تاریخ نگاری محلی در ایران چندان که باید مورد توجه قرار نگرفته است. در این میان تاریخ نگاری محلی دوره تیموری بیش از دیگر دوره ها مغفول مانده است. در عهد تیموری، تواریخ محلی در عرضِ تواریخ عمومی و سلسله ای وجود داشته اند و در حقیقت این دوره از اندک دوره هایی است که هم تاریخ نگاری عمومی و سلسله ای و هم تاریخ های محلی هر دو از لحاظ کمیت قابل توجه اند. اما نکته قابل تأمل این است که در این عهد اگرچه مورخان تواریخ محلی، نمونه های موفق و معروفی از تواریخ عمومی و سلسله ای از روزگار گذشته و همزمان با خود را پیش روی داشتند، اما در فعالیت های تاریخ نگارانه بیش از آنکه به تواریخ عمومی و سلسله ای موفق و معروف گذشته و یا همزمانِ خود توجه نشان دهند، تحت تاثیر تاریخ های محلی ایالت های خود بوده اند. اندک توجهی نیز که به مورخان تواریخ عمومی و سلسله ای بیرون از قلمرو ایالت خود داشته اند، بیش از آنکه ناشی از پیروی از سبک و شیوه های تاریخ نویسی آن ها بوده باشد، بیشتر برای کسب مشروعیت ادبی و معتبر جلوه دادن تاریخ خویش بوده است. پژوهش کنونی می کوشد تا به گونه ای گذرا تکنیک ها و فنون تاریخ نویسی محلی دوره تیموری و همچنین میزان توجه مورخان تواریخ محلی این عهد به کتب تواریخ عمومی و محلی همزمان و دوره های پیش از خود را نشان دهد.
مقاله حاضر با هدف معرفی و شناخت تحقیقات صورت گرفته در موضوع عاشورا و عاشورا پژوهان در یکصد سال اخیر در غرب نگارش یافته است.
در نوشتار حاضر ابتدا به سیر مطالعات اسلامی و مطالعات شیعی اشاره شده است. سپس چندتن از عاشوراپژوهان برجسته غربی و تحقیقات صورت گرفته در این موضوع معرفی گردیده است. در ادامه پایان نامه ها و کنفرانس هایی که در غرب به موضوع عاشورا توجه داشته اند مورد تحقیق قرار گرفته است. شناخت ویژگی های عاشورا پژوهی غربیان و تفاوت عاشورا پژوهی علمی با عاشورا شناسی رسانه ای در غرب از دیگر مباحث مقاله محسوب می شود
با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، شیعیان کشورهای حوزه خلیج فارس به مبازره با حکومت های وقت پرداختند و خواستار حقوق مساوی با اقلیت های سنی شدند. در این میان، تحرکات گسترده ای در منطقه به وجود آمد که گردانندگان آنها شیعیان بودند. با بررسی اهداف و دوره زمانی به وضوح نشان داده می شود که همه این تحرکات و اعتراضات متأثر از انقلاب اسلامی ایران بودند. هدف این مقاله، بررسی بازتاب های انقلاب اسلامی ایران بر شیعیان کشورهای حوزه خلیج فارس است و از آنجایی که کارشناسان مطالعات منطقه ای قیام های بهار عربی را متأثر از انقلاب اسلامی ایران دانسته اند، محدوده زمانی این پژوهش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران (1357) تا پذیرش قطعنامه 598 (1367) است. این مقاله، با روش تحقیق توصیفی تحلیلی و براساس منابع کتابخانه ای، سعی در بررسی بازتاب های انقلاب اسلامی ایران بر شیعیان کشورهای حوزه خلیج فارس دارد.
صوفیان نعمت الهی که پس از قرن ها در قرن هجدهم راه بازگشت از هند به ایران را در پیش گرفتند، در قرن نوزدهم علاوه بر گسترش و توسعه آن در ایران، به فرقه های مختلف تقسیم شدند. یکی از این فرقه ها طریقت صفی علیشاهی است که علاوه بر جدا شدن از بدنه اصلی نعمت اللهی دارای منشی متفاوت یا ملموس تر در رویکردهای سیاسی و اجتماعی نسبت به سایر فرقه های بود. منشی که موجب گردید در تعامل عمیق با دربار قاجار قرار گیرد به نحوی که در بین درباریان قاجار نیز راه یافت و از سوی دیگر نقشی تأثیر گذار در انقلاب مشروطه برجای گذاشت. این جستار با روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای سعی دارد تا چگونگی و چرایی شکل گیری این طریقت، خاستگاه و رویکردهای آن را در صحنه های سیاسی و اجتماعی ایران عصر قاجار در دوره فعالیت صفی علی شاه موسس این طریقت بررسی کند و پیامدهای آن را در عصر جانشین وی ظهیرالدوله باز نماید و از این طریق به نمایی از زمینه های تکوین رویکردهای سیاسی طریقت مزبور در عصر قاجار و انقلاب مشروطه دست یابد. یافته های پژوهش نشان می دهد اندیشه صفی علیشاه در طول دوره ناصرالدین شاه شکل گرفت و رویکردهای سیاسی و اجتماعی وی در آثارش بتدریج بازتاب یافت. در همین راستا توانست اعتماد هیأت حاکمه قاجار را به سمت خویش جلب نماید و با جذب درباریان و حمایت مادی و سیاسی آنها به گسترش طریقت خویش بپردازد و اندیشه های برگرفته از عرفان اجتماعی خویش را در جامعه بسط دهد و در راستای همین اندیشه های عرفانی توانست با قشر روشنفکر و نوگرای جامعه تعامل و همسویی نماید که نهایتاً منجر به تأثیر گذاری طریقت صفی علیشاهی در انقلاب مشروطه گردید.
هیرمند در حیات اقتصادی و اجتماعی سیستان جایگاه مهمی داشته و از عوامل اصلی تداوم تاریخی منطقه به شمارمی آید. این رود مرزی در پی جداشدن بخش شرقی ایران، تشکیل کشور افغانستان و نیز نقش آفرینی انگلیسی ها در مرز های شرقی اهمیت یافت و از آن میانه، مسئله آب هیرمند بین دو دولت نقش شایان توجهی را در روابط دو کشور در دوره های مختلف ایفاکرد. در این مقاله سعی بر آن است تا با روش توصیف و تحلیل تاریخی داده های منابع موجود، موقعیت رود هیرمند به عنوان رودی مرزی در تحولات سیاسی و اقتصادی سیستان دورة پهلوی بررسی شود. یافته های تحقیق نشان می دهد حیات و ممات سیستان ارتباط مستقیمی با جریان رود هیرمند داشته و در نتیجه کاهش آب هیرمند، موقعیت اقتصادی سیستان از نظر کشاورزی و صیادی کاهش یافت.