه قلی نقاش و شاگردان او، با عملکردی بسیار مؤثر موجب آفرینش و قوام یابی سبک نوینی در مکتب استانبول، موسوم به سبک ساز، شدند. این پژوهش بر آن است ضمن بررسی حادثه تاریخی انتقال نگارگران مکتب تبریز به استانبول، به مطالعه نقش این هنرمندان در ایجاد تحول در هنر نگارگری عثمانی بپردازد.
هدف: این پژوهش به منظور بررسی مقایسه ای اسناد کمبود پول خرد در گذشته و حال انجام یافته است تا با شناخت هر چه بیشتر معضل پول خرد و علل، عوارض و راه حل های آن در سه دوره تاریخی پهلوی اول و دوم و جمهوری اسلامی بتوان راه های مناسب گذر از این مشکل را پیش بینی کرد.
روش/ رویکرد پژوهش: این تحقیق بر اساس مطالعه کتابخانه ای و با بررسی توصیفی اسناد و اطلاعات موجود در سه دوره تاریخ سیاسی- اجتماعی اخیر ایران انجام شده است.
یافته های پژوهش: بررسی اسناد ملی ایران نشان می دهد که در نود سال اخیر چندین بار معضل کمبود پول خرد در ایران رخ داده است و مشکلات مشابهی پدید آورده، علل مشترکی داشته و راه های مشابهی از سوی مردم، کسبه و دولتمردان برای حل آن به کاررفته است. وقفه در معاملات، نارضایتی مردم از ارائه شدن کالاهای مختلف به جای پول از مشکلات این پدیده است. کاهش ارزش اسمی سکه و اسکناس خرد و به صرفه نبودن ضرب سکه و چاپ اسکناس، جمع آوری مسکوکات توسط سودجویان و نیاز به ورود مُطَلّس از خارج، از علل مشترک در گذشته و حال است. روی آوردن مردم به بلیط و کاغذهایی با اعتبار محلی به جای پول خرد، ضرب سکه و چاپ اسکناس ازجمله راهکارها به شمار می رفت. امروزه گرد شدن قیمت ها در کنار ابزارهای نوین پرداخت مانند کارت پول به حل این مشکل کمک می کند. از نتایج این تحقیق نقش قابل توجه بررسی اسناد در حل مشکلات جامعه است.
مرحوم آیتالله خراسانی (1329 1255 ق) فقیه اصولی و مرجع تقلید شیعه و رهبر سیاسی عصر مشروطیت بود. وی در عین اشتغال دائم به کارهای علمی و تربیت طلاب و اداره حوزه علمیه نجف، رویدادهای سیاسی ایران را نیز دنبال میکرد فیالمثل در جنبش مشروطیت به همراه دو مجتهد بزرگ معاصر خویش میرزا حسین تهرانی و شیخ عبدالله مازندرانی با ارسال نامه و تلگراف برای رهبران دینی و سیاسی و عموم مردم در داخل کشور و نشر اعلامیه در راس رهبران جنبش قرار گرفت. (سند شماره 1)